021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چطور من یک گیاه کشنده را به تجارتی پر رونق تبدیل کردم

Achenyo Idachaba

How I turned a deadly plant into a thriving business

The water hyacinth may look like a harmless, even beautiful flowering plant -- but it's actually an invasive aquatic weed that clogs waterways, stopping trade, interrupting schooling and disrupting everyday life. In this scourge, green entrepreneur Achenyo Idachaba saw opportunity. Follow her journey as she turns weeds into woven wonders.


تگ های مرتبط :

Africa, Agriculture, Business
به بایِکو خوش آمدید، جامعه‌ای درکنار رودخانه در ایکوردو، لاگوس- یک نمونه از چندین جامعه‌ی کنار رودخانه‌ای در سراسر نیجریه، جوامعی که آبراه‌هایشان به یک علف هرز آبی تهاجمی آلوده شده. جوامعی که اقتصاد معیشتی مردم مختل شده: ماهیگیری، حمل‌ونقل آبی و بازرگانی؛ جوامعی که در آن تولید ماهی نابود شده؛ جوامعی که در آن بچه‌ها نمی‌توانند به مدرسه بروند برای روزها و گاهی هفته‌ها پشت سر هم. کی فکر می‌کرد این گیاه با برگ‌های گرد، ساقه‌های بادکرده و گلهای بنفش چشمگیر می‌تواند باعث چنین ویرانی‌ای در این جوامع شود.
این گیاه به نام سنبل آبی شناخته می‌شود و نام گیاهشناسی آن ایکورنیا کراسیپس است. جالب اینکه در نیجریه، این گیاه با نام‌های دیگر هم شناخته می‌شود، نام‌هایی که با رخدادهای تاریخی و افسانه‌ها ارتباط دارند. در بضی جاها، این گیاه Babangida نام دارد. وقتی می‌شوید Babangida، به یاد ارتش و کودتای نظامی می‌افتید. و فکر می‌کنید: ترس، محدودیت. در قسمت‌هایی از نیجریه در دلتای نیجر، این گیاه به عنوان Abiola شناخته می‌شود. وقتی می‌شنوید Abiola، انتخابات لغو شده را به یاد می‌آورید و فکر می‌کنید: امیدهای از دست رفته. در جنوب غرب نیجریه، این گیاه به عنوان Gbe'borun شناخته می‌شود.
Gbe'borun یک گزاره‌ی یوروبایی است که به «شایعه پراکن» و «خبرکِش» ترجمه می‌شود. وقتی به شایعه پراکن فکر می‌کنید، فکر می‌کنید: تولید سریع، تخریب. و در قسمت‌های ایگالا زبان نیجریه، این گیاه به عنوان Kp'iye Kp'oma شناخته می‌شود. وقتی آن را می‌شنوید به مرگ فکر می‌کنید. ترجمه‌ی واژه به واژه‌ی آن می‌شود «مرگ مادر و کودک» من شخصاً در سال ۲۰۰۹ با این گیاه برخورد داشتم. کمی بعد از آن بود که از آمریکا به نیجریه رفته بودم. از شغلم در یک کمپانی آمریکایی استعفا دادم و تصمیم گرفتم این تیر در تاریکی را رها کنم تیری در تاریکی ناشی از اعتقاد شدید به
اینکه در نیجریه کار زیادی برای انجام دادن هست در حوزه‌ی توسعه‌ی پایدار. پس من در سال ۲۰۰۹ اینجا بودم در واقع آخر ۲۰۰۹ در لاگوس در سومین پل اصلی. و به سمت چپم نگاه کردم و این تصویر شُک کننده را دیدم. تصویری از قایق‌های ماهیگیری که با روکش کلُفتی از سنبل آبی محاصره شده بودند. و چیزی که دیدم برایم دردآور بود چون با خودم فکر کردم «این ماهیگیرهای بیچاره، چطور به کارهای روزانه‌شان برسند با این محدودیت‌ها.» و سپس فکر کردم، «حتماً راه بهتری هست.»
یک راه حل برد-برد که از محیط زیست حمایت شود با تمیز کردن این علف‌ها از سر راه و سپس این به یک سود اقتصادی تبدیل شد برای جوامعی که زندگیشان بیش از همه از آلودگی به علف متأثر شده. باید بگم آن لحظه جرقه‌ برای من زده شد. پس بیشتر پژوهش کردم که درباره‌ی استفاده‌های سودمند این علف دریابم. از بین همه، یکی بیش از همه توجه من را جلب کرد استفاده از این گیاه در صنایع دستی. و فکر کردم، «چه ایده‌ی خوبی.» من شخصاً عاشق صنایع دستی‌ام، بخصوص صنایع دستی‌ که دور یک قصه بافته شده‌اند.
پس فکر کردم، «این می‌تواند به راحتی در جوامع پیاده شود بدون نیاز به مهارت‌های فنی.» و با خودم فکر کردم، «سه قدم ساده تا یک مگا راه حل.» قدم اول: به درون آبراه‌ها برو و سنبل آبی را درو کن. اینطور دسترسی ایجاد می‌کنید. دوم، ساقه‌های سنبل آبی را خشک کن. و سوم، سنبل آبی را به شکل وسایل مختلف بباف. قدم سوم چالش بود. ببینید، پیشینه‌ی من یک دانشمند کامپیوتر است نه کسی در هنرهای ابتکاری. پس من مأموریتم را آغاز کردم که بفهمم چطور می‌توانم بافتن بیاموزم. و این مأموریت من را به جامعه‌ای در ایبادان جایی که زندگی می‌کنم، بُرد،
به نام سابو. سابو یعنی «محله‌ی غریبه‌ها» و جامعه بیشتر از مردم شمال کشور درست شده. من واقعاً علف‌های خشکم را دستم گرفتم و بُردم، چندتا دیگر هم بودند و رفتم خانه به خانه تا کسی را پیدا کنم که به من بیاموزد چطور ساقه‌های سنبل آبی را به شکل طناب ببافم. و من را به کلبه‌ی مالام یحیی راهنمایی کردند. مشکل اما این بود که مالام یحیی انگلیسی بلد نیست و من هم هائوسا بلد نبودم. اما چند بچه‌ی کوچک به نجات من آمدند و در ترجمه کمک کردند. و این سفر من برای آموختن بافتن آغاز کرد
و برای تبدیل کردن این ساقه‌های خشک سنبل آبی به طناب‌های دراز. با در دست داشتن طناب‌های درازم، حالا افزار تولید را داشتم. و این آغاز همکاری‌ها بود. با سبدباف‌های نخل کار کردیم که کالاهایی را انتخاب کنیم. پس با در دست داشتن این من اطمینان داشتم که می‌توانم این دانش را بردارم و به جوامع کنار رودخانه ببرم و به آنها کمک کنم که بدبختی‌شان را تبدیل به بهروزی کنند. پس این علف‌ها را بردارند و اجناسی ببافند که قابل فروش هستند. پس ما خودکار داریم، وسایل میز داریم،
کیف دستی داریم، جعبه‌ی دستمال داریم. و اینطور به جوامع کمک کردیم که به سنبل آبی را با دید دیگری نگاه کنند. سنبل آبی را به عنوان چیزی با ارزش ببینند، چیزی زیبا، بادوام، محکم و مقاوم. تغییر نام‌ها، تغییر معیشت. از Gbe'borun، شایعه‌پراکن، تا Olusotan، قصه‌گو. و از A Kp'iye Kp'oma که یعنی «کشنده‌ی مادر و کودک»، تا Ya du j'ewn w'Iye kp'Oma، «نان‌آور برای مادر و کودک». و می‌خواهم صحبتم را با نقل‌قولی از مایکل مارگولیس تمام کنم او گفت: «اگر می‌خواهید درباره‌ی یک فرهنگ بیاموزید، به قصه‌هایش گوش دهید.
و اگر می‌خواهید یک فرهنگ را تغییر دهید، قصه‌هایش را تغییر دهید.» پس، از جامعه‌ی ماکوکو تا آبوبیری تا ایوی، تا کولو تا اواوا، اسابا، ما قصه را تغییر دادیم. خیلی ممنون که گوش دادید. (
Welcome to Bayeku, a riverine community in Ikorodu, Lagos -- a vivid representation of several riverine communities across Nigeria, communities whose waterways have been infested by an invasive aquatic weed; communities where economic livelihoods have been hampered: fishing, marine transportation and trading; communities where fish yields have diminished; communities where schoolchildren are unable to go to school for days, sometimes weeks, on end. Who would have thought that this plant with round leaves, inflated stems, and showy, lavender flowers
would cause such havoc in these communities. The plant is known as water hyacinth and its botanical name, Eichhornia crassipes. Interestingly, in Nigeria, the plant is also known by other names, names associated with historical events, as well as myths. In some places, the plant is called Babangida. When you hear Babangida, you remember the military and military coups. And you think: fear, restraint. In parts of Nigeria in the Niger Delta, the plant is also known as Abiola. When you hear Abiola, you remember annulled elections and you think: dashed hopes.
In the southwestern part of Nigeria, the plant is known as Gbe'borun. Gbe'borun is a Yoruba phrase which translates to "gossip," or "talebearer." When you think of gossip, you think: rapid reproduction, destruction. And in the Igala-speaking part of Nigeria, the plant is known as A Kp'iye Kp'oma, And when you hear that, you think of death. It literally translates to "death to mother and child." I personally had my encounter with this plant in the year 2009. It was shortly after I had relocated from the US to Nigeria. I'd quit my job in corporate America
and decided to take this big leap of faith, a leap of faith that came out of a deep sense of conviction that there was a lot of work to do in Nigeria in the area of sustainable development. And so here I was in the year 2009, actually, at the end of 2009, in Lagos on the Third Mainland Bridge. And I looked to my left and saw this very arresting image. It was an image of fishing boats that had been hemmed in by dense mats of water hyacinth. And I was really pained by what I saw because I thought to myself, "These poor fisherfolk,
how are they going to go about their daily activities with these restrictions." And then I thought, "There's got to be a better way." A win-win solution whereby the environment is taken care of by the weeds being cleared out of the way and then this being turned into an economic benefit for the communities whose lives are impacted the most by the infestation of the weed. That, I would say, was my spark moment. And so I did further research to find out more about the beneficial uses of this weed. Out of the several, one struck me the most.
It was the use of the plant for handicrafts. And I thought, "What a great idea." Personally, I love handicrafts, especially handicrafts that are woven around a story. And so I thought, "This could be easily deployed within the communities without the requirement of technical skills." And I thought to myself, "Three simple steps to a mega solution." First step: Get out into the waterways and harvest the water hyacinth. That way, you create access. Secondly, you dry the water hyacinth stems. And thirdly, you weave the water hyacinth into products. The third step was a challenge.
See, I'm a computer scientist by background and not someone in the creative arts. And so I began my quest to find out how I can learn how to weave. And this quest took me to a community in Ibadan, where I lived, called Sabo. Sabo translates to "strangers' quarters." And the community is predominantly made up of people from the northern part of the country. So I literally took my dried weeds in hand, there were several more of them, and went knocking from door to door to find out who could teach me how to weave these water hyacinth stems into ropes.
And I was directed to the shed of Malam Yahaya. The problem, though, is that Malam Yahaya doesn't speak English and neither did I speak Hausa. But some little kids came to the rescue and helped translate. And that began my journey of learning how to weave and transform these dried water hyacinth stems into long ropes. With my long ropes in hand, I was now equipped to make products. And that was the beginning of partnerships. Working with rattan basket makers to come up with products. So with this in hand, I felt confident
that I would be able to take this knowledge back into the riverine communities and help them to transform their adversity into prosperity. So taking these weeds and actually weaving them into products that can be sold. So we have pens, we have tableware, we have purses, we have tissue boxes. Thereby, helping the communities to see water hyacinth in a different light. Seeing water hyacinth as being valuable, being aesthetic, being durable, tough, resilient. Changing names, changing livelihoods. From Gbe'borun, gossip,
to Olusotan, storyteller. And from A Kp'iye Kp'oma, which is "killer of mother and child," to Ya du j'ewn w'Iye kp'Oma, "provider of food for mother and child." And I'd like to end with a quote by Michael Margolis. He said, "If you want to learn about a culture, listen to the stories. And if you want to change a culture, change the stories." And so, from Makoko community, to Abobiri, to Ewoi, to Kolo, to Owahwa, Esaba, we have changed the story. Thank you for listening. (Applause)