021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

راهی جدید برای خارج کردن دی‌اکسید کربن از اتمسفر

Jennifer Wilcox

A new way to remove CO2 from the atmosphere

Our planet has a carbon problem -- if we don't start removing carbon dioxide from the atmosphere, we'll grow hotter, faster. Chemical engineer Jennifer Wilcox previews some amazing technology to scrub carbon from the air, using chemical reactions that capture and reuse CO2 in much the same way trees do ... but at a vast scale. This detailed talk reviews both the promise and the pitfalls.


تگ های مرتبط :

Alternative Energy, Climate Change, Electricity
چهارصد قسمت از یک میلیون: این مقدار غلظت دی‌اکسید کربن در هوای امروز است. معنی این حتی چیست؟ به ازای هر ۴۰۰ مولکول دی‌اکسید کربن، یک میلیون مولکول اکسیژن و نیتروژن هست. امروز در این اتاق، ۱٫۸۰۰ نفر هستیم. تصور کنید فقط یکی از ما پیراهن سبزی پوشیده باشد، و از شما بخواهند آن یک نفر را پیدا کنید. این چالشی است که برای گرفتن دی‌اکسید کربن درست در میان هوا پیش روی ماست. خیلی ساده به نظر می‌رسد، بیرون کشیدن دی‌اکسید کربن از هوا. در واقع خیلی دشوار است. اما به شما خواهم گفت چه چیزی آسان است:
برای شروع، پیش‌گیری از انتشار دی‌اکسید کربن. اما این کار را نمی‌کنیم. پس حالا چیزی که باید به فکرش باشیم عقب رفتن است؛ بیرون کشیدن دی‌اکسید کربن از هوا. هرچند کار دشواری است، در واقع امکان‌پذیر است. و امروز می‌خواهم جایگاه فعلی این فناوری را با شما به اشتراک بگذارم و اینکه در آینده نزدیک به کدام سو خواهد رفت. خوب، زمین به صورت طبیعی دی‌اکسید کربن را از هوا با استفاده از آب دریا، خاک، گیاهان و حتی سنگ‌ها خارج می‌کند. و با وجود اینکه مهندسان و دانشمندان کار بسیار ارزشمندی برای شتاب بخشیدن به این فرآیندهای طبیعی انجام می‌دهند، به سادگی کافی نخواهد بود.
خبر خوب اینکه، بیشتر داریم. به لطف نبوغ بشر، امروز فناوری خارج کردن دی‌اکسید کربن از هوا را داریم که با استفاده از روشی شیمیایی انجام می‌شود. دوست دارم به آن مانند جنگلی مصنوعی فکر کنم. دو راهکار اساسی برای رشد یا ساختن چنین جنگل‌هایی هست. یکی استفاده از مواد شیمیایی جاذب دی‌اکسید کربن محلول در آب است. دیگری استفاده از مواد جامد حاوی مواد جاذب دی‌اکسید کربن است. فارغ از اینکه کدام راه را انتخاب کنید، هر دو اساساً شبیه هم هستند. پس چیزی که الان نشان‌تان می‌دهم شکل سیستمی است که این کار را انجام می‌دهد. اسم آن گیرنده هوا است.
می‌بینید که باید خیلی، خیلی پهن باشد تا سطح به اندازه کافی بالا بیاید تا فرآیند بتواند روی تمام هوای مورد نیاز انجام شود، چون به یاد داشته باشید، داریم سعی می‌کنیم فقط ۴۰۰ مولکول را از بین یک میلیون جدا کنیم. با استفاده از روش پایه مایع، این ماده بسته بندی با سطح بالا را برمی‌‌دارید، گیرنده را با ماده بسته‌بندی پر می‌کنید، بوسیله پمپ مایع را روی سطح بسته‌بندی پخش می‌کنید، می‌توانید از فن استفاده کنید، همان طور که در جلو مشاهده می‌کنید، تا حباب‌هایی از هوا درون مایع ایجاد کنید. دی‌اکسید کربن هوا با واکنش دادن با مولکول‌های دی‌اکسید کربن دارای پیوند مستحکم درون محلول جدا می‌شود.
و برای گرفتن دی‌اکسید کربن به مقدار زیاد، باید گیرنده را عمیق‌تر کنید. اما حد بهینه‌ای هست، زیرا هرچه گیرنده عمیق‌تر شود، انرژی بیشتری برای ایجاد حباب در مایع نیاز است. خوب گیرنده‌های هوا برای گرفتن مستقیم هوا این مشخصه طراحی خاص را دارند، که سطحی بسیار وسیع دارند، اما ضخامتی نسبتا باریک. و حالا که دی‌اکسید کربن را گیرانداخته‌اید، باید بتوانید موادی که برای گیرانداختن آن استفاده کردید را دوباره و دوباره بازیافت کنید. ابعاد کربن گیرافتاده آنقدر عظیم است که فرآیند گیرانداختن باید پایدار باشد، و نمی‌توانید از یک ماده فقط یک بار استفاده کنید.
و بنابراین بازیافت مواد به مقدار بسیار زیادی حرارت نیاز دارد، چون فکرش را بکنید: دی‌اکسید کربن به اندازه‌ای در هوا رقیق است، که ماده بسیار سخت با آن پیوند می‌دهد، و بنابراین به مقدار بسیار زیادی حرارت نیاز دارید که ماده را بازیافت کنید. و برای بازیافت ماده با آن گرما، دی‌اکسید کربن متراکم که از دی‌اکسید کربن رقیق موجود در هوا به دست آمده حالا آزاد شده است، و شما دی‌اکسی کربن خلوص-بالا تولید کرده‌اید. و این واقعا مهم است، زیرا مایع کردن دی‌اکسید کربن غلظت بالا ساده‌تر است، انتقال آن هم چه با تریلی یا خط لوله ساده‌تر است، یا حتی استفاده مستقیم از آن
به عنوان سوخت یا یک ماده شیمیایی هم آسان‌تر است. خوب می‌خواهم کمی بیشتر درباره آن انرژی صحبت کنم. گرمای لازم برای بازتولید یا بازیافت این مواد کاملا انرژی و متعاقبا هزینه این کار را مشخص می‌کند. خوب من سوالی دارم: فکر می‌کنید چقدر انرژی لازم باشد که یک میلیون تن دی‌اکسید کربن را در یک سال از هوا بیرون بیاوریم؟ پاسخ: یک نیروگاه. به یک نیروگاه نیاز است تا دی‌اکسید کربن را مستقیما از هوا بیرون بیاوریم. وابسته به اینکه چه روشی به کار بگیرید، نیروگاه می‌تواند در ابعاد ۳۰۰ تا ۵۰۰ مگاوات باشد. و باید مراقب باشید چه نوع نیروگاهی استفاده می‌کنید.
اگر از زغال‌سنگ استفاده کنید، در انتها دی‌اکسید کربن بیشتری از آنچه جداکرده‌اید تولید خواهید کرد. حالا بیایید درباره هزینه‌ها صحبت کنیم. یک گونه انرژی-فشرده از این فناوری می‌تواند تا ۱٫۰۰۰ دلار برای یک تن هزینه داشته باشد فقط برای گرفتن آن. بیایید آن را ترجمه کنیم. اگر بخواهید آن دی‌اکسید کربن بسیار گران را بگیرید و به سوخت مایع تبدیل کنید، هزینه آن ۱۳/۲ دلار برای هر لیتر خواهد شد. خیلی گران است؛ اصلا شدنی نیست. خوب چطور می‌توانیم این هزینه‌ها را کم کنیم؟ این تا قسمتی، کار ما است. امروز یک شرکت هست، شرکتی در ابعاد تجاری،
که می‌تواند این کار را به قیمت ۶۰۰ دلار برای هر تن انجام دهد. شرکت‌های دیگری هم هستند که درحال توسعه فناوری هستند تا بتوانند این کار را حتی ارزان‌تر کنند. می‌خواهم برای شما کمی درباره این شرکت‌های متفاوت بگویم. نام یکی از آنها مهندسی کربن است. آنها در کانادا هستند. آنها از روشی با پایه مایع برای جداسازی استفاده می‌کنند که با سوزاندن گاز طبیعی ارزان و بسیار فراوان همراه است تا گرمای لازم را فراهم کند. آنها روشی هوشمندانه دارند که به آنها اجازه می‌دهد همزمان دی‌اکسید کربن هوا و دی‌اکسید کربن حاصل از سوختن گاز طبیعی را گیر بیندازند.
و همچنین با این کار، آنها آلودگی اضافی را جبران می‌کنند و هزینه‌ها را کاهش می‌دهند. شرکت سوئیسی کلایم‌ورکس و شرکت آمریکایی گلوبال ترموستات از روش متفاوتی استفاده می‌کنند. آنها از مواد جامد برای جداسازی استفاده می‌کنند. کلایم‌ورکس از گرمای زمین استفاده می‌کند، یا ژئوترمال، یا حتی بخار اضافی حاصل از فعالیت‌های صنعتی تا در آلودگی و هزینه‌ها صرفه‌جویی کند. گلوبال ترموستات روشی متفاوت دارد. تمرکز آنها بر گرمای مورد نیاز است و سرعتی که آن از میان مواد عبور می‌کند تا بتوانند دی‌اکسید کربن را
با سرعت بسیار بالایی تولید و آزاد کنند، که باعث می‌شود بتوانند طرحی پیچیده‌تر داشته باشند و هزینه کلی کاهش بیابد. و هنوز هم هست. یک جنگل مصنوعی برتری قابل‌توجهی نسبت به جنگل واقعی دارد: اندازه. این تصویر بعدی که به شما نشان خواهم داد نقشه‌ای از جنگل بارانی آمازون است. آمازون در هر سال می‌تواند ۱/۶ میلیارد تن دی‌اکسید کربن را جذب کند. این به سختی برابر با ۲۵ درصد از تولید سالانه ما در ایالات متحده است. زمین مورد نیاز برای یک جنگل مصنوعی یا یک نیروگاه ساخته شده جذب مستقیم هوا برای جذب همین مقدار ۵۰۰ برابر کوچک‌تر خواهد بود.
علاوه بر آن، یک جنگل مصنوعی را لازم نیست در زمینی قابل زرع ساخت، پس هیچ رقابتی با کشاورزی یا غذا وجود ندارد، و همچنین لازم نیست هیچ درخت واقعی قطع شود تا این کار انجام شود. می‌خواهم گامی به عقب بروم، و می‌خواهم دوباره بحث انتشار منفی را پیش بکشم. انتشار منفی نیازمند آن است که دی‌اکسید کربن جدا شده برای همیشه از اتمسفر جدا شود، که یعنی برگرداندن آن به زیر زمین، جایی که در ابتدا از آنجا آمده است. اما بیایید با آن مواجه شویم، الان هیچ کس پول نمی‌گیرد که این کار را بکند -- حداقل کافی نمی‌گیرد.
پس شرکت‌هایی که در حال توسعه این فناوری‌ها هستند درواقع به این علاقه دارند که دی‌اکسید کربن را بگیرند و چیزی مفید با آن بسازند، محصولی قابل عرضه به بازار. خواه سوخت مایع باشد، یا پلاستیک، یا حتی ماسه مصنوعی. و حرف من را بد برداشت نکنید -- این بازارهای کربن خیلی عالی هستند. اما همچنین نمی‌خواهم ناامیدتان کنم. این‌ها به اندازه کافی بزرگ نیستند که بحران محیط زیست ما را حل کنند، و کاری که باید بکنیم این است که در واقع بنشینیم فکر کنیم چه باید بکنیم. یک چیز که قطعا از خوبی بازار کربن می‌گویم این است که آنها باعث می‌شوند تاسیسات جذب جدید ساخته شوند،
و با ساخت هر تاسیسات جذب، بیشتر یاد می‌گیریم. و وقتی بیشتر یاد بگیریم، بخت آن را داریم که هزینه‌ها را کم کنیم. اما همچنین باید بخواهیم به عنوان یک جامعه جهانی سرمایه‌گذاری کنیم. شاید بتوانیم تمام تفکر و فناوری هوشمند دنیا را داشته باشیم، اما کافی نخواهد بود که این فناوری اثری قابل توجه بر محیط‌زیست داشته باشد. ما واقعاً به مقررات نیاز داریم، به کمک مالی نیاز داریم، مالیات کربن. عده کمی از ما واقعا می‌خواهند بیشتر بپردازند، اما چیزی که نیاز است،
این است که راه‌های کربن خنثی و کربن منفی برای اکثریت جامعه مقرون به صرفه باشند تا روی محیط زیست اثر بگذارند. علاوه بر آن گونه سرمایه‌گذاری‌ها، ما همچنین به سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه هم نیازمندیم. پس چطور به نظر خواهد رسید؟ در سال ۱۹۶۶، ایالات متحده نیم درصد تولید ناخالص ملی را به برنامه آپولو اختصاص داد. این برنامه انسان‌ها را سالم به ماه رساند و به زمین برگرداند. نیم درصد تولید ناخلص ملی امروز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار می‌شود. پس با دانستن اینکه گرفتن مستقیم هوا یک خط مقدم در مبارزه ما با تغییرات اقلیمی است،
تصور کنید می‌توانستیم ۲۰ درصد، ۲۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کنیم. علاوه بر آن، بیایید تصور کنیم می‌توانستیم هزینه‌ها را تا تنی ۱۰۰ دلار کم کنیم. سخت خواهد بود، اما همین چیزهاست که کار مرا جالب می‌کند. و خوب چه طور خواهد بود، ۲۰ میلیارد دلار، تنی ۱۰۰ دلار؟ یعنی باید ۲۰۰ جنگل مصنوعی بسازیم، که هر کدام بتواند در سال یک میلیون تن کربن دی‌اکسید جمع کند. این یعنی حدود پنج درصد انتشار سالانه ایالات متحده. زیاد به نظر نمی‌رسد. اما مشخص شد که در واقع کافی است. اگر به انتشار ناشی از حمل‌و‌نقل جاده‌ای و پروازهای تجاری نگاه کنید،
جمع آنها می‌شود حدود پنج درصد. وابستگی ما به سوخت‌های مایع پیشگیری از این انتشارها را بسیار دشوار می‌کند. پس این سرمایه‌گذاری کاملا مناسب خواهد بود. حالا چقدر زمین لازم است تا ۲۰۰ تاسیسات بسازیم؟ مشخص شد که فضایی حدود نصف ونکوور لازم است. ابن در حالتی است که سوخت آنها گاز طبیعی باشد. اما نکته منفی گاز طبیعی یادتان باشد -- آن هم دی‌اکسید کربن تولید می‌کند. پس اگر از گاز طبیعی برای گرفتن هوای مستقیم استفاده کنید، در نهایت تنها یک سوم آنچه می‌خواستید را جذب خواهید کرد، مگر اینکه آن روش هوشمندانه جذب همزمان مهندسی کربن را به کار بگیرید.
و خوب اگر روش جایگزینی داشته باشیم و از انرژی باد یا خورشید برای این کار استفاده کنیم، زمین مورد نیاز ۱۵ برابر بزرگتر خواهد بود، و حالا نگاه به ایالت نیوجرسی می‌رود. یکی از چیزهایی که در کار و تحقیقم به آن فکر می‌کنم بهینه‌سازی و پیدا کردن جایی برای قرار دادن این تاسیسات است و به منابع محلی در دسترس فکر کنید -- چه خاک باشد، چه آب، برق تمیز و ارزان -- چون برای مثال، می‌توانید از برق تمیز برای جدا کردن آب و تولید هیدروژن استفاده کنید، که جایگزینی عالی و عاری از کربن برای گاز طبیعی است، تا گرمای مورد نیاز را تامین کند. اما می‌خواهم دوباره کمی به انتشار منفی فکر کنیم.
انتشار منفی نباید نوش‌دارو تلقی شود، اما اگر به کاهش آلودگی جهانی دی‌اکسید کربن ادامه دهیم می‌تواتد به ما کمک کند. اما همچنین به همین علت است که باید مراقب باشیم. این روش چنان جذاب است که ممکن است حتی خطرناک باشد، و بعضی به عنوان راه حلی جامع برای بحران محیط زیست به آن بچسبند. ممکن است مردم را گول بزند تا ۲۴ ساعته ۳۶۵ روز سال سوخت فسیلی بسوزانند. بحث من این است که انتشار منفی نباید جایگزینی برای توقف آلودگی به حساب بیاید، بلکه باید به عنوان ضمیمه‌ای به اقدامات موجود که شامل همه چیز هستند شمرده شود، از افزایش بازدهی انرژی گرفته
تا کربن کم-انرژی و کشاورزی بهبود یافته -- همه این‌ها با هم روزی ما را به انتشار نسبی صفر می‌رسانند. کمی تامل شخصی: همسر من پزشک اورژانس است. و من هم از کار نجات جان انسان‌ها که او و همکارانش هر روز انجام می‌دهند شگفت‌زده می‌شوم. اما وقتی من از کارم درباره جذب کربن برای آنها می‌گویم، می‌بینم که آنها هم به همین اندازه شگفت‌زده می‌شوند، و به همین خاطر است که مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی از طریق جذب کربن تنها درباره نجات یک خرس قطبی یا یک یخچال طبیعی نیست. درباره نجات جان انسان‌ها است.
ممکن است یک جنگل مصنوعی هرگز به زیبایی واقعی‌اش نباشد، اما ما را قادر می‌سازد که نه‌تنها از آمازون، بلکه از تمام مردمی، که دوستشان داریم و عزیز می‌دانیم، و همچنین از تمام نسل‌های آینده‌مان، و تمدن مدرن حفاظت کنیم. متشکرم. (تشویق)
Four hundred parts per million: that's the approximate concentration of CO2 in the air today. What does this even mean? For every 400 molecules of carbon dioxide, we have another million molecules of oxygen and nitrogen. In this room today, there are about 1,800 of us. Imagine just one of us was wearing a green shirt, and you're asked to find that single person. That's the challenge we're facing when capturing CO2 directly out of the air. Sounds pretty easy, pulling CO2 out of the air. It's actually really difficult.
But I'll tell you what is easy: avoiding CO2 emissions to begin with. But we're not doing that. So now what we have to think about is going back; pulling CO2 back out of the air. Even though it's difficult, it's actually possible to do this. And I'm going to share with you today where this technology is at and where it just may be heading in the near future. Now, the earth naturally removes CO2 from the air by seawater, soils, plants and even rocks. And although engineers and scientists are doing the invaluable work to accelerate these natural processes,
it simply won't be enough. The good news is, we have more. Thanks to human ingenuity, we have the technology today to remove CO2 out of the air using a chemically manufactured approach. I like to think of this as a synthetic forest. There are two basic approaches to growing or building such a forest. One is using CO2-grabbing chemicals dissolved in water. Another is using solid materials with CO2-grabbing chemicals. No matter which approach you choose, they basically look the same. So what I'm showing you here is what a system might look like to do just this.
This is called an air contactor. You can see it has to be really, really wide in order to have a high enough surface area to process all of the air required, because remember, we're trying to capture just 400 molecules out of a million. Using the liquid-based approach to do this, you take this high surface area packing material, you fill the contactor with the packing material, you use pumps to distribute liquid across the packing material, and you can use fans, as you can see in the front, to bubble the air through the liquid.
The CO2 in the air is separated [by] the liquid by reacting with the really strong-binding CO2 molecules in solution. And in order to capture a lot of CO2, you have to make this contactor deeper. But there's an optimization, because the deeper you make that contactor, the more energy you're spending on bubbling all that air through. So air contactors for direct air capture have this unique characteristic design, where they have this huge surface area, but a relatively thin thickness. And now once you've captured the CO2, you have to be able to recycle that material that you used to capture it,
over and over again. The scale of carbon capture is so enormous that the capture process must be sustainable, and you can't use a material just once. And so recycling the material requires an enormous amount of heat, because think about it: CO2 is so dilute in the air, that material is binding it really strong, and so you need a lot of heat in order to recycle the material. And to recycle the material with that heat, what happens is that concentrated CO2 that you got from dilute CO2 in the air is now released, and you produce high-purity CO2.
And that's really important, because high-purity CO2 is easier to liquify, easier to transport, whether it's in a pipeline or a truck, or even easier to use directly, say, as a fuel or a chemical. So I want to talk a little bit more about that energy. The heat required to regenerate or recycle these materials absolutely dictates the energy and the subsequent cost of doing this. So I ask a question: How much energy do you think it takes to remove a million tons of CO2 from the air in a given year? The answer is: a power plant.
It takes a power plant to capture CO2 directly from the air. Depending on which approach you choose, the power plant could be on the order of 300 to 500 megawatts. And you have to be careful about what kind of power plant you choose. If you choose coal, you end up emitting more CO2 than you capture. Now let's talk about costs. An energy-intensive version of this technology could cost you as much as $1,000 a ton just to capture it. Let's translate that. If you were to take that very expensive CO2 and convert it to a liquid fuel,
that comes out to 50 dollars a gallon. That's way too expensive; it's not feasible. So how could we bring these costs down? That's, in part, the work that I do. There's a company today, a commercial-scale company, that can do this as low as 600 dollars a ton. There are several other companies that are developing technologies that can do this even cheaper than that. I'm going to talk to you a little bit about a few of these different companies. One is called Carbon Engineering. They're based out of Canada. They use a liquid-based approach for separation
combined with burning super-abundant, cheap natural gas to supply the heat required. They have a clever approach that allows them to co-capture the CO2 from the air and the CO2 that they generate from burning the natural gas. And so by doing this, they offset excess pollution and they reduce costs. Switzerland-based Climeworks and US-based Global Thermostat use a different approach. They use solid materials for capture. Climeworks uses heat from the earth, or geothermal, or even excess steam from other industrial processes
to cut down on pollution and costs. Global Thermostat takes a different approach. They focus on the heat required and the speed in which it moves through the material so that they're able to release and produce that CO2 at a really fast rate, which allows them to have a more compact design and overall cheaper costs. And there's more still. A synthetic forest has a significant advantage over a real forest: size. This next image that I'm showing you is a map of the Amazon rainforest. The Amazon is capable of capturing 1.6 billion tons of CO2 each year.
This is the equivalent of roughly 25 percent of our annual emissions in the US. The land area required for a synthetic forest or a manufactured direct air capture plant to capture the same is 500 times smaller. In addition, for a synthetic forest, you don't have to build it on arable land, so there's no competition with farmland or food, and there's also no reason to have to cut down any real trees to do this. I want to step back, and I want to bring up the concept of negative emissions again.
Negative emissions require that the CO2 separated be permanently removed from the atmosphere forever, which means putting it back underground, where it came from in the first place. But let's face it, nobody gets paid to do that today -- at least not enough. So the companies that are developing these technologies are actually interested in taking the CO2 and making something useful out of it, a marketable product. It could be liquid fuels, plastics or even synthetic gravel. And don't get me wrong -- these carbon markets are great.
But I also don't want you to be disillusioned. These are not large enough to solve our climate crisis, and so what we need to do is we need to actually think about what it could take. One thing I'll absolutely say is positive about the carbon markets is that they allow for new capture plants to be built, and with every capture plant built, we learn more. And when we learn more, we have an opportunity to bring costs down. But we also need to be willing to invest as a global society. We could have all of the clever thinking and technology in the world,
but it's not going to be enough in order for this technology to have a significant impact on climate. We really need regulation, we need subsidies, taxes on carbon. There are a few of us that would absolutely be willing to pay more, but what will be required is for carbon-neutral, carbon-negative paths to be affordable for the majority of society in order to impact climate. In addition to those kinds of investments, we also need investments in research and development. So what might that look like?
In 1966, the US invested about a half a percent of gross domestic product in the Apollo program. It got people safely to the moon and back to the earth. Half a percent of GDP today is about 100 billion dollars. So knowing that direct air capture is one front in our fight against climate change, imagine that we could invest 20 percent, 20 billion dollars. Further, let's imagine that we could get the costs down to a 100 dollars a ton. That's going to be hard, but it's part of what makes my job fun. And so what does that look like,
20 billion dollars,100 dollars a ton? That requires us to build 200 synthetic forests, each capable of capturing a million tons of CO2 per year. That adds up to about five percent of US annual emissions. It doesn't sound like much. Turns out, it's actually significant. If you look at the emissions associated with long-haul trucking and commercial aircraft, they add up to about five percent. Our dependence on liquid fuels makes these emissions really difficult to avoid. So this investment could absolutely be significant.
Now, what would it take in terms of land area to do this, 200 plants? It turns out that they would take up about half the land area of Vancouver. That's if they were fueled by natural gas. But remember the downside of natural gas -- it also emits CO2. So if you use natural gas to do direct air capture, you only end up capturing about a third of what's intended, unless you have that clever approach of co-capture that Carbon Engineering does. And so if we had an alternative approach and used wind or solar to do this, the land area would be about 15 times larger,
looking at the state of New Jersey now. One of the things that I think about in my work and my research is optimizing and figuring out where we should put these plants and think about the local resources available -- whether it's land, water, cheap and clean electricity -- because, for instance, you can use clean electricity to split water to produce hydrogen, which is an excellent, carbon-free replacement for natural gas, to supply the heat required. But I want us to reflect a little bit again on negative emissions. Negative emissions should not be considered a silver bullet, but they may help us if we continue to stall
at cutting down on CO2 pollution worldwide. But that's also why we have to be careful. This approach is so alluring that it can even be risky, as some may cling onto it as some kind of total solution to our climate crisis. It may tempt people to continue to burn fossil fuels 24 hours a day, 365 days a year. I argue that we should not see negative emissions as a replacement for stopping pollution, but rather, as an addition to an existing portfolio that includes everything, from increased energy efficiency to low-energy carbon to improved farming --
will all collectively get us on a path to net-zero emissions one day. A little bit of self-reflection: my husband is an emergency physician. And I find myself amazed by the lifesaving work that he and his colleagues do each and every day. Yet when I talk to them about my work on carbon capture, I find that they're equally amazed, and that's because combatting climate change by capturing carbon isn't just about saving a polar bear or a glacier. It's about saving human lives. A synthetic forest may not ever be as pretty as a real one,
but it could just enable us to preserve not only the Amazon, but all of the people that we love and cherish, as well as all of our future generations and modern civilization. Thank you. (Applause)