021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چگونه «زنجیره‌ی بلوکی» اقتصاد را به صورت بنیادی تغییر می‌دهد

Bettina Warburg

How the blockchain will radically transform the economy

Say hello to the decentralized economy -- the blockchain is about to change everything. In this lucid explainer of the complex (and confusing) technology, Bettina Warburg describes how the blockchain will eliminate the need for centralized institutions like banks or governments to facilitate trade, evolving age-old models of commerce and finance into something far more interesting: a distributed, transparent, autonomous system for exchanging value.


تگ های مرتبط :

Internet, Business, Computers
صدها سال است که اقتصاددان‌ها رفتارهای آدمی را بررسی می‌کنند: اینکه ما چگونه تصمیم می‌گیریم، به عنوان فرد و همچنین در گروه‌ها چطور رفتار می‌کنیم، و مبادله‌ی ارزش را چطور انجام می‌دهیم. نهاد‌هایی که تسهیل‌کننده فعالیت‌های تجاری ما هستند را مطالعه کرده‌اند، مانند سیستم‌های قانونی، شرکت‌ها و بازارها. اما یک نهاد تکنولوژیکی نوین هم هست که منجر به تغییر بنیادی شیوه‌ی مبادله‌ی ارزش در بین ما خواهد بود و «زنجیره‌ی بلوکی» خوانده می‌شود. خب این یک ادعای جسورانه است، اما اگر هیچ چیز دیگری از این سخنرانی دست‌گیرتان نشد،
در واقع از شما می‌خواهم که به یاد داشته باشید که هرچند تکنولوژی «زنجیره‌ی بلوکی» نسبتا جدید است، در عین حال ادامه‌ی داستانی کاملا انسانی است و این داستان این است: به عنوان انسان ما راه‌هایی می‌یابیم برای کاهش عدم قطعیت درباره دیگری به این شیوه ‌می‌توانیم مبادله‌ی ارزش کنیم. یکی از نخستین افرادی که واقعا کاشف این ایده بود که نهادها به عنوان ابزارهای اقتصادی برای کاهش عدم قطعیت درباره‌ی دیگری و قادرشدن به انجام تجارت عمل کنند «داگلاس نورس» برنده نوبل اقتصاد بود. او در سال ۲۰۱۵ درگذشت،
اما نورس پیشگام چیزی بود که «نهادهای نوین اقتصادی» خوانده می‌شوند. و منظور او از نهادها قوانین رسمی بودند مانند قانون اساسی، و محدودیت‌های غیر رسمی مانند رشوه‌خواری. این نهاد‌ها در واقع مانند روغن چرخ‌های اقتصاد را قادر به حرکت می‌کنند، و این بازی را ‌می‌توان در طول تاریخ زندگی بشر مشاهده کرد. اگر به دوره‌ی اقتصاد «جمع‌آوری - شکار» فکر کنیم، می‌بینم که در آن دوران تنها در چارچوب دهکده‌ی خود تجارت می‌کردیم، برخی محدودیت‌های غیررسمی را داشتیم، اما تمامی تعاملات تجاری ما تحت تاثیر خشونت و پیامدهای اجتماعی قرار داشت. هرچه جامعه‌ی ما پیچیده‌تر
و مسیرهای تجاری ما دورتر شد، نهادهای رسمی بیستری ایجاد کردیم، نهادهایی مانند بانک‌های ارزی، دولت و شرکت‌ها. این نهادها در مدیریت تجارت به کمک ما می‌آیند هم‌چنان‌که عدم قطعیت و پیچیدگی افزون می‌شود، و کنترل شخصی ما بسیار کمتر می‌شود. در نهایت با اینترنت ما این نهادها را آنلاین کردیم، پلتفرم بازارهایی مانند Amazon، eBay و Alibaba را ساختیم نهادهایی سریع‌تر که به عنوان واسطه جهت تسهیل فعالیت‌های اقتصادی انسان عمل می‌کنند. داگلاس نورث مشاهده کرد نهادها ابزاری هستند برای کاهش عدم قطعیت
به طوری که می‌توانیم همه گونه ارزش را در جامعه ارتباط داده و تبادل کنیم. و معتقدم ما در حال حاضر در حال ورود به تکاملی پیشرفته‌تر وریشه‌ای‌تر در شیوه‌ی تعامل و تجارت هستیم. زیرا برای اولین بار می‌توانیم عدم قطعیت را نه تنها با نهادهای سیاسی و اقتصادی مانند بانک‌ها، شرکت‌ها و دولت‌هایمان بلکه با تکنولوژی نیز کاهش دهیم. پس «زنجیره‌ی بلوکی» چیست؟ تکنولوژی «زنجیره‌ی بلوکی» یک دیتابیس غیرمتمرکز است که فهرست دارایی‌ها و تراکنش‌ها را در یک شبکه‌ی همتا به همتا ذخیره می‌کند. این اساسا یک ثبت عمومی
ازاینکه چه کسی مالک چیست و چه کسی، چه چیزی را مبادله می‌کند. تراکنش‌هایی امن و رمز‌گذاری شده. و در طول زمان، این سوابق تراکنش‌ در بلوک‌های داده قفل شده‌اند که زمرنگاری شده، مرتبط با یکدیگر و امن هستند. این فرآیند منجر به ایجاد سابقه‌ای تغییرناپذیر و غیر قابل جعل می‌شود از تمامی تراکنش‌ها در سراسر شبکه. این رکورد در همه‌ی کامپیوترهایی که در این شبکه کار می‌کنند تکرار می‌شود. یک اپلیکیشن نیست. یک شرکت نیست. فکر می‌کنم نزدیک‌ترین توضیح برایش چیزی شبیه به ویکی‌پدیا باشد. ما همه چیزرا در ویکی‌پدیا می‌توانیم ببینیم. یک نمای مرکب است که دائما تغییر می‌کند و به‌روز می‌شود.
همین‌طور می‌توانیم تغییرات را در طول زمان در ویکی‌پدیا ردگیری کنیم، و ویکی‌های خودمان را بسازیم، زیرا در هسته‌ی خود، تنها زیرساخت داده هستند. در ویکی‌پدیا یک پلت‌فرم باز است که تصاویر و نوشته‌ها و تغییرات این داده‌ها را در طول زمان ذخیره می‌کند. در مورد «زنجیره‌ی بلوکی» می‌توانید به یک زیرساخت باز فکر کنید که انواع بسیاری دارایی را ذخیره می‌کند. تاریخچه‌ی حضانت، مالکیت و مکان را برای دارایی‌هایی مانند واحد پولی دیجیتالی بیت‌کوین و سایر دارایی‌هایی دیجیتال مثل عنوان مالکیت IP را ذخیره می‌کند.
می‌تواند یک گواهی، قرارداد، شیئی در جهان واقعی و حتی اطلاعات قابل شناسایی شخصی باشد. البته جزئیات فنی دیگری نیز در خصوص «زنجیره‌ی بلوکی» وجود دارد، اما در هسته‌ی آن به این شیوه عمل می‌کند. یک دفتر ثبت عمومی که تراکنش‌ها را در شبکه ذخیره می‌کند و (در شبکه) مکررا کپی می‌شود و به همین خاطر به سختی قابل مداخله است. که مرا به نقطه‌ی مورد نظرم می‌رساند که چطور «زنجیره‌ی بلوکی» عدم قطعیت را کاهش می‌دهد و در نتیجه چگونه نوید دگرگونیِ سیستم اقتصادی ما به شیوه‌ای بنیادی را می‌دهد. پس عدم قطعیت یک اصطلاح مهم در اقتصاد است،
اما من قصد دارم به سه شکل از آن بپردازم که تقریبا همه روزه در تراکنش‌ها با آن روبرو می‌شویم، و جایی است که «زنجیره‌ی بلوکی» می‌تواند نقش خود را ایفا کند. ما با عدم قطعیت روبرو می‌شویم مثل وقتی که نمی‌دانیم با چه کسی معامله می‌کنیم، قالبیت رویت یک تراکنش را نداریم و اگر خطایی رخ دهد چاره‌ای برایش نداریم. بنابراین اجازه دهید به مثال اول بپردازیم ندانستن اینکه با چه کسی معامله می‌کنیم. وقتی می‌خواهم از eBay یک گوشی هوشمند بخرم. اولین کاری که می‌کنم این است که ببینم از چه کسانی خرید می‌کنم. آیا کاربران قوی‌ای هستند؟ آیا در بررسی و رده‌بندی رتبه خوبی دارند، یا اصلا هیچ سوابقی ندارند؟ بررسی‌ها، رتبه‌بندی، چکمارک‌ها:
این‌ها شواهدی برای تایید هویت‌های ما هستند که امروزه کنار هم می‌چینیم و برای کاهش عدم قطعیت درباره هویت طرف معامله از آن‌ها استفاده می‌کنیم. اما مشکل این است که این‌ها تکه تکه هستند. فکر کنید که چند پروفایل دارید. «زنجیره‌ی بلوکی» اجازه می‌دهد تا پلتفرمی باز و جهانی بسازیم برای ذخیره‌ی هرگونه گواهی درباره هر فرد از هر منبعی. که به ما اجازه می‌دهد یک هویت قابل حمل کنترل شده توسط کاربر را ایجاد کنیم. بیش از یک پروفایل، یعنی می‌توانید به شکل انتخابی ویژگی‌های مختلف را در باره خودتان نشان دهید
که به تسهیل تجارت یا تعامل کمک می‌کند، مثل اینکه دولت برای شما یک شناسه صادر کند، یا اینکه شما بالای ۲۱ سال هستید، با نشان دادن مدرک رمزنگاری شده که این جزئیات موجودند و امضا شده‌اند. داشتن این‌گونه هویت ترابردپذیر در سراسر جهان فیزیکی و دیجیتالی یعنی می‌توانیم همه گونه تجارت انسانی را به شیوه‌ای کاملا نو انجام دهیم. خب درباره‌ی اینکه «زنجیره‌ی بلوکی» چطور می‌تواند عدم قطعیت را کاهش دهند صحبت کردم در خصوص اینکه با چه کسانی معامله می‌کنیم. دومین عدم قطعیتی که اغلب با آن روبرو می‌شویم عدم شفافیت نسبت به تعاملات است.
فرض کنیم می‌خواهید یک گوشی هوشمند را برای من پست کنید. من به سطحی از شفافیت نیاز دارم. می‌خواهم بدانم کالایی که خریدم با آنچه که پست به من تحویل می‌دهد یکسان است که رکوردهایی در این خصوص نیز وجود دارد. این موضوع نه تنها درباره یک کالای الکترونیک مثل گوشی هوشمند صادق است بلکه برای انواع زیادی از کالا و داده، چیزهایی مثل محصولات پزشکی، کالاهای لوکس، و هر نوع داده یا محصول که نمی‌خواهیم مداخله‌ای در آن شده باشد. مشکل این است که بسیاری از شرکت‌ها مخصوصا آنهایی که تولید کننده چیزهای پیچیده‌ای مانند گوشی هوشمند هستند، مدیریت همه این فروشگاه‌های مختلف را درسراسر زنجیره تامین به عهده دارند.
همه‌ی این افراد که محصولی را تولید می‌کنند، دیتابیس‌های یکسانی ندارند. زیرساخت‌های یکسانی را به کار نمی‌گیرند، و بنابراین شفاف دیدن تکامل محصول در طول زمان بسیار دشوار می‌شود. با استفاده از «زنجیره‌ی بلوکی» ما می‌توانیم یک واقعیت به اشتراک گذاشته شده در سراسر وجود غیر قابل اعتماد ایجاد کنیم. منظورم این است که همه‌ی این نقاط در شبکه نیاز به شناخت یکدیگر یا اعتماد به هم ندارند، زیرا هریک توان نظارت و اعتبارسنجی زنجیره‌ خودشان را دارند. برگردیم به ویکی‌پدیا که یک دیتابیس اشتراکی است
و گرچه خوانندگان و نویسندگان متعددی به طور همزمان دارد، دارای یک حقیقت واحد است. پس ‌‌می‌توانیم با استفاده از«زنجیره‌ی بلوکی» چنین چیزی ایجاد کنیم. می‌توانیم یک دیتابیس مرکززدایی شده ایجاد کنیم که کارایی همانند دیتابیس انحصاری را داشته باشد در واقع بدون ایجاد یک قدرت مرکزی. بنابراین تمامی این فروشندگان و فروشگاه‌های شرکت‌ها، می‌توانند بدون اعتماد به یکدیگر از دیتابیس یکسانی استفاده کنند. یعنی برای مشتریان شفافیت بسیار زیادی خواهیم داشت. مثل سفر یک شیئ در جهان واقعی، می‌توانیم گواهی‌های دیجیتالش یا نشانه حرکتش را روی «زنجیره‌ی بلوکی» ببینیم، و افزایش ارزشش را همان‌طور که در حال افزایش است.
این یک جهان کاملا جدید در نگاه ماست. بنابراین درباره اینکه «زنجیره‌های بلوکی» چگونه عدم قطعیت هویت را کاهش می‌دهد صحبت کردم و اینکه چگونه معنای شفافیت را در نگاه ما تغییر می‌دهند در مسافت‌های طولانی و معاملات پیچیده مانند یک زنجیره تامین. آخرین عدم قطعیتی که اغلب با آن روبرو می‌شویم که یکی از بازترین ها و بسیار گول‌زننده است. اگر گوشی هوشمند را برایم ارسال نکنید چه؟ می‌توانم پولم را پس بگیرم؟ «زنجیره‌های بلوکی» به ما اجازه کدنویسی، عقد قراردادهای الزام‌آور، میان افراد و سپس تضمین اینکه قراردادها انجام می‌شوند بدون نیاز به اعمال فشار طرف سوم.
بنابراین اگر به مثال گوشی هوشمند توجه کنیم می‌توانید به ضمانت نزد غیر فکر کنید. شما تامین مالی گوشی را انجام می‌دهید، اما نیاز نیست که پول را آزاد کنید تا وقتی که تایید کنید که تمام شروط اجرا شده است. شما گوشی را گرفته‌اید. فکر می‌کنم این یکی از جذاب‌ترین راه‌هایی است که «زنجیره‌های بلوکی» عدم قطعیت را کاهش می‌دهند، زیرا این معنی را می‌دهد که با درجات مختلفی می‌توانیم نهادها و فشارهای آن‌ها را ساقط کنیم. یعنی تعداد زیادی فعالیت‌های اقتصادی انسان می‌توانند تضمین شده و خودکار شوند و بسیار از موارد دخالت انسان را به حاشیه‌ها می‌کشاند،
جایی که اطلاعات از جهان واقعی به سوی «زنجیره‌ی بلوکی» حرکت می‌کند. فکر می‌کنم آنچه احتمالا بستر کار داگلاس نورث در خصوص این استفاده از تکنولوژی است این واقعیت است که خیلی چیزها که باعث کار کردن آن می‌شود، خیلی چیزها که «زنجیره‌ی بلوکی» را امن و تایید شده می‌کند، عدم اعتماد متقابل ماست. بنابراین گذشته از همه‌ی عدم قطعیت‌های ما که ما را کند می‌کند و نیازمند نهادهاست مانند بانک‌ها، دولت‌های ما، شرکت‌های‌مان. در واقع همه‌ی آن مجموعه‌ی عدم قطعیت‌ها را مهار می‌کنیم و برای همکاری و تبادل سریع‌تر و آزادانه‌تر از آن استفاده کنیم.
نمی‌خواهم این تصور در شما ایجاد شود که «زنجیره‌ی بلوکی» راه حل همه چیز است، حتی اگر رسانه‌ گفته باشد که فقر جهانی را خاتمه می‌دهد، همچنین مشکل داروهای تقلبی را نیز حل می‌کند و بالقوه جنگل‌های بارانی را نجات دهد. حقیقت این است که این تکنولوژی در مراحل ابتدایی آن است، و ما نیازمند مشاهده تجربیات فراوانی خواهیم شد و احتمالا شکست خواهیم خورد پیش از آنکه حقیقتا همه موارد را در باره اقتصادمان درک کنیم. اما تعداد زیادی از مردم هستند که روی این موضوع کار می‌کنند، از نهادهای مالی تا شرکت‌های تکنولوژی، استارت‌آپ‌ها و دانشگاه‌ها.
و یک دلیل این است که این اتفاق تنها یک تکامل اقتصادی نیست. بلکه یک نوآوری در علم کامپیوتر نیز هست. «زنجیره‌ی بلوکی» توانایی تکنولوژیکی به ما می‌دهد برای ساخت یک رکورد از مبادلات بشری، از تبادل ارز، از همه نوع دارایی فیزیکی و دیجیتالی، حتی از رفتارهای شخصی، به روشی کاملا نو. بنابراین به روش‌هایی تبدیل شدن‌شان به یک نهاد تکنولوژيکی که مزایای بسیاری نسبت به نهادهای سنتی که در جامعه از آن‌ها استفاده کرده ایم دارد، و این کار را به روشی غیر متمرکز انجام می‌دهد.
این کار را با تبدیل بسیاری از عدم قطعیت‌های ما به اطمینان انجام می‌دهد. بنابراین فکر می‌کنم نیاز است که شروع به آماده‌سازی خود کنیم، زیرا نزدیک به تجربه جهانی هستیم توزیع شده، با نهادهای خودگردان که نقش بسیار مهمی در آن دارند. سپاسگزارم. (تشویق حضار) برونو جیاسانی: ممنونم بتینا. فکر می‌کنم فهمیدم که این اتفاق در حال وقوع است، که پتانسیل بسیار بالایی را ارائه خواهد داد، و پیچیده است. برآوردت درباره نرخ پذیرش آن چیست؟ بتینا وربورگ: فکر می‌کنم این سوال خیلی خوبی‌ست.
آزمایشگاه من بسیار متمرکز بر حرکت نخستین شرکت و دولت به این مسیر است زیرا در واقعیت «زنجیره‌ی بلوکی» تکنولوژی بسیار پیچیده‌ای است. چند نفر از شما واقعا درک کرده‌اید که اینترنت چطور کار می‌کند؟ اما هر روز از آن استفاده می‌کنید. بنابراین فکر می‌کنم ما تقریبا با ایده جان اسکالی که تکنولوژی باید نامرئی یا زیبا باشد مواجه هستیم، و «زنجیره‌ی بلوکی» در حال حاضر هیچ‌کدام از آن‌ها نیست، و برای واقعا زودپذیران مناسب‌تر است کسانی که می‌توانند چیزها را بگیرند و سرهم کنند یا برای یافتن بهترین موارد استفاده مانند هویت و یا ردیابی دارایی‌ها یا قراردادهای هوشمند
که می‌تواند در آن سطح شرکت یا دولت مورد استفاده واقع شود. ممنونم. ممنون که به TED آمدید. ممنونم. (تشویق حضار)
Economists have been exploring people's behavior for hundreds of years: how we make decisions, how we act individually and in groups, how we exchange value. They've studied the institutions that facilitate our trade, like legal systems, corporations, marketplaces. But there is a new, technological institution that will fundamentally change how we exchange value, and it's called the blockchain. Now, that's a pretty bold statement, but if you take nothing else away from this talk,
I actually want you to remember that while blockchain technology is relatively new, it's also a continuation of a very human story, and the story is this. As humans, we find ways to lower uncertainty about one another so that we can exchange value. Now, one of the first people to really explore the idea of institutions as a tool in economics to lower our uncertainties about one another and be able to do trade was the Nobel economist Douglass North. He passed away at the end of 2015,
but North pioneered what's called "new institutional economics." And what he meant by institutions were really just formal rules like a constitution, and informal constraints, like bribery. These institutions are really the grease that allow our economic wheels to function, and we can see this play out over the course of human history. If we think back to when we were hunter-gatherer economies, we really just traded within our village structure. We had some informal constraints in place, but we enforced all of our trade with violence or social repercussions.
As our societies grew more complex and our trade routes grew more distant, we built up more formal institutions, institutions like banks for currency, governments, corporations. These institutions helped us manage our trade as the uncertainty and the complexity grew, and our personal control was much lower. Eventually with the internet, we put these same institutions online. We built platform marketplaces like Amazon, eBay, Alibaba, just faster institutions that act as middlemen to facilitate human economic activity.
As Douglass North saw it, institutions are a tool to lower uncertainty so that we can connect and exchange all kinds of value in society. And I believe we are now entering a further and radical evolution of how we interact and trade, because for the first time, we can lower uncertainty not just with political and economic institutions, like our banks, our corporations, our governments, but we can do it with technology alone. So what is the blockchain? Blockchain technology is a decentralized database that stores a registry of assets and transactions
across a peer-to-peer network. It's basically a public registry of who owns what and who transacts what. The transactions are secured through cryptography, and over time, that transaction history gets locked in blocks of data that are then cryptographically linked together and secured. This creates an immutable, unforgeable record of all of the transactions across this network. This record is replicated on every computer that uses the network. It's not an app. It's not a company. I think it's closest in description to something like Wikipedia.
We can see everything on Wikipedia. It's a composite view that's constantly changing and being updated. We can also track those changes over time on Wikipedia, and we can create our own wikis, because at their core, they're just a data infrastructure. On Wikipedia, it's an open platform that stores words and images and the changes to that data over time. On the blockchain, you can think of it as an open infrastructure that stores many kinds of assets. It stores the history of custodianship, ownership and location for assets like the digital currency Bitcoin,
other digital assets like a title of ownership of IP. It could be a certificate, a contract, real world objects, even personal identifiable information. There are of course other technical details to the blockchain, but at its core, that's how it works. It's this public registry that stores transactions in a network and is replicated so that it's very secure and hard to tamper with. Which brings me to my point of how blockchains lower uncertainty and how they therefore promise to transform our economic systems in radical ways.
So uncertainty is kind of a big term in economics, but I want to go through three forms of it that we face in almost all of our everyday transactions, where blockchains can play a role. We face uncertainties like not knowing who we're dealing with, not having visibility into a transaction and not having recourse if things go wrong. So let's take the first example, not knowing who we're dealing with. Say I want to buy a used smartphone on eBay. The first thing I'm going to do is look up who I'm buying from. Are they a power user?
Do they have great reviews and ratings, or do they have no profile at all? Reviews, ratings, checkmarks: these are the attestations about our identities that we cobble together today and use to lower uncertainty about who we're dealing with. But the problem is they're very fragmented. Think about how many profiles you have. Blockchains allow for us to create an open, global platform on which to store any attestation about any individual from any source. This allows us to create a user-controlled portable identity.
More than a profile, it means you can selectively reveal the different attributes about you that help facilitate trade or interaction, for instance that a government issued you an ID, or that you're over 21, by revealing the cryptographic proof that these details exist and are signed off on. Having this kind of portable identity around the physical world and the digital world means we can do all kinds of human trade in a totally new way. So I've talked about how blockchains could lower uncertainty
in who we're dealing with. The second uncertainty that we often face is just not having transparency into our interactions. Say you're going to send me that smartphone by mail. I want some degree of transparency. I want to know that the product I bought is the same one that arrives in the mail and that there's some record for how it got to me. This is true not just for electronics like smartphones, but for many kinds of goods and data, things like medicine, luxury goods, any kind of data or product that we don't want tampered with. The problem in many companies,
especially those that produce something complicated like a smartphone, is they're managing all of these different vendors across a horizontal supply chain. All of these people that go into making a product, they don't have the same database. They don't use the same infrastructure, and so it becomes really hard to see transparently a product evolve over time. Using the blockchain, we can create a shared reality across nontrusting entities. By this I mean all of these nodes in the network do not need to know each other or trust each other,
because they each have the ability to monitor and validate the chain for themselves. Think back to Wikipedia. It's a shared database, and even though it has multiple readers and multiple writers at the same time, it has one single truth. So we can create that using blockchains. We can create a decentralized database that has the same efficiency of a monopoly without actually creating that central authority. So all of these vendors, all sorts of companies, can interact using the same database without trusting one another.
It means for consumers, we can have a lot more transparency. As a real-world object travels along, we can see its digital certificate or token move on the blockchain, adding value as it goes. This is a whole new world in terms of our visibility. So I've talked about how blockchains can lower our uncertainties about identity and how they change what we mean about transparency in long distances and complex trades, like in a supply chain. The last uncertainty that we often face is one of the most open-ended, and it's reneging. What if you don't send me the smartphone? Can I get my money back?
Blockchains allow us to write code, binding contracts, between individuals and then guarantee that those contracts will bear out without a third party enforcer. So if we look at the smartphone example, you could think about escrow. You are financing that phone, but you don't need to release the funds until you can verify that all the conditions have been met. You got the phone. I think this is one of the most exciting ways that blockchains lower our uncertainties, because it means to some degree
we can collapse institutions and their enforcement. It means a lot of human economic activity can get collateralized and automated, and push a lot of human intervention to the edges, the places where information moves from the real world to the blockchain. I think what would probably floor Douglass North about this use of technology is the fact that the very thing that makes it work, the very thing that keeps the blockchain secure and verified, is our mutual distrust. So rather than all of our uncertainties slowing us down
and requiring institutions like banks, our governments, our corporations, we can actually harness all of that collective uncertainty and use it to collaborate and exchange more and faster and more open. Now, I don't want you to get the impression that the blockchain is the solution to everything, even though the media has said that it's going to end world poverty, it's also going to solve the counterfeit drug problem and potentially save the rainforest. The truth is, this technology is in its infancy, and we're going to need to see a lot of experiments take place and probably fail
before we truly understand all of the use cases for our economy. But there are tons of people working on this, from financial institutions to technology companies, start-ups and universities. And one of the reasons is that it's not just an economic evolution. It's also an innovation in computer science. Blockchains give us the technological capability of creating a record of human exchange, of exchange of currency, of all kinds of digital and physical assets, even of our own personal attributes, in a totally new way.
So in some ways, they become a technological institution that has a lot of the benefits of the traditional institutions we're used to using in society, but it does this in a decentralized way. It does this by converting a lot of our uncertainties into certainties. So I think we need to start preparing ourselves, because we are about to face a world where distributed, autonomous institutions have quite a significant role. Thank you. (Applause) Bruno Giussani: Thank you, Bettina.
I think I understood that it's coming, it offers a lot of potential, and it's complex. What is your estimate for the rate of adoption? Bettina Warburg: I think that's a really good question. My lab is pretty much focused on going the enterprise and government route first, because in reality, blockchain is a complex technology. How many of you actually understand how the internet works? But you use it every day, so I think we're sort of facing the same John Sculley idea of technology should either be invisible or beautiful,
and blockchain is kind of neither of those things right now, so it's better suited for either really early adopters who kind of get it and can tinker around or for finding those best use cases like identity or asset tracking or smart contracts that can be used at that level of an enterprise or government. BG: Thank you. Thanks for coming to TED. BW: Thanks. (Applause)