021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

با یک مسأله پیچیده مواجه شدی؟ اول به من بگو چطور نان برشته درست می کنی

Tom Wujec

Got a wicked problem? First, tell me how you make toast

Making toast doesn’t sound very complicated -- until someone asks you to draw the process, step by step. Tom Wujec loves asking people and teams to draw how they make toast, because the process reveals unexpected truths about how we can solve our biggest, most complicated problems at work. Learn how to run this exercise yourself, and hear Wujec’s surprising insights from watching thousands of people draw toast.


تگ های مرتبط :

Business, Collaboration, Creativity
چند سال پیش به طور اتفاقی به یک تمرین ساده برخورد کردم که به افراد کمک می کنه که مسأله های پیچیده رو بفهمند و حل کنند، و حل اون مانند بسیاری از مسأله ها، در ابتدا بدیهی و ساده به نظر میاد. اما با یک بررسی عمیق، معلوم میشه که حقایق غیر منتظره ای رو درباره مسیری که ما با هم همکاری می کنیم و مسائل رو درک می کنیم، فاش می کنه. این تمرین سه قسمت داره و با چیزی شروع میشه که همه می دونیم چطور انجام بدیم، اینکه چطور «نان برشته» درست کنیم. تمرین با یک کاغذ سفید، یک ماژیک، و بدون استفاده از کلمات و با نقاشی کردن مراحل تهیه «نان برشته» شروع میشه. خیلی از افراد چیزی شبیه به این رو رسم می کنن.
یک قرص نان رو می کشن، که برش خورده و بعد در تستر قرار میدن، و بعد تستر رو مدتی روشن میگذارن. نان برشته بالا میاد و بفرمایید! بعد از دو دقیقه، نان تست و شادکامی! اکنون، بعد از چند سال، صدها نقاشی از طرز تهیه نان برشته جمع کردم، و بعضی از اونها خیلی خوبن، چون فرآیند درست کردن نان برشته رو کاملا شفاف نمایش میدن. و خوب، برخی هم چندان خوب نیستن، واقعا مزخرفن، چون متوجه نمی شید که چی می خوان بگن. با بررسی دقیق نقاشی ها بعضی ها، برخی از جنبه های درست کردن نان تست را آشکار و برخی را پنهان می کنند. خوب بعضی ها هم هستند که فقط در مورد خود نان برشته هستند، و فقط در رابطه با دگرگونی نان برشته.
و بعضی ها هم فقط در رابطه با دستگاه تستر هستن، و مهندس ها عاشق کشیدن مکانیک قضیه. (خنده حضار) و بعضی ها هم فقط مردم رو نشون میدن. اون ها تلاش دارن تا تجربه افراد رو به نمایش در بیارن. و بعضی ها هم هستن که حلقه های تأمین نان برشته رو نشون میدن مسیری که طی میشه تا نان برشته به فروشگاه برسه. شبکه های حلقه تأمین انتقال و مسیری که از مزرعه و گندم شروع میشه، و یکی هم هست که اونقدر به گذشته بر می گرده که به «بیگ بنگ» میرسه. خوب این دیگه آخرشه! ولی به نظر من کاملا روشنه که هرچند این نقاشی ها شدیدا متفاوت هستن،
از یک جنبه اشتراک دارن، و می خوام بدونم که آیا شما هم می تونید اون رو ببینید. می تونید ببینید؟ چه چیز مشترکی بین اینها وجود داره؟ بیشتر نقاشی ها دارای «گره» و «پیوند» هستن. گره ها نمایانگر اشاء قابل لمس هستن، مثل دستگاه تستر و مردم. و پیوند ها نمایانگر ارتباطی هستن که بین گره ها وجود داره. و با ترکیب گره ها و پیوند هاست که میشه یک سیستم رو مدل سازی کرد، و مدل های ذهنی رو در مورد اینکه به عملکرد هر چیزی چطور فکر می کنیم قابل مشاهده کرد. خوب، این ارزش این نقاشی هاست. چیزی که در مورد این مدل های سیستم جالب توجه هست شیوه ای هست که نقطه نظرات مختلف رو آشکار می کنن.
به عنوان مثال آمریکایی ها نان برشته رو با دستگاه تستر درست می کنن. خوب به نظر واضح میاد. در حالیکه اروپایی ها نان برشته رو توی ماهی تابه درست می کنن، و خیلی از دانشجو ها، این کار رو روی آتش انجام می دن. واقعا این مسأله رو درک نمی کنم. خیلی از دانشجویان MBA این کار رو می کنن. شما می تونید پیچیدگی یک سیستم رو با شمارش تعداد گره ها اندازه گیری کنید. و متوسط ترسیم ها بین ۴ تا ۸ تا گره دارن. کمتر از این مقدار، ترسیم ها غیر قابل اعتنا می شن، ولی سریع میشه منظورشون رو فهمید، و ترسیم های با بیش از ۱۳ گره، حس یک نقشه پیچیده رو به آدم میده. خیلی پیچیده است. خب، محدوده مطلوب بین ۵ و ۱۳ قرار داره.
پس اگر خواستید به شکل بصری با چیزی ارتباط برقرار کنید، سعی کنید بین ۵ تا ۱۳ گره در دیاگرام خود داشته باشید. خوب به هر حال ممکن هست که در رسم کردن مهارت نداشته باشیم، نکته اینجاست که ما به طور غریزی بلد هستیم که چطور چیز های پیچیده رو به چیزهای ساده خرد کنیم، و سپس دوباره اون ها رو کنار هم بگذاریم. پس این واقعیت ما رو می بره به بخش دوم تمرین، که چطور نان برشته درست کنیم، ولی این دفعه با کاغذ استیکر یا بوسیله کارت. خوب، این بار چی میشه؟ با بکارگیری کارت، اکثر افراد به کشیدن شفاف تر و با جزئیات بیشتر، و منطقی تر گره ها گرایش پیدا می کنن. حالا شما می تونید آنالیز اتفاقی که رخ میده رو قدم به قدم ببینید،
و در حالی که افرا مدل رو می سازن، گره ها رو به اطراف حرکت میدن، ومثل قطعات یک لگو، اون ها رو جابجا می کنن. حال، هرچند که این کار ناچیز شمرده بشه، بسیار مهم هست. تکرار سریع فرآیند بیان کردن، بازتاب دادن و تحلیل کردن در حقیقت تنها راهی هست که ما رو به «وضوح» می رسونه. این پایه و اساس فرآیند طراحی هست. و تئوری پردازان سیستمی به ما میگن هرچه قدر اراده داشته باشیم که یک مدل رو بهبود بدیم، راحت تر می تونیم یک ارائه رو تغییر بدیم. اما کاغذهای استیکر فقط متحرک و روان نیستن، بلکه به طور کلی مسیر رو برای ایجاد گره های بیشتر هموار می کنن. ترسیم ها غنی تر میشه.
و ما رو به بخش سوم این تمرین می بره، که نحوه تهیه نان برشته رو رسم کنیم، اما این دفعه به صورت گروهی. خوب، چه اتفاقی می افته؟ خوب، این اتفاق می افته. خیلی درهم و بر هم شروع میشه، و بعد واقعا آشفته میشه، و بعد آشفته تر میشه، اما همینطور که افراد مدل رو تصحیح می کنن گره های بهتر، برجسته تر میشن، و با هر رفت و برگشت، مدل واضح تر میشه چون افراد، ایده هاشون رو روی هم بنا می کنن. چیزی که بیرون میاد، یک مدل منسجم از سیستم هست که گوناگونی دیدگاه تک تک افراد رو در کنار هم جمع می کنه، خوب این یک خروجی کاملا متفاوت
از چیزی هست که در یک جلسه اتفاق می افته. اینطور نیست؟ خوب این ترسیم ها می تونن تعداد ۲۰ گره یا بیشتر رو شامل بشن، ولی به شرکت کنندگان حس یک نقشه شلوغ دست نمیده چون خودشون در ساختن مدل مشارکت کردن. اکنون، چیزی که واقعا جالبه، این هست که گروه ها به طور خود بخودی لایه های یک سازمان رو در نتیجه کارشون به نمایش میگذارن. مثلا، برای رتق و فتق یک تضاد، الگوهای انشعابی و موازی رو اضافه می کنن. اوه! و اگر در طول انجام این کار، همگی کاملا ساکت باشن، این کار رو خیلی بهتر و خیلی سریعتر انجام میدن. واقعا جالبه! صحبت کردن مانع حرکت میشه. خوب، اینجا چندین نکته آموزنده پدیدار میشه.
اول اینکه، ترسیم کردن کمک می کنه که موقعیت ها رو به عنوان سیستم هایی شامل گره ها و پیوند ها درک کنیم. کارت های قابل حرکت مدل های سیستم بهتری ایجاد می کنن، چون می تونیم خیلی روان تر مسأله رو تکرار کنیم. و اینکه کار گروهی مدل های جامع تری ایجاد می کنه زیرا چندین دیدگاه رو با هم ترکیب می کنیم. پس جالب توجهه! وقتی که افراد تحت شرایط درست با هم کار انجام میدن، مدل های گروهی بسیار بهتر از مدل های فردی هست. خوب، این نگرش برای ترسیم نحوه درست کردن نان برشته خوب جواب میده، اما اگر بخواید که یک مسأله مرتبط تر یا عاجل رو رسم کنید چطور؟ مثل دیدگاه سازمانی شما، یا تجربه مشتریان،
یا پایداری بلند مدت؟ یک انقلاب بصری در حال رخ دادن هست همچنان که سازمان های بیشتری مسائل سخت خودشون رو از طریق ترسیم گروهی حل می کنن. و من متقاعد شدم که اونهایی که جهان اطراف خودشون رو به شکل گره ها و پیوند های قابل حرکت می بینن، از بقیه افراد موفق تر هستن. و این کار واقعا ساده است. با یک سوال شروع می کنید، گره ها رو کنار هم جمع می کنید، گره ها رو اصلاح می کنید، این کار رو مجددا تکرار می کنید، اصلاح کردن رو چند بار تکرار می کنید، و الگو ها نمایان میشن. و مسأله برای گروه واضح میشه و شما جواب مسأله رو پیدا کردید. این عمل ساده مصور کردن و تکرار چند باره اون
چند خروجی قابل توجه به وجود میاره. چیزی که واقعا مهمه که بدونیم اینه که جنبه مهم این کار گفت و شنود هست، نه فقط خود مدل که به دست میاریم. و این فریم های مصور می تونن به صد ها یا حتی هزاران گره رشد پیدا کنن. یک مثال بزنم از شرکتی به نام «رودیل». یک شرکت بزرگ انتشارات. اونها یک سال پول زیادی از دست دادن، و تیم اجرایی اون ها به مدت ۳ روز تمام فعالیت های شرکت رو ترسیم کرد. و چیزی که جالب توجه هست اینه که بعد از مصور کردن تمام فرآیند های کسب و کار، فرآیند پشت سر فرآیند، اونها ۵۰ میلیون دلار از در آمدشون رو بازیابی کردن،
و همچنین در نظر مشتریان از رده D به رده A ارتقا پیدا کردن. چرا؟ چونکه یک چیدمان از سوی تیم اجرایی شکل گرفته. خوب من اکنون در یک مأموریت هستم که سازمان ها رو کمک کنم تا مسائل پیچیده شون رو بوسیله تصویر سازی مشارکتی حل کنن، و از طریق وب سایتی که به نام drawtoast.com ایجاد کردم، تعداد زیادی از تجارب موفق رو جمع آوری کردم. بنابراین اونجا یاد می گیرید که چطور یک کارگاه آموزشی راه بندازید، می تونید چیزهای بیشتری در مورد زبان دیداری وساختار گره ها و پیوند ها که میشه در حل مسأبه به کار گرفت، بیاموزید، و مثال ها و الگو های متعددی رو دانلود کنید تا بتونید دشواری هایی رو که در سازمانتون وجود داره، حل کنید.
خوب، این تمرین ناچیز و بدیهی برای رسم فرآیند برشته کردن نان به ما کمک می کنه که شفاف، متعهد و در کنار هم باشیم. پس دفعه آینده که با یک چالش جذاب مواجه میشید، به خاطر بیارید که رسم کردن چه چیزهایی به ما یاد میده. ایده های خودتون رو قابل دیدن، قابل لمس و پر برآیند کنید. این کاری ساده، مفرح و قدرتمنده. و من باور دارم که این ایده ای هست که ارزش جشن گرفتن رو داره. متشکرم. (تشویق حضار)
Some years ago, I stumbled across a simple design exercise that helps people understand and solve complex problems, and like many of these design exercises, it kind of seems trivial at first, but under deep inspection, it turns out that it reveals unexpected truths about the way that we collaborate and make sense of things. The exercise has three parts and begins with something that we all know how to do, which is how to make toast. It begins with a clean sheet of paper, a felt marker, and without using any words, you begin to draw how to make toast.
And most people draw something like this. They draw a loaf of bread, which is sliced, then put into a toaster. The toast is then deposited for some time. It pops up, and then voila! After two minutes, toast and happiness. Now, over the years, I've collected many hundreds of drawings of these toasts, and some of them are very good, because they really illustrate the toast-making process quite clearly. And then there are some that are, well, not so good. They really suck, actually, because you don't know what they're trying to say. Under close inspection, some reveal some aspects of toast-making while hiding others.
So there's some that are all about the toast, and all about the transformation of toast. And there's others that are all about the toaster, and the engineers love to draw the mechanics of this. (Laughter) And then there are others that are about people. It's about visualizing the experience that people have. And then there are others that are about the supply chain of making toast that goes all the way back to the store. It goes through the supply chain networks of teleportation and all the way back to the field and wheat, and one all actually goes all the way back to the Big Bang.
So it's crazy stuff. But I think it's obvious that even though these drawings are really wildly different, they share a common quality, and I'm wondering if you can see it. Do you see it? What's common about these? Most drawings have nodes and links. So nodes represent the tangible objects like the toaster and people, and links represent the connections between the nodes. And it's the combination of links and nodes that produces a full systems model, and it makes our private mental models visible about how we think something works.
So that's the value of these things. What's interesting about these systems models is how they reveal our various points of view. So for example, Americans make toast with a toaster. That seems obvious. Whereas many Europeans make toast with a frying pan, of course, and many students make toast with a fire. I don't really understand this. A lot of MBA students do this. So you can measure the complexity by counting the number of nodes, and the average illustration has between four and eight nodes. Less than that, the drawing seems trivial, but it's quick to understand,
and more than 13, the drawing produces a feeling of map shock. It's too complex. So the sweet spot is between 5 and 13. So if you want to communicate something visually, have between five and 13 nodes in your diagram. So though we may not be skilled at drawing, the point is that we intuitively know how to break down complex things into simple things and then bring them back together again. So this brings us to our second part of the exercise, which is how to make toast, but now with sticky notes or with cards. So what happens then?
Well, with cards, most people tend to draw clear, more detailed, and more logical nodes. You can see the step by step analysis that takes place, and as they build up their model, they move their nodes around, rearranging them like Lego blocks. Now, though this might seem trivial, it's actually really important. This rapid iteration of expressing and then reflecting and analyzing is really the only way in which we get clarity. It's the essence of the design process. And systems theorists do tell us that the ease with which we can change a representation correlates to our willingness to improve the model.
So sticky note systems are not only more fluid, they generally produce way more nodes than static drawings. The drawings are much richer. And this brings us to our third part of the exercise, which is to draw how to make toast, but this time in a group. So what happens then? Well, here's what happens. It starts out messy, and then it gets really messy, and then it gets messier, but as people refine the models, the best nodes become more prominent, and with each iteration, the model becomes clearer because people build on top of each other's ideas.
What emerges is a unified systems model that integrates the diversity of everyone's individual points of view, so that's a really different outcome from what usually happens in meetings, isn't it? So these drawings can contain 20 or more nodes, but participants don't feel map shock because they participate in the building of their models themselves. Now, what's also really interesting, that the groups spontaneously mix and add additional layers of organization to it. To deal with contradictions, for example, they add branching patterns and parallel patterns. Oh, and by the way, if they do it in complete silence,
they do it much better and much more quickly. Really interesting -- talking gets in the way. So here's some key lessons that can emerge from this. First, drawing helps us understand the situations as systems with nodes and their relationships. Movable cards produce better systems models, because we iterate much more fluidly. And then the group notes produce the most comprehensive models because we synthesize several points of view. So that's interesting. When people work together under the right circumstances, group models are much better than individual models.
So this approach works really great for drawing how to make toast, but what if you wanted to draw something more relevant or pressing, like your organizational vision, or customer experience, or long-term sustainability? There's a visual revolution that's taking place as more organizations are addressing their wicked problems by collaboratively drawing them out. And I'm convinced that those who see their world as movable nodes and links really have an edge. And the practice is really pretty simple. You start with a question, you collect the nodes, you refine the nodes, you do it over again,
you refine and refine and refine, and the patterns emerge, and the group gets clarity and you answer the question. So this simple act of visualizing and doing over and over again produces some really remarkable outcomes. What's really important to know is that it's the conversations that are the important aspects, not just the models themselves. And these visual frames of reference can grow to several hundreds or even thousands of nodes. So, one example is from an organization called Rodale. Big publishing company. They lost a bunch of money one year,
and their executive team for three days visualized their entire practice. And what's interesting is that after visualizing the entire business, systems upon systems, they reclaimed 50 million dollars of revenue, and they also moved from a D rating to an A rating from their customers. Why? Because there's alignment from the executive team. So I'm now on a mission to help organizations solve their wicked problems by using collaborative visualization, and on a site that I've produced called drawtoast.com, I've collected a bunch of best practices. and so you can learn how to run a workshop here,
you can learn more about the visual language and the structure of links and nodes that you can apply to general problem-solving, and download examples of various templates for unpacking the thorny problems that we all face in our organizations. So the seemingly trivial design exercise of drawing toast helps us get clear, engaged and aligned. So next time you're confronted with an interesting challenge, remember what design has to teach us. Make your ideas visible, tangible, and consequential. It's simple, it's fun, it's powerful, and I believe it's an idea worth celebrating. Thank you.
(Applause)