021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چطور هم سود کنیم، هم تغییر ایجاد کنیم

Audrey Choi

How to make a profit while making a difference

Can global capital markets become catalysts for social change? According to investment expert Audrey Choi, individuals own almost half of all global capital, giving them (us!) the power to make a difference by investing in companies that champion social values and sustainability. "We have more opportunity today than ever before to make choices," she says. "So change your perspective. Invest in the change you want to see in the world."


تگ های مرتبط :

Business, Social Change, Finance
من معتقدم مؤسسات بزرگ پتانسیل منحصر به فردی برای ایجاد تغییر دارند، و معتقدم که ما آدمها هم قدرت منحصر به فردی داریم تا بر مسیر حرکت این مؤسسات اثر بگذاریم. این باورها بصورت طبیعی سراغ من نیومد، زیرا اعتماد به مؤسسات بزرگ، واقعاً جایی توی خانواده ما نداشت. مادر من از کره شمالی فرار کرد وقتی که ۱۰ ساله بود. برای این کار مجبور بود توی زندگیش از دست هر مؤسسه بزرگی فرار کنه: دولت‌های سرکوب‌گر، ارتش‌های اشغال‌گر و حتی گشت‌های نظامی مرزی. بعدها، وقتی تصمیم گرفت میخواد به ایالات متحده مهاجرت کنه،
مجبور بود کل یک فرهنگ رو به مبارزه دعوت کنه فرهنگی که می‌گفت دختران هرگز بهترین و باهوش‌ترین نمیشن. فقط بخاطر اینکه اسمش مثل اسم پسرها بود توانست با زرنگی به امتحان مهاجرت که دولت برگزار میکرد راه پیدا کنه که بیاد امریکا. بخاطر شجاعت و اشتیاقش، من فرصتهایی داشتم که خودش هرگز نداشت، و همین بود که داستان منو اینقدر متفاوت کرد. بجای فرار از موسسات بزرگ، در واقعا من به سمتشون رفتم در دوره کاری خودم این شانس رو داشتم که با روزنامه وال استریت کارکنم، با کاخ سفید و حالا با یکی از بزرگترین نهادهای مالی جهان
جاییکه یک سرمایه گذاری پایدار رو هدایت میکنم. این موسسات مثل نفت کش هستن، و با کار توی این موسسات، متوجه شدم طوفانهایی رو پشت سر گذاشتن که قابل تقدیره، و قانع شدم که که این موسسات در بازارهای سرمایه جهانی، با حدود ۲۹۰ تریلیون دلار سهام و اوراق بدهی توی دنیا، و شاید این یکی از قویترین نیروهای ما برای تغییر اجتماعی مثبته که در دسترسه، اگه بخوایم که باشه. خب، میدونم بعضی هاتون دارین فکر می کنین بازارهای سرمایه جهانی، تغییرات اجتماعی مثبت، معمولا ربطی به هم ندارن یا شاید هم اصلا به هم ربطی ندارن.
فکر میکنم خیلی‌ها بازارهای سرمایه رو یک اقیانوس میدونن. نیروی عظیم، خیلی خشک و بی تفاوت طبیعت که آرزوها و آمال ما تاثیری روش نداره. پس بهترین کاری که حساب پس اندازکوچیکم یا حسابهای بازنشستگیم میتونه بکنه اینه که توی اوضاع خوب یک نوسانی بگیره و امیدوار باشیم که توی نوسانات شدید نیفتیم، اما قطعا تصمیمات ما در مورد نحوه هدایت حساب بازنشستگی کوچیکمون تاثیری بر امواج نداره و شکل و اندازه و جهت موج رو تغییر نمیده. اما چرا اینطوریه؟ بخاطر اینکه در واقع یک سوم از اقیانوس سرمایه
به افرادی مثل ما تعلق داره، و عمدۀ باقیمانده بازارهای سرمایه توسط موسساتی کنترل میشه که قدرت و اختیارشون و سرمایه شون رو از ما میگیرن، به عنوان اعضا، فعالان ذینفعان، سهامداران یا شهروندان. پس اگه ما مالک نهایی بازارهای سرمایه هستیم چرا صدامون به جایی نمیرسه؟ چرا نمیتونیم موجی ایجاد کنیم؟ خب بذارین یه سوال متفاوت بپرسم: آیا هیچ کدوم از شما ازین قهوه ها توی مغازه و کافی شاپ خریدین؟ خب. آیا هیچ کدومتون از شما میرین رستوران و ماهی پرورشی سفارش بدین؟ بجای ماهی دریایی سرخ شده شیلیایی
که واقعا دلتون میخواد؟ هیچ کدومتون ماشین هیبریدی دارین یا حتی ماشین برقی؟ خب چرا اینکارهارو می کنیم؟ خب. یک ماشین برقی به اندازه یک ناوگان ۱.۲ میلیاردی ماشینهای موتوری نمی ارزه. دست بالای دست بسیار است. و یک فنجون قهوه توی این دنیای عجیب غریب مقدار زیادی نیست اما ما این کارو می کنیم چون باور داریم که اهمیت داره که کارهامون روی هم جمع میشه که انتخابهامون میتونه روی بقیه اثر بذاره و روی هم رفته چه تاثیری میتونیم داشته باشیم. من توی کیفم یه لیوان دارم که چند سال پیش خریدمش.
لیوانی که میشه بارها ازش استفاده کرد و یه چیزایی روش چاپ شده. یه نگاهی بندازیم به بعضی چیزایی که روش چاپ شده. این یک لیوان میتونه بارها و بارها استفاده بشه. این یک لیوان میتونه دیگران رو ترغیب کنه که اونا هم یکیشو استفاده کنن این یک لیوان می تونه به نجات زمین کمک کنه فکر نمیکنم این لیوان پلاستیکی بتونه اینقدر قوی باشه (خنده حاضران) پس چرا فکر میکنیم انتخاب یه قهوه ۴ دلاری توی یک لیوان چندبارمصرف اهمیت داره، اما کاری که با ۴٫۰۰۰ دلار سرمایه گذاری برای حساب بازنشستگی انجام میدیم اهمیتی نداره؟ چرا به سوپرمارکتها و بازارهای سرمایه نمیتونیم بگیم
که برامون مهمه، که استانداردهای کاری منصفانه برامون مهمه که روشهای تولید پایدار و جوامع سلامتی برامون مهمه؟ چرا با پولهای سرمایه گذاریمون رأی نمیدیم، اما با قهوه مون رأی میدیم؟ خب فکر میکنم یه ربطی به باورهای نادرست داره، افسانه هایی که همه مون توی شعور جمعی مون داریم. قصه اون دیگ حلیم جادویی رو یادتونه؟ به دیگ میگفتی: "ای دیگ کوچولو، جوش بیا، جوش بیا" دیگ از حلیم پر میشد وقتی میگفتی "ای دیگ کوچولو، بسه دیگه، بسه" اون هم بس میکرد اما اگه اشتباهی بهش میگفتی حرفتو گوش نمیداد،
و همه چیز از کنترل خارج میشد. خب فکر میکنم وقتی بحث بازارها میشه، یه داستان مشابهی توی سرمون هست. معتقدیم که بازارها همون دیگ جادوییه که تنها از یک فرمان پیروی میکنن: پول بیشتری بساز تنها این کلمات هستند که اگه دقیق گفته بشن دیگ رو پر از طلا میکنن. مثلا این رو هم بهش بگین "از محیط محافظت کن"، گفتنش فایده ای نداره. یا مثلا اشتباهی بهش بگین "عدالت اجتماعی رو ببر بالا"، و شاید شاهد کوچیک شدن سکه های طلاتون باشین یا حتی مثل این قصه مون، ممکنه کاملا ناپدید بشن.
خب ما از مردم پرسیدیم واقعا چی فکر میکنین؟ در واقع رفتیم بیرون و از هزاران سرمایه گذار رأی گیری کردیم، و یه چیز معرکه پیدا کردیم. بطور قابل توجهی، مردم میخواستن که اون کلمات رو به فرمول اضافه کنن ۷۱ درصد مردم گفتند بله، اونها به سرمایه گذاری پایدار علاقمند بودن، که ما اینطوری تعریفش میکنیم: در فرآیند سرمایه گذاری بهترینهایی که الان بصورت سنتی داری رو برداری و اطلاعات دیگه ای که موقع فکر کردن به محیط زیست و جامعه و حاکمیت خوب دستگیرتون میشه رو بهش اضافه کنین. ۷۱ درصد این رو میخواستن. ۷۲ درصد گفتند که معتقدند شرکتهایی که این کارهارو میکنن
از نظر مالی عملکرد بهتری دارن. پس مردم واقعا معتقدن اگه کارهای خوب بکنین میتونین نتیجه بهتری بگیرین. اما نکته عجیب اینجاست که: ۵۴ درصد مردم همچنان میگن که اگه پولهاشونو بذارن توی این جور سهامها، فکر میکنن که ممکنه پول کمتری در بیارن. خب این واقعیت داره؟ اگه بجای خوردن یک لیوان قهوه روی اون سرمایه گذاری کنین، حلیم کمتری گیرتون میاد؟ خب، میدونین، سرمایه گذارهای شرکتهایی مثل "بِرت بیز" و "بِن اند جِریز" همچین چیزی نمیگن. درسته. جفتوشون کارو با شرکتهای کوچیکی شروع کردن که از نظر اجتماعی آگاه بودن و آخرسر اینقدر محبوب مصرف کنندگان شدن
که غولهایی مثل "یونی لیور" و "کرولوکس" به صدها میلیون دلار خریدنشون هر کدومشونو اما نکته مهم اینه که این شرکتها متوجه شدن که اگه میخواستن از ارزش سرمایه گذاریهاشون محافظت کنن، مجبور بودن که از ماموریت آگاهی اجتماعی محافظت کنن. اگه این کلمات آگاهی از محیط زیست و اجتماع رو همچنان اضافه نمیکردن، این برندها پول بیشتری در نمی آوردن. اما شاید این تنها استثنایی باشه که قانون رو ثابت میکنه. درسته؟ شرکتهای مهمی که اقتصاد مارو تغذیه می کنن پول بازنشستگی مارو تامین می کنن و واقعا دنیارو می چرخونن،
اونا مجبورن که بچسبن به درآوردن پول بیشتر. دانشکده کسب وکار هاروارد تحقیقی روی این موضوع انجام داده. و چیز فوق العاده ای رو پیدا کردن. اگه ۲۰ سال پیش یک دلار سرمایه گذاری میکردین در پرتفویی از شرکتهایی که بشدت روی بیشتر پول درآوردن تمرکز کرده بودن فصل به فصل، اون یک دلار تا ۱۴ دلار و ۴۶ سنت رشد کرده بود. بد هم نیست مگر اینکه بجاش همون یک دلار رو سرمایه گذاری می کردین توی پرتفویی از شرکتهایی که که تمرکز کردن روی توسعه کارشون و مهمترین مسائل اجتماعی و زیست محیطی
اون یک دلار رسیده بود به ۲۸ دلار و ۳۶ سنت. تقریبا دو برابر اون دیگ حلیم. حالا بذارین ببنیم چی شده. برای رسیدن به این عملکرد اونا پولهاشونو نبخشیدن که یه شرکت خوب بنظر بیان. این کارو با تمرکز روی چیزایی انجام دادن که برای کارشون مهمه، مثل هدر دادن کمتر انرژی و آب توی فرآیندهای تولیدشون؛ مثل مطمئن شدن از اینکه قرارداد مدیرعامل باعث انگیزش اونها در جهت نتایج بلندمدتی بشه که شرکت و جوامع لیاقتشو دارن، و نه فقط نتایج فصلی؛ یا ساختن یک فرهنگ درجه یک که وفاداری بالاتر کارکنان رو به همراه داره
و همچنین حفظ و کارآیی بالاتر اونارو. حالا هاروارد تنها نیست. آکسفورد هم یک مطالعه تحقیقاتی انجام داده و ۱۲۰ مطالعه مختلف رو بررسی کرده و نگاهی انداختن به اثر پایداری و نتایج اقتصادی، و بارها و بارها و بارها شاهد این موضوع بودن که شرکتهایی که به اینجور مسائل مهم اهمیت دادن در عمل، کارآیی عملیاتی بهتری داشتن، هزینه های سرمایه ایشون کمتر بوده و عملکردشون در قیمت سهام هم بهتر بوده. و حالا نوبت "ال گور"ـه. خب ۲۰ سال پیش وقتی با ال گور توی کاخ سفید کار میکردم، او یکی از اولین پیشگامانی بود که از شرکتها و دولتها میخواست به چالش تغییرات زیست محیطی توجه کنن.
دولت بعدی امریکا یک شرکت سرمایه گذاری به نام "نسل" افتتاح کرد، و اون اونجا پایداری زیست محیطی و چیزهای دیگه رو جا داد درست توی رویۀ سرمایه گذاری هسته ای. و اون موقع ها، راجبه دیدگاهش بدبینی های زیادی بود. بعد از گذشت ده سال، موفقیت اون تایید دیگری است بر اینکه سرمایه گذاری پایدارِ درست میتونه سرمایه گذاری معقولی باشه. جدای از درست کردن حلیم کمتر بخاطر اینکه پایداری رو به ترکیب اضافه کرد، در واقع، بطور چشم گیری عملکردش بالاتر از استانداردها بود. حالا در خصوص سرمایه گذاری پایدار، خبر خوب اینه که نیازی به کلمات جادویی نداره و نیازی به رازهای سرمایه گذاری هم نداره،
و فقط برای نخبه ها نیست. فقط به سرمایه شخصی میلیاردرها مربوط نمیشه. فقط به سرمایه گذاریهای پیشرفته مثل فن آوریهای پاک مربوط نمیشه یا به تامین مالی در بازارهای نوظهور یا نانواییهای پیشرفته توی بروکلین. این بحث مربوط میشه به سهام، اوراق بدهی و ۵۰۰ شرکت برتر فورچن. بحث صندوقای سرمایه گذاریه. بحث همۀ چیزایی که امروزه توی بازار می بینیم. خب بخاطر این قانع شدم ما با همدیگه صاحب قدرتی هستیم و میشه سرمایه گذاری پایدار رو به یک امر عادی جدید تبدیل کرد که اولا، دائما این موضوع داره اثبات میشه
که سرمایه گذاری پایدارِ درست که تمام اون اصول خوب سرمایه گذاری رو داره، ارزشش رو داره. که منطقی هم بنظر میرسه. دوما، بزرگترین مانعی که سر راهمونه شاید واقعا توی ذهنمون باشه. فقط باید اون داستانهارو بریزیم دور که اگه ارزشهاتونو به تفکر سرمایه گذاری تون اضافه کنین، حلیم کمتری گیرتون میاد. و وقتی از دست این افسانه خلاص بشین یواش یواش متوجه این حقایقی میشین که داشتیم راجبش صحبت میکردیم. و سوما، آینده همین جاست. امروز سرمایه گذاریهای پایدار یک بازار ۲۰ تریلیون دلاریه
و بخشی از صنعت سرمایه گذاریه که با بیشترین سرعت داره رشد میکنه. توی امریکا، همونطور که می بینید بشدت رشد کرده. و حالا یک ششم از پولهایی رو تشکیل میده که توی امریکا تحت مدیریت حرفه ای هستن. پس منتظر چی هستیم؟ برای من، برمیگرده به انگیزه ای که از مادرم گرفتم. اون میدونست زندگی ای رو میخواست که برای انتخابهای خودش آزادی داشته باشه و بتونه صداش رو به جایی برسونه و داستان خودش رو بنویسه. راجبه این هدف خیلی اشتیاق داشت واضح بود که به هیچ ارتش و مانع و هیچ موسسه بزرگی اجازه نمیداد جلوشو بگیره. اون به امریکا راه پیدا کرد،
یک معلم شد، و نویسنده ای که جایزه برنده شد و مادر شد، و آخر سر هم دختراشو فرستاد هاروارد. و این روزها میتونین بگین که خیلی راحت در قویترین موسسات جهان جلسه میگیره. انگار زیادی پیشگویانه ست اینکه اسمش به زبان کره ای یعنی "شفافیت مشتاقانه" "شفافیت مشتاقانه": همون چیزی که فکر میکنم برای ایجاد تغییر بهش نیاز داریم. اشتیاق به تغییری که می خواهیم توی دنیا ببینیم، و شفافیتی که می تونیم به ترسیم این مسیر کمک کنیم. امروزه نسبت به هر موقع دیگه ای فرصت بیشتری
برای انتخاب داریم. نسبت به هر موقع دیگه ای قدرت بیشتری برای رسوندن صدامون داریم. پس نگاه هارو عوض کنین. با تغییر کوچیک تون رأی بدین. در تغییری سرمایه گذاری کنین که میخواین توی دنیا ببینین. افسانه هارو عوض کنین تا بازارها عوض بشن متشکرم. (
I believe big institutions have unique potential to create change, and I believe that we as individuals have unique power to influence the direction that those institutions take. Now, these beliefs did not come naturally to me, because trusting big institutions, not really part of my family legacy. My mother escaped North Korea when she was 10 years old. To do so, she had to elude every big institution in her life: repressive governments, occupying armies and even armed border patrols.
Later, when she decided she wanted to emigrate to the United States, she had to defy an entire culture that said the girls would never be the best and brightest. Only because her name happens to sound like a boy's was she able to finagle her way into the government immigration exam to come to the United States. Because of her bravery and passion, I've had all the opportunities that she never did, and that has made my story so different. Instead of running away from big institutions, I've actually run toward them. I've had the chance over the course of my career
to work for The Wall Street Journal, the White House and now one of the largest financial institutions in the world, where I lead sustainable investing. Now, these institutions are like tankers, and working inside of them, I've come to appreciate what large wakes they can leave, and I've become convinced that the institution of the global capital markets, the nearly 290 trillion dollars of stocks and bonds in the world, that that may be one of our most powerful forces for positive social change at our disposal, if we ask it to be.
Now, I know some of you are thinking, global capital markets, positive social change, not usually in the same sentence or even the same paragraph. I think many people think of the capital markets kind of like an ocean. It's a vast, impersonal, uncaring force of nature that is not affected by our wishes or desires. So the best that our little savings accounts or retirement accounts can do is to try to catch some waves in the good cycles and hope that we don't get inundated in the turbulent ones, but certainly our decisions on how to steer our little retirement accounts
don't affect the tides, don't change the shape or size or direction of the waves. But why is that? Because actually, one third of this ocean of capital actually belongs to individuals like us, and most of the rest of the capital markets is controlled by the institutions that get their power and authority and their capital from us, as members, participants, beneficiaries, shareholders or citizens. So if we are the ultimate owners of the capital markets, why aren't we able to make our voices heard? Why can't we make some waves?
So let me ask you a different question: did any of you buy fair trade coffee the last time you were at a supermarket or at Starbucks? OK. Do any of you go to the restaurant and order the sustainably farmed trout instead of the miso-glazed Chilean sea bass that you really wish you could have? Do any of you drive hybrid cars or even electric cars? So why do we do these things? Right? One electric car doesn't amount to much in a fleet of 1.2 billion combustion engine vehicles. One fish is just one fish in the sea. And one cup of coffee
doesn't amount to a hill of beans in this crazy world. But we do these things because we believe they matter, that our actions add up, that our choices might influence others and collectively, what an impact we can have. So, in my bag I have a coffee mug that I bought a couple of years ago. It's a reusable mug. It has all these things printed on it. Look at some of the things that are on it, that it says. "This one cup can be used again and again." "This one cup may inspire others to use one too." "This one cup helps save the planet." I had no idea this plastic cup was so powerful.
(Laughter) So why do we think that our choice of a four dollar shade-grown fair trade artisanal cup of coffee in a reusable mug matters, but what we do with 4,000 dollars in our investment account for our IRA doesn't? Why can't we tell the supermarket and the capital markets that we care, that we care about fair labor standards, that we care about sustainable production methods and about healthy communities? Why aren't we voting with our investment dollars, but we would vote with our lattes?
So I think it has something to do with the myths, the fables that we all carry around in our collective consciousness. Do you remember the Grimm's fairy tale about the magic porridge pot? If you said to the pot, "Boil, little pot, boil," it would fill up with sweet porridge. And if you said, "Stop, little pot, stop," it would stop. But if you got the words wrong, it wouldn't listen, and things could go terribly awry. So I think when it comes to markets, we have a little bit of a similar fable in our heads. We believe that the markets is this magic pot
that obeys only one command: make more money. Only those words said exactly that way will make the pot fill up with gold. Add in some extra words like "protect the environment," the spell might not work. Put in the wrong words like "promote social justice," and you might see your gold coins shrink or even vanish entirely, according to this fable. So we asked people, what do you really think? And we actually went out and polled a thousand individual investors, and we found something fascinating. Overwhelmingly,
people wanted to add those extra words into the formula. 71 percent of people said yes, they were interested in sustainable investing, which we define as taking the best in class investment process that you already have traditionally and adding in the extra information you get when you think about the environment and society and good governance. 71 percent wanted that. 72 percent said that they believe that companies who did that would actually do better financially. So people really do believe that you can do well by doing good. But here was the weird thing:
54 percent of the people still said if they put their money in those kinds of stocks, they thought that they would make less money. So is it true? Do you get less sweet porridge if you invest in shade-grown coffee instead of drinking it? Well, you know, the investors in companies like Burt's Bees or Ben & Jerry's wouldn't say so. Right? Both of those started out as small, socially conscious companies that ended up becoming so popular with consumers that the giants Unilever and Clorox bought them for hundreds of millions of dollars
each. But here's the important thing. Those corporations realized that if they wanted to protect the value of their investments, they had to preserve that socially conscious mission. If they didn't keep adding in those extra words of environmentally friendly and socially conscious, those brands wouldn't make more money. But maybe this is just the exception the proves the rule, right? The serious companies that fund our economy and that fund our retirements and that really make the world go round, they need to stick to making more money.
So, Harvard Business School actually researched this, and they found something fascinating. If you had invested a dollar 20 years ago in a portfolio of companies that focused narrowly on making more money quarter by quarter, that one dollar would have grown to 14 dollars and 46 cents. That's not bad until you consider that if instead you'd invested that same dollar in a portfolio of companies that focused on growing their business and on the most important environmental and social issues,
that one dollar would have grown to 28 dollars and 36 cents. almost twice as much sweet porridge. Now, let's be clear, they didn't make that outperformance by giving away money to seem like a nice corporate citizen. They did it by focusing on the things that matter to their business, like wasting less energy and water in their manufacturing processes; like making sure the CEO contracts had the CEOs incentivized for the long-term results of the company and the communities they served, not just quarterly results; or building a first class culture
that would have higher employee loyalty, retention and productivity. Now, Harvard's not alone. Oxford also did a research study where they examined 120 different studies looking at the effect of sustainability and economic results, and they found time and time and time again that the companies that cared about these kinds of important things actually had better operational efficiency, lower cost of capital and better performance in their stock price. And then there's Al Gore. So 20 years ago, when I worked for Al Gore in the White House,
he was one of the early pioneers pleading with businesses and governments to pay attention to the challenges of climate change. Post-White House, he opened an investment firm called Generation, where he baked environmental sustainability and other things right into the core investment process. And at the time there was a good bit of skepticism about his views. Ten years later, his track record is one more proof point that sustainable investing done right can be sound investing. Far from making less sweet porridge because he added sustainability into the mix, he actually significantly outperformed the benchmark.
Now, sustainable investing, the good news is it doesn't require a magic spell and it doesn't require some investment secret, and it's not just for the elite. It is not just about private equity for billionaires. It's not just groovy-sounding investments like clean technology or microfinance in emerging markets or artisanal bakeries in Brooklyn. It's about stocks and bonds and Fortune 500 companies. It's about mutual funds. It's about all the things we already see in the market today. So here's why I'm convinced
that we collectively have the power to make sustainable investing the new normal. First, the proof points are coming out all the time that sustainable investing done right, preserving all the same good principles of investing, the traditional sphere, can pay. It makes sense. Secondly, the biggest obstacle standing in our way may actually just be in our heads. We just need to let go of that myth that if you add your values into your investment thinking, that you get less sweet porridge.
And once you get rid of the fable, you can actually start appreciating those facts we've been talking about. And third, the future is already here. Sustainable investment today is a 20 trillion dollar market and it's the fastest-growing segment of the investment industry. In the United States, it has grown enormously, as you can see. It now represents one out of every six dollars under professional management in the United States. So what are we waiting for? For me, it goes back to the inspiration that I received from my mother. She knew that she wanted a life where she would have the freedom to make her own choices
and to have her voice heard and write her own story. She was passionate about that goal and she was clear that she would let no army, no obstacle, no big institution stand in her way. She made it to the States, and she became a teacher, an award-winning author and a mother, and ended up sending her daughters to Harvard. And these days, you can tell that she is amply comfortable holding court in the most powerful institutions in the world. It seems almost too prophetic that her name in Korean means
"passionate clarity." Passionate clarity: that's what I think we need to drive change. Passion about the change we want to see in the world, and clarity that we are able to help chart the course. We have more opportunity today than ever before to make choices. We have more power than ever before to make our voices heard. So change your perspective. Vote with your small change. Invest in the change you want to see in the world. Change the fables and change the markets.
Thank you. (Applause)