021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

یک عمر حکمت در خشم یک زن نهفته است

Tracee Ellis Ross

A woman's fury holds lifetimes of wisdom

The global collection of women's experiences can no longer be ignored, says actress and activist Tracee Ellis Ross. In a candid, fearless talk, she delivers invitations to a better future to both men and women.


تگ های مرتبط :

Activism, Gender Equality, Leadership
خب، من دوستی دارم. که بازیگر است، و ۶۰ و اندی سن دارد بسیار باهوش است، یاغی، و با هوش عاطفی بالا. چند روز قبل از کریسمس در اداره پست بود. آنجا بسیار شلوغ بود، معمولا نزدیک تعطیلات اینطور می‌شود، و داشت چند فرم را پر می‌کرد و حسابی تمرکز کرده بود. که ناگهان یک نفر او را هل داد و کنار زد یعنی بطور فیزیکی او را گرفت و کنارش زد. گویا چیزی که لازم داشت دوستم سر راهش ایستاده بود، دوستم را هل داد کنار، شاید به دوستم چیزی گفته بود، شاید هم نه، چیزی نشنیده بود.
در هر حال او تمرکز کرده بود و داشت فرمش را پر می‌کرد. و بعد متوجه دستهایی می‌شود که روی او هستند، و اینکه از سر راه کنار زده می‌شود. بعد آن مرد چیزی که دنبالش بود را پیدا کرد، هرچیزی که دوستم در مقابلش ایستاده بود، و بسراغ کار خودش رفت. دوستم گفت که در ابتدا بسیار شوکه بود، بله. بعد خشمی در او بالا آمد که نمی‌توانست توضیحش بدهد: آزردگی نبود، ناامیدی نبود، ولی «خشم» کلمه‌ای بود که استفاده کرد. و ادامه داد: « یعنی می‌خواستم بزنمش.
نمیدانم -- خیلی خشمگین بودم. و نمی‌دانم چرا. منظورم این است که او من رو نزد، صدمه‌ای به من نزد، دست درازی نکرد. حرکتم داد، و من می‌خواستم به او صدمه بزنم، یا حداقل دنبالش بروم و در صورتش داد بزنم.» خب بعدها من به این «خشم» فکر کردم، و بدنبال توضیحی بودم که چرا حتی وقتی او تعریف می‌کرد، من هم خشمگین شدم، و چرا این کلمه و احساسی بود که این‌ روزها راجع بهش زیاد می‌شنوم. احساس می‌کنم اینجا نقطه‌ایست
که مردهای سالن کمی مضطرب می‌شوند (خنده) مشکلی ندارد با من باشید این خشم چیزی است که من با آن دست و پنجه نرم می‌کردم بعد از آخرین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. و بنظر می‌رسد برای بسیاری زنان هم همینطور بوده. این خشم تنها برای دوست من نبود. خشم او نشأت گرفته از دورانهای متوالی‌ است که مردان با بدن زنان هرکاری کردند بدون رضایت آنها. فرهنگی هست که مردان با زنان هر رفتاری بکنند و در این مورد، در عمل به ظاهر بی‌ضرری،
که بدن زن اینجا انگار یک نمکدان است: « برو کنار تا من چیپسم را بردارم » (خنده) تا موارد بسیار فجیع، خشن و وحشتناکی. تصور می‌کنم برخی از شما فکر می‌کنید ارتباط این دو در چیست بین بی‌ضرر و وحشتناک، بنظر می‌آید اینها در دو سوی مقابل طیف باشند. خب، تهدید مشترک، خود طیف است. بی‌ضرر راه را برای وحشتناک باز می‌کند. و زنان باید با هر دو دست و پنجه نرم کنند و همه چیز بینابین آنها. آقایان،
می‌توانید تصور کنید که با گوشیتان مشغولید و کسی به سمت شما می‌آید و آنرا مستقیما از دست شما می‌گیرد؟ و بعد بگوید، «خیلی خب، نمی‌دونم چرا اینقدر عصبانی می‌شی، می‌خوام یک زنگ بزنم. به محض اینکه صحبتم تمام شد پسش می‌دم. حالا هر چی» و بعد تصور کنید که آن شخص آن گوشی را از دست شما هی بگیرد نمی‌دانم - یکبار در روز دوبار در روز یا هرچند بار. و توضیح این است که، « خب، کاور گوشیت خیلی شیکه،» یا « نباید از جیبت درش می‌آوردی،» یا « خب آره،
همینی که هست. » ولی به هر دلیلی، هیچکس راجع به کسی که تلفن را از دست شما می‌گیرد صحبتی نمی‌کند. شاید خیلی ساده‌اش کردم، متوجهم ولی متوجه می‌شوید که چه می‌گویم. مردها آنقدر به این عادت کرده‌اند که انگار کاملا عادی شده است. نه بخاطر اینکه مردها ذاتا موجودات اخلاقی نیستند، بلکه برای اینکه این نقطه کور بزرگی است برای بسیاری از مردها. وقتی کسی کاری آزاردهنده با یک زن می‌کند، این نه تنها ناراحتی و پریشانی بوجود می‌آورد بلکه تجربه‌های ناگفته زندگی مادران ما، خواهران ما، و نسلهای زنان قبل ما را تداعی می‌کند.
که سالهای سال است زنان بامردان دست و پنجه نرم می‌کنند مردانی که فکر می‌کنند برای ما بهتر از ما می‌دانند، با بودن دارایی شوهر، صاحبان ملک، و اینکه مردان پیر سفیدپوست به ما بگویند که با بدنمان چه کنیم، و سالهای سالی که از بدن ما برای عشق و وسیله خوش‌گذرانی استفاده شده، بجای بدنهایی که ما تصمیم بگیریم چطور از آن استفاده کنیم. و سالهای سالی که حتی اگر از روی قوانین آنها عمل بکنیم یا نه باید آزار و اذیت را تحمل کنیم، حمله و حتی بدتر، سالهایی که بدن ما بعنوان دارایی استفاده شده و مورد ضرب و صدمه بوده دستکاری شده
و مانند اشیاءی که شایسته احترام نیستند. سالهایی که در آن ناتوانیم خشم بدنمان را ابراز کنیم. تعجبی ندارد که این خشم را حس میکنیم. و اگر تاریخ نژادی را هم اضافه کنیم، -- که کلا سخنرانی دیگری است -- بطور نمایی پیچیده‌تر می‌شود. وقتی زنان توسط مردان بدرفتاری می‌بینند ما شروع به توجیه می‌کنیم سعی میکنیم راههایی پیدا کنیم که این « شاید تقصیر ما بوده. شاید او چیزی گفت که من نشنیدم. من زیادی حساسیت نشان می‌دهم. من واقعا زیادی حساس شدم. نه. نه.
نه. نه، نه، نه، نه، نه. زنان تربیت شده‌اند که فکر کنند زیادی حساسیت نشان می‌دهند و یا اینکه زیادی حساسیم یا غیرمنطقی هستیم. ما سعی میکنیم توجیه ناپذیر را توجیه کنیم. و عصبانیت را قورت می‌دهیم. سعی می‌کنیم آنرا در جایی در ذهنمان پنهان کنیم، ولی آنها جایی نمی‌روند. آن خشم در اعماق ما می‌نشیند وقتی لبخندمان را تمرین می‌کنیم -- (ریزخند) «بله، همینطوره» -- و سعی می‌کنیم دوست‌داشتنی باشیم «... آره میدونم» (ریزخند) «بله، بله، همینطوره،» چون ظاهرا زنان قرار نیست عصبانی شوند.
آن خشمی که دوست من احساس کرد در خود قرنها ناتوانی از رویارویی مستقیم و ابراز خشم از بی‌انصافی نا‌امیدی و خروش را در بر دارد وقتی کسی فکر می‌کند که می‌تواند با بدن ما هرکاری بکند این نه تنها خشم حال را جرقه می‌زند، بلکه گذشته را هم شعله‌ور می‌کند. چیزی که بنظر یک لحظه بی‌خطر در پستخانه است درواقع یک دینامیت خشم است. خب، بوووم! امروز، مجموع جهانی تجربه‌های زنان دیگر قابل نادیده گرفتن نیست. وقت آن گذشته که فکر کنیم زیادی حساسیت نشان می‌دهیم
و یا «همینی که هست.» وقت آن گذشته که زنان مسئول شناخته شوند برای رفتار بد مردها. این مسئولیت مردان است که رفتار بدشان را اصلاح کنند. (تشویق) فرهنگ ما در حال تغییر است، و حالا موقع این رسیده است. پس زنان همراه من و مردان متشخص ما، حالا که ما اینجا با هم هستیم در این بازه خاص در این حرکت اجتماعی بزرگ در جهت برابری زنان، و حالا که ما آینده را متصور می‌شویم که هنوز وجود ندارد، ما هر دو دعوتنامه‌‌‌های متفاوتی داریم. آقایان،
من شما را بعنوان همکار دعوت می‌کنم، حالا که باهم بسمت تغییر می‌رویم. امیدوارم که مسئولیت‌پذیر و خودآگاه باشید، دلسوز و باز باشید. امیدوارم بپرسید چطور می‌توانید از یک زن حمایت کنید و خدمتی در راه تغییر بدهید. و امیدوارم کمک بگیرید وقتی که نیازش دارید. و خانم‌‌ها، دعوتتان می‌کنم متوجه خشم خود باشید. به آن زبان و صدا بدهید. آنرا در مکانهای امن همدل مطرح کنید و به روشهای صحیح. خشم شما چیزی نیست که از آن بترسید. یک عمر حکمت در آن است.
بگذارید نفس بکشد. و به آن گوش کنید. متشکرم. (تشویق) متشکرم. (تشویق)
So, I have a friend. She's an actress, she's in her 60s. She's super bright, badass, emotionally intelligent. And a couple of days before Christmas, she was at the post office. It was really crowded, as it is around the holidays, and she was filling out some forms and she was really focused. And out of nowhere, someone moved her out of the way -- just physically put their hands on her and moved her out of the way. He apparently needed something that she was blocking, so he moved her.
Maybe he had said something to her, maybe he didn't, she didn't hear it ... Either way, she was focused, she was filling out the form. And the next thing you know, there were hands on her, and she was being moved out of the way. He then got what he was reaching for, whatever she was blocking, and went on his merry way. She said that she was shocked at first -- yeah. And then a fury rose up in her that she could not explain: not annoyance, not frustration, but "fury" was the word that she used.
And she went on to say, "I mean, I wanted to get physical. I don't know -- I was furious. And I don't know why. I mean, he didn't hit me. He didn't hurt me, he didn't violate me. He moved me, and I wanted to hurt him, or at the very least, run after him and yell in his face." So later, I was left pondering this fury, and looking for an explanation as to why, even in her telling of it, I felt fury, too,
and why this was a word and a feeling that I was hearing a lot about lately. I feel like this is the point in the room where all the men are getting a little bit uncomfortable. (Laughter) It's OK. Stay with me. This fury is something that I have been chomping on since the last US presidential election. And it seems that many women have. This fury was not my friend's alone. Her fury was ignited by lifetimes of men helping themselves to women's bodies without consent.
There's a culture of men helping themselves to women, and in this case, in a seemingly innocuous way, where a woman's body is like a saltshaker: "Get out of the way so I can get to the fries" -- (Laughter) to the most egregious, violent and horrific situations. I imagine that some of you are wondering what the connection is between the innocuous and the horrific, two things that seem to be on opposite ends of the spectrum. Well, the common thread is the spectrum.
The innocuous makes space for the horrific. And women have to live with the effects of both and everything in between. Fellas, can you imagine you're just on your phone, and someone walks up to you and just takes it out of your hand? And they're like, "OK dude, I don't know why you're getting so upset, I want to make a phone call. I'm going to give it back to you as soon as I'm done. Whatever." And then imagine if someone takes that cell phone out of your hands -- I don't know -- once a day, twice a day,
random times. And the explanation is, "Yeah, well, I mean, you got a fancy case," or "You shouldn't have taken it out of your pocket," or "Yep. Yeah. That's just the way it is." But somehow, no one ever talks about the person who took the cell phone. Overly simplified, I get it, but you see where I'm going. Men are so used to helping themselves, that it's like ... they can't help themselves. And not because men are fundamentally less moral, but because this is a very big blind spot for most men.
When someone helps themselves to a woman, it not only triggers discomfort and distress, but the unspoken experiences of our mothers' lives, sisters' lives and generations of women before us. That's lifetimes of women dealing with men who assume they know better for us than we know for ourselves, being the property of husbands, landowners, and having old, white men tell us the fate of our lady parts; lifetimes of having our bodies used for love and objects of desire, instead of bodies that we get to wield and use as we choose;
lifetimes of knowing that whether we play by their rules or not, we still have to tolerate harassment, assault and even worse; lifetimes of our bodies being used as property that can be hit and hurt, manipulated and moved and like objects that are not deserving of respect; lifetimes of not being able to express the anger of our bodies. It's no wonder we feel this fury. And if you add in the history of race -- which is a whole other talk -- it gets exponentially more complicated. When women get manhandled, we start to rationalize,
try to figure out the ways that it was -- "It was probably our fault. You know what? He probably said something, and I didn't hear him. I'm just overreacting. I'm totally overreacting." No. No. No. No, no, no, no, no. Women have been trained to think that we are overreacting or that we're being too sensitive or unreasonable. We try to make sense of nonsense, and we swallow the furious feelings. We try to put them into some hidden place in our minds,
but they don't go away. That fury sits deep inside as we practice our smiles -- (Giggling) "Yes, of course" -- and try to be pleasant. "I know --" (Giggling) "Yes, yes, of course," because apparently, women aren't supposed to get angry. That fury that my friend felt holds centuries of never being able to directly address or express our indignation, our frustration and our rage. When someone thinks they can help themselves to our bodies, it not only ignites the current fury, but it lights up the past.
What seems like a benign moment at the post office is actually an anger grenade. Well, kaboom! Today, the global collection of women's experiences can no longer be ignored. Time's up on thinking that we're overreacting or "This is just the way it is." Time's up on women being held responsible for men's bad behavior. It is men's responsibility to change men's bad behavior. (Applause) Our culture is shifting, and it's time.
So my fellow women and our gentle men, as we are here together within this particular window of this large-scale movement towards women's equality, and as we envision a future that does not yet exist, we both have different invitations. Men, I call you in as allies, as we work together towards change. May you be accountable and self-reflective, compassionate and open. May you ask how you can support a woman and be of service to change. And may you get help if you need it.
And women, I encourage you to acknowledge your fury. Give it language. Share it in safe places of identification and in safe ways. Your fury is not something to be afraid of. It holds lifetimes of wisdom. Let it breathe and listen. Thank you. (Applause) Thank you. (Applause)