021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

معماری بومی در جامعه

Xavier Vilalta

Architecture at home in its community

When TED Fellow Xavier Vilalta was commissioned to create a multistory shopping mall in Addis Ababa, he panicked. Other centers represented everything he hated about contemporary architecture: wasteful, glass towers requiring tons of energy whose design had absolutely nothing to do with Africa. In this charming talk, Vilalta shows how he champions an alternative approach: to harness nature, reference design tradition and create beautiful, modern, iconic buildings fit for a community.


تگ های مرتبط :

Africa, TED Fellows, Architecture
کار من تمرکز کردن روی رابطه فکر کردن درباره زندگی اجتماعی‌مان بعنوان بخشی از محیط است جاییکه معمار از شرايط و سنتهاى بومى طبيعى رشد مى‌‌كند. امروز دو پروژه اخير را بعنوان مثال به اينجا آورده‌‌ام. هر دو پروژه در كشورهاى در حال رشد هستند، يكى در اتيوپى و ديگرى در تونس. و همچنين نقطه مشتركى كه دارند تحليل‌‌هاى متفاوت از جنبه‌‌هاى متفاوتى است كه بخشى ضرورى از قطعه نهايى معمارى ميشود. نخستين مثال با دعوتى براى طراحى يك مجتمع تجارى چند طبقه در آديسابابا
پايتخت اتيوپى شروع شد. و اين نوع ساختمانى است كه به ما بعنوان يك مثال نشان داده شد، به من و تيمم، از چيزى كه بايد طراحى مى‌‌كرديم. در ابتدا، نخستين چيزى كه درباره آن فكر كردم، اين بود كه ميخواهم فرار كنم. (خنده) بعد از ديدن چندتايى از اين ساختمانها-- خيلى در اين شهر هست-- تشخيص داديم كه آنها سه نكته خيلى بزرگ دارند. نخست، اين ساختمانها، تقريباً خالى هستند زيرا آنها مغازه‌‌هاى خيلى بزرگى دارند جاييكه مردم استطاعت خريد چيزها را ندارند. دوم، آنها به انرژى خيلى فراوانى براى اجرا كردن آن نياز دارند
بخاطر استفاده از شيشه در نما كه باعث ايجاد گرما در داخل خلق مى‌‌شود، و بعد شما نياز به خنك كردن زيادى داريد. در شهرى كه چنين چيزى نبايد رخ دهد زيرا آنها آب و هواى واقعاً ملايمى دارند كه دامنه آن بين ٢٠ تا ٢٥ درجه در كل سال است. و سوم اين كه تصوير آنها هيچ ربطى به آفريقا و با اتيوپى ندارد. واقعاً براى جايى با داشتن چنين فرهنگ غنى و سنتهايى حيف است. همچنين در طى اولين ديدارمان از اتيوپى من واقعاً مجذوب ماركاتو (بازار) قديمى شدم اين بناى در هواى آزادى كه هزاران آدم به آنجا رفته و هر روز از
دستفروش‌‌هاى كوچك خريد مى‌كنند. و همينطور اين ايده فضاى عمومى را دارد كه از فضاى بيرون براى ايجاد فعاليت استفاده كند. بنابراين فكر كردم، اين آن چيزى است كه من واقعاً ميخواهم طراحى كنم، نه يك مجتمع تجارى. اما پرسش اين بودچطور مى‌‌توانستم ساختمان چند طبقه مدرنى را با اين خصوصيات بسازم. چالش بعدى اين بود كه به محل احداث نگاه مى ‌كرديم، اين بود كه در محلى واقعاً رو به رشد از شهر قرار داشت، جاييكه بيشتر اين ساختمانهايى كه در تصوير مشاهد مى‌‌كنيد، آنجا نبودند. و همچنين بين دو خيابان موازى هست كه تا صدها متر هيچ رابطه‌‌اى ندارند.
پس نخستين كارى كه كرديم ايجاد رابطه بين اين دو خيابان بود، با قرار دادن همه مدخلهاى ساختمان. و این با اتاق میانی شیب‌داری توسعه میابد که فضایی هوای آزادی را در ساختمان خلق می‌کند که از خود در برابر خورشید و باران با آن شکلی که دارد، محافظت می‌کند. و در اطراف این فضای باطل ما این ایده بازاری با مغازه‌های کوچک را قرار دادیم، که در هر طبقه بخاطر شکل آن فضای باطل تغییر می‌کرد. همینطور فکر کردم، چطور ساختمان را ببندم؟ و واقعا قصدم پیدا کردن راه‌حلی بود که برای شرایط آب و هوایی بومی جوابگو بود.
و شروع کردن به فکر کردن درباره پارچه مانند بدنه ساختمان ساخته شده از سیمان کردم بهمراه منفذهایی که به هوا و همچنین نور اجازه وارد شدن به داخل را می‌داد، وارد شدن به داخل را می‌داد، اما به طریقی فیلتر شده. و بعد این دکمه‌های زیبای روی پیراهنهای زنان اتیوپیایی الهام بخش شدند. این که آنها ویژگیهای هندسی برخال (فراکتال) داشتند و این به من کمک کرد تا کل نما را شکل دهم. و ما آن را با این تکه‌های از پیش ساخته کوچک می‌سازیم این پنجره‌هایی که اجازه ورود هوا و روشنایی را به روشی کنترل شده به داخل ساختمان می‌دهند. و با این شیشه‌های رنگی کوچک تکمیل می‌شود
که از نور داخل ساختمان برای روشن کردن ساختمان در شب استفاده می کند. با این ایده‌ها در ابتدا متقاعد کردن توسعه‌دهندگان آسان نبود زیرا آنها این شکلی بودند که، « این که مرکز خرید نیست. ما همچین چیزی نخواسته بودیم.» اما بعد ما همگی تشخیص دادیم که این ایده بازار خیلی بیشتر از ایده مرکز خرید سودآوری داشت زیرا اساسا مغازه‌های بیشتری برای فروش داشتند. و همچنین این ایده که نما خیلی، خیلی ارزان‌تر باشد، نه فقط بخاطر مصالح در مقایسه با شیشه، بلکه بخاطر این که ما دیگر به کولر احتیاج نداشتیم. بنابراین مقداری بودجه پس انداز ایجاد کردیم
که برای انجام پروژه استفاده کردیم. و نخستین اقدام فکر کردن درباره این بود که چطور می‌توانیم ساختمان را از لحاظ انرژی خودکفا کنیم آنهم در شهری که تقریبا هر روز قطعی برق دارد. بنابراین ما بواسطه قرار دادن فتوولتاییک‌ها روی پشت بام، دارایی عظیمی را ایجادکردیم. و سپس زیر آن پنل‌ها ما به پشت بام بعنوان فضای عمومی جدیدی با مکانهای مشخصی برای گردهمایی و بارها فکر کردیم که این واحه شهری را ایجاد می‌کرد. و این ایوانهای روی بام، همه با هم آب را جمع‌آوری می‌کنند تا برای سیستم تخلیه فاضلاب در داخل از آن مجدد استفاده شود. امیدواریم تا آغاز سال آینده به اتمام برسد، زیرا درحال حاضر مشغول ساخت طبقه پنجم آن هستیم.
مثال دوم طرح اصلی مشتمل بر ۲٫۰۰۰ واحد آپارتمان و امکانات در شهر تونس است. و برای انجام چنین پروژه بزرگی، بزرگترین پروژه‌ای که تابحال طراحی کرده‌ام، واقعا لازم بود که شهر تونس را بشناسم، بیشتر پیرامون سنت‌ها و فرهنگ آن . در طی آن تجزیه و تحلیل توجه ویژه‌ای را به مدینا نمودم این بنای ۱٫۰۰۰ ساله‌ای که سابقا به یک دیوار ختم میشد، وبا دوارده دروازه مختلف که با خطوط تقریبا مستقیم به هم متصل میشدند باز می شدند. وقتی به محل ساخت پروژه رفتم، نخستین عملیات طراحی که انجام دادیم بسط دادن و اتصال خیابان های موجود به اون ۱۲ بلوک بود. که از نظراندازه و مشخصات مشابه به آنهایی که در بارسلونا و سایر شهرها در اروپا با این محوطه‌ها داریم هستند.
و بالاتر از همه، ما برخی موارد استراتژیکی را انتخاب کردیم که این ایده دروازه‌ها و متصل کردن آنها توسط خطوط مستقیم را یادآوری می‌کردند، و این موضوع باعث تغییر طرح اولیه می‌شد. و آخرين عمليات فكر كردن درباره محفظه بود، محفظه كوچك پروژه، مثل آپارتمان، بخش ضرورى طرح اصلى است. و بهمين خاطر فكر كردم، بهترين جهت‌‌ در آب و هواى مديترانه‌‌اى براى يك آپارتمان چيست؟ و آن شمال- جنوب است، زيرا اختلاف دمايى را در بين هر دو طرفين خانه و سپس سيستم تهويه طبيعى را ايجاد مى‌‌كند. بنابرايم ما طرحى را همپوشانى مى‌‌كنيم كه مطمئن شويم بيشتر آپارتمانها كاملاً در آن جهت قرار گرفته‌‌اند.
و اين نتيجه‌‌اى است كه تقريباً شبيه تركيبى از مجتمع های اروپايى و شهرى عربى ميماند. داراى اين سه بلوك همراه با محوطه است، و بعد در طبقه همكف شما همه اين ارتباطها را براى پياده‌‌ روها داريد. و همينطور پاسخگوى مقررات محلى است كه تراكم زيادترى را در طبقات بالاتر و تراكم كمترى را در طبقه همكف ايجاد مى‌‌كند. و همچنين اين ايده دروازه‌‌ها را تقويت مى‌‌كند. حجم داراى اين شكل متصل كننده است كه خودش را با سه نوع مختلف از آپارتمانها سايه‌دار كرده و همچنين اجازه وارد شدن نور به داخل طبقه همكف را در همسايگى متراكم مى‌‌دهد و در محوطه‌‌ها امكانات متفاوتى وجود دارد،
از قبيل باشگاه ورزشى و آمادگى و در مجاورت، مجموعه‌‌اى از فضاهاى تجارى كه فعاليت را به طبقه همكف مي آورند. پشت بام، كه فضاى دلخواه من در پروژه است تقريباً مثل برگردان فضايى به جامعه ميماند كه به سبب ساخت و ساز از آن گرفته شده است. و آن جاييست كه همه همسايه‌‌ها مى‌‌توانند بالا بروند و معاشرت كنند، و فعاليتهايى از قبيل دو صبحگاهى به مسافت دو كيلومتر را انجام دهند، با پریدن از ساختمانی به ساختمان دیگر. اين دو مثال، رويكرد مشتركى در فرايند طراحى دارند. و همچنين، آنها در كشورهاي در حال رشدی هستند كه در آنها شاهد رشد شهرها در معناى واقعى كلمه هستید. در اين شهرها، تاثير معمارى در زندگيهاى امروزه و فرداى آدمها
جوامع محلى و اقتصادها را با همان سرعتى كه ساختمانها رشد مى‌‌كنند، تغيير مى‌‌دهد. بهمین خاطر، من حتی اهمیت بیشتری برای دیدن معماری در یافتن راه‌حلهای ساده اما با هزینه مناسب می‌بینم كه رابطه بين جامعه و محيط را گسترش مى‌‌دهد و هدف آن متصل کردن طبیعت به آدمهاست. بسيار زياد از شما سپاسگزارم. (تشويق)
My work focuses on the connection of both thinking about our community life being part of the environment where architecture grows from the natural local conditions and traditions. Today I brought two recent projects as an example of this. Both projects are in emerging countries, one in Ethiopia and another one in Tunisia. And also they have in common that the different analyses from different perspectives becomes an essential part of the final piece of architecture. The first example started with an invitation
to design a multistory shopping mall in Ethiopia's capital city Addis Ababa. And this is the type of building we were shown as an example, to my team and myself, of what we had to design. At first, the first thing I thought was, I want to run away. (Laughter) After seeing a few of these buildings -- there are many in the city -- we realized that they have three very big points. First, these buildings, they are almost empty because they have very large shops where people cannot afford to buy things.
Second, they need tons of energy to perform because of the skin treatment with glass that creates heat in the inside, and then you need a lot of cooling. In a city where this shouldn't happen because they have really mild weather that ranges from 20 to 25 degrees the whole year. And third is that their image has nothing to do with Africa and with Ethiopia. It is a pity in a place that has such rich culture and traditions. Also during our first visit to Ethiopia, I was really captivated by the old merkato that is this open-air structure
where thousands of people, they go and buy things every day from small vendors. And also it has this idea of the public space that uses the outdoors to create activity. So I thought, this is what I really want to design, not a shopping mall. But the question was how we could do a multistory, contemporary building with these principles. The next challenge was when we looked at the site, that is, in a really growing area of the city, where most of these buildings that you see in the image, they were not there. And it's also between two parallel streets
that don't have any connection for hundreds of meters. So the first thing we did was to create a connection between these two streets, putting all the entrances of the building. And this extends with an inclined atrium that creates an open-air space in the building that self-protects itself with its own shape from the sun and the rain. And around this void we placed this idea of the market with small shops, that change in each floor because of the shape of the void. I also thought, how to close the building? And I really wanted to find a solution
that would respond to the local climate conditions. And I started thinking about the textile like a shell made of concrete with perforations that would let the air in, and also the light, but in a filtered way. And then the inspiration came from these beautiful patterns of the Ethiopian women's dresses. That they have fractal geometry properties and this helped me to shape the whole facade. And we are building that with these small prefabricated pieces that are the windows that let the air and the light in a controlled way inside the building.
And this is complemented by these small colored glasses that use the light from the inside of the building to light up the building at night. With these ideas it was not easy first to convince the developers because they were like, "This is not a shopping mall. We didn't ask for that." But then we all realized that this idea of the market happened to be a lot more profitable than the idea of the shopping mall because basically they had more shops to sell. And also that the idea of the facade was much, much cheaper, not only because of the material compared with the glass, but also because we didn't need to have air conditioning anymore.
So we created some budget savings that we used to implement the project. And the first implementation was to think about how we could make the building self-sufficient in terms of energy in a city that has electricity cuts almost every day. So we created a huge asset by placing photovoltaics there on the roof. And then under those panels we thought about the roof like a new public space with gathering areas and bars that would create this urban oasis. And these porches on the roof, all together they collect the water to reuse for sanitation on the inside. Hopefully by the beginning of next year, because we are already on the fifth floor of the construction.
The second example is a master plan of 2,000 apartments and facilities in the city of Tunis. And for doing such a big project, the biggest project I've ever designed, I really needed to understand the city of Tunis, but also its surroundings and the tradition and culture. During that analysis I paid special attention to the medina that is this 1,000-year-old structure that used to be closed by a wall, opened by twelve different gates, connected by almost straight lines. When I went to the site, the first design operation we did was to extend the existing streets, creating 12 initial blocks similar in size and characteristics to the ones we have in Barcelona
and other cities in Europe with these courtyards. On top of that, we selected some strategic points reminded of this idea of the gates and connecting them by straight lines, and this modified this initial pattern. And the last operation was to think about the cell, the small cell of the project, like the apartment, as an essential part of the master plan. And for that I thought, what would be the best orientation in the Mediterranean climate for an apartment? And it's north-south, because it creates a thermal difference between both sides of the house and then a natural ventilation. So we overlap a pattern that makes sure that most of the apartments
are perfectly oriented in that direction. And this is the result that is almost like a combination of the European block and the Arab city. It has these blocks with courtyards, and then on the ground floor you have all these connections for the pedestrians. And also it responds to the local regulations that establish a higher density on the upper levels and a lower density on the ground floor. And it also reinforces this idea of the gates. The volume has this connecting shape that shades itself with three different types of apartments and also lets the light go on the ground floor in a very dense neighborhood
And in the courtyards there are the different facilities, such as a gym and a kindergarten and close by, a series of commercial [spaces] that bring activity to the ground floor. The roof, which is my favorite space of the project is almost like giving back to the community the space taken by the construction. And it's where all the neighbors, they can go up and socialize, and do activities such as having a two-kilometer run in the morning, jumping from one building to another. These two examples, they have a common approach in the design process. And also, they are in emerging countries where you can see
the cities literally growing. In these cities, the impact of architecture in people's lives of today and tomorrow changes the local communities and economies at the same speed as the buildings grow. For this reason, I see even more importance to look at architecture finding simple but affordable solutions that enhance the relationship between the community and the environment and that aim to connect nature and people. Thank you very much. (Applause)