021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چطور اعتراض در همه جای دنیا در حال تعریف دوباره دموکراسی است

Zachariah Mampilly

How protest is redefining democracy around the world

The democratic process is messy, complicated and often inefficient -- but across Africa, activists are redefining democracy by putting protest at its center. In an illuminating talk, political scientist Zachariah Mampilly gives us a primer on the current wave of protests reshaping countries like Tunisia, Malawi and Zimbabwe -- and explains how this form of political dissension expands our political imaginations beyond what we're told is possible.


تگ های مرتبط :

Activism, Africa, Corruption
مثل خیلی از شماها، من اغلب از جریان دموکراتیک ناامید هستم. آشفته است، پیچیده است، اغلب بی‌کفایت است. رهبران سیاسی ما خود را از مردم عادی جدا احساس می‌کنند. خیلی‌ها فکر می‌کنند چند سال یک‌بار رای دادن به رهبرانی که از چالش‌های روزانه آنها دورند بیهوده است. اما قبل از آنکه دموکراسی را رد کنیم، بیایید تصور کنیم می‌توانست چگونه باشد. و من معتقدم که فعالان آفریقایی دموکراسی را با قرار دادن اعتراض در مرکز آن، دوباره تبیین می‌کنند، آنچه که تحت عنوان «دموکراسی اعتراضی» به آن اشاره می‌کنم.
سازمان‌های بین‌المللی و متخصصان دانشگاهی دموکراسی را به عنوان رقابت انتخاباتی چند حزبی منظم تعریف می‌کنند. اما دموکراسی نباید تنها درباره گلچین‌هایی باشد که سر صندوق رای رقابت می‌کنند. برای معنادار شدن، چیزی‌ست که باید هر روز در آن مشارکت کنیم. وقتی می‌گویم «دموکراسی اعتراضی،» چگونگی فکر کردنمان درباره عمل دموکراتیک را به چالش می‌کشم. درنظر گرفتن دموکراسی تنها به عنوان انتخابات دیگر مناسب نیست و خود دموکراسی را تهدید می‌کند. در نتیجه باید به دموکراسی اعتراض کنیم تا به آن معنای تازه‌ای ببخشیم. چگونه به نظر می‌رسد؟ نیاز داریم به جوامع آفریقایی نگاهی بیندازیم،
جایی‌که مردم معمولی با روند رو به افزایشی برای دگرگون کردن زندگی‌شان به خیابان‌ها می‌روند. تحرکات اجتماعی آفریقایی‌ها اغلب در خط مقدم تصویرسازی دموکراسی در این راه بوده است. این ممکن است باعث شگفت‌زدگی افرادی شود که فکر می‌کنند که تنها راهی که آفریقایی‌ها در سیاست دخیل می‌شوند از طریق لوله تفنگ است. اما با روندی رو به رشد‍‍، جوانان به خیابان‌ها کشیده می‌شوند و خشونت‌های سازمان یافته را به نفع فعالیت موثرتر بدون خشونت تحریم می‌کنند. بیشتر دو دهه گذشته را به صحبت با فعالان آفریقایی سپری کرده‌ام هم با خشونت بار هم بدون خشونت.
در سراسر آفریقا، جوانان برای به چالش کشیدن تقریبا تمام رژیم‌های شناخته شده بشریت برمی‌خیزند. این دوست من ثیات است. رپری اهل سنگال است. او حرکت بزرگی در سنگال را رهبری کرد که در جلوگیری از دزدی رییس جمهور در دوره سوم موفق بود. از مراکش تا لزوتو، جوانان علیه پادشاهان تثبیت شده برمی‌خیزند: در مصر و سودان، علیه خودکامگی وحشیانه؛ در اوگاندا و اتیوپی، علیه ایالات نظامی قدرتمند با پوشش شبه نظامی؛ در آفریقای جنوبی جایی‌که این تصویر گرفته شد،
و بروندی، علیه رهبران دیکتاتور انتخابی آنها که کمترین کاری برای بهبود وضعیت مردم عادی نکردند. در سراسر قاره، اعتراض امری خاص نیست، بلکه قسمت معمولی زندگی‌ست. آفریقایی‌ها از اعتراض برای به چالش کشیدن دیکتاتورها و همچنین سلب قدرت از آنان استفاده می‌کنند. به طریقی، آفریقایی‌ها به خود دموکراسی اعتراض می‌کنند، و امکان آن را برای همه ما فراهم می‌سازند. دو موج عظیم اصلی اعتراض آفریقایی‌ها وجود داشته است، و ما حالا در موج سوم آن زندگی می‌کنیم، که حدود سال ۲۰۰۵ شروع شد. شامل اصطلاح بهار عربی می‌شود،
که تقریبا در تمام قاره اتفاق افتاد. اولین موج آن در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ اتفاق افتاد و منجر به رفع استعمار از آفریقا شد. کوامه نکروماه اعتلاف وسیعی را در غنا رهبری کرد که حکومت بریتانیا را سرنگون کرد، و الگویی برای تحرکات بدون خشونت جهانی فراهم آورد. دومین موج در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ علیه اقدامات سخت‌گیرانه‌ای که شرایط سختی بر اقتصاد آفریقا تحمیل می‌کرد اتفاق افتاد. این اعتراضات منجر به براندازی رژیم‌های خودکامه و منجر به معرفی انتخابات چند حزبی در سراسر قاره شد. موج سوم در حال پیشرفت کاستی‌های دو موج اخیر را تصحیح می‌کند.
اگر موج اول آزادی آورد و نه دموکراسی، در موج دوم، انتخابات آورد اما فقط مختص گلچین‌ها، سپس موج سوم که بیشتر با تبدیل دموکراسی به حکومت بر مردم مرتبط است. شامل تحرکاتی مانند ین آ مره (دیگر بس است) در سنگال است، له بالای سیتوین در بورکینافاسو، تاجاموکا در زیمبابوه، لوچا و فیلیمبی در جمهوری دموکراتیک کونگو، تحرکاتی که بیشتر خارج از سازمان‌های غیردولتی مرسوم و احزاب سیاسی عمل می‌کند تا خود سیستم سیاسی و اقتصادی را به چالش بکشد، معمولاً با خطر زیاد.
فعالان با استعداد جوانی مانند مبارز فرد باهوما بازداشت شده‌اند و شکنجه دیده‌اند، اغلب بدون اعتراض یا با اعتراض کمی از سمت جوامع بین‌المللی. فهرست ادامه دارد همان‌گونه که از داده‌هایی که ما جمع آوری کردیم مشاهده می‌کنید. اعتراضات معروف بزرگی در بیش از ۴۰ کشور آفریقایی از سال ۲۰۰۵ وجود داشته‌ است، و اگر نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید در سال ۲۰۱۱، سال بهار عربی، در حقیقتت قله این موج وسیع بوده است. بر خلاف اعتقاد عامه، خیلی از این اعتراضات موفق بوده‌اند. از سقوط دیکتاتور تونس و مصر مطلعیم، اما جنبش‌های محبوب مانع از دزدیدن دوره سوم توسط روسای جمهور شده‌اند.
در سنگال، در مالاوی و همچنین در بورکینافاسو. چه چیزی این قیام اعتراضات را برمی‌انگیزد؟ از نظر جمعیت شناسی، آفریقا هم جوان‌ترین هم سریعترین رشد در قاره، با بزرگترین شکاف سنی بین مردم و حکومت‌ران‌هاست. شهرنشینی با سرعت بسیار زیاد رخ می‌دهد. از منظر اقتصادی، کشورهای آفریقایی بیشتر با جذب سرمایه‌گذاری از آسیا، تا حالا بیش از یک دهه رشد کرده‌اند. اما میزان کمی از این ثروت به بخش پایین دست تزریق می‌شود. در واقع مشاغل دولتی در بخش صنعتی رو به کاهش است، کارگری غیر رسمی تنها انتخاب باقی‌مانده برای مردم برای زنده ماندن است. در نتیجه، نابرابری جهش رو به بالا دارد،
و رهبران سیاسی به طور فزاینده‌ای از جمعیت خیلی جوانترشان جدا می‌افتند. برای آن دسته از ماهایی که خارج از آفریقا هستند، با این قسمت از تاریخ آشناییم: یک جهش بزرگ در نابرابری، کاهش شغل‌های خوب با دستمزد خوب که زمانی شاخص جامعه پیشرفته بود؛ تسخیر احزاب سیاسی توسط قشر ممتاز به همراه پوچی جامعه مدنی که زمانی صدای مردم عادی بود؛ آن حس غرق شدن که مهم نیست چه می‌کنی، عوامل خارجی مرتبط با اقتصاد جهانی می‌تواند زندگی ما را بدتر مختل کند. رهبران سیاسی ما درمانده به نظر می‌رسند،
اصرار بر سخت‌گیری دارند، حتی زمانی‌که منافع عمومی به حدی کاهش می‌یابد که در دهه‌های پیش بی‌سابقه بوده است. و این زمانی‌ست که آن‌ها در برابر ملی‌گرایی غیرقانونی تسلیم نمی‌شوند، نگرانی‌هایمان را بی اهمیت می‌شمارند. آنچه که تعدادی از ما از آمریکای شمالی و اروپای غربی تازه در نظر می‌گیریم شرایط طبیعی زندگی آفریقایی از دهه ۱۹۷۰ بوده است. پس یاد گرفتن از چه کسی بهتر از آن‌ها که در مقابله با این شرایط برای طولانی‌ترین مدت سهیم بوده‌اند؟ از دموکراسی اعتراض آفریقایی چه درمی‌یابیم؟ اول، دموکراسی باید از مردم عادی شروع شود. توجه به دموکراسی تنها در زمان انتخابات منجر به تخریب گسترده شده‌است.
به جای آن باید تلاش کنیم تا مردم عادی را در مرکز زندگی دموکراتیک قرار دهیم. اعتراض یک راه انجام آن است. بدون در نظر گرفتن سن، تمایل جنسی، جنسیت، چه شهروند مقیم باشید یا نه، توانا یا ناتوان، همه می‌توانند شرکت کنند. در مقابل انتخابات، اعتراضات تنها محدود به چرخه‌های انتخابات سخت‌گیرانه نیستند. بلکه شکل بسیار سریع‌تری از اقدام را در این زمانه عکس‌العمل آنی فراهم می‌آورند. دوم، هر چند اعتراضات مشوش به نظر برسند، این همان چیزی‌ست که قدرت‌مندش می‌کند. اعتراضات جریاناتی متضاد و محکوم شده هستند، که به وسیله اعمال مشروط محدود می‌شوند،
اغلب عاری از پیام‌های واضح هستند، و سازماندهی ناقص شاخصه آن‌هاست. این حرکات چیزی‌ست که اعتراضات را به عنوان شورش به آسانی رد می‌کند یا آنها را تا حد جزیی از ابزار سیاسی محدود فرض می‌کند. البته باعث سرکوب آسان آن هم می‌شود. اغلب اوقات، دولت‌ها اعتراضات را به عنوان عناصر اولیه دموکراسی نمی‌بینند. به جای آن، حرکات اجتماعی را با خشونت له می‌کنند یا تلاش می‌کنند تا پیام اعتراض را بی‌ اعتبار کنند. سوم، همان‌طور که قبلا اشاره کردم، اعتراض فضایی‌ست که از آن تصورات سیاسی جدید ظهور می‌کند. اعتراضات عبور از خط قرمزهاست، راهی برای مردم عادی تا قوانین بازی‌ای را
که احساس می‌کنند به آنها تحمیل شده از نو بنویسند. بسیاری از جوانان آفریقا در جوامعی رشد یافته‌اند که یک حاکم مطلق بر تمام زندگی‌شان حکومت کرده‌است. اعتراض فضایی برای ظهور ممکن‌های جدید است، وقتی جوانان شروع به کاوش قدرتشان می‌کند. شرایط دوستم لیندا ماساریرا را در نظر بگیرید، مادر مجرد پنج فرزند، کسی که اعتراضات علیه رژیم موگابه در زیمبابوه را رهبری می‌کند. مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دستگیر شده، مورد آزار و اذیت قرار گرفته. اما لیندا باقی ماند، چون همان‌طور که چند ماه پیش به من گفت، اعتراض به او جهت و معنا داده است. و هر چند که با چرندیات مقابلش آشناست،
لیندا باز می‌ماند. همانند لیندا و دیگر فعالان آفریقایی همه ما باید تلاش کنیم تا دوباره به دموکراسی معنا ببخشیم به عنوان چیزی بیشتر از فقط انتخابات و احزاب سیاسی. دموکراسی یک جریان خلاق است، و اعتراض همیشه وسیله‌ای بوده برای بسط فراتر تصورات سیاسی ما از آنچه که به ما گفته شده که ممکن است. (به زبان سواحلی) بسیار متشکرم. (تشویق)
Like many of you, I'm often frustrated by the democratic process. It's messy, it's complicated, it's often inefficient. Our political leaders feel disconnected from the concerns of ordinary people. Many feel that voting every few years for leaders disconnected from their daily challenges is pointless. But before we reject democracy, let's imagine what it could be. And I believe that African activists are redefining democracy by putting protest at its center, what I refer to as "protest democracy."
International organizations and academic experts define democracy as regular, multiparty electoral competition. But democracy should not only be about elites competing at the ballot box. For it to have meaning, it's something we must engage in every day. When I say "protest democracy," I'm challenging how we think about democratic action. Viewing democracy as only elections is no longer adequate and threatens democracy itself. So we must protest democracy to give it a renewed meaning. What would this look like? We need to turn to African societies,
where ordinary people are increasingly taking to the streets to transform their lives. African social movements have often been at the forefront of conceptualizing democracy in this way. This may come as a surprise to those of who think that the only way Africans engage in politics is through the barrel of the gun. But increasingly, young people are taking to the streets and abandoning organized violence in favor of more effective nonviolent action. I've spent much of the past two decades talking to African activists, both violent and nonviolent.
Across Africa, young people are rising up to challenge almost every type of regime known to humanity. This is my friend Thiat. He's a rapper from Senegal. He led a large movement in Senegal that was successful in preventing the president from stealing a third term. From Morocco to Lesotho, young people are rising up against entrenched monarchies: in Egypt and Sudan, against brutal dictatorships; in Uganda and Ethiopia, against powerful militarized states with quasi-democratic veneers;
in South Africa, where this image was taken, and Burundi, against democratically elected leaders who have done little to improve the conditions for ordinary people. Across the continent, protest is not exceptional, but a normal part of life. Africans use protests to challenge both dictators as well as power cuts. In a way, Africans are protesting democracy itself, enriching its possibilities for us all. There have been two major waves of African protest, and we are currently living through the third, which began around 2005.
It includes the so-called Arab Spring, which took place mostly on the continent. The first wave took place in the 1940s and 1950s and led to Africa's decolonization. Kwame Nkrumah led a broad coalition in Ghana that overthrew British rule, providing a template for nonviolent movements globally. The second wave took place in the 1980s and 1990s against austerity measures that imposed harsh conditions on African economies. These protests led to the overthrow of autocratic regimes and led to the introduction of multiparty elections across the continent.
The ongoing third wave is correcting the shortcomings of the earlier two. If the first wave brought liberation but not democracy, and the second, elections but only for the elites, then it is the third wave that is most concerned with transforming democracy into the rule of the people. It includes movements like Y'en a Marre in Senegal, Le Balai Citoyen in Burkina Faso, Tajamuka in Zimbabwe, LUCHA and Filimbi in the Democratic Republic of Congo, movements that work outside of more conventional nongovernmental organizations and political parties
to challenge the economic and political system itself, often at great risk. Brilliant young activists like LUCHA's Fred Bauma have been detained and tortured, often with little to no outcry from the international community. The list goes on, as you can see from some of the data we collected. There have been large popular protests in over 40 African countries since 2005, and if you look, you'll recognize that in 2011, the year of the so-called Arab Spring, was actually the spike of this broader wave. Contrary to popular belief,
many of these protests have been successful. We know of the dictators falling in Tunisia and in Egypt, but popular movements have prevented presidents from stealing third terms in Senegal, in Malawi and Burkina Faso as well. What's driving this upsurge of protest? Demographically, Africa is both the youngest and the fastest-growing continent, with the largest age gap between the people and their rulers. It is urbanizing at a tremendous pace. Economically, African countries have been growing for over a decade now, largely driven by investments from Asia. But little of this wealth is trickling down.
Formal jobs in the industrial sector are actually decreasing, with informal labor the only option left for people to eke out a living. As a result, inequality is skyrocketing, and political leaders are increasingly disconnected from their much younger populations. For those of us from outside of Africa, we're familiar with parts of this story: a massive spike in inequality, the product of a decline in good jobs for good wages that were once considered the hallmark of an advanced society; the capture of our political parties by elites accompanied by the hollowing out of civil society
that once provided a voice to ordinary people; that sinking feeling that no matter what you do, external factors related to the global economy can disrupt our lives for the worse. Our political leaders seem helpless, insisting on austerity, even as public goods diminish to levels unseen in decades. And this is when they're not succumbing to exclusionary nationalism, blaming our woes on the weak rather than the powerful. What those of us from North America and Western Europe consider to be new has been the normal condition of African life since the 1970s. So who better to learn from
than those who have been engaged in resistance to these conditions for the longest period of time? What can we learn from African protest democracy? First, democracy must begin with ordinary people. Viewing democracy as only elections has led to widespread disillusionment. We must instead work to center ordinary people in democratic life. Protest provides us one way to do that. Regardless of your age, sexuality, your gender, whether you're a citizen or a non-citizen, able-bodied or disabled, anyone can participate. In contrast to elections, protests are not confined by rigid electoral cycles.
They offer a much more immediate form of action in our era of instant feedback. Second, while protests may be messy, this is what makes them powerful. Protests are contentious and contested processes, defined by contingent actions, often devoid of clear messaging, characterized by incomplete organization. These dynamics are what makes it easy to dismiss protests as riots or to assume they are of limited political utility. But it also makes them easier to suppress. Too often, governments do not view protests as elementary to democracy.
Instead, they violently crush social movements or work to discredit their message. Third, as I already hinted, protest is the space from which new political imaginations may emerge. Protests are about coloring outside the lines, a way for ordinary people to rewrite the rules of the game that too many feel are stacked against them. Many young people in Africa have grown up in societies where a single ruler has ruled their entire lives. Protest is the space for new possibilities to emerge, as young people begin to discover their own power. Consider the situation of my friend Linda Masarira,
a single mother of five, who is leading protests against the Mugabe regime in Zimbabwe. She has been beaten, arrested, harassed. But Linda perseveres, because as she told me a few months ago, protest has given her a sense of meaning and direction. And though she knows the odds against her, Linda perseveres. Like Linda and other young African activists, we all must work to redefine democracy as something more than just elections and political parties. Democracy is a creative process, and protest has always been the vehicle
for expanding our political imaginations beyond what we are told is possible. (In Swahili) Thank you very much. (Applause)