021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

مجموعه‌داران موسیقی، چگونه موسیقی‌های گم‌شده را پیدا کرده و میراث فرهنگی را حفظ می‌کنند.

Alexis Charpentier

How record collectors find lost music and preserve our cultural heritage

For generations, record collectors have played a vital role in the preservation of musical and cultural heritage by "digging" for obscure music created by overlooked artists. Alexis Charpentier shares his love of records -- and stories of how collectors have given forgotten music a second chance at being heard. Learn more about the culture of record digging (and, maybe, pick up a new hobby) with this fun, refreshing talk.


تگ های مرتبط :

TEDx, Music, Culture
حدود ۱۲ ساله بودم که به صفحه موسیقی علاقمند شدم. پدر و مادرم برای خوراکی پول توجیبی می‌دادند و بیشتر روزها، به جای خرید خوراکی پولم را جمع می‌کردم تا بتوانم آخر هفته برای خودم یک صفحه بخرم. این منم با یک واکمن غول‌پیکر است که تقریبا اندازه نصف پایم است- (خنده حضار) در واقع بیشتر شبیه یک وی‌سی‌آر است. (خنده حضار) نوجوان که شدم، دلبستگی‌ام به خرید نوار کاست، وینیل و سی‌دی بیشتر شد. حتی برای چندین سال در یک مغازه صفحه‌فروشی کار می‌کردم و دستمزدم فقط صفحه بود. یک روز به خودم آمدم ودیدم هزاران صفحه بیشتر از آنچه
بتوانم در تمام زندگیم گوش کنم، دارم. تبدیل شدم به آنچه که خیلی از ما هستیم: صفحه جمع‌کن -- یا آنطور که به خودمان می‌گوییم، حفار صفحه‌. (افرادی که درکهنه فروشی‌ها دنبال صفحه‌های قدیمی و نادر می‌گردند.) حفاری صفحه، همانطوری که از اسمش پیداست، به معنی این است که در این کار دست آدم کثیف می‌شود. به معنی ساعت‌ها زیر و رو کردن انباری‌ها، زیرزمین کلیساها، حراجی‌های اسباب خانه، و صفحه فروشی‌هاست- همه برای یافتن صفحه‌هایی که دهه‌هاست فراموش شده‌اند. صفحه‌هایی که زباله فرهنگی شده‌اند. صفحه جمع‌کن‌های اولیه از دهه ۳۰ تا ۶۰ میلادی، صفحه‌های مهم زیادی را پیدا و حفظ کردند
که ممکن بود برای همیشه گم‌وگور شوند. در آن روزها، اغلب موسسات فرهنگی و عمومی اهمیتی به حفظ این گنجینه‌ها نمی‌دادند. در بسیاری موارد، این صفحه‌ها را دور می‌انداختند. صفحه‌یابی یک سبک زندگی است. ما مطلقاً شیفته صفحه‌های ناشناخته‌، صفحه‌های گران، صفحه‌های یک دلاری، آثار هنری دیوانه‌وار، و خرده- خرده ژانرها، و تمام جزئیات ریزی هستیم که با هر یک از این‌ها همراه است. وقتی که رسانه‌ها از باب شدن دوباره صفحات گرامافون صحبت می‌کنند که در چند سال گذشته رخ داده، اغلب یادشان می‌رود که از این جماعت یاد کنند
که صفحات گرامافون و سنت و فرهنگ آن را در ۳۰ سال اخیر زنده نگاه داشته‌اند. این یک جماعت درهم‌تنیده اما کمی رقابتی است، زیرا وقتی که شما دارید دنبال صفحات بسیار نادر می‌گردید، اگر موقعیت را از دست بدهید، ممکن است دیگر آن صفحه را در زندگی‌تان نبینید. اما به گمانم تنها فردی که در این میان حقیقتاً تحت تاثیر کار دیگر مجموعه‌دارها قرار می‌گیرد، یک صفحه‌جمع‌کن دیگر است. برای جهان بیرون، ما افرادی بسیار عجیب و غریب، و پرابهام هستیم. و -- (خنده حضار) و غالباً درست هم می‌گویند.
همه صفحه‌جمع‌کن‌هایی که من می‌شناسم دیوانه‌هایی وسواسی هستند. همه ما می‌دانیم که هرکسی یک جوری دیوانه است. اما به نظر من ما باید بیشتر شبیه این بشویم. (خنده حضار) ما باستان‌شناسان موسیقی هستیم. ما به دنبال آثار هنری گمشده‌ایم. ما فهرستی داریم از صفحه‌هایی که حاضریم برای بدست آوردنشان هرکاری بکنیم، صفحه‌هایی که سالهاست دنبالشانیم، و اسم این فهرست را گذاشته‌ایم «جام مقدس.» وقتی دنبال صفحه می‌گردید، با موسیقی که برایتان بیگانه است محاصره شده‌اید، و به محاصره رمز و راز و خیالها درآمده‌اید -- صفحه‌هایی که روزگاری مردم به آنها ایمان داشتند.
هزاران هنرمند را تصور کنید که قرار بود افسانه شوند اما به دلایل مختلف، نادیده انگاشته شدند. از بسیاری از این صفحه‌ها تنها چند نسخه انگشت‌شمار موجود است، و برخی هرگز پیدا نشدند، هرگز شنیده نشده‌اند. اینها به معنای واقعی گونه‌های درخطرند. داستانی برایتان بگویم که برای من بازگوکننده ارزش کار حفاران صفحه‌های موسیقی است. داستان یک موزیسین و آهنگ‌ساز درخشان اهل مونتریال. هنری پیر نوئل در هائیتی متولد و بزرگ شد، اما برای مدت کوتاهی در آمریکا و بلژیک زندگی کرد. او گذارش به مونتریال افتاد که قرار بود تنها برای دو هفته باشد،
اما تقدیر این شد که ۴۰ سال آنجا ماندگار شود. وقتی جوان بود، نواختن پیانو را یاد گرفت و روشی کاملاً خاص برای نواختن ساز خود ایجاد کرد: بسیار سریع و تقریباً شبیه نواختن پرکاشن. سبک او مخلوطی بود از فولکلور و تاثیرات هائیتی در هم آمیخته با تاثیرات آمریکایی که حین بزرگ شدن شنیده بود. او مخلوطی از کومپا (موسیقی رقصی هائیتی) با موسیقی فانک و جز را خلق کرد. وقتی مردی جوان بود، در تور اجراهای زنده گروه‌های موسیقی در آمریکا و اروپا ساز زد، اما هرگز قبل از رفتن به کانادا آلبوم یا آهنگی را ضبط نکرد. سال ۱۹۷۹ در مونتریال بود که اولین آلبوم خود به نام «پیانو» را منتشر کرد.
کاملاً مستقل و به نام خودش هنری پیر نوئل. به آنچه که از پسش برمی‌آمد بسنده کرد: ۲۰۰۰ نسخه از آلبوم. این آلبوم خیلی محدود (از رادیو) پخش شد، و کمی در کانادا و هائیتی از آن حمایت شد، اما چون اسم بزرگی پشتش نبود، کار خیلی خیلی سختی بود. آن زمان، اگر کار شما در رادیوی جریان اصلی پخش نمی‌شد، اگر به جوک‌باکس‌ها راه نمیافت، و اگر برای نواختنش به تلویزیون دعوت نمی‌شدید، همه چیز کاملاً خلافتان عمل می‌کرد. انتشار یک آلبوم به عنوان یک هنرمند مستقل به مراتب سخت‌تر از امروز بود. هم از نظر شنیده شدن و هم توزیع.
او کمی بعد آلبوم دومی بیرون داد، و در برنامه‌ای فشرده شروع کرد به پیانو زدن در کلوبهای مختلف شهر، اما صفحه‌هایش همچنان خاک می‌خورد. و آن دو هزار نسخه در ظرف ۳۰ سال به راحتی گم‌وگور شد تا جایی که فقط چند نسخه از آن در جهان باقی ماند. بعد در اواسط سال دو هزار، یک حفار صفحه مونتریالی که به اسم «کوبال» مشهور است مشغول کار هفتگی شکار صفحه بود. در یک بازار مکاره بود وسط هزاران صفحه کثیف و غبارگرفته و پوسیده. آنجا بود که آلبوم «پیانو» را یافت. او دنبال این آلبوم خاص نبود.
در واقع می‌شود اینطور گفت این آلبوم بود که او را پیدا کرد. همچنین می‌توانید بگویید که بعد از ۲۰ سال هر هفته زیرورو کردن صفحه‌ها، او حس ششم خود برای یافتن طلا را تقویت کرده بود. صفحه را برداشت و برانداز کرد: رویش، جنبه هنری‌اش، پشت، بروشور، و از این حقیقت که این موزیسین اهل هائیتی در اواخر دهه ۷۰ میلادی در کبک صفحه بیرون داده، مجذوبش کرد. هاج و واج مانده بود. دستگاه صفحه‌خوان کوچک پلاستیکی و قابل حمل خود را درآورد، که در تمام ماجراهای کشف صفحه، همراهش بود و صفحه را داخلش گذاشت. ما چرا همین کار را نکنیم؟ (موسیقی)
فوراً شیفته این موسیقی شد، اما باید از ماجراهای پشت آن نیز مطلع می‌شد. نمی‌دانست که آلبوم از کجا آمده. می‌دانست که این هنرمند؛ در دوره ضبط صفحه، در مونتریال زندگی می‌کرد، ماه‌ها سعی کرد پیدایش کند. حتی داخل جیب صفحه، کارت ویزیت نوئل را پیدا کرد. که نشان می‌دهد هنری پیر نوئل چقدر خودکفا بود. کارت را داخل جیب صفحه پیدا کرد -- البته که سعی کرد به آن شماره تلفن کند، اما بعد از ۳۰ سال، شماره دیگر فعال نبود. بالاخره در بلژیک، جایی که هنرمند قصه زمانی زندگی می‌کرد،
کوبال توانست کسی را پیدا کند که شخصاً موزیسین را می‌شناخت و شماره تماس را به او داد. و عاقبت وقتی که توانست هنرمند را ملاقات کند، به او قول داد که روزی راهی پیدا کند تا صفحه را بازنشر کند. او بعد کمپانی بریتانیایی Wah Wah 45s را بر آن داشت تا آلبوم‌ها را بازنشر کند. چیزی که اغلب در پروژه‌های بازنشر می‌افتد این است که یافتن نوارهای مستر کاری است بسیار سخت -- یعنی ضبط اصلی جلسات نواختن موسیقی. هنر می‌تواند بر اثر آتش، سیل، زلزله نابود شود، دور انداخته شود، یا اینکه صرفاً برای ابد گم شود.
اما شکر خدا، نوارهای هنری پیر نوئل جایشان امن بود و آماده بودند که احیا شوند. صفحه بالاخره منتشر شد و مورد تحسین منتقدان موسیقی، دی‌جی‌ها، و شنوندگان در سراسر جهان قرار گرفت -- تحسینی که می‌بایستی در سال ۱۹۷۹ می‌گرفت. هنرمند آنقدر تحت تاثیر قرار گرفت که بر آن شد تا حرفه موسیقی‌اش را احیا کند، به صحنه بازگردد، و برای مخاطبان جدید بنوازد. این هنرمند که اکنون بیش از شصت ساله است، به من گفت: «این ماجرا همه چیز را برایم تغییر داد.» از نقشه کشیدن برای بازنشستگی به نواختن موسیقی برای رادیوی بی‌بی‌سی در لندن، رادیو کانادا و غیره رسیدم.
اما این داستان به او این فرصت را هم داد که برای اولین بار مقابل سه پسرش اجرا کند. برای من، این داستان نمونه عالی تاثیر کار صفحه‌یاب‌ها است. ورای کمیاب بودن و ارزش پولی -- که راستش را بگویم، ما به طور کامل دنبالش هستیم -- زیبایی واقعی فرصت دوباره دادن به هنر است؛ نجات هنر از فراموش شدن. کار یک صفحه‌یاب یک چرخه دائمی سه مرحله‌ایست. اولین کار ما شکار است. ما ساعت‌ها، روزها، و سالهای زندگیمان را صرف زیرورو کردن انبوهی از صفحات کثیف و خاک‌گرفته می‌کنیم. هر کاری می‌کنیم تا دستمان به طلا برسد. بله، شما می‌توانید صفحه‌های موسیقی خوبی روی اینترنت پیدا کنید،
اما برای گنجینه‌های عمیق‌تر، باید از روی مبل بلند شده و وارد گود شوید. از همین روست که اسمش را گذاشته‌ایم صفحه‌یابی، و نه کلیک‌کردن. (خنده حضار) بنابراین ما باستان‌شناسان موسیقی هستیم. اما کار بعدی ما جمع‌آوری کردن است. ما بر اساس سلیقه، تخصص، و برنامه شخصی، به دقت انتخاب می‌کنیم که کدام صفحه‌ها را نگهداری کنیم، و کدام صفحات برای ما معنای خاصی دارند. بعد سعی می‌کنیم تا کوچکترین اطلاعات را درباره آن پیدا کنیم -- هنرمند، برچسب، و اطلاعات بسیار مهم از جمله «نوازنده ترومپت در قطعه سوم کیست؟»
بعد برایش پرونده می‌سازیم، بر اساس محتوا دسته بندی می‌کنیم، و در یک جای امن نگهش می‌داریم. ما آرشیودار موسیقی هستیم. و آخرین کاری که در این چرخه می‌کنیم به اشتراک گذاشتن است. اغلب صفحه‌یاب‌هایی که می‌شناسم راهی دارند برای به اشتراک گذاشتن کشف خود و ارتقاء هنرمند از طریق بازپخش آلبوم، یا نوشتن مطلبی در اینترنت، یا برنامه رادیویی. ما به صفحه‌ها مقام برحقشان در تاریخ موسیقی را برمی‌گردانیم. ما سلیقه‌تراش و مدیریم. ما موسیقی‌شناسیم. پس از نظر خودم و بیشتر مجموعه‌داران صفحه که در ۲۰ سال گذشته ملاقات کرده‌ام،
گمان می‌کنم که ما دارای یک نوع فروشگاه برای این کشفیات هستیم. به نظرم این روش ماست برای حفظ سلامت و حس هدفمندی در این علاقه و دلبستگی دیوانه‌کننده، چرا که این علاقه می‌تواند منفرد باشد. اما فکر می‌کنم این کار را می‌کنیم چون در خدمت نیاز بشر برای انتقال دانش فرهنگی است. حرف از نیاز به راهبرد، در دوره تکثر انتخاب شد، نشان داده شده که شمار بالای گزینه‌های انتخابی، مانع کشف می‌شود. مثلاً، اگر می‌خواهید روی نتفلیکس فیلمی تماشا کنید، در واقع دارید بین شش هزار عنوان جست‌وجو می‌کنید.
حال، این را با اسپاتیفای مقایسه کنید، اگر به دنبال موسیقی برای گوش دادن هستید، فهرستی شامل ۳۰ میلیون آهنگ را زیرورو می‌کنید. بنابراین به نظر من، همانطوری که می‌بینید، این مفهموم فلج انتخابی بیش از سینما، موسیقی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به عنوان مثال. و چند مطالعه وجود دارد که تاثیر این مسئله را نشان می‌دهند. یک بررسی اخیر بر بازار موسیقی بریتانیا نشان می‌دهد که یک درصد هنرمندان صدرنشین در بریتانیا در واقع ۷۷ درصد از درآمد صنعت موسیقی را به خود اختصاص می‌دهند. این مربوط به ۲۰۱۳ است،
و این روند به شکلی فزاینده در حال بدتر شدن است. یا در حال پیشرفت است. به هر حال، اگر شما جزو آن یک درصد هستید، مطمئنم که خوشحالید. (خنده حضار) نتیجه‌ای که من گرفتم این است که گوش کردن به موسیقی برای مردم آسان‌تر از همیشه شده. مردم بیش از هر زمان دیگری موسیقی در اختیار دارند، در عین حال مردم انتخاب می‌کنند که بیش از هر زمان دیگری موسیقی تکراری گوش کنند. و این غم‌انگیز است. ملهم از عشقم به پژوهش موسیقی، کشف صفحه و پژوهش، در سال ۲۰۰۷ وبسایتی را به نام «موسیقی پناهگاه من است» تاسیس کردم. شعار ما همواره این بوده‌:‌ «کلاسیک‌های آینده و گنجینه‌های فراموش شده.»
و این نشان‌دهنده عشق ما به کشف موسیقی و معرفی موسیقی چه قدیمی و چه جدید است. از همان ابتدا، پلفترمی جهانی برای مخاطبی گسترده فراهم ساختیم با بیش از ۱۰۰ هزار مشارکت‌کننده. بیش از ده هزار قطعه محتوایی ایجاد کردیم، بیش از ۵۰۰ ساعت محتوای صوتی. مخاطب ما متشکل از افرادی است که به دنبال فراتر از چیزی است که کانال‌های جریان اصلی موسیقی به آنها عرضه می‌کنند. آنان می‌خواهند می‌خواهند به عمق راه یابند، اما الزاماً مثل ما خوره‌ها، ۲۰ ساعت در هفته وقت ندارند،
پس این کار را به ما واگذار می‌کنند. گردآوری اطلاعات و پژوهش قلب تمامی فعالیت‌های ماست. ما به نظرات و پیشنهادهای انسانی بیش از الگوریتم‌ها اعتقاد داریم. من می‌توانم درباره شوق دنبال صفحه گشتن روزها حرف بزنم، اما بگذارید این طور نتیجه بگیرم. بعد از چندین سال انجام این کار، کلکسیون یک مجموعه‌‌دار موسیقی به خودنگاره او تبدیل می‌شود. پارسال، در لهستان دی-جی بودم و کسانی که میزبانم بودند، یک مجموعه فوق‌العاده صفحه داشتند، و من که تحریک شده بودم گفتم، «اینها فروشی‌اند؟» آنها بعدا برایم توضیح دادند که این مجموعه
متعلق بود به دوست عزیزشان ماسیو که چند ماه قبل فوت کرد. و آنها روی این پروژه کار می‌کردند که افراد مختلف را دعوت کنند که کلکسیون را گرفته و از آن یک چیز جدید دربیاورد، چه سمپلینگ موسیقی باشد و چه دی-جی میکس، این که فقط یک زندگی دوباره به آنها داده شود. بعد از این که چند ساعت مجموعه را بررسی کردم و یک دی-جی میکس از آن ساختم، با آن که هرگز شانس ملاقات با او را نداشتم، مثل این بود که به طریقی خاص، من و او، چند ساعتی درباره صفحه‌ها حرف زده‌ایم. بنابراین، به عنوان کاشفان صفحات قدیمی، کار ما و کلکسیون‌های ما
اینجا هستند تا به نسل آینده منتقل شوند. هنرهای زیبا باید ارج دیده، تقسیم شده و بازکشف شود. قدر پژوهشگران را بدانیم، ما صداهای آلترناتیو برای کانال‌های موسیقی جریان اصلی هستیم، دیجیتال یا هرچیز دیگر. ورای الگوریتم بروید. هر جور موسیقی‌ای که بپسندید، وبسایت‌ها، برنامه‌های رادیویی، دی‌جی‌ها، و صفحه‌فروشی‌ فراوانی هستند که منتظر تقمسیم کردن کشفیاتشان با شما هستند. ما این کار را برای شما می‌کنیم. فقط باید گوشهایتان را باز کنید و خطر کنید. این موسیقی زندگی شما را عوض می‌کند. متشکرم.
(
I became obsessed with records when I was about 12 years old. My parents used to give me money to eat and on most days, instead of eating, I would save it and buy myself a record at the end of the week. Here I am with a gigantic Walkman that's about half my leg -- (Laughter) It actually looks more like a VCR. (Laughter) So when I was a teenager, the obsession of buying cassettes, vinyls and CDs just kept growing. I was even working in a record store for many years and only ever got paid in records. One day I realized that I had thousands of records more
than I could even listen to in my life. I became what many of us are: record junkies -- or record diggers, as we like to call ourselves. Record digging, as the name suggests, means getting your hands dirty. It means spending hours rummaging through warehouses, church basements, yard sales, record stores -- all to find records that have been forgotten for decades. Records that have become cultural waste. The earliest record collectors from about the '30s to the 1960s found and preserved so many important records
that would have been lost forever. In those days, most cultural and public institutions didn't really care to preserve these treasures. In many cases, they were just throwing them into the garbage. Record digging is a lifestyle. We're absolutely obsessed with obscure records, expensive records, dollar-bin records, crazy artwork, sub-subgenres. And all of the tiniest details that go with each release. When the media talks about the vinyl revival that's been happening these last few years, they often forget to mention this community
that's been keeping the vinyl and the tradition and the culture alive for these last 30 years. It's a very close-knit but competitive society, a little bit, because when you're hunting for extremely rare records, if you miss your opportunity, you might not see that record ever in your life. But I guess the only person in here truly impressed by record collectors is another record collector. To the outside world, we seem like a very weird, oddball group of individuals. And -- (Laughter) And they're mostly right.
All the record collectors I know are obsessive maniacs. We know we're all crazy in some way. But I think we should be viewed a little bit more like this. (Laughter) We're music archaeologists. We're hunting down the lost artifact. We all have a list of records that we would do anything to get our hands on, that we've been chasing for years, and we actually call this list our "holy grails." When you're digging for records, you're surrounded by music you don't know. You're surrounded by mystery and by all these dreams --
records that people once believed in. Imagine the thousands of artists who were destined to be legends but for various reasons, were just overlooked. Many of these records only exist in a handful of copies, and some have never even been found, never been heard. They're literally endangered species. I'll tell you a story that for me sort of sums up the value of the work of record diggers. The story of a brilliant Montreal musician and composer. Henri-Pierre Noël was born and raised in Haiti, but he lived briefly in the US and in Belgium.
He passed through Montreal what was supposed to be for two weeks, but he ended up staying for the next 40 years. When he was young, he learned to play piano and developed a very particular way of playing his instrument: very fast and almost like a percussion. His style was a mix of his Haitian influences and folklore mixed with the American influences that he grew up hearing. So he created a mix of compas mixed with funk and jazz. As a young man, he played and toured with live bands in the US and in Europe, but had never recorded an album or a song before moving to Canada. It was in Montreal in 1979
that he released his first album called, "Piano." Completely on his own, on Henri-Pierre Noël Records. He only made what he could afford: 2,000 copies of the record. The record received a little bit of airplay, a little bit of support in Canada and in Haiti, but without a big label behind it, it was very, very difficult. Back then, if your record wasn't getting played on mainstream radio, if you weren't in jukeboxes or if you weren't invited to play on TV, the odds were completely against you. Releasing an album as an independent artist
was so much more difficult than it is today, both in terms of being heard and just distributing the thing. So, soon after, he released a second album, kept a busy schedule playing piano in various clubs in the city, but his records started to accumulate dust slowly. And those 2,000 copies in the span of 30 years easily started to get lost until only a few copies in the world remained. Then in the mid-2000s, a Montreal record digger that goes by the name Kobal was doing his weekly rounds of just hunting for records. He was in a flea market
surrounded by thousands of other dirty, dusty, moldy records. That's where he found the "Piano" album. He wasn't specifically looking for it. Actually, you could say it sort of found him. You could also say that after 20 years of record digging every single week, he had developed a sixth sense for finding the gold. He took the record and inspected it: the front, the artwork, the back, the liner notes, and he was intrigued by the fact that this Haitian musician made a record in Quebec in the late '70s, so he was intrigued. He took out his little, plastic, portable turntable
that he brought with him whenever he was on these digging quests and put the record on. So why don't we do the same thing? (Music) He fell in love with the music instantly, but he had to know the backstory behind it. He didn't know where it came from. He knew the artist, at the time of the recording, was living in Montreal, so for months, he tried to track him down. He even found Noël's business card inside the record sleeve. That's how DIY Henri-Pierre Noël was.
So he found the card inside the record sleeve -- of course he did try to call, but after 30 years, the number didn't work anymore. So it was only in Belgium, where the artist had once lived, that Kobal managed to find someone that knew the artist personally and gave him the contact. So when he finally sat down with the artist, he made him a promise to someday find a way to get the album rereleased. He then arranged for a British label called Wah Wah 45s to get the two albums reissued. And what happens very often is,
in these reissue projects, that it becomes very difficult to find the master tapes -- the original recording of the sessions. Art can be destroyed by fires, floods, earthquakes, thrown in the garbage, or just lost forever. But thankfully, the Henri-Pierre Noël tapes were safe and they were ready for remastering. The record was finally rereleased and received praise from music critics, DJs and listeners worldwide -- the praise that it should have received in 1979. The artist was so inspired that he decided to revive his music career,
get back on a stage, and play for new audiences. The artist, now in his 60s, told me, "This changed everything for me. I went from planning my retirement to playing on the BBC Radio in London, and on Radio Canada and more." But also it gave him a chance to play in front of his three sons for the first time. To me, this story shows perfectly the work of record diggers at its best. Beyond the rarity and the dollar value -- and I'll be honest, we're totally obsessed by that -- the true beauty is to give art a second chance; to save art from oblivion.
The work of a good record digger is a constant loop of three phases. The first thing we do is hunt. We spend hours, days, years of our lives rummaging through dirty and dusty record bins. Everything that we can do to find our hands on the gold. Yes, you can find good records online, but for the deepest treasures, you need to get off the couch and into the wild. That's why we call it record digging and not record clicking. (Laughter) So what we are is music archaeologists. But then the next thing we do is we gather.
Based on our taste, expertise, personal agenda, we choose carefully which records to save, which records mean something to us. We then try and find out every little thing we can about that record -- the artist, the label and supervital information like "Who's that playing trumpet on track three?" Then we file them, we contextualize them, and we keep them safe. We are music archivists. And the last thing we do to close the loop is we share. Most record diggers that I know have some sort of a way to share their discovery and elevate the artist
through an album reissue, a web article, a radio show. We give records back their rightful place in music history. We are tastemakers and curators. We are musicologists. So for myself and most of the record collectors I've encountered in 20 years, I think that we all have some sort of an outlet for these discoveries. I think it's our way to keep our sanity and sort of sense of purpose in this very maddening obsession, because it can be sort of a lonely one. But I think we also do it because it serves the human need
to pass along cultural knowledge. Speaking of the need for curation, in an era of overwhelming choice, it's been demonstrated that too much choice actually hinders discovery. For example, if you're trying to watch something on Netflix, you're actually only browsing through a catalog of 6,000 titles. Now, compare that with Spotify; if you want to pick something to listen to, you're browsing through a catalog of 30 million songs. So I think as you can see, this notion of paralysis by choice
affects music more than movies, for example. And there's a few studies that are starting to show the effects of this. A recent look at the UK music market shows that the top one percent of artists in the UK are actually earning 77 percent of the total revenues inside the music industry. That's 2013, and that's progressively getting worse, or progressing. Anyway, if you're in the one percent, I'm sure you're happy. (Laughter) So the takeaway for me is
it's easier for people to listen to music than ever before. People have more music at their disposal than ever before, yet people choose to listen to more of the same music than ever before. And that's a sad thing. Inspired by my love for music research, record digging and curation, I started a website called "Music Is My Sanctuary" in 2007. Our slogan has always been "Future Classics and Forgotten Treasures." And it shows our love for discovering music and introducing music both old and new. From humble beginnings, we've built a worldwide platform with a massive audience with over 100 collaborators.
We've created over 10,000 pieces of content, over 500 hours of audio content. Our audience consists of people who just want more than what's being offered to them by mainstream music channels. They want to do -- they want to dig deeper, but they don't necessarily have 20 hours a week like us nerds, so they trust us to do that for them. Curation is at the heart of everything we do. We believe in human recommendations over algorithms. I could talk about the passion of record digging for days, but let me conclude this way.
After many years of doing it, a record collector's collection becomes sort of his autobiography. Last year, I was DJ-ing in Poland, and the people that were hosting me, they had this amazing record collection, and of course I was intrigued and I said, "Are you selling these?" They then explained to me that it was the collection that belonged to their dear friend Maceo who passed away a few months earlier. And they were doing a project of inviting different people to take the collection and to create something new from it, whether it's sampling or DJ mixes,
you know, just to give it a second life. And so after a few hours of going through the collection myself and creating a DJ mix from it, even though I never got the chance to meet him, it felt like in a special way, me and him, we got to talk about records for a few hours. So, as record diggers, our work and our record collections are there to be passed on to the next generation. Beautiful art deserves to be cherished, shared and rediscovered. Embrace curators; we are alternative voices to the mainstream music channels,
digital or otherwise. Go beyond the algorithm. Whatever kind of music you like, there are so many websites, radio shows, DJs, record stores out there that are just waiting to share their discoveries with you. We do this work for you. All you have to do is open your ears and take risks. This music will change your life. Thank you. (Applause)