021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

ساختمان هایی که طبیعت و مردم را در هم می آمیزند

Jeanne Gang

Buildings that blend nature and city

A skyscraper that channels the breeze ... a building that creates community around a hearth ... Jeanne Gang uses architecture to build relationships. In this engaging tour of her work, Gang invites us into buildings large and small, from a surprising local community center to a landmark Chicago skyscraper. "Through architecture, we can do much more than create buildings," she says. "We can help steady this planet we all share."


تگ های مرتبط :

Architecture, Community, Nature
من سازنده ارتباطات هستم. وقتی که به سازنده ارتباطات فکر میکنید، بطور خودکار به یاد "معمار" نمیافتید؟ احتمالا نه. چراکه اغلب مردم فکرمیکنند معمارها ساختمانها و شهرها را طراحی میکنند، اما آنچه که ما واقعا طراحی میکنیم ارتباطات است، چون شهرها درباره مردم است. مکانهایی هست که مردم برای هر نوع تبادلی گرد هم جمع میشوند. و علاوه براین، چشم اندازهای افق هم محل سکونت شهری بسیار خاصی اند. با حشرات، گیاهان و حیوانات خاص خود، و حتی آب و هوای ویژه خود. اما امروزه، محل های سکونت شهری از تعادل خارج شده اند.
تغییرات آب و هوایی، همراه با مشکلات سیاسی و اقتصادی، درحال تاثیرگذاری اند؛ درحال افزایش اند و شهرها و ما، مردمی که در آن زندگی میکنیم، را به هم میریزند. در نظر من، شاخه بوم شناسی بینش مهمی به ارمغان آورده، چراکه بوم شناسان تنها به گونه ها بصورت انفرادی توجه نمیکنند، آنها به ارتباطات بین جانداران توجه میکنند و به محیط اطراف آنها. به چگونگی ارتباط تمامی قسمت های متمایز اکوسیستم به هم توجه میکنند، و در واقع این تعادل، این شبکه زندگی هست که باعث بقا میشود. تیم من و من درگیر اعمال این بینش از بوم شناسی به معماری هستیم تا ببینیم که فضای فیزیکی چگونه میتواند کمک کند تا ارتباطات قویتری بسازیم.
پروژه ای که امروز می خواهم به شما نمایش دهم از ایده ی ساخت ارتباطات به عنوان محرک اصلی طراحی استفاده میکند. منظورم را با این مثال نشان میدهم. اخیرا، از ما خواسته شد تا مرکزی برای رهبری عدالت اجتماعی طراحی کنیم به اسم مرکز آرکِس(Arcus). از ما ساختمانی خواستند که بتواند موانع سنتی میان گروه های مختلف را از میان بردارد و بدین منظور، فرصتهایی برای مکالمات معنی دار در رابطه با عدالت اجتماعی بیافریند. دانش آموزان مکانی برای تبادلات فرهنگی میخواستند. آنها فکر کردند که مکانی برای آماده سازی غذای دست جمعی میتواند اینکار را انجام دهد. و آنها خواستار این بودند که از جامعه بیرون استقبال کنند.
به نظر آنها یک آتشگاه میتوانست مردم را به داخل جذب کند و کمک به شروع مکالمه کند. و همگی میخواستند فعالیت برای عدالت اجتماعی برای دنیای بیرون نمایان و آشکار باشد. برای چنین مکانی واقعا نمونه قبلی وجود نداشت، پس ما سراسرجهان را گشتیم و مثالهایی پیدا کردیم از محلهای ملاقات جامعه . اینها محلهایی هستند که ارتباطات ویژه ای میان مردم برقرار است، مانند این مورد در مالی، جاییکه بزرگترها در آن گرد هم جمع میشوند. سقف کوتاه همه را به نشستن و قرارگیری در سطح چشمها وامیدارد. این بسیار در راستای تساوی انسان ها است. منظورم اینه که، شما نمیتوانید بایستید و جلسه را دست بگیرید.
یا اینکه سرتان به سقف میخورد. (خنده) در محلهای ملاقات، همیشه یک مکان مرکزی وجود دارد که میتوانید دوریک دایره بنشینید و همدیگر را ببینید. پس ما هم مکانی مشابه آن درست در وسط مرکز آرکِس ساختیم. وآن را با آتشگاه و آشپزخانه تکمیل کردیم. تقریبا کار سختی است که بتوان در چنین ساختمانی یک آشپزخانه و آتشگاه با کدهای ساختمانی قرار داد. اما ازنظرمفهوم خیلی اهمیت داشت، و ما هم آن را به انجام رساندیم. و حالا فضای مرکزی به عنوان گردهمایی های اجتماعی استفاده میشود و مکانی برای ملاقات تک تک افراد برای اولین بار. تقریبا شبیه این تقاطع سه راه است
که تشویق میکند که به مردم برخورد کنی و یک مکالمه را شروع کنی. الان همیشه میتونید از آشپزخانه بگذرید و شاهد تکاپو باشید. میتونید کنار آتش بنشینید و داستان به اشتراک بگذارید. میتونید در گروه های بزرگ یا کوچک با هم درس بخوانید. چراکه معماری این فرصتها را فراهم میکند. حتی ساخت و سازدرباره ی ارتباطات است. بنا از تکه های چوب ساخته شده است، که از قطعه های چوب به روشی که از آجر استفاده میکنید، استفاده میشود. فناوری بسیار ساده ای دارد و راحت انجام میشود وهرکسی می تواند آن را انجام دهد-- و این همان منظور اصلی است. عمل ساخت و ساز یک فعالیت اجتماعی است.
و همینطور برای سیاره زمین هم خوب است: درختها وقتی در حال رشد هستند کربن را جذب میکنند، و اکسیژن آزاد میکنند، و اکنون کربن در دیواره ها حبس شده است و به اتمسفر آزاد نمیشود. بنابراین ساختن دیوارها معادل خارج کردن ماشینها از خیابان است. ما روش ساخت را انتخاب میکنیم چون مردم را به هم و به محیط اطراف مرتبط میکند. اما آیا دارد جواب میدهد؟ آیا دارد روابط را میسازد و آنها را پرورش میدهد؟ چطور میتوانیم این را بفهمیم؟ خب، مردم بیشتری دارند به اینجا میایند، و بخاطر صحبتهای کنار آتش
و یک تقویم کامل برنامه ریزی، مردم برای عضویت در آرکِس دارند درخواست میدهند. در حقیقت، کاربردهای عضویت آرکِس از زمانی که افتتاح شده، ده برابر شده است. دارد جواب میدهد. دارد مردم را دور هم جمع میکند. خب من نشان دادم که معماری چگونه میتواند مردم را به هم مرتبط کند در مقیاس چنین محوطه ی افقی. اما ما به این فکر افتادیم که آیا ارتباطات اجتماعی را بتوان گسترش داد -- یا ترجیحا، بطرف بالا -- در ساختمانهای بلند. ماهیت ساختمانهای بلند لزوما به ساختمانهای اجتماعی معطوف نمیشود. میتوانند منزوی و درونگرا بنظر برسند. شما ممکنه مردم را فقط حین سواری های ناخوشایند آسانسور ببینید. اما در تعدادی از شهرهای بزرگ، من ساختمانهای بلندی را طراحی کرده ام
که بر اساس ساخت ارتباطات میان مردم بنا شده اند. این آکوا(Aqua) است. این یک ساختمان بلند مسکونی در شیکاگو است که برای متخصصین شهری جوان و والدین تنها منظور شده است، که بسیاری از آنها تازه به شهر آمده اند. با بیشتر از ۷۰۰ آپارتمان، هدف این بود که آیا میتوانیم از معماری استفاده کنیم تا به مردم کمک کنیم همسایه هایشان را بشناسند، حتی زمانی که خانه های آنها بصورت عمودی سازمان بندی شده است. پس ما راهی ابداع کردیم تا از بالکن ها بعنوان رابط اجتماعی جدید استفاده کنیم. شکل قطعه های کف بمیزان کمی شیب و انتقال پیدا میکند همینطور که از برج بالا میروید. نتیجه این است که میتوانید در واقع مردم را
از بالکنتان ببینید. این بالکن ها بد نشان داده شده اند. میتوانید خم شوید و بگید، "هِی !" درست همانطور که ازیک طرف حیاط پشتی به طرف دیگر میتوانید انجام دهید. برای اینکه بالکن ها برای مدت طولانی تری در طول سال راحت تر بشوند، ما با شبیه سازی های دیجیتالی باد را مطالعه کردیم به اینصورت که شکل بالکن ها باد را میشکند و جریان باد را مغشوش میکند و بالکن ها را راحت تر و کمتر بادخیز میکند. الان، فقط با رفتن به بالکن تان یا به تراس طبقه سوم، میتوانید با محیط بیرون مرتبط باشید،
حتی وقتی خیلی از سطح زمین بالاتر هستید. بنابراین ساختمان عامل ایجاد اجتماع درون ساختمان و همینطور همزمان در شهر میشود. دارد جواب میدهد. و مردم دارند همدیگر را در سطح ساختمان ملاقات میکنند و ما شنیده ایم -- (خنده) آنها حتی دارند شروع میکنند که بعنوان زوج کنارهم قرار بگیرند. اما علاوه بر روابط عاشقانه، ساختمان اثر اجتماعی مثبتی بر جامعه دارد. به عنوان سند و مدرک مردم با هم گروه هایی را تشکیل دارند میدهند و پروژه های بزرگی را با هم شروع میکنند، مانند باغچه انجمن ارگانیک در تراس واقع در سقف ساختمان.
خب من نشان داده ام که ساختمان های بلند چگونه میتوانند رابط های اجتماعی باشند، اما درباره ی معماری عمومی چطور؟ چگونه میتوانیم همبستگی اجتماعی بهتری در ساختمانهای عمومی و فضاهای مدنی ایجاد کنیم و چرا این مورد حائز اهمیت است؟ معماری عمومی آنقدر موفق نخواهد بود اگر از بالا به پایین بیاید. حدود ۱۵ سال پیش در شیکاگو، شروع کردند تا پایگاه های پلیس را جایگزین کنند، و این مدل یکسان را در سرتا سر شهر ساختند. و با وجود اینکه قصد خوبی داشتند که با همه ی محله ها یکسان رفتار کنند، اهالی محله ها در این روند احساس همبستگی نکردند
یا احساس مالکیت بر این ساختمانها نداشتند. اینکار مساوات بر پایه این احساس بود که همه پایگاه پلیس یکسانی میگیرند، ولی انصاف نبود از این نظر که پاسخگوی نیازهای جداگانه هر محله باشد. و انصاف مسئله کلیدی اینجا است. میدونید، در رشته من، بحث اینجاست که آیا معماری میتوانید کاری انجام بدهد تا ارتباطات اجنماعی را بهبود ببخشد. اما من معتقدم که ما به معماریو تک تک ابزار موجود در جعبه ابزارمان نیاز داریم تا این روابط را بهبود ببخشیم. در امریکا، اصلاحات در خط مشی توصیه میشود تا اعتماد بازسازی شود. اما من و تیمم فکر کردیم
اگر طراحی و یک روند طراحی کامل تر بتواند کمک کند تا مورد مثبتی به این بحث خط مشی اضافه شود. ما حقیقتا از خودمان پرسیدیم: آیا طراحی میتوانید اعتماد را بازسازی کند؟ بنابراین ما سراغ اعضای محله و افسرهای پلیس در نورت لاندل رفتیم؛ محله ای در شیکاگو است که پایگاه پلیس به عنوان یک استحکام نظامی خوفناک منظور شده است و اطراف آن یک پارکینگ است. در نورت لاندل، مردم از پلیس و از رفتن به هرجا نزذیک پایگاه پلیس میترسند، حتی برای اینکه جنایتی را گزارش بدهند. پس ما یک جلسه همفکری ترتیب دادیم که هر دو گروه در آن شرکت کنند،
و ما به این ایده کاملا جدید برای پایگاه پلیس رسیدیم. اسم آن "پایگاه Polis" است. "Polis" یک کلمه ی یونانی است که معنای آن مکانی با حس اجتماع است. بر اساس این ایده است که اگر فرصت برای کنش و واکنش اجتماعی مثبت را میان پلیس و اعضای محله افزایش بدهیم، شما میتوانید آن رابطه را بازسازی کنید و محله را هم همزمان فعال کنید. بجای اینکه پایگاه پلیس مکانی ترسناک باشد، مکان های بسیار فعال در جنبه عمومی پایگاه بدست میاورید -- مکان هایی که جرقه مکالمه میزند، مانند یک سلمونی، کافی شاپ یا همینطور زمین های ورزشی.
پلیسها و بچه ها هردو گفتند که ورزش را دوست دارند. این اطلاعات مستقیما از اعضای محل و افسرهای پلیس بدست آمد. و بعنوان طراح، نقش ما فقط وصل کردن نقطه ها بود و اینکه قدم نخست را پیشنهاد بدهیم. بنابراین به کمک شهر و پارکها، ما توانستیم که بودجه را جمع آوری کنیم و طراحی کنیم و نیمه زمین ورزشی را بسازیم، درست درمحوطه پارک ایستگاه پلیس. این یک شروع است. ولی آیا اعتماد را دارد بازسازی میکند؟ مردم دد نورت لاندل می گویند بچه ها هر روز از زمین استفاده میکنند و حتی مسابقه هایی مانند این مورد که اینجا نمایش داده شده برگزار می کنند،
و هر از چند گاهی یک افسر هم شرکت میکند. اما الان، آنها درون ایستگاه توپ های بسکتبال دارند که بچه ها میتوانند قرض بگیرند. و اخیرا از ما خواسته اند که زمین را گسترش بدهیم و در محوطه یک پارک بسازیم. و والدین مورد بسیار جالبی را گزارش میدهند. قبلا، ترس رفتن به هر جایی نزدیک ایستگاه وجود داشت، اما الان میگویند که یک حسی وجود دارد که این زمین از سایر زمین های دور و اطراف امن تر است، و آنها ترجیح میدهند که بچه هایشان اینجا بازی کنند. بنابراین ممکنه که در آینده، در بخش عمومی ایستگاه، شما برای کوتاهی مو، سری به سلمونی بزنید
یا اتاق اجتماعات را برای یک جشن تولد اجاره کنید یا گواهی رانندگی تان را تجدید کنید یا از دستگاه خودپرداز پول بگیرید میتواند مکانی باشد که همسایه ها همدیگر را ملاقات کنند و افسرها را بشناسند، و برعکس. این یک فانتزی آرمانی نیست. در اینباره است که چگونه طراحی کنید تا اعنماد را بازسازی کنید، روابطی که اعتماد داشته باشیم؟ میدونید، هر شهری پارکها، کتابخانه ها، مدرسه ها و اماکن عمومی دیگری دارد که پتانسیل این را دارند که به عنوان رابط های اجتماعی تصور شوند. اما تغییر تصورات درباره ی ساختمانها برای آینده نیازمند این خواهد بود
که مردمی که آنجا زندگی میکنند مشارکت کنند. مشارکت عمومی میتواند ترسناک باشد، و من هم آن را تجربه کرده ام. اما شاید این بدین خاطر است که در مدرسه معماری، ما واقعا یاد نمیگیریم که چگونه مردم را در امر طراحی درگیر کنیم. ما یاد گرفته ایم که از طراحی مان در برابر انتقاد دفاع کنیم. اما من فکر میکنم که این هم میتواند تغییر کند. پس اگر ما بتوانیم ذهن طراحی را بر ایجاد روابط مثبت و تقویت کننده متمرکز کنیم در معماری و بوسیله ی معماری، من معتقدم که ما میتوانیم خیلی بیشتر از ساخت ساختمانهای منفرد انجام بدهیم. ما میتوانیم استرس و تضاد را در مناطق مسکونی مان کاهش بدهیم.
ما میتوانیم روابط را ایجاد کنیم. میتوانیم این سیاره ای که همگی با هم در آن شریک هستیم را استحکام ببخشیم. میبینید؟ معمارها واقعا سازنده روابط هستند. (خنده) ازتون بسیار متشکرم. (تشویق)
I'm a relationship builder. When you think of a relationship builder, don't you just automatically think "architect?" Probably not. That's because most people think architects design buildings and cities, but what we really design are relationships, because cities are about people. They're places where people come together for all kinds of exchange. And besides, skylines are highly specific urban habitats with their own insects, plants and animals, and even their own weather. But today, urban habitats are out of balance. Climate change, together with political and economic troubles,
are having an impact; they're adding up and stressing out cities and us, the people who live in them. For me, the field of ecology has provided important insight, because ecologists don't just look at individual species on their own, they look at the relationships between living things and their environment. They look at how all the diverse parts of the ecosystem are interconnected, and it's actually this balance, this web of life, that sustains life. My team and I have been applying insights from ecology to architecture to see how physical space can help build stronger relationships. The projects I'm going to show you today
use the idea of building relationships as the key driver for design. Here's an example of what I mean. Recently, we were asked to design a center for social justice leadership called the Arcus Center. They asked us for a building that could break down traditional barriers between different groups and in doing so, create possibilities for meaningful conversations around social justice. The students wanted a place for cultural exchange. They thought a place for preparing food together could do that. And they wanted to be welcoming to the outside community. They thought a fireplace could draw people in
and help start conversations. And everybody wanted the work of social justice to be visible to the outside world. There really wasn't a precedent for this kind of space, so we looked around the globe and found examples of community meeting houses. Community meeting houses are places where there's very specific relationships between people, like this one in Mali, where the elders gather. The low roof keeps everybody seated and at equal eye level. It's very egalitarian. I mean, you can't stand up and take over the meeting.
You'd actually bump your head. (Laughter) In meeting houses, there's always a central space where you can sit around a circle and see each other. So we designed a space just like that right in the middle of the Arcus Center, and we anchored it with a fireplace and a kitchen. It's pretty hard to get a kitchen and a fireplace in a building like this with the building codes, but it was so important to the concept, we got it done. And now the central space works for big social gatherings and a place to meet one-on-one for the very first time.
It's almost like this three-way intersection that encourages bumping into people and starting a conversation. Now you can always pass the kitchen and see something going on. You can sit by the fireplace and share stories. You can study together in big groups or in small ones, because the architecture sets up these opportunities. Even the construction is about building relationships. It's made of cordwood masonry, which is using logs the way you would use bricks. It's super low-tech and easy to do and anyone can do it -- and that's the entire point. The act of making is a social activity.
And it's good for the planet, too: the trees absorbed carbon when they were growing up, and they gave off oxygen, and now that carbon is trapped inside the walls and it's not being released into the atmosphere. So making the walls is equivalent to taking cars right off the road. We chose the building method because it connects people to each other and to the environment. But is it working? Is it creating relationships and nurturing them? How can we know? Well, more and more people are coming here, for one, and as a result of the fireside chats
and a full calendar of programming, people are applying for the Arcus Fellowships. In fact, applications have increased tenfold for the Arcus Fellowship since the building opened. It's working. It's bringing people together. So I've shown how architecture can connect people on this kind of horizontal campus scale. But we wondered if social relationships could be scaled up -- or rather, upward -- in tall buildings. Tall buildings don't necessarily lend themselves to being social buildings. They can seem isolating and inward. You might only see people in those awkward elevator rides.
But in several major cities, I've been designing tall buildings that are based on creating relationships between people. This is Aqua. It's a residential high-rise in Chicago aimed at young urban professionals and empty nesters, many of them new to the city. With over 700 apartments, we wanted to see if we could use architecture to help people get to know their neighbors, even when their homes are organized in the vertical dimension. So we invented a way to use balconies as the new social connectors. The shapes of the floor slabs vary slightly and they transition as you go up the tower.
The result of this is that you can actually see people from your balcony. The balconies are misregistered. You can lean over your balcony and say, "Hey!" just like you would across the backyard. To make the balconies more comfortable for a longer period of time during the year, we studied the wind with digital simulations, so the effect of the balcony shapes breaks up the wind and confuses the wind and makes the balconies more comfortable and less windy. Now, just by being able to go outside on your balcony or on the third floor roof terrace,
you can be connected to the outdoors, even when you're way above the ground plane. So the building acts to create community within the building and the city at the same time. It's working. And people are starting to meet each other on the building surface and we've heard -- (Laughter) they've even starting getting together as couples. But besides romantic relationships, the building has a positive social effect on the community, as evidenced by people starting groups together
and starting big projects together, like this organic community garden on the building's roof terrace. So I've shown how tall buildings can be social connectors, but what about public architecture? How can we create better social cohesion in public buildings and civic spaces, and why is it important? Public architecture is just not as successful if it comes from the top down. About 15 years ago in Chicago, they started to replace old police stations, and they built this identical model all over the city. And even though they had good intentions
of treating all neighborhoods equally, the communities didn't feel invested in the process or feel a sense of ownership of these buildings. It was equality in the sense that everybody gets the same police station, but it wasn't equity in the sense of responding to each community's individual needs. And equity is the key issue here. You know, in my field, there's a debate about whether architecture can even do anything to improve social relationships. But I believe that we need architecture and every tool in our tool kit to improve these relationships.
In the US, policy reforms have been recommended in order to rebuild trust. But my team and I wondered if design and a more inclusive design process could help add something positive to this policy conversation. We asked ourselves simply: Can design help rebuild trust? So we reached out to community members and police officers in North Lawndale; it's a neighborhood in Chicago where the police station is perceived as a scary fortress surrounded by a parking lot. In North Lawndale, people are afraid of police and of going anywhere near the police station,
even to report a crime. So we organized this brainstorming session with both groups participating, and we came up with this whole new idea for the police station. It's called "Polis Station." "Polis" is a Greek word that means a place with a sense of community. It's based on the idea that if you can increase opportunities for positive social interactions between police and community members, you can rebuild that relationship and activate the neighborhood at the same time. Instead of the police station as a scary fortress,
you get highly active spaces on the public side of the station -- places that spark conversation, like a barbershop, a coffee shop or sports courts as well. Both cops and kids said they love sports. These insights came directly from the community members and the police officers themselves, and as designers, our role was just to connect the dots and suggest the first step. So with the help of the city and the parks, we were able to raise funds and design and build a half-court, right on the police station parking lot.
It's a start. But is it rebuilding trust? The people in North Lawndale say the kids are using the courts every day and they even organize tournaments like this one shown here, and once in a while an officer joins in. But now, they even have basketballs inside the station that kids can borrow. And recently they've asked us to expand the courts and build a park on the site. And parents report something astonishing. Before, there was fear of going anywhere the station, and now they say there's a sense that the court is safer than other courts nearby,
and they prefer their kids to play here. So maybe in the future, on the public side of the station, you might be able to drop in for a haircut at the barbershop or reserve the community room for a birthday party or renew your driver's license or get money out of an ATM. It can be a place for neighbors to meet each other and to get to know the officers, and vice versa. This is not a utopian fantasy. It's about how do you design to rebuild trust, trusting relationships? You know, every city has parks, libraries, schools
and other public buildings that have the potential to be reimagined as social connectors. But reimagining the buildings for the future is going to require engaging the people who live there. Engaging the public can be intimidating, and I've felt that, too. But maybe that's because in architecture school, we don't really learn how to engage the public in the act of design. We're taught to defend our design against criticism. But I think that can change, too. So if we can focus the design mind on creating positive, reinforcing relationships in architecture and through architecture,
I believe we can do much more than create individual buildings. We can reduce the stress and the polarization in our urban habitats. We can create relationships. We can help steady this planet we all share. See? Architects really are relationship builders. (Laughter) Thank you very much. (Applause)