021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

کلمات جدید زیبا برای شرح احساسات مبهم

John Koenig

Beautiful new words to describe obscure emotions

جان کوئنیگ عاشق این است که کلماتی پبدا کند که احساسات مبهم ما را شرح دهد مثل کلمه "لاکسیزم" ،به معنی "میل به فاجعه" و کلمه "سوندر" به معنی "فهمیدن اینکه زندگی همه به پیچیدگی و ناشناختگی زندگی خودمان است." در این سخنرانی او در رابطه با معنی که ما به کلمات می‌دهیم و چطور این معنی ها به ما محکم می‌چسبند، صحبت می‌کند.


تگ های مرتبط :

زیبایی, نوآوری, بشریت
امروز میخواهم درباره معنی کلمات صحبت کنم. چگونه تعریفشان میکنیم و چگونه انها، تقریبا مثل یک عکس العمل، ما را تعریف میکنند. زبان انگلیسی، مثل یک اسفنجِ عالی است. من عاشق زبان انگلیسی ام و خوشحالم که به انگلیسی حرف میزنم. با این وجود، نقطه ضعف‌های بسیاری وجود دارد. در یونانی، کلمه ای هست، "لاکسیزم" به معنی "میل شدید به فاجعه". میدونید، وقتی شما یک توقان در افق می‌بینید و بعد شما خودتان را پشتیبان طوقان می‌یابید در "ماندرین" کلمه ای دارند "یو یی" -- که من آن را درست تلفظ نمی‌کنم --
که به‌ معنی "دوباره، اشتیاق به احساس شدید به روشی که شما در دوران کودکی انجام می دادید، است." در لهستانی کلمه ای هست، "ژوسکا" که به معنی گونه ای از گفتگو فرضی است که شما در سر خود به صورت ناخودآگاه آن‌ها را به وجود می‌آورید. و در نهایت، در آلمانی، البته که آلمانی، کلمه ای دارند "زِیل اِشمِرتز" که به معنی، "وحشت از به دست آوردن چیزیست که میخواهید." (خنده حضار) در نهایت برای به‌پایان رساندن یک رویایی طولانی. من خودم آلمانی هستم، پس دقیق می‌دانم که چه حسی دارد. حالا، مطمئن نیستم که کدام یک از این کلمات را استفاده کنم در مواجهه با روزم،
ولی واقعا خوشحالم که وجود دارند. ولی تمام دلیلی که وجود دارند این است که من آنها را از خودم درآوردم. من نویسنده "لغت نامه غم‌های مبهم" هستم. که در هفت سال گذشته آن را می‌نوشته ام. و تمام هدف پروژه این است که حفره های زبانی برای بیان احساسات را پیدا کند و تلاش کند که آن ایرادات را برطرف نماید. که ما راهی برای صحبت درباره تمام آن لغزش های انسانی داشته باشیم. و خصوصیات عجیب‌ وغریب وضعیت انسانی که همه حس می‌کنیم، اما شاید نخواهیم درباره اش صحبت کنیم چون کلمات (مناسب) را نداریم که (درباره شان) صحبت کنیم. و تقریبا در اواسط پروژه بودیم که،
من کلمه "ساندر" را تعریف کردم، این ایده که ما همه فکر می‌کنیم که خودمان نقش اصلی هستیم، و بقیه فقط (چیزهایی) اضافه هستند. و در حقیقت، ما همه شخصیت اصلی هستیم. و خود شما یک شخص اضافه در داستان شخص دیگری هستید. و به محض اینکه من آن‌ را منتشر کردم، پاسخ های زیادی از مردم دریافت کردم که می‌گفتند: "ممنونم که به چیزی که تمام عمرم حس می‌کردم ولی کلمه ای برای توصیفش نبود، اسم دادی." پس این کلمه کمک کرد که کمتر احساس تنهایی کنند. این قدرت کلمات است، که کاری کند کمتر احساس تنهایی کنیم. و زمان زیادی بعد آن نبود
که من فهمیدم "ساندر" در گفتگوهای آنلاین (این کلمه) بصورت جدی استفاده میشود. و مدت کمی بعد از آن بود که عملاً فهمیدم، کنار خودم در یک گفتگو واقعی از شخصی شنیدم. هیچ احساسی عجیب تر از این نیست که کلمه ای را بسازید و ببینیدش که در ذهن شخص دیگری برای خودش باشد. هنوز کلمه ای برای آن ندارم، ولی پیدا میکنم. (خنده حضار) دارم رویش کار میکنم. شروع کردم به فکر کردن که چه چیز کلمه را واقعی می‌کند، چون افراد بسیاری از من می‌پرسند، معمول‌ترین چیزی که از مردم گرفتم این بود، "خب،این کلمات من درآوردی است؟ من واقعا نمیفهمم."
و من واقعا نمیدونم که چی باید بگویم. وقتیکه "ساندر" شروع به استفاده شدن کرد، من کی هستم که بگویم چه کلماتی واقعی هستند و کدام نیستند. و من احساسی مانند استیو جابز داشتم که ظهورش را اینگونه توصیف کرد وقتی فهمید که بیشتر ما، در طول روز، فقط تلاش میکنیم که زیاد انرژی نگذاریم و فقط یک جوری با چیزها کنار بیاییم. ولی یک دفعه شما میفهمید که آن آدم ها که این دنیا به دست آدم های باهوش تر از شما ساخته نشده، میتوانید موانع رو رد کنید و بهشان دست بزنید حتا دستای خودتان را ورا آن بگذارید و بفهمید که شما قدرت تغییر آن را دارید.
و وقتی مردم از من میپرسند، "آیا این کلمات واقعی هستند؟" من جواب های مختلفی دارم که امتحانشان کردم. بعضی معنی دارند. بعضی نه. اما یکی که امتحان کردم این بود: "خب،کلمه واقعی است وقتی که ما بخواهیم وافعی باشد." همانطورکه این مسیر واقعی است چون مردم میخواهند آنجا باشد. (خنده حضار) در دانشکده ها همیشه اتفاق می افتد. به آن "راه مقصود" میگویند. (خنده حضار) اما بعد تصمیم گرفتم، آنچه که مردم واقعا میپرسند وقتی که از واقعی بودن یک کلمه میپرسند، در اصل دارند میپرسند، "خب،به چه تعداد ذهن به وسیله این میتوانم دسترسی پیدا کنم؟"
چون فکر میکنم این دید بسیاری از ما به زبان است. کلمه اساسا یک کلید است که ما را به ذهن افراد خاصی میبرد. و اگر ما را به یک ذهن ببرد، واقعا ارزش ندارد، ارزش دانستن ندارد. دو ذهن، بستگی دارد که چه‌کسی باشند. یک میلیون ذهن، خب الان داریم صحبت میکنیم. و خب کلمه واقعی آنیست که به تعداد زیادی از ذهن‌ها به وسیله‌اش دسترسی پیدا کنید. این چیزیست که آن را برای دانستن ارزشمند میکند. واقعی ترین کلمه با تعریف فوق این است: [اُکِی] این است. واقعی‌ترین کلمه ای که داریم.
این نزدیک ترین چیزی است که به شاه کلید داریم. این معمول ترین کلمه‌ای است که در دنیا فهمیده میشود، مهم نیست کجا باشید. مشکل آن این است، که به نظر میرسد هیچکس نداند، که این دوحرف نشانه چیست. (خنده حضار) که عجیب است،درسته؟ حدس میزنم ممکنه نوشتار غلطی از"all correct" باشد یا "old kinderhook" هیچکس به نظر نمی‌آید بداند، اما حقیقت اینکه، مهم نیست درمورد چگونگی معنی دادن کلمات، صحبت بکنیم. معنی در خود کلمات نیست. ما خودمان به آنها معنی می‌دهیم. و فکر میکنم، وقتی که دنبال معنی در زندگیمان هستیم،
و دنبال معنی زندگی، فکر میکنم کلمات به آن مربوط هستند. و فکر میکنم اگر دنبال معنی چیزی هستید، لغت نامه جای مناسبی برای شروع است. ایجاد حس نظم میکند در کائنات بی نظم. دید ما به چیزها بسیار محدود است پس باید از طرح‌ها و کوتاه نویسی کمک بگیریم و تلاش کنیم تا راهی برای تفسیر آن پیدا کنیم. و بتوانیم در روزمان پیشرفت کنیم. ما کلماتی را نیاز داریم که ما را در برگیرند، تا خودمان را شرح دهیم. و فکر میکنم بسیاری از ما گیر کرده‌ایم در شیوه استفاده از این کلمات.
ما فراموش کردیم که کلمات ساخته شده اند. فقط کلمات من نه، همه کلمات ساخته شده اند، ولی همه معنی نمی‌دهند. ما به گونه ای در واژگان‌مان گیر افتاده‌ایم آن الزاما ما را با افرادی که شبیه ما نیستند، مرتبط نمیکند. و خب فکر میکنم که ما داریم از هم دور میشویم هرسال بیشتر (از سال قبل) ، هرچقدر که کلمات را بیشتر جدی بگیریم. چون یادتان باشد، کلمات واقعی نیستند. آنها معنی ندارند، ما داریم. و میخواهم با خواندن نوشته‌ای سخنرانی را به‌پایان برسانم از یکی از فیلسوف‌های محبوبم، بیل واترسن که "(کمیک های داستانی) کالوین و هابز" را ساخته است
او گفت، ساختن زندگی ای که ارزش های شما را انعکاس دهد و روحتان را راضی کند یک دستاورد نادری است. اختراع معنی زندگی برای خودتان آسان نیست، ولی هنوز اجازه داده شده، و فکر میکنم با این مشکل خوشحال‌تر خواهید بود" ممنون. (تشویق)
Today I want to talk about the meaning of words, how we define them and how they, almost as revenge, define us. The English language is a magnificent sponge. I love the English language. I'm glad that I speak it. But for all that, it has a lot of holes. In Greek, there's a word, "lachesism" which is the hunger for disaster. You know, when you see a thunderstorm on the horizon and you just find yourself rooting for the storm. In Mandarin, they have a word "yù yī" -- I'm not pronouncing that correctly --
which means the longing to feel intensely again the way you did when you were a kid. In Polish, they have a word "jouska" which is the kind of hypothetical conversation that you compulsively play out in your head. And finally, in German, of course in German, they have a word called "zielschmerz" which is the dread of getting what you want. (Laughter) Finally fulfilling a lifelong dream. I'm German myself, so I know exactly what that feels like. Now, I'm not sure if I would use any of these words as I go about my day,
but I'm really glad they exist. But the only reason they exist is because I made them up. I am the author of "The Dictionary of Obscure Sorrows," which I've been writing for the last seven years. And the whole mission of the project is to find holes in the language of emotion and try to fill them so that we have a way of talking about all those human peccadilloes and quirks of the human condition that we all feel but may not think to talk about because we don't have the words to do it. And about halfway through this project,
I defined "sonder," the idea that we all think of ourselves as the main character and everyone else is just extras. But in reality, we're all the main character, and you yourself are an extra in someone else's story. And so as soon as I published that, I got a lot of response from people saying, "Thank you for giving voice to something I had felt all my life but there was no word for that." So it made them feel less alone. That's the power of words, to make us feel less alone. And it was not long after that
that I started to notice sonder being used earnestly in conversations online, and not long after I actually noticed it, I caught it next to me in an actual conversation in person. There is no stranger feeling than making up a word and then seeing it take on a mind of its own. I don't have a word for that yet, but I will. (Laughter) I'm working on it. I started to think about what makes words real, because a lot of people ask me, the most common thing I got from people is, "Well, are these words made up? I don't really understand."
And I didn't really know what to tell them because once sonder started to take off, who am I to say what words are real and what aren't. And so I sort of felt like Steve Jobs, who described his epiphany as when he realized that most of us, as we go through the day, we just try to avoid bouncing against the walls too much and just sort of get on with things. But once you realize that people -- that this world was built by people no smarter than you, then you can reach out and touch those walls and even put your hand through them and realize that you have the power to change it.
And when people ask me, "Are these words real?" I had a variety of answers that I tried out. Some of them made sense. Some of them didn't. But one of them I tried out was, "Well, a word is real if you want it to be real." The way that this path is real because people wanted it to be there. (Laughter) It happens on college campuses all the time. It's called a "desire path." (Laughter) But then I decided, what people are really asking when they're asking if a word is real, they're really asking, "Well, how many brains will this give me access to?"
Because I think that's a lot of how we look at language. A word is essentially a key that gets us into certain people's heads. And if it gets us into one brain, it's not really worth it, not really worth knowing. Two brains, eh, it depends on who it is. A million brains, OK, now we're talking. And so a real word is one that gets you access to as many brains as you can. That's what makes it worth knowing. Incidentally, the realest word of all by this measure is this. [O.K.] That's it.
The realest word we have. That is the closest thing we have to a master key. That's the most commonly understood word in the world, no matter where you are. The problem with that is, no one seems to know what those two letters stand for. (Laughter) Which is kind of weird, right? I mean, it could be a misspelling of "all correct," I guess, or "old kinderhook." No one really seems to know, but the fact that it doesn't matter says something about how we add meaning to words. The meaning is not in the words themselves.
We're the ones that pour ourselves into it. And I think, when we're all searching for meaning in our lives, and searching for the meaning of life, I think words have something to do with that. And I think if you're looking for the meaning of something, the dictionary is a decent place to start. It brings a sense of order to a very chaotic universe. Our view of things is so limited that we have to come up with patterns and shorthands and try to figure out a way to interpret it and be able to get on with our day. We need words to contain us, to define ourselves.
I think a lot of us feel boxed in by how we use these words. We forget that words are made up. It's not just my words. All words are made up, but not all of them mean something. We're all just sort of trapped in our own lexicons that don't necessarily correlate with people who aren't already like us, and so I think I feel us drifting apart a little more every year, the more seriously we take words. Because remember, words are not real. They don't have meaning. We do. And I'd like to leave you with a reading from one of my favorite philosophers,
Bill Watterson, who created "Calvin and Hobbes." He said, "Creating a life that reflects your values and satisfies your soul is a rare achievement. To invent your own life's meaning is not easy, but it is still allowed, and I think you'll be happier for the trouble." Thank you. (Applause)