021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

یک پدیده موسیقی تک نفره

Jacob Collier

A one-man musical phenomenon

Jacob Collier is a one-man band and force of nature. In a dynamic, colorful performance, he recreates the magical room at his home in London where he produces music, performing three songs in which he sings every part and plays every instrument -- accompanied by kaleidoscopic visuals that take cues from the music and grow in real time.


تگ های مرتبط :

Art, Music, Performance
(موسیقی) (آواز خواندن) در انتهای خط به دنبال آرامش خاطر می رفتم. ناگاه تو را دیدم. که آرام از آن سخن می گفتی و قدم به قدم به دنبال آن می رفتی. گفتم"غریبه،گوش کن" اکنون احساس ناچیز بودن می کنم. نمی دانم از کدام راه بروم". گفتم"اگر اکنون گم شده ای، می توانم در طول حرکت به تو کمک کنم و برای تو آهنگ بخوانم، و تو را وادار به حرکت و حرکت و حرکت کنم" در انتهای خط آواز بخوانم. کجا باید برویم؟کجا باید برویم؟ او گفت:"به دنبال یک پناهگاه هستم.
مکانی برای من که در آن خودم را صدا بزنم. کل شب را راه رفته ام، اما نمی دانم کجا را خانه ام بنامم. تنها راه پیدا کردن آن مکان به جایی که قلب من آنجاست،نزدیک است. می دانم که می خواهم به آنجا بروم ، اما باید به راه رفتن تا انتهای خط ادامه بدهم". انتهای خط. انتهای خط. خیلی متشکرم. (تشویق) امروز حالتان چطور است؟ خوب هستید؟ (هلهله) بسیارعالی. امکانش هست که همه یک لحظه با من آواز بخوانید؟
میتوانید چیزی بخوانید؟ با صدایی مثل "دی" ؟ بخوانید"اووو" (زمزمه حضار) اوه-- بلندتر بخوانید،بلندتر. (آواز خواندن) اوه. حالا، لطفا،اگر می توانید بخوانید "او او آو" حضار: "او او آو" جاکوب کولیر: "او او آو" حضار:"اوو او آو" جاکوب:"بخوانید،واو اوو" حضار: "واوو او" جاکوب:"واو اوو" حضار:"اوو او آو" جاکوب:"بخوانید،واو اوو"
حضار:"اوو او آو" جاکوب:"بخوانید،واو اوو" حضار:"اوو او آو" جاکوب:"واو اوو" حضار:"اوو او آو" جاکوب:"بخوانید،واو اوو" حضار:"اوو او آو" خیلی متشکرم. زیباست.ممنونم. (تشویق) ممنونم. خب ،جنب و جوش را حس کردید؟ خودتان را به عنوان عضوی از آن و چیزهایی که زیر سطح حرکت میکردنداحساس کردید؟ زبان هارمونی موسیقی کاملا یک چیز خارق العاده است. این یک راه برای هدایت چارچوب های احساسی یک شخص است.
اما بدون نیاز به تبدیل آن ها به کلمات، فکر میکنم همانند بسیاری از زبان های دیگر، مهم نیست که شما چه مقدار درباره یک زبان می دانید. مهم نیست که چه تعداد کلمه می توانید بگویید، که چه تعداد عبارت می دانید. مهم آن انتخاب های احساسی است که با این زبان می سازید. پس من خودمان را به عنوان یک جامعه به پذیرش این ایده که ممکن است مارا به سمتی ببرد که به عنوان یک مخالف در برابر انسانیت موضع بگیریم،تشویق می کنم. متشکرم. (تشویق) (موسیقی) (آواز خواندن)مرا با خودت ببر
هرجا که قصد رفتن داری. تو می دانی که عشق من در قلبم،محکم است. در گوشه خلوتم. به آرامی، مثل آرامشی که طوفان را دنبال می کند، چیزی را که همیشه به دنبالش می گشتم پیدا کن. در گوشه خلوتم. حتی وقتی که چشمانم را می بندم، عزیزم،اگر گمراه شده ای من در راه خلوتگاهم هستم. مرا لمس کن به گونه ای که هرگز اخیرا مورد عشق واقع نشده ام. درمکانی که آن را می پرستم،ُ گوشه خلوتم. می دانم به هر طرفی که باد وزیده شود،
آن جا مکانی برایم خواهد بود که به خلوتگاهم بروم. خلوتگاهم. چوب ها و سنگ ها را دیگر از دید تو مخفی نخواهم کرد. و در این موقع چیزی را که به دنبالش می گشتم را پیدا می کنم. صدایت را می شنوم که مرا به بیرون فرا می خواند. من در راه رفتن به جایی هستم که در آن رها باشم. اگر او منتظرم نماند،به پشت سر نگاه نکن. قلبم را به آینده مطمئن نگه دار. کف کفش هایم در همه مکان هایی که می شناختم بوده اند،
از وقتی که او را می شناختم. نمی دانی که تو انگیزه ی من هستی برای این که خیال کنم برای من تک هستی. تو همانی هستی که می خواستم همیشه او را بشناسم. دختر،تو همانی هستی که می خواستم مرا تکمیل کند. زیرا که تو برای من تک هستی. به لطف توست که می خواهم بدانی من متعلق به تو هستم. یک،دو ،سه ،چهار،پنج. (تشویق) خیلی متشکرم.ممنونم. (تشویق) ممنونم. خیلی متشکرم.ممنونم رفقا. کلی استوتزل: بسیارخُب،جاکوب،واو.
بسیارخُب،تعدادی سوال داریم. جاکوب:بسیار خُب. کلی: خیلی تماشایی بود. جاکوب: ممنونم کلی .ممنونم. کلی: تصوراتی که داشتیم، واقعی در حال رخ دادن بودند،درسته؟ جاکوب: درسته، همه چیزهای عینی از چیزهایی که شنیداری هستند نشانه می گیرند یا چیزهای،اگه خلاصه اش کنیم، همه چیز واقعی هست. به حلقه ها اشاره کردم،سازها را نواختم و سپس درخت،برای مثال رشد آن را دیدید به شیوه ای رشد می کند که نت های بالا و پایین می گیرد شاخه های ضخیم و بلند رشد می کنند، و بالا می رود،نت های آرام،اگرچه،سپس ساقه های نازک و کوچک می رویند.
و سپس نوای خواندن من مثل نوعی وزش باد در درخت است. کلی: تو 22 ساله هستی. جاکوب:بله دقیقا تمام این ها را خودت به تنهایی می نوازی. چگونه آغاز کردی و چگونه این همه تکامل پیدا کردند؟ جاکوب: یک اتاق جادویی در خونه ام داشتم در شمال لندن، که اونجاست! (هلهله) ممنونم. نماینده شمال لندن هستم. و این اتاق-- منظورم این هست که خانه خانواده من. من در این اتاق که از آلات موسیقی پر شده بود بزرگ شدم. اما مهم تر از آن که،خانواده ای دارم که من را تشویق کردند که روی تخیلاتم سرمایه گذاری کنم
و چیزهایی که ساخته ام چیزهای خوبی برای ساخته شدن بودند بخاطر این که من آن هارا ساخته ام و فکر میکنم،ایده های مهمی بودند. و این اتاق ضرورتا بهشت من بود، و موقعی که جهانگردی کردم آلبوم من که اسم آن"در اتاق من"هست فکر کردم که سعی کنم اتاق را در جاده به جهان گردی بیاورم.ایده عجیبی است اما این چیزی است که من دوسال روی آن کار کرده ام، و خیلی هیجان انگیز است که در این کار باشید کلی: اینجا واقعا خیلی شبیه به چیدمان اتاقت هست. جاکوب: بله یه جورایی شبیه به اتاق است به این معنا که می توانم در یک لحظه چیزهایی را به صورت خودجوش به وجود بیاورم
چیزی که فکر می کنم هردویعنی موزیک و بهترین ایده ها تماما درمورد آن هاست. کلی:دو جایزه Grammy رو برنده شدی. (جایزه مربوط به هنر و علوم) برای یک ضبط(موسیقی) که خودت در اتاقت ساخته ای. چطور ممکن است؟ ما نمی توانستیم آن را انجام بدهیم، چیزی که نمی توانست حتی چهارسال پیش اتفاق بیوفتد جاکوب:این یک مارک جدید جهانی است.الان قدرت در دستان سازندگان است همان طورکه می دانم همه تان موافقید به عنوان یک مخالف شرکت بزرگ مجری ضبط یا انسان های بزرگ یا چیزی مثل آن. شخصی است با یک ایده خوب. من اینجا در TEDهستم و به شما چیزی می گویم که از قبل می دانستید،
اما کسی هست با ایده های خوب که بتواند آن دانه را بکارد. و کسی که این مشعل را در جهان حمل کند. و بله،من این آلبوم را کاملا خودم ساخته ام و منتظر کسی نماندم که بگوید "هی جاکوب،خودت آلبومت را بساز". من فقط پیش رفتم و آن را ساختم و به این که مردم چه فکری می کنند اهمیت ندادم و دو Grammyپاداش بزرگی است. (تشویق) کلی:خیلی متشکرم جاکوب. جاکوب: ممنونم کلی .خیلی متشکرم. (تشویق)
(Music) (Singing) I was walking down the line, trying to find some peace of mind. Then I saw you. You were takin' it slow and walkin' it one step at a time. I said, "Listen, stranger, I'm feeling low now. I don't know which way to go." I said, "If you're lost now, maybe I could help you along and sing you a song, and move you on and on and on." Singing down the line. Where shall we go? Where shall we go? She said, "I'm looking for a kind of shelter.
A place for me to call my own. I've been walking all night long, but I don't know where to call my home." "The only way to find that place is close to where my heart is. I know I'm gonna get there, but I've got to keep on walking down the line." Down the line. Down the line. Thank you so much. (Applause) How's everybody feeling today? You feeling good? (Cheers) Fantastic. Would everybody mind singing with me for just one second?
Could you sing something? Could you sing a D? Sing "Ooh." (Audience hums) Oh -- louder for me, louder for me. (Singing) Oh. Now, please, if you could sing, "Oh oh oh." Audience: Oh oh oh. Jacob Collier: Whoa oh oh. Audience: Whoa oh oh. JC: Sing, "Whoa oh." Audience: Whoa oh. JC: Oh oh oh. Audience: Oh oh oh. JC: Sing, "Whoa oh oh."
Audience: Whoa oh oh. JC: Sing, "Whoa oh oh." Audience: Whoa oh oh. JC: Whoa oh oh. Audience: Whoa oh oh. JC: Sing, "Whoa oh oh." Audience: Whoa oh oh. Thank you so much. That's beautiful. Thank you. (Applause) Thank you. So do you feel that motion? Do you feel yourself as part of that motion, things moving underneath the surface? So the language of musical harmony is an absolutely extraordinary one.
It's a way of navigating one's emotional frameworks, but without the need to put things into words, and I think that, as with many other languages, it doesn't matter how much you know about a language. It doesn't matter how many words you can say, how many phrases you know. What matters is the emotional choices you make with this language. So I encourage us to embrace this idea as a community, which is the thing which in time may grow us towards as opposed to away from our own humanity. Thank you so much. (Applause)
(Music) (Singing) Take me anywhere you want to go. You know that my love is strong. In my hideaway. Softly, like the calm that follows storms, Find what I've been searching for all along. In my hideaway. Even when I close my eyes, darling, if you've gone astray, I'm on my way to my hideaway. Touch me like I've never loved before, in the place that I adore, in my hideaway.
I know whichever way the wind may blow, there will be a place for me to go in my hideaway. My hideaway. Sticks and stones I won't hide from you no more. And in time I find what I've been searching for. Heard your voice calling out to me. I'm on my way to where I can be free. And if she won't wait for me, do it right, don't look back, keep my heart on the future.
On the soles of my shoes all the places I've been that I've known since I knew her. 'Cause it's you, don't you know that you're making me guess that you're the one for me. That it's you that I guess that I wanted to know all along. Girl, it's you that I want, that makes me complete, cause you're the one for me. It's thanks to you that I guess that I want you to know I belong. One, two, three, four, five. (Applause) Thank you so much. Thank you. (Applause) Thank you.
Thanks so much. Thank you guys. Kelly Stoetzel: OK, Jacob. Wow. OK, we have some questions. JC: OK. KS: That was spectacular. JC: Thank you, Kelly. Thank you. KS: Those visualizations we just saw, those were happening in real time, yeah? JC: Yeah, so everything visual takes cues from things which are audial, or something, if that's a word, and so everything is real time. I cue the loops, I play the instruments and then the tree, for example, that you saw grow, grows in such a way that it takes low long notes
and grows thick long branches, and it takes high, quiet notes, whatever, and then it grows thin, small branches. And then my singing voice sort of blows wind against the tree. KS: So you're 22 years old. JC: Yes, indeed. Moderator: You played all of that by yourself. How did you get started and how did this all evolve? JC: I have this magical room in my house in North London, which is, like, over there. (Cheers) Thank you. Represent North London. And this room -- I mean, this is my family home. I grew up in this room filled with musical instruments,
but most importantly, I had a family who encouraged me to invest in my own imagination, and so things I created, things I built were good things to be building just because I was making them, and I think that's such an important idea. But this room was my paradise, essentially, and when I came to tour my album, which is called "In My Room," I thought I'd try and tour the room on the road, and that's quite a strange idea, but it's something that I've been working on for a couple of years, and it's quite exciting to be inside the circle. KS: So this is really like the setup in your room, here.
JC: It kind of is. It's similar to the room in the sense that I can generate things on the spot and I can be spontaneous, which is what I think both music and all of the best ideas are all about. KS: So you won two Grammys for a record that you made in your room by yourself. And how is that even possible? We couldn't have done that, that couldn't have happened five years ago even. JC: It's a brand new world. The power is now in the hands of the creator, as I'm sure you guys would agree, as opposed to the big record company executive
or the big man or something like that. It's somebody with a good idea. Here I am at TED saying this to you guys who know this already, but it's somebody with a good idea who can sow that seed. That's the person who carries the torch into the world. And yeah, I made this album completely on my own and I didn't wait for somebody to say, "Hey Jacob, you should make an album on your own." I just went ahead and made it and I didn't mind what people thought, and two Grammys is a massive bonus. (Applause) KS: Thank you so much, Jacob. JC: Thanks, Kelly. Thanks so much.
(Applause)