021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چطور در محل زندگی‌تان یک جنگل بسازید

Shubhendu Sharma

How to grow a forest in your backyard

Forests don't have to be far-flung nature reserves, isolated from human life. Instead, we can grow them right where we are -- even in cities. Eco-entrepreneur and TED Fellow Shubhendu Sharma grows ultra-dense, biodiverse mini-forests of native species in urban areas by engineering soil, microbes and biomass to kickstart natural growth processes. Follow along as he describes how to grow a 100-year-old forest in just 10 years, and learn how you can get in on this tiny jungle party.


تگ های مرتبط :

Botany, Cities, Design
این یک جنگل مصنوعی است. می‌تواند تا چندین جریب گسترش پیدا کند، و یا در یک محوطه‌ی کوچک جا شود، به کوچکی باغچه‌ی خانه‌تان. هر کدام از این جنگل‌ها، فقط دو سال عمر دارد. من یک جنگل در حیاط پشتی خانه‌ی خودم دارم. که گونه‌های جانوری و گیاهی مختلفی را جذب می‌کند. (آواز پرنده) من هر روز با چنین صدایی بیدار می‌شوم، مانند یک شاهزاده دیزنی. (خنده) من یک کارآفرینم که به صورت حرفه‌ای به ساخت این‌گونه جنگل‌ها کمک می‌کند. ما به کارخانه‌ها کمک کرده‌ایم،
به مزارع، مدارس، خانه‌ها، تفرج‌گاه‌ها، آپارتمان‌ها، پارک‌های عمومی، و حتی یک باغ‌وحش تا چنین جنگلی داشته باشند. جنگل، یک منطقه‌ی جدا افتاده که حیوانات در آن زندگی می‌کنند نیست. جنگل، می‌تواند یک عضو ضروری از زیست شهری ما باشد. جنگل، برای من جایی‌ست که آنقدر درخت دارد، که نمی‌توان به راحتی در آن قدم گذاشت. مهم نیست که چقدر بزرگ یا کوچک باشند. بیشتر زمینی که ما الان در آن زندگی می‌کنیم جنگل بوده است. این به قبل از مداخله‌ی انسان مربوط می‌شود.
بعد ما شهرهایمان را در این جنگل‌ها ساختیم، مانند سائوپائولو (شهری در برزیل) و فراموش کردیم که ما هم جزئی از طبیعت هستیم، همانقدر که ۸.۴ میلیون گونه‌ی دیگر زمین هستند. محل سکونت ما دیگر زیستگاه طبیعی ما نیست. اما برای برخی از ما دیگر اینطور نیست. من و تعدادی دیگر امروزه این جنگل‌ها را به صورت حرفه‌ای می‌سازیم -- هرجا و همه‌جا. من یک مهندس صنایع هستم. در ساختن ماشین تخصص دارم. در شغل قبلی‌ام در تویوتا، یاد گرفتم چطور منابع طبیعی را به محصولات تبدیل کنم. برای مثال،
ما شیره‌ی درخت کائوچو را می‌کشیم، آن را تبدیل می‌کنیم به لاستیک خام، و از آن تایر درست می‌کنیم -- یعنی همان محصول. اما این محصولات نمی‌توانند دوباره یک منبع طبیعی شوند. ما اجزای طبیعت را از آن جدا می‌کنیم، و آنها را به وضعیتی غیر قابل بازگشت می‌بریم. این تولید صنعتی است. از آن طرف، طبیعت، در جهتی کاملا متضاد کار می‌کند. سیستم طبیعی،‌ با جمع کردن عناصر کنار هم تولید می‌کند، اتم به اتم. تمامی محصولات طبیعی، دوباره یک منبع طبیعی می‌شوند. این چیزی‌ست که من یاد گرفتم زمانی که یک جنگل در حیاط پشتی خانه‌ی خودم ساختم.
و این اولین باری بود که با طبیعت کار کردم، به جای مقابله با آن. از آن زمان تاکنون ما ۷۵ جنگل از چنین جنگل‌هایی در ۲۵ شهر دنیا ساخته‌ایم. هر بار که در جای جدیدی کار می‌کنیم می‌بینیم که هر چیزی که برای ساخت جنگل نیاز داریم درست دور و برمان یافت می‌شود. همه‌ی کاری که لازم است انجام دهیم این است که این چیز‌ها را گرد هم بیاوریم و بگذاریم طبیعت وارد عمل شود. برای ساختن جنگل، با خاک شروع می‌کنیم. خاک را لمس می‌کنیم، حس می‌کنیم و حتی می‌چشیم تا تشخیص دهیم چه ویژگی‌هایی کم دارد. اگر خاک از ذرات کوچک تشکیل شده باشد، فشرده می‌شود --
آنقدر فشرده، که آب نمی‌تواند در آن نفوذ کند. ما مقداری بایومس محلی که در دسترس است را با آن مخلوط می‌کنیم، که کمک می‌کند خاک نفوذ‌پذیری بیشتری پیدا کند. حالا دیگر آب می‌تواند در آن نفوذ کند. اگر خاک توانایی نگه‌داری آب را در خود نداشته باشد، بایومس بیشتری با آن مخلوط می‌کنیم -- از مواد جاذب آب، مانند پیت یا باگاس (تفاله‌ی نیشکر)، تا خاک بتواند آب را نگه دارد و مرطوب بماند. برای رشد، گیاهان به آب، نور خورشید و مواد مغذی نیاز دارند. اگر خاک مواد مغذی در خود نداشته باشد چه؟ ما مستقیما به آن مواد مغذی اضافه نمی‌کنیم. این راه صنعتی آن کار خواهد بود،
و مخالف طبیعت. در عوض، ما میکروارگانیزم‌هایی به خاک اضافه می‌کنیم. آن‌ها به طور طبیعی مواد مغذی را در خاک تولید می‌کنند. آنها از بایومسی که با خاک مخلوط کرده‌ایم تغذیه می‌کنند، و فقط کافیست که بخورند و تکثیر شوند. و با زیاد شدن تعدادشان، خاک دوباره شروع به نفس کشیدن می‌کند. زنده می‌شود. ما در مورد گونه‌های درختان بومی منطقه تحقیق می‌کنیم. چطور تشخیص می‌دهیم که بومی هستند یا نه؟ خب، هر چیزی که قبل از مداخله‌ی انسان وجود داشته، بومی است. قانون ساده‌ایست. ما یک پارک بومی را بررسی می‌کنیم
تا آخرین بازمانده‌های یک جنگل طبیعی را پیدا کنیم. بیشه‌های مقدس را بررسی می‌کنیم، یا جنگل‌های مقدس اطراف معابد را. و اگر اصلا چیزی پیدا نکردیم، به موزه‌ها می‌رویم تا بذر یا چوب درختانی که زمان‌های دور در آن منطقه بوده‌اند را بیابیم. ما نقاشی‌ها، اشعار و ادبیات قدیم آن منطقه را بررسی می‌کنیم، تا گونه‌های درختان متعلق به آنجا را بشناسیم. زمانی که درختانمان را مشخص کردیم، آنها را در چهار طبقه‌ی مختلف تقسیم می‌کنیم: طبقات بوته، درختچه، درخت و سایبان. بهره و سهم هر طبقه را مشخص می‌کنیم، و سپس درصد هر کدام از گونه‌های درختان را در ترکیب کلی معین می‌کنیم.
اگر یک جنگل میوه می‌سازیم، درصد درختان ثمری را بیشتر می‌کنیم. ممکن است جنگل گل بخواهیم، جنگلی که پرندگان یا زنبورهای زیادی را جذب کند. یا فقط یک جنگل بومی وحشی همیشه‌سبز. ما بذرها را جمع‌آوری می‌کنیم و از آنها نهال رشد می‌دهیم. اطمینان حاصل می‌کنیم که درختان متعلق به یک طبقه، کنار یکدیگر کاشته نشده‌ باشند. در غیر این صورت وقتی بلند می‌شوند، بر سر یک فضای عمودی با هم رقابت می‌کنند. ما نهال‌ها را نزدیک یکدیگر می‌کاریم. روی سطح، لایه‌ی ضخیمی از کود برگ پخش می‌کنیم، تا زمانی که هوا گرم است، خاک مرطوب بماند. و زمانی که سرد است،
تشکیل برفک فقط روی کود برگ انجام شود، تا وقتی هوا یخبندان است، خاک همچنان بتواند نفس بکشد. این خاک خیلی نرم است -- آنقدر نرم، که ریشه‌ها می‌توانند به راحتی در آن نفوذ کنند، و به سرعت. در ابتدا، به نظر نمی‌رسد که جنگل رشد می‌کند، اما در زیر زمین در حال رشد کردن است. در سه ماه اول، ریشه‌ها به عمق یک متری می‌رسند. این ریشه‌ها، یک شبکه‌ی درهم بافته را شکل می‌دهند، که محکم خاک را گرفته‌اند. میکروب‌ها و قارچ‌ها در سرتاسر این شبکه متشکل از ریشه‌‌ زندگی می‌کنند. حال اگر در پیرامون یک درخت، مواد مغذی خاصی وجود نداشته باشد،
این میکروب‌ها مواد مغذی را به درخت می‌رسانند. هر زمان که باران ببارد، به طور سحرآمیزی، در طول شب، قارچ‌ها پدیدار می‌شوند. و این نشان می‌دهد که خاک زیرین، یک شبکه‌ی قارچی سالم دارد. زمانی که این ریشه‌ها شکل گرفتند، جنگل شروع به رشد در سطح زمین می‌کند. جنگل رشد می‌کند و ما آن را آبیاری می‌کنیم، برای دو یا سه سال آینده، جنگل را آب می‌دهیم. می‌خواهیم تمام آب و مواد مغذی خاک را تنها برای درختان خودمان نگه داریم. پس گیاهان هرز روی زمین را در می‌آوریم. وقتی جنگل رشد کند، جلوی نور خورشید را می‌گیرد. نهایتا، جنگل آنقدر متراکم می‌شود
که نور خورشید دیگر به زمین نمی‌رسد. حالا دیگر گیاهان هرز نمی‌توانند رشد کنند، چون آن‌ها هم به نور خورشید نیاز دارند. در این مرحله، هر قطره آبی که در جنگل می‌افتد، تبخیر می‌شود اما به اتمسفر برنمی‌گردد. این جنگل متراکم، هوای مرطوب را در خود ذخیره می‌کند و رطوبتش را حفظ می‌کند. ما به تدریج آبیاری را کاهش می‌دهیم و در نهایت آن را قطع می‌کنیم. و حتی بدون آبیاری، کف جنگل مرطوب باقی می‌ماند، و حتی گاهی تاریک. حال زمانی که یک برگ بر زمین جنگل می‌افتد، فورا شروع به پوسیدن می‌کند. این بایومس پوسیده، گیاخاک را تشکیل می‌دهد،
که غذای جنگل است. با رشد جنگل، برگ‌های بیشتری روی زمین ‌می‌افتد، یعنی گیاخاک بیشتری تولید می‌شود، که به معنی غذای بیشتر است. پس جنگل می‌تواند باز بیشتر رشد کند. و این جنگل، به صورت تصاعدی به رشد کردن ادامه می‌دهد. بعد از استقرار، این جنگلها خودشان را دوباره و دوباره بازتولید می‌کنند -- احتمالا برای همیشه. در یک جنگل طبیعی مانند این، بهترین نوع مدیریت، مدیریت نکردن است. مثل یک مهمانی جنگلی کوچک. (خنده) این جنگل به صورت جمعی رشد می‌کند.
اگر همین درختان -- همین گونه‌ها -- به صورت مجزا کاشته شده بودند، به این سرعت رشد نمی‌کرد. و به این صورت ما یک جنگل ۱۰۰ ساله را فقط در مدت ۱۰ سال می‌سازیم. خیلی ممنون. (تشویق)
This is a man-made forest. It can spread over acres and acres of area, or it could fit in a small space -- as small as your house garden. Age of this forest is just two years old. I have a forest in the backyard of my own house. It attracts a lot of biodiversity. (Bird call) I wake up to this every morning, like a Disney princess. (Laughter) I am an entrepreneur who facilitates the making of these forests professionally. We have helped factories,
farms, schools, homes, resorts, apartment buildings, public parks and even a zoo to have one of such forests. A forest is not an isolated piece of land where animals live together. A forest can be an integral part of our urban existence. A forest, for me, is a place so dense with trees that you just can't walk into it. It doesn't matter how big or small they are. Most of the world we live in today was forest.
This was before human intervention. Then we built up our cities on those forests, like São Paulo, forgetting that we belong to nature as well, as much as 8.4 million other species on the planet. Our habitat stopped being our natural habitat. But not anymore for some of us. A few others and I today make these forests professionally -- anywhere and everywhere. I'm an industrial engineer. I specialize in making cars. In my previous job at Toyota, I learned how to convert natural resources into products.
To give you an example, we would drip the sap out of a rubber tree, convert it into raw rubber and make a tire out of it -- the product. But these products can never become a natural resource again. We separate the elements from nature and convert them into an irreversible state. That's industrial production. Nature, on the other hand, works in a totally opposite way. The natural system produces by bringing elements together, atom by atom. All the natural products become a natural resource again. This is something which I learned
when I made a forest in the backyard of my own house. And this was the first time I worked with nature, rather than against it. Since then, we have made 75 such forests in 25 cities across the world. Every time we work at a new place, we find that every single element needed to make a forest is available right around us. All we have to do is to bring these elements together and let nature take over. To make a forest we start with soil. We touch, feel and even taste it to identify what properties it lacks.
If the soil is made up of small particles it becomes compact -- so compact, that water cannot seep in. We mix some local biomass available around, which can help soil become more porous. Water can now seep in. If the soil doesn't have the capacity to hold water, we will mix some more biomass -- some water-absorbent material like peat or bagasse, so soil can hold this water and it stays moist. To grow, plants need water, sunlight and nutrition. What if the soil doesn't have any nutrition in it? We don't just add nutrition directly to the soil.
That would be the industrial way. It goes against nature. We instead add microorganisms to the soil. They produce the nutrients in the soil naturally. They feed on the biomass we have mixed in the soil, so all they have to do is eat and multiply. And as their number grows, the soil starts breathing again. It becomes alive. We survey the native tree species of the place. How do we decide what's native or not? Well, whatever existed before human intervention is native. That's the simple rule.
We survey a national park to find the last remains of a natural forest. We survey the sacred groves, or sacred forests around old temples. And if we don't find anything at all, we go to museums to see the seeds or wood of trees existing there a long time ago. We research old paintings, poems and literature from the place, to identify the tree species belonging there. Once we know our trees, we divide them in four different layers: shrub layer, sub-tree layer, tree layer and canopy layer. We fix the ratios of each layer,
and then we decide the percentage of each tree species in the mix. If we are making a fruit forest, we increase the percentage of fruit-bearing trees. It could be a flowering forest, a forest that attracts a lot of birds or bees, or it could simply be a native, wild evergreen forest. We collect the seeds and germinate saplings out of them. We make sure that trees belonging to the same layer are not planted next to each other, or they will fight for the same vertical space when they grow tall. We plant the saplings close to each other. On the surface, we spread a thick layer of mulch,
so when it's hot outside the soil stays moist. When it's cold, frost formation happens only on the mulch, so soil can still breathe while it's freezing outside. The soil is very soft -- so soft, that roots can penetrate into it easily, rapidly. Initially, the forest doesn't seem like it's growing, but it's growing under the surface. In the first three months, roots reach a depth of one meter. These roots form a mesh, tightly holding the soil. Microbes and fungi live throughout this network of roots.
So if some nutrition is not available in the vicinity of a tree, these microbes are going to get the nutrition to the tree. Whenever it rains, magically, mushrooms appear overnight. And this means the soil below has a healthy fungal network. Once these roots are established, forest starts growing on the surface. As the forest grows we keep watering it -- for the next two to three years, we water the forest. We want to keep all the water and soil nutrition only for our trees, so we remove the weeds growing on the ground.
As this forest grows, it blocks the sunlight. Eventually, the forest becomes so dense that sunlight can't reach the ground anymore. Weeds cannot grow now, because they need sunlight as well. At this stage, every single drop of water that falls into the forest doesn't evaporate back into the atmosphere. This dense forest condenses the moist air and retains its moisture. We gradually reduce and eventually stop watering the forest. And even without watering, the forest floor stays moist and sometimes even dark. Now, when a single leaf falls on this forest floor,
it immediately starts decaying. This decayed biomass forms humus, which is food for the forest. As the forest grows, more leaves fall on the surface -- it means more humus is produced, it means more food so the forest can grow still bigger. And this forest keeps growing exponentially. Once established, these forests are going to regenerate themselves again and again -- probably forever. In a natural forest like this, no management is the best management.
It's a tiny jungle party. (Laughter) This forest grows as a collective. If the same trees -- same species -- would have been planted independently, it wouldn't grow so fast. And this is how we create a 100-year-old forest in just 10 years. Thank you very much. (Applause)