021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

ماجراجویی در تخیل توییتر

Andrew Fitzgerald

Adventures in Twitter fiction

In the 1930s, broadcast radio introduced an entirely new form of storytelling; today, micro-blogging platforms like Twitter are changing the scene again. Andrew Fitzgerald takes a look at the (aptly) short but fascinating history of new forms of creative experimentation in fiction and storytelling.


تگ های مرتبط :

Culture, Literature, Social Media
خب در اوقات فراغتم در خارج از توييتر كمى سعى كردم تجربه قصه گويى انلاين را انجام بدم، اين كه تجربه كنم با ابزار ديجيتالى جديد چكار مى‌‌تونيم انجام بديم. و در شغلم در توييتر راستش يك كمى از زمان كاريم رو صرف كار كردن با نويسنده‌‌ و قصه‌‌گوها مى‌‌كنم، كمك مى‌‌كنم به گسترش يافتن مرزهايى كه آدمها با اون دست به تجربه مى‌‌زنند. و امروز قصد دارم درباره يكسرى مثالها حرف بزنم از کارهایی كه آدمها انجام داده‌‌اند و من فكر مى‌‌كنم كه خيلى جالبند با استفاده از ناشناس ماندن و هویت قابل تغییر در وب
و محو کردن خطوط بین واقعیت و تخیل. اما قصد دارم با برگشتن به دهه ۱۹۳۰ شروع کنم. خيلى قبلتر از اين چيز كوچولويى كه توييتر نام دارد، راديو پخش کردن برنامه‌‌ها را برامون به ارمغان آورد و ميليونها انسان را به نقاط منفرد پخش رادیویی متصل می کند. و از اون نقاط منفرد داستانهایی منتشر می‌شد. بعضی‌هاشون داستان‌های آشنایی بودند. بعضی‌هاشون داستان‌های جدیدی بودند. و برای مدتی اونها ساختارهای آشنایی داشتند، اما بعد شروع به تکامل دادن خودشون کردند ساختارهای بی‌نظیری که مختص اون رسانه بودند. به قسمتهایی فکر کنید که زنده توی رادیو اتفاق میفتاد.
ترکیب کردن اجرای زنده و سریال‌سازی از داستان نوشته شده، به این ساختار جدید می‌رسید. و به این دلیل رادیو را به میان آوردم که فکر می‌کنم رادیو مثالی عالی از این که یک رسانه جدید چطور میتونه ساختارهای جدیدی که بعد داستانهای جدید تعریف کنند را تعریف می‌کند. و البته، امروز، ما رسانه کاملا جدیدی برای بازی کردن داریم، که این دنیای آن‌لاین است. این نقشه کاربران تایید شده روی توییترست، و ارتباط بین آنها. هزاران هزار تا از اونها وجود دارد. تک تک این نقاط پخش کننده خودشون هستند.
ما به این دنیای چند به چند رفته‌ایم، جاییکه دستیابی به ابزار تنها مانع برای پخش عمومی است. و فکر می‌کنم که ما باید شروع کنیم به دیدن اینکه ساختارهای کاملا جدیدی ظهور می‌کنند در حالیکه آدمها نحوه قصه گفتن در این رسانه‌های جدید را میاموزند. من درواقع متعقدم که ما در زیست‌گاه وسیعی برای آزمایش خالق هستیم، بهتر از این نمی‌شود گفت، این که ما کنکاش کرده‌ایم و شروع به سکنا گزیدن در این سرزمین وحشی اینترنت نموده‌ایم و الان داریم آماده می‌شیم بناهایی را روی اون بسازیم، و اون ساختارها چارچوبهای جدید قصه‌گویی هستند که اینترنت به ما اجازه خلق کردنش را می‌دهد.
به باور من این با تکامل روش‌های موجود آغاز میشه. داستان کوتاه، برای مثال، مردم می‌گن که داستان کوتاه به لطف کتابخوانهای الکترونیکی و بازارهای دیجیتالی رنسانسی از انواع را تجربه می‌کند. یک نویسنده، به اسم هیو هاووی بواسطه قرار دادن داستان خیلی کوتاهی به نام «پشم»روی آمازون با داستانهای کوتاه دست به تجربه زد. و او در واقع می‌گوید که قصد نداشته که «پشم» مجموعه شود، اما چون مخاطبین داستان اول را خیلی زیاد دوست داشتند تعداد بیشتری را مطالبه کردند و او هم بیشتر بهشون داد.
«پشم ۲» را به اونها داد، که کمی طولانی‌تر از اولی بود، «پشم ۳»حتی طولانی‌تر هم بود، که با «پشم ۵» به اوج رسید، و رمانی ۶۰٫۰۰۰ کلمه‌ای بود. فکر کنم هاووی بخاطر سیستم فیدبک سریع کتابخوان‌های الکترونیک قادر به انجام همه اینها بود. قادر بود به ترتیبی نسبتا کوتاه بنویسه و چاپ کند. بین او و مخاطبش واسطه‌ای نبود. فقط خودش بود که مستقیما با مخاطب ارتباط داشت و بر اساس فیدبک و علاقمندی که از اونها دریافت می‌کرد کارش را انجام میداد. بنابراین کل این پروژه یک آزمایش بود.
با داستانی کوتاه شروع شد، و بنظرم آزمایش در واقع بخشی از ساختار هاووی گردید. و آن چیزیست که این وسیله اون را ممکن کرده، این که آزمایش کردن بخشی از خود قالب شود. این داستان کوتاهیست از جنیفر اگان نویسنده به اسم «جعبه سیاه». در اصل با فکر به توییتر نوشته شده است. اگان نیویورکر را متقاعد کرد تا حساب داستانى نیویورکر را شروع کند تا از اون کلیه این خطوطی که او خلق میکرد را بتونند توییت کنند. خب توییتر البته محدودیت ۱۴۰ حرفی داره.
اگان از اون بعنوان مدل آزمايشى جهت نوشتن دستى در اين دفترچه طراحی فیلمنامه مصور(استوری بورد) از محدودیتهای فضای فیزیکی آن دسته از مربع‌های فیلمنامه از مربع‌های فیلمنامه مصور جهت نوشتن هر توییت مجزا استفاده کرد، آن دسته توییت‌هابه چیزی بالغ بر ۶۰۰ عددی ختم شدند که از سوی نیویورکر سری سازی شدند. هر شب، در ساعت ٨، ميتونستيد به داستان كوتاهى از حساب كاربرى داستانی نيويوركر متصل شويد. فكر كنم خيلى هيجان‌‌انگيز است: وصل شدن به ادبيات داستانى. تجربه قصه إگان، البته، مثل هر چيزدیگه‌ای روى توييتر بود، روشهاى چندگانه‌ای براى آزمايش كردن اون وجود داشت.
مى‌‌تونستيد بين سطور بالا و پايين كنيد، جالب اين كه، اگر اون را زنده تماشا مى‌‌كرديد، بخاطر توييتهاى واقعی این تعلیق به وجود میامد، شما وقتى كه اونها را ميخونيد هيچ كنترلى رويشان نداريد. اونها در قطعی كاملا منظم ميامدند، اما همانطور كه داستان ساخته ميشد، طبيعتاً، بعنوان خواننده، شما سرعت خود را در گذر از متن تنظيم مى‌كنيد. اما در اين مورد، نيويوركر. اين كار را كرد، و اونها ذره، ذره اون را براى شما مى‌‌فرستاند، و شما در انتظار سطر بعد اين تعليق را داشتيد. مثال عالى ديگر از تخيل و داستان كوتاه روى توييتر،
اليوت هولت نويسنده‌‌اى است كه داستانى به اسم " مدرك" را نوشته است. با اين توييت شروع شد: " در نوامبر ٢٨ ساعت ١٠:١٣ بعد از ظهر،" زنى بنام میراندا براون ۴۴ ساله اهل بروکلین، از بام هتل منتهن سقوط كرد و مرد." با صداى اليوت شروع شد اما بعد صداى اليوت عقب نشينى مى‌‌كند، و ما صداهاى السا، مارگوت و سيمون را مى‌‌شنويم، شخصيتهايى كه اليوت در توييتر خلق كرد تا بطور خاص اين داستان را تعريف كند، داستانى از نقطه نظرهاى چندگانه كه منتهى به اين لحظه در ١٠:١٣ بعد از ظهر مى‌‌شوند
هنگامى كه اين زن سقوط مى‌‌كند و ميميرد. اين سه شخصيت ديد معتبرى را از نقطه ‌ظرهاى چندگانه مياورند. منتقدى داستان اليوت را اينطور نامید " داستان توييتر كارش درست بود،" چون او اين كار را كرد. او آن صدا را گرفت و شخصيتهاى چندگانه داشت و بلادرنگ اتفاق مى‌‌افتاد. جالب اين كه هر چند توييتر فقط مكانيزم توزيعى نبود بلكه همینطور بعنوان مكانيزم توليد نيز عمل كرد. اليوت بعداً به من گفت او تمام اون را با انگشتهاى شستش نوشته بود روى مبل لم ميداده و فقط بين حروف عقب و جلو مى‌‌رفته
تا هر كدوم از خطوط را توييت كنه، خط به خط. فكر كنم اين نوع آفرينش آنى چيزى است كه از صداهاى حروف بيرون ميايد واقعاً به خود اين شخصيتها اعتبار مى‌‌بخشيد و همچنين براى اين ساختارى كه او از اين نقطه نظرهاى چندگانه در يك تك داستان روى توييتر خلق كرده بود. همانطور كه شروع مى‌كنيد به بازى با هويت قابل تغيير آنلاين، حتى خيلى جالب‌‌تر ميشود هنگامى كه شروع به تعامل با جهان واقعى مى‌‌كنيد. چيزهايى مثل اوباماى نامرئى يا " كلاسورى پر از زنان" مشهور كه در طى چرخه انتخاباتى ٢٠١٢ بيرون آمد، يا حتى توييتر جهان تخيلى طرفداران (سریال معروف تلویزیونی) "west wing"
در اون همه این حسابهاى كاربرى را براى تك تك شخصيتها در "west wing" داريد، كه شامل پرنده‌‌اى هم ميشود كه تنها در يك قسمت به پنجره جاش ليمن توك ميزند. ( خنده) همه اينها بازگويهايى سريع در موضويى هستند. اونها آدمهاى خالقى هستند كه با محدوديتهاى ممكن در اين رسانه ممكن دست به تجربه مى‌‌زنند. شما به چيزى مثل توييتر"west wing" نگاه بياندازيد، در اون اين شخصيتهاى تخيلى را داريد كه درگير جهان واقعى مى‌شوند. درباره سياست نظر مى‌‌دهند، عليه شرارتهاى كنگره اعتراض سر مى‌‌دهند. خاطرتون باشه، همه اونها دمكرات هستند.
و در جهان واقعى دخالت دارند. به اون پاسخ مى‌‌دهند. پس وقتى هويت قابل تغيير، ناشناسی، درگير شدن با جهان واقعى را اتخاذ كنيد، و وراى تجليل ساده يا تقليد آستهزاآمیزحركت كنيد و از اين ابزار براى گفتن يك داستان استفاده كنيد آن وقت كه چيزها واقعاً جالب مى‌‌شوند. بنابراين در طى انتخابات وابسته به شهردارى شيكاگو يك حساب كاربرى تقليدى استهزاآمیز وجود داشت. شهردار امانوئل. اون به شما هر آنچه كه از شهردار راهم امانوئل ميخواستيد را مى‌‌داد بويژه در دپارتمان مکمل. اين حساب کاربری ياوه گو
فعاليتهاى روزانه مربوط به این رقابت با تفسيرهايى كه متعاقباً انجام مى‌‌داد، را دنبال كرد. تمامى گرايشات طبيعى يك حساب توييتر تقليدى استهزاآمیز خوب و قابل اطمينان، اما بعد شروع شد به عجيب شدن. و همانطور كه پيشروى مى‌‌كرد، از اين تفسير به يك داستان حماسى علمى تخيلى بلادرنگ چند هفته‌‌اى تغيير كرد. كه در اون نقش اول شما، راهم امانوئل، درگير سفرى چندى بعدى در روز انتخابات ميشود، چيزى كه در واقعیت اتفاق نمى‌‌افتاد. روزنامه‌‌ها را مجدد چك كردم. و سپس، جالب اين كه به پايان رسيد. اين چيزيست كه معمولاً با حساب تقليدى استهزاآمیز
در توييتر اتفاق نمى‌‌افتد. تمام شد، يك پايان روايتگرانه حقيقى. و همينطور، دن سينكر نويسنده، كه روزنامه نگار بود، تمام اين مدت كاملاً ناشناس بود، بنظرم دن-- خيلى براش منطقى بود كه اون را به كتاب برگرداند، چون دست آخر ساختارى روايتگرانه بود، و فكر كنم تغيير دادن اون به كتاب نمايانگر اين ايده است كه چيزى تازه خلق شده بود كه نياز داشت به ساختارهاى قبلى ترجمه شود. يكى از مثالهاى مطلوبم چيزيست كه همين حالا در توييتر در حال رخ دادن است، در واقع، مضحك‌‌ترين نمايش جنايتكار است.
نمايش جنایتکار داستان يك ابرجنايتكار و كاراگاه بيچاره را مى‌‌گويد كه در اين زبان ويژه بطرز استثنايى و عجيبی با هم مواجه ميشوند با همه گرايشات يك برنامه تلويزيونى. نمايش جنايتكار گفته شده كه تقليدى مسخره‌‌آميز از نمايشى محبوب در بريتانياست. اما، مرد، اين عجيب نيست. و همه اين زمانهايى وجود دارد كه جنایتکار، این ابرجنايتكار، همه اين كارهاى توى تلويزيون را انجام مى‌‌دهد. او هميشه عينك آفتابيش را برمى‌‌دارد يا به سمت دوربين برمى‌‌گردد اما اين چيزها فقط در متن اتفاق مى‌‌افتد. فكر كنم وام گرفتن همه اين گرايشات از تلويزيون
و مضاف بر اون ارائه كردن هر نمايش جنایتکار بعنوان يك اپيزود كه إ-پ-ا-ز-و-د هجى مى‌‌شود، " اپازود"، اونها را بعنوان اپيزودها ارائه مى‌‌كند، واقعاً، چيز كاملاً جديديه. تقريبا هر روز روى توييتر يك اپازود جديد از نمايش جنایتکار وجود دارد. و اونها به اون روش آرشيوبندى شده‌‌اند. و فكر كنم اين يك تجربه جالب در ساختار است. چيزيى كاملاً تازه در اينجا خلق شده است بدور از نمايش دادن چيزى در تلويزيون. بنظرم در داستان‌‌سرايى بلادرنگ غيرتخيلى، كلى مثال واقعاً عالى نيز وجود دارد. RealTimeWWII حسابى است
كه چيزهايى را كه در چنين روزى در ٩٠ سال گذشته اتفاق افتاده را ثبت مى‌‌كند با جزيياتى استثنايى، جوريكه شما گزارشات خبری مربوط به اون روز را می‌خواندید. و نویسنده تئو كول با آب و تاب دادن ادبى به رويدادهاى خبری يك عالم آزمايش انجام داده است. در این مورد خاص، او درباره ضربات زنبور عسل نر صحبت می‌کند. فکر کنم در هر دو این مثالها، شما شروع می‌کنید به دیدن روشهایی كه در اون آدمها قصه‌هایی با محتوی غیرتخیلی می‌گویند که در انواع جدیدی از قصه‌گویی تخیلی می‌توانند ساخته شوند. بنابراین باقصه‌گویی بلادرنگ،
محو کردن خطوط بین حقیقت و تخیل، دنیای واقعی و دنیای دیجیتالی، هویت قابل تغییر، ناشناس ماندن، اینها همگی ابزاری هستند که به اونها دستیابی داریم، و فکر می‌کنم که اونها فقط عناصر سازنده هستند. اونها اجزایی هستند که ما برای خلق بناها، چهارچوبها استفاده می‌کنیم، که بعدا زیست‌گاه ما در این سرحد کاملا وسیع برای آزمایش خالق می‌شود. متشکرم. (تشویق)
So in my free time outside of Twitter I experiment a little bit with telling stories online, experimenting with what we can do with new digital tools. And in my job at Twitter, I actually spent a little bit of time working with authors and storytellers as well, helping to expand out the bounds of what people are experimenting with. And I want to talk through some examples today of things that people have done that I think are really fascinating using flexible identity and anonymity on the web
and blurring the lines between fact and fiction. But I want to start and go back to the 1930s. Long before a little thing called Twitter, radio brought us broadcasts and connected millions of people to single points of broadcast. And from those single points emanated stories. Some of them were familiar stories. Some of them were new stories. And for a while they were familiar formats, but then radio began to evolve its own unique formats specific to that medium. Think about episodes that happened live on radio.
Combining the live play and the serialization of written fiction, you get this new format. And the reason why I bring up radio is that I think radio is a great example of how a new medium defines new formats which then define new stories. And of course, today, we have an entirely new medium to play with, which is this online world. This is the map of verified users on Twitter and the connections between them. There are thousands upon thousands of them. Every single one of these points
is its own broadcaster. We've gone to this world of many to many, where access to the tools is the only barrier to broadcasting. And I think that we should start to see wildly new formats emerge as people learn how to tell stories in this new medium. I actually believe that we are in a wide open frontier for creative experimentation, if you will, that we've explored and begun to settle this wild land of the Internet and are now just getting ready to start to build structures on it, and those structures are the new formats
of storytelling that the Internet will allow us to create. I believe this starts with an evolution of existing methods. The short story, for example, people are saying that the short story is experiencing a renaissance of sorts thanks to e-readers, digital marketplaces. One writer, Hugh Howey, experimented with short stories on Amazon by releasing one very short story called "Wool." And he actually says that he didn't intend for "Wool" to become a series, but that the audience loved the first story so much
they demanded more, and so he gave them more. He gave them "Wool 2," which was a little bit longer than the first one, "Wool 3," which was even longer, culminating in "Wool 5," which was a 60,000-word novel. I think Howey was able to do all of this because he had the quick feedback system of e-books. He was able to write and publish in relatively short order. There was no mediator between him and the audience. It was just him directly connected with his audience and building on the feedback and enthusiasm that they were giving him.
So this whole project was an experiment. It started with the one short story, and I think the experimentation actually became a part of Howey's format. And that's something that this medium enabled, was experimentation being a part of the format itself. This is a short story by the author Jennifer Egan called "Black Box." It was originally written specifically with Twitter in mind. Egan convinced The New Yorker to start a New Yorker fiction account from which they could tweet
all of these lines that she created. Now Twitter, of course, has a 140-character limit. Egan mocked that up just writing manually in this storyboard sketchbook, used the physical space constraints of those storyboard squares to write each individual tweet, and those tweets ended up becoming over 600 of them that were serialized by The New Yorker. Every night, at 8 p.m., you could tune in to a short story from The New Yorker's fiction account. I think that's pretty exciting: tune-in literary fiction.
The experience of Egan's story, of course, like anything on Twitter, there were multiple ways to experience it. You could scroll back through it, but interestingly, if you were watching it live, there was this suspense that built because the actual tweets, you had no control over when you would read them. They were coming at a pretty regular clip, but as the story was building, normally, as a reader, you control how fast you move through a text, but in this case, The New Yorker did, and they were sending you bit by bit by bit,
and you had this suspense of waiting for the next line. Another great example of fiction and the short story on Twitter, Elliott Holt is an author who wrote a story called "Evidence." It began with this tweet: "On November 28 at 10:13 p.m., a woman identified as Miranda Brown, 44, of Brooklyn, fell to her death from the roof of a Manhattan hotel." It begins in Elliott's voice, but then Elliott's voice recedes, and we hear the voices of Elsa, Margot and Simon, characters that Elliott created on Twitter
specifically to tell this story, a story from multiple perspectives leading up to this moment at 10:13 p.m. when this woman falls to her death. These three characters brought an authentic vision from multiple perspectives. One reviewer called Elliott's story "Twitter fiction done right," because she did. She captured that voice and she had multiple characters and it happened in real time. Interestingly, though, it wasn't just Twitter as a distribution mechanism. It was also Twitter as a production mechanism.
Elliott told me later she wrote the whole thing with her thumbs. She laid on the couch and just went back and forth between different characters tweeting out each line, line by line. I think that this kind of spontaneous creation of what was coming out of the characters' voices really lent an authenticity to the characters themselves, but also to this format that she had created of multiple perspectives in a single story on Twitter. As you begin to play with flexible identity online, it gets even more interesting as you start to interact with the real world.
Things like Invisible Obama or the famous "binders full of women" that came up during the 2012 election cycle, or even the fan fiction universe of "West Wing" Twitter in which you have all of these accounts for every single one of the characters in "The West Wing," including the bird that taps at Josh Lyman's window in one single episode. (Laughter) All of these are rapid iterations on a theme. They are creative people experimenting with the bounds of what is possible in this medium. You look at something like "West Wing" Twitter,
in which you have these fictional characters that engage with the real world. They comment on politics, they cry out against the evils of Congress. Keep in mind, they're all Democrats. And they engage with the real world. They respond to it. So once you take flexible identity, anonymity, engagement with the real world, and you move beyond simple homage or parody and you put these tools to work in telling a story, that's when things get really interesting. So during the Chicago mayoral election
there was a parody account. It was Mayor Emanuel. It gave you everything you wanted from Rahm Emanuel, particularly in the expletive department. This foul-mouthed account followed the daily activities of the race, providing commentary as it went. It followed all of the natural tropes of a good, solid Twitter parody account, but then started to get weird. And as it progressed, it moved from this commentary to a multi-week, real-time science fiction epic in which your protagonist, Rahm Emanuel,
engages in multi-dimensional travel on election day, which is -- it didn't actually happen. I double checked the newspapers. And then, very interestingly, it came to an end. This is something that doesn't usually happen with a Twitter parody account. It ended, a true narrative conclusion. And so the author, Dan Sinker, who was a journalist, who was completely anonymous this whole time, I think Dan -- it made a lot of sense for him to turn this into a book, because it was a narrative format in the end, and I think that turning it into a book
is representative of this idea that he had created something new that needed to be translated into previous formats. One of my favorite examples of something that's happening on Twitter right now, actually, is the very absurdist Crimer Show. Crimer Show tells the story of a supercriminal and a hapless detective that face off in this exceptionally strange lingo, with all of the tropes of a television show. Crimer Show's creator has said that it is a parody of a popular type of show in the U.K., but, man, is it weird. And there are all these times where Crimer,
the supercriminal, does all of these TV things. He's always taking off his sunglasses or turning to the camera, but these things just happen in text. I think borrowing all of these tropes from television and additionally presenting each Crimer Show as an episode, spelled E-P-P-A-S-O-D, "eppasod," presenting them as episodes really, it creates something new. There is a new "eppasod" of Crimer Show on Twitter pretty much every day, and they're archived that way. And I think this is an interesting experiment in format.
Something totally new has been created here out of parodying something on television. I think in nonfiction real-time storytelling, there are a lot of really excellent examples as well. RealTimeWWII is an account that documents what was happening on this day 60 years ago in exceptional detail, as if you were reading the news reports from that day. And the author Teju Cole has done a lot of experimentation with putting a literary twist on events of the news. In this particular case, he's talking about drone strikes. I think that in both of these examples,
you're beginning to see ways in which people are telling stories with nonfiction content that can be built into new types of fictional storytelling. So with real-time storytelling, blurring the lines between fact and fiction, the real world and the digital world, flexible identity, anonymity, these are all tools that we have accessible to us, and I think that they're just the building blocks. They are the bits that we use to create the structures, the frames, that then become our settlements on this
wide open frontier for creative experimentation. Thank you. (Applause)