021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چگونه به یک رودخانه و شهرم زندگی دوباره بخشیدم

Aziza Chaouni

How I brought a river, and my city, back to life

The Fez River winds through the medina of Fez, Morocco—a mazelike medieval city that's a World Heritage site. Once considered the "soul" of this celebrated city, the river succumbed to sewage and pollution, and in the 1950s was covered over bit by bit until nothing remained. TED Fellow Aziza Chaouni recounts her 20 year effort to restore this river to its former glory, and to transform her city in the process.


تگ های مرتبط :

TED Fellows, Activism, Architecture
امروز مایلم پروژه ای را با شما به اشتراک بگذارم که باعث تغییر در نحوه رویکرد و عملکردم در معماری شد: پروژه احیای رودخانه فاس. زادگاهم شهر فاس در مراکش، که بعنوان یکی از بزرگترین شهرهای قرون وسطایی دیواردار بخود میبالد، و شهر اینطور نامیده میشود، آشیانه کرده در دره رودخانه. کل شهر در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. از ذهه ۱۹۵۰، با افزایش جمعیت شهر، زیربنای شهری ابتدایی از قبیل فاضلاب و فضای سبز باز بسرعت تغییر کرده و تحت فشار زیادی قرار گرفت. یکی از بزرگترین تلفات این موقعیت
رودخانه فاس بود، که شهر را از وسط قطع می کند و برای قرنهای متوالی روح شهر تلقی می شد. در واقع، می توان شاهد حضور شبکه آبی گسترده رودخانه در سراسر شهر بود، در مکانهای خصوصی و فواره های عمومی. متاسفانه، به سبب آلودگی رودخانه، به تدریج تا ۱۹۵۲ روی رودخانه با لایه های بتونی پوشانده شد. ای فرایند زدایش یا خرابی بسیاری از خانه ها در امتداد رودخانه یکی شد تا امکان ورود ماشینها به شبکه پیاده روی باریک شهر میسر گردد.
آن فضاهای شهری متروک بسرعت تبدیل به جای پارک غیرقانونی یا زباله دانی شدند. راستش، وضعیت رودخانه پیش از ورود به شهر کاملا سالم است. آلودگی پیامدهایش را دارد، عمدتا بخاطر فاضلاب تصفیه نشده وپسماندهای شیمیایی ناشی از صنایعی مثل دباغی. بالاخره بجایی رسیدم که دیگر این بی حرمتی به رودخانه بعنوان بخش مهمی از شهرم برایم قابل تحمل نبود، و تصمیم گرفتم دست بکار شوم، بخصوص بعد از این که شنیدم شهر کمک مالی برای منحرف کردن آب فاضلاب و تصفیه آن دریافت کرده است.
به واسطه آب تمیز، ناگهان زدایش رودخانه ممکن شد، با کلی خوش شانسی و راستش یک عالم فشار آوردن. شریکم تاکاکو تایما و من از سوی شهر ماموریت یافتیم تا با تیمی از مهندسین برای زدایش رودخانه کار کنیم. خُب ما زیرکانه مطالبات بیشتری داشتیم: تبدیل کرانه های رودخانه به مسیرهای پیاده روی، و بعد اتصال این مسیرهای پیاده روی به بافت شهری و سرانجام تبدیل آن فضاهای خالی شهری واقع در امتداد کرانه رودخانه به فضاهای عمومی که شهر فاس فاقدش ان بود.
خیلی کوتاه به شما الان دو نمونه از این فضاهای عمومی را نشان می دهم. اولی پلازای رسیف است که در واقع درست در بالای رودخانه قرار گرفته، که از اینجا آن را در قالب خط چین می بینید. این پلازا قبلا کاربریش مرکز تبادل سفر بی نظمی بود که در واقع به یکپارچگی شهری فاس که دارای بزرگترین شبکه پیاده روی در جهان است لطمه وارد می کرد. و درست پشت این پل تاریخی که در اینجا می توانید مشاهده کنید، درست جنب پلازا، می توانید ببینید که رودخانه به رودی از زباله میمانست. در عوض، پیشنهاد ما این بود که پلازا را
تماما کاربری عابر پیاده داشته باشد، و آن را با سایبانهای چرم بازیافت شده بپوشانیم، و آن را به کرانه های رودخانه متصل کنیم. دومین مکان تغییر کاربری یافته هم از این فضاهای متروک شهریست در امتداد رودخانه، و از آن بعنوان پارکینگ غیرقانونی استفاده میشد، و پیشنهاد ما تبدیل آن به نخستین زمین بازی در شهر بود. زمین بازی با استفاده از لاستیکهای بازیافتی ساخته شده و همینطور در آنجا تالابی ساخته شده که نه تنها آب رودخانه را تمیز می کند بلکه همچنین در هنگام وقوع سیلاب از آن نگهداری می کند. با پیشرفت پروژه و چندین جایزه طراحی که دریافت کردیم،
سهامداران جدید مداخله کردند و اهداف پروژه و طرح را تغییر دادند. تنها روش برای قادر بودن در جهت پیشبرد اهداف اصلی پروژه برای ما انجام کار بسیار غیرعادی بود که معماران معمولا انجام نمی دادند. اینکه ما خودخواهیمان در طراحی حس بانی و موسس بودنمان را در این پروژه کنار بگذاریم و عمده تمرکزمان را روی کنشگر بودن گذاشتیم و سعی در جهت ادغام کردن تمامی دستور جلسه های سهامداران و تمرکز بر اهداف اصلی پروژه : که در واقع زدایش رودخانه، تصفیه آب،
و فراهم کردن فضاهای عمومی برای همگان بود. راستش خیلی خوش شانس بودیم، و خیلی از این اهداف به وقوع پیوستند یا در مراحل اتفاق افتادن هستند. همانطور که می توانید در حال حاضر شاهد آن در پلازا رسیف باشید. شش سال قبل اینطور بنظر می رسید. امروز این شکلی شده. هنوز در حال ساخت است، راستش شدیدا از سوی جمعیت بومی مورد استفاده قرار می گیره. و سرانجام، این رسیف پلازا است به هنگام اتمام پروژه. این رودخانه است، که بعنوان زباله دانی استفاده میشد. پس بعد از سالهای زیاد کار کردن،
رودخانه ای با تمیز و زدایش شده از آلاینده ها. و سرانجام،در اینجا وقتی پروژه به اتمام برسد شاهد رودخانه خواهید بود. یقیننا، احیای رودخانه فیض کماکان تغییراتی خواهد داشت و متناسب با چشم انداز سیاسی اجتماعی شهر خواهد شد. اما قویا متعقدیم که با تجسم دوباره نقش و نیوی فعال معماری، ایده اصلی پروژه را به حرکت درآورده ایم؛ که همانا تبدیل رودخانه از فاضلاب به فضای عمومی برای همگان است، بدان وسیله مطمئن می شویم که شهر فیض بعنوان شهر سرزنده برای ساکنانش باقی خواهد ماند
در عوض میراثی مومیایی شده. بسیار سپاسگذارم. (تشویق)
I would like to share with you today a project that has changed how I approach and practice architecture: the Fez River Rehabilitation Project. My hometown of Fez, Morocco, boasts one of the largest walled medieval cities in the world, called the medina, nestled in a river valley. The entire city is a UNESCO World Heritage Site. Since the 1950s, as the population of the medina grew, basic urban infrastructure such as green open spaces and sewage quickly changed and got highly stressed. One of the biggest casualties of the situation
was the Fez River, which bisects the medina in its middle and has been considered for many centuries as the city's very soul. In fact, one can witness the presence of the river's extensive water network all throughout the city, in places such as private and public fountains. Unfortunately, because of the pollution of the river, it has been covered little by little by concrete slabs since 1952. This process of erasure was coupled with the destruction of many houses along the river banks
to be able to make machineries enter the narrow pedestrian network of the medina. Those urban voids quickly became illegal parking or trash yards. Actually, the state of the river before entering the medina is pretty healthy. Then pollution takes its toll, mainly due to untreated sewage and chemical dumping from crafts such as tanning. At some point, I couldn't bear the desecration of the river, such an important part of my city, and I decided to take action,
especially after I heard that the city received a grant to divert sewage water and to treat it. With clean water, suddenly the uncovering of the river became possible, and with luck and actually a lot of pushing, my partner Takako Tajima and I were commissioned by the city to work with a team of engineers to uncover the river. However, we were sneaky, and we proposed more: to convert riverbanks into pedestrian pathways, and then to connect these pathways
back to the city fabric, and finally to convert the urban voids along the riverbanks into public spaces that are lacking in the Medina of Fez. I will show you briefly now two of these public spaces. The first one is the Rcif Plaza, which sits actually right on top of the river, which you can see here in dotted lines. This plaza used to be a chaotic transportation hub that actually compromised the urban integrity of the medina, that has the largest pedestrian network in the world.
And right beyond the historic bridge that you can see here, right next to the plaza, you can see that the river looked like a river of trash. Instead, what we proposed is to make the plaza entirely pedestrian, to cover it with recycled leather canopies, and to connect it to the banks of the river. The second site of intervention is also an urban void along the river banks, and it used to be an illegal parking, and we proposed to transform it into the first playground in the medina.
The playground is constructed using recycled tires and also is coupled with a constructed wetland that not only cleans the water of the river but also retains it when floods occur. As the project progressed and received several design awards, new stakeholders intervened and changed the project goals and design. The only way for us to be able to bring the main goals of the project ahead was for us to do something very unusual that usually architects don't do. It was for us to take our design ego and our sense of authorship
and put it in the backseat and to focus mainly on being activists and on trying to coalesce all of the agendas of stakeholders and focus on the main goals of the project: that is, to uncover the river, treat its water, and provide public spaces for all. We were actually very lucky, and many of those goals happened or are in the process of happening. Like, you can see here in the Rcif Plaza. This is how it looked like about six years ago. This is how it looks like today.
It's still under construction, but actually it is heavily used by the local population. And finally, this is how the Rcif Plaza will look like when the project is completed. This is the river, covered, used as a trash yard. Then after many years of work, the river with clean water, uncovered. And finally, you can see here the river when the project will be completed. So for sure, the Fez River Rehabilitation will keep on changing and adapting to the sociopolitical landscape of the city,
but we strongly believe that by reimagining the role and the agency of the architect, we have set up the core idea of the project into motion; that is, to transform the river from sewage to public space for all, thereby making sure that the city of Fez will remain a living city for its inhabitants rather than a mummified heritage. Thank you very much. (Applause)