021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چطور نوار پیشرفت آدم را عاقل نگه می‌دارد

Daniel Engber

How the progress bar keeps you sane

The progress bar makes waiting more exciting... and mitigates our fear of death. Journalist Daniel Engber explores how it came into existence.


تگ های مرتبط :

Design, Computers, History
چند نفر پشت میزشان برای چند ساعت در روز و چند روز در هفته و چند هفته در سال و چند سال در زندگی حوصله‌شان سر می‌رود؟ [چیز کوچک. ایده بزرگ.] [دنیل انگبار در نوار پیشرفت] نوار پیشرفت تنها یک نمایش‌گر در کامپیوتر است که وقتی اتفاقی در دستگاه می‌افتد آن را نشان داده می‌دهد. نمونه کلاسیک آن که سال‌هاست استفاده می‌شود یک نوار افقی است. منظورم این است که به نمونه قبل از کامپیوتر این برمی‌گردد که در سربرگ‌ها، مردم یک نوار افقی را از چپ به راست پر می‌کردند تا نشان دهند چقدر از یک کار را در یک کارخانه انجام داده‌اند. این همان است روی صفحه نمایش.
در دهه ۷۰ اتفاقی افتاد که گاهی به عنوان «بحران نرم‌افزار» از آن یاد می‌شود، که ناگهان، کامپیوترها داشتند سریع‌تر از آنچه کسی آمادگی‌اش را داشته باشد از منظر طراحی پیچیده‌تر می‌شدند. مردم داشتند از نمایش‌گر درصد پیشرفت به گونه‌های مختلف استفاده می‌کردند. پس ممکن است یک ساعت معکوس شمار گرافیکی داشته باشید، یا ممکن است خطی از علامت ستاره داشته باشند که روی صفحه از چپ به راست پر می‌شود. اما هیچ کس یک تحقیق اصولی روی این چیزها انجام نداده بود تا بفهمد که: آنها واقعاً چه تاثیری بر تجربه کاربر از نشستن پشت کامپیوتر دارند؟
این دانشجوی ارشد به نام برد مایرز، در سال ۱۹۸۵ تصمیم گرفت آن را بررسی کند. او فهمید که واقعاً اهمیتی ندارد که نمایش‌گر درصد پیشرفت میزان دقیق پیشرفت را نشان دهد. چیزی که مهم بود این بود که کلاً حضور داشته باشد. فقط اینکه آن را ببینند حال مردم را بهتر می‌کرد، و این غافلگیر کننده‌ترین چیز بود. ایده‌های زیادی درباره کارهایی که می‌شد با آن کرد داشت. شاید آن بتواند مردم را به شکلی مؤثر آرام کند. شاید به مردم این امکان را بدهد تا از دستگاهشان برگردند و در همان مدت کار دیگری بکنند. ممکن است نگاه کنند و بگویند، «خوب، نوار پیشرفت به وسط رسیده.
این شد پنج دقیقه. پس پنج دقیقه وقت دارم تا این فکس را ارسال کنم،» یا هر کار دیگری که مردم در ۱۹۸۵ می‌کردند. هر دوی آن چیزها اشتباه هستند. مثلاً وقتی که نوار پیشرفت را می‌بینید، به نوعی توجه شما را روی نوار پیشروی قفل می‌کند، و تجربه صبر کردن را به داستانی جالب تبدیل می‌کند که پیش روی شما گشوده می‌شود: که از جهاتی، این زمانی که در صبر کردن صرف کرده‌اید تا کامپیوتر کاری را انجام دهد، تغییر محتوا داده و تبدیل شده به: «پیشرفت! اوه! اتفاقی جالبی داره می‌افته!» [پیشرفت...]
اما وقتی که به نوار پیشرفت فکر می‌کنید به عنوان چیزی که درد صبر کردن را کم می‌کند، آن وقت می‌توانید به تاثیرات روانی آن بپردازید. پس اگر یک نوار پیشرفت داشته باشید که فقط با یک سرعت ثابت پر شود -- با فرض اینکه همین اتفاق واقعاً در کامپیوتر می‌افتد -- برای مردم طوری به نظر می‌رسد که انگار سرعت آن کم می‌شود. حوصله‌مان سر می‌رود. خوب، حالا می‌توانید برای بهتر شدن آن تلاش کنید و کاری کنید که تندتر از آنچه واقعاً هست حرکت کند، کاری کنید که در ابتدا تندتر جلو برود، مثلاً انفجاری سرعت آن زیاد شود. هیجان انگیز است، مردم فکر می‌کنند، "اوه! واقعاً اتفاقی دارد می‌افتد!" و بعد می‌توانید به همان سرعت واقع‌گرایانه برگردید
همین طور که نوار پیشرفت می‌کند. دارید فرض می‌کنید که مردم بر گذر زمان تمرکز کرده‌اند -- تلاش می‌کنند رشد سبزه را تماشا کنند، تلاش می‌کنند یک قوری را ببینند، و برای به جوش آمدن آب صبر کنند، و شما می‌خواهید خسته کننده بودن دردناک بودن و آزاردهنده بودن آن را کمتر از آنچه پیشتر بود بکنید. پس نوار پیشرفت حداقل به شما دیدی از ابتدا و انتها می‌دهد، و شما دارید برای رسیدن به یک هدف تلاش می‌کنید. من فکر می‌کنم از جهاتی حتی ترس از مرگ را هم کم می‌کند. زیادی شد؟
How many people are bored at their desk for how many hours every day and how many days a week and how many weeks a year for how many years in their life? [Small thing. Big idea.] [Daniel Engber on the Progress Bar] The progress bar is just an indicator on a computer that something's happening inside the device. The classic one that's been used for years is a horizontal bar. I mean, this goes back to pre-computer versions of this on ledgers, where people would fill in a horizontal bar from left to right to show how much of a task they had completed at a factory.
This is just the same thing on a screen. Something happened in the 70s that is sometimes referred to as "the software crisis," where suddenly, computers were getting more complicated more quickly than anyone had been prepared for, from a design perspective. People were using percent-done indicators in different ways. So you might have a graphical countdown clock, or they would have a line of asterisks that would fill out from left to right on a screen. But no one had done a systematic survey of these things and tried to figure out: How do they actually affect the user's experience
of sitting at the computer? This graduate student named Brad Myers, in 1985, decided he would study this. He found that it didn't really matter if the percent-done indicator was giving you the accurate percent done. What mattered was that it was there at all. Just seeing it there made people feel better, and that was the most surprising thing. He has all these ideas about what this thing could do. Maybe it could make people relax effectively. Maybe it would allow people to turn away from their machine and do something else of exactly the right duration.
They would look and say, "Oh, the progress bar is half done. That took five minutes. So now I have five minutes to send this fax," or whatever people were doing in 1985. Both of those things are wrong. Like, when you see that progress bar, it sort of locks your attention in a tractor beam, and it turns the experience of waiting into this exciting narrative that you're seeing unfold in front of you: that somehow, this time you've spent waiting in frustration for the computer to do something, has been reconceptualized as:
"Progress! Oh! Great stuff is happening!" [Progress...] But once you start thinking about the progress bar as something that's more about dulling the pain of waiting, well, then you can start fiddling around with the psychology. So if you have a progress bar that just moves at a constant rate -- let's say, that's really what's happening in the computer -- that will feel to people like it's slowing down. We get bored. Well, now you can start trying to enhance it and make it appear to move more quickly than it really is, make it move faster at the beginning, like a burst of speed.
That's exciting, people feel like, "Oh! Something's really happening!" Then you can move back into a more naturalistic growth of the progress bar as you go along. You're assuming that people are focusing on the passage of time -- they're trying to watch grass grow, they're trying to watch a pot of water, waiting for it to boil, and you're just trying to make that less boring, less painful and less frustrating than it was before. So the progress bar at least gives you the vision of a beginning and an end, and you're working towards a goal.
I think in some ways, it mitigates the fear of death. Too much?