021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چگونه با ویروس مرگبار بعدی بجنگیم

Pardis Sabeti

How we'll fight the next deadly virus

When Ebola broke out in March 2014, Pardis Sabeti and her team got to work sequencing the virus's genome, learning how it mutated and spread. Sabeti immediately released her research online, so virus trackers and scientists from around the world could join in the urgent fight. In this talk, she shows how open cooperation was key to halting the virus ... and to attacking the next one to come along. "We had to work openly, we had to share and we had to work together," Sabeti says. "Let us not let the world be defined by the destruction wrought by one virus, but illuminated by billions of hearts and minds working in unity."


تگ های مرتبط :

Africa, Big Problems, Future
شايد هرگز درباره كنما در سيرالئون يا آرئوا در نيجريه نشنيده باشيد. اما من آنها را دو تا از خارق‌العاده‌ترین مکانهای روی زمین می‌دانم. در بیمارستانهای آنجا، جامعه‌ای از پرستاران، پزشکان و داتشمندان هست که سالهاست در سکوت به نبرد با یکی از مهلک‌ترین تهدیدات بشریت پرداخته‌اند: ویروس لاسا. ویرپس لاسا خیلی شبیه ابولاست. می‌تواند به تب شدید منجر شود و غالبا هم مهلک است. اما این افراد، هر روز جان خود را به خطر میاندازند تا از جان افراد جوامع خود حمایت کنند، و با این کار از همه ما حمایت کنند. انا یکی از خارق‌العاده‌ترین چیزهایی که درباره‌شان خیلی سالها پیش
در یکی از نخستین دیدارهایم از آنجا آموخته‌ام این بود که آنها هر روز صبح -- در این روزهای استثنایی و پرچالش در خط مقدم-- را با آواز خواندن شروع می‌کنند. دور هم جمع می‌شوند و شادمانی خود ا نشان می‌دهند. روحیه‌شان را نشان می‌دهند. و طی سالیان، همه این سالهایی که پشت سر هم از آنها دیدار کرده‌ام و آنها با من دیدار کرده‌اند، به جمع آنهاملحق می‌شوم و آواز می خوانم و می‌نویسیم ‌و آن را دوست داریم، زیرا به ما یادآوری می‌کند که آنجا فقط برای تعقیب علم جمع نشده‌ایم، بلکه از طریق انسانیتی به اشتراک گذارده شده پیوند خورده‌ایم. و البته همانطور که تصور می‌کنید، زمانی اهمیت بی‌نهایت
و حتی ضروری می‌یابد که اوضاع شروع به تغییر می‌کند. و در مارس ۲۰۱۴ این دکرگونی قابل توجه بود، زمانی که شیوع ابولا در گینه اعلام شد. نخستین مورد اپیدمی در آفریقای غربی، نزدیک مرز سیرالئون و لیبریاست. و خیلی برای همه ما هولناک بود. راستش برای مدتی مظنون بودیم نکند که لاسا و ابولا بیشتر از آنچه فکر می‌شد گسترش پیدا کند و فکر می‌کردیم می‌توانست یک روز به کنما بیاید. و بسیاری از اعضای تیمم فورا راه افتادند و به دکتر هومار خان و تیمش در آنجا ملحق شدند، و مراکز تششخیصی را برای انجام تستهای مولکولی حساس دائر کردیم تا در صورت عبور ابولا از مرز و ورودش به
سیرالئون شناسایی شود. ما از این نوع قابلیت قبلا برای ویروس لاسا استفاده کرده بودیم، می‌دانستیم چکار کنیم، تیمی خارق‌العاده‌ بود. فقط باید به آنها ابزار و مکان لازم برای بررسی ابولا را می‌دادیم. و متاسفانه، آن روز آمد. در ۲۳ ماه مه ۲۰۱۴ زنی به بخش زایمان بیمارستان پذیرش شد و گروه آن سری تستهای مولکولی مهم را انجام داد و اولین مورد ابولا در سیرالئون شناسایی شد. کار استثنایی که صورت گرفت. آنها قادر بودند مورد را سریعا شناسایی کنند، و به مداوای بااحتیاط بیمار بپردازند و شروع به تماس گرفتن برای پیگیری آنچه در جریان بود کنند.
می‌توانست جلوی چیزی را بگیرد، اما وقتی که آن روز آمد، اپیدمی ماهها بود که زاد و ولد کرده بود. با صدها مورد، همه اپیدمی‌های پیشین را تحت‌الشعاع قرار داده بود. و به سیرالئون تنها با آن تک مورد نیامد، بلکه مثل موجی خروشان بود. باید با جامعه بین‌المللی کار می‌کردیم، با وزارت بهداشت، با کنما تا مقابله با موارد ابولا شروع شود، هنکامی که هفته بعد ۳۱ مورد را آورد، که بعد شد ۹۲ نفر و در ادامه ۱۴۷ مورد -- همه به کنما آمدند، یکی از تنها مکانهایی در سیرالئون که می‌توانست با آن مقابله کند. و شبانه روز در حد توانمان تلاش می‌کردیم،
در تلاش برای کمک به آدمها، تلاش برای جلب توجه& البته یک کار ساده دیگر را نیز خوب انجام دادیم. از آن نمونه آزمایش که از خون بیمار برای تشخیص ابولا گرفتیم، روشن است که می‌توانستیم آن را دور بیاندازیم. کار دیگر این است که در واقع آن را در ماده شیمیایی قرار دهیم و خنثی کنیم، پس آن را گذاشتین توی یک جعبه و ارسالش کردیم به آن سوی اقیانوس، و این کار ما بود. آن را به بوستون فرستادیم، جایی که تیم من کار می‌کند. و ما شبانه روز، روزهای متوالی را نوبتی کار کردیم، و ۹۹ ژنوم از ویروس ابولا را سریعا تولید کردیم. این طرح کلی آن است-- ژنوم یک ویروس طرح کلی است. ما همه یکی را داریم.
درباره آنچه ما را تشکیل می‌دهد، همه چیز را می‌گوید و اطلاعات خیلی زیادی می‌دهد. نتیج این کار ساده و در عین حال قدرتمند است. مادر واقع می‌توانیم این ۹۹ ‌ویروس ‌مختلف را برداریم، آنها را بررسی و مقایسه کنیم، و در واقع شاهد این باشیم که در مقایسه با سه ژنومی که قبلا از گینه منتشر شده بود، می‌توانستیم نشان دهیم که این اپیدمی‌ از ماهها قبل زمانی که در گینه در بین جمعیت انسانی بروز پیدا کرده و از انسان به انسان منتقل شده است. اکنون، بسیار مهم است که تلاش کنید راهی را برای مداخله بیبید، اما در عین حال ردیابی ارتباط هم مهم است.
همچنین می‌دیدیم ویروس همانطورکه بین انسانها می چرخد،‌ دچار جهش می‌شد. و هر کدام از این دگرگونیها مهم است، زیرا تشخیصها، واکسنها، تدوایهایی که استفاده می‌کنیم، همه بر پایه آن توالی ژنوم است-- آن چیزی است که آن را می راند. و بنابرین لازم بود خبرگان جهانی بهداشت واکنش نشان دهند، باید پیشرفتی کنند، هر آنچه انجام می‌دادند را از نو بسنجند. اما روشی که علم کار می‌کند، موقعیتی که من در آن قرار داشتم اینطور است که داده‌ها را داشتم و می‌توانستم در سیلویی برای ماههای طولانی کار کنم
و آن داده‌ها را با دقت و به آرامی تجزیه و تحلیل کنم، مقاله‌ای را برای انتشار ارائه کنم که در این بین چند بار پاسکاری می‌شد، سرانجام که مقاله بیرون میامد داده‌ها شاید منتشر می‌شدند. منوال کار این ست. خب، در این مرحله پاسخگو نبود. دوستانی در خط مقدم داشتیم و انچه برای ما روشن بود نیازمان به کمک بود، آنهم کمک فراوان. پس اولین کاری که کردیم این بود که به محض دریافت نتایج از دستگاه‌ها آن را روی وب سایت گذاشتیم. آن را در اختیار کل دنیا گذاشتیم و گفتیم، «به ما کمک کنید.» و کمک از راه رسید.
پیش از آن که بدانیم، آدمها از همه جا با ما تماس می‌گرفتند، شگفت‌زده بودیم از دیدن این که داده‌ه اینجا و آنجا منتشر می‌شدند. برخی از بزرگترین ردیابان ویروس در جهان ناگهان عضوی از جامعه ما شدند. با هم در این جهان مجازی به همکاری با هم، از طریق به اشتراک گذاشتن، تماسهای منظم و نامه‌نگاری در تلاش برای دنبال کردن ویروس بصورت لحظه به لحظه بودیم تا روشهای متوقف کردنش را ببینیم. و راههای خیلی زیادی هست که بتوانیم جوامعی از این دست را تشکیل دهیم. همه ،بخصوص وقتی اپیدمی در مقیاس جهانی شروع به گسترش کرد به دنبال یادگیری، مشارکت و همکاری بودند.
هر کسی می‌خواست نقشی داشته باشد. میزان توانایی بشر در این مقوله واقعا عالی است و همینطور اینترنت که همه ما را بهم وصل کرد. و می‌توانید تصور کنید که جای ترسیدن از یکدیگر، همه با هم گفتیم، « بیایید این کار را کنیم. با هم کار کنیم، و این را عملی کنیم.» اما مشکل این است که داده‌هایی که ما همه استفاده می‌کنیم، و آنچه در گوکل جستجو می‌کنیم برای رفع نیازی که داریم خیلی محدود است. و بسیار از فرصتها در چنین موردی از بین می‌رود. بنابراین در مراحل اولیه اپیدمی در کنما، سوابق کلینکی ۱۰۶ بیمار را داشتیم، و بار دیگر آن را در اختیارهمگان گذاشتیم.
و در آزمایشگاه ما، توانستیم نشان دهیم که می‌توانید آن ۱۰۶ سابقه را بردارید، توانستیم کامپیوترها را آموزش دهیم که پیش‌شناخت بیماران ابولا را با دقت ۱۰۰درصدی انجام دهند. و اپلیکیشنی را برای انتشار آن ساختیم، تا در اختیار کارکنان بهداشت حاضر در میدان باشد. اما ۱۰۶ مورد آنقدر کافی نبود که برای معتبر کردن آن قدرتمند باشد. پس به داده‌های بیشتری برای انتشار آن نیاز داشتیم. و آن داده‌ها هنوز نیامده‌اند. هنوز منتظریم، مشغول تغییرات جزئی، در سیلوها بجای کار کردن با هم. و خب این اصلا برای ما قابل قبول نبود. درست نیست؟ آیا شما همه این را قبول ندارید.
موضوع در خطر بودن جان ماست. و در واقع، راستش، بسیار از جانها تلف شدند، بسیاری از کارکنان سلامت از جمله همکاران نازنینم، پنج همکار: مبولا فونی، آلکس مویگبوی، دکتر هومار خان، آلیس کووما و محمد فولاح. این ها فقط پنج نفر از شمار زیادی از کارکنان سلامت در کنما و ورای آن هستند که در زمانی که دنیا منتظر بود و ما کار می‌کردیم بی‌صدا و تنها مردند. ببینید ابولا مثل سایر خطرات تهدید کننده بشریت، پر از بی‌اعتمادی و فریب وجدایی است. زمانی که موانع را در میان خودمانمی‌سازیم و در بین خودمان می‌جنگیم
ویروسها پیشروی می‌کنند. اما برخلاف همه خطرات تهدیده کننده بشریت، ابولا همان آنجایی است که ما در واقع همه یکی هستیم. همه ما در این نبرد با هم هستیم. ابولا که دم در فرد دیگریست می‌تواند به زودی در ما را بزند. و بنابراین در این مکان، با همان آسیب‌پذیریها، همان نقاط قوت، همان ترسها، همان امیدها، امیدوارم با هم با شادمانی کار کنیم. یکی از دانشجویانم کتابی درباره سیرالئون می‌خواند و کشف کرد که کلمه «كِنِما» اسم بیمارستان و شهری که در سیرالئون کار می‌کردیم پی این ضرب‌المثل قوم منده نا مگذری شده که « شفاف مثل رود،‌ اشکار
واضح در برابر دیدگان خلق» که برای ما بسیار پر معنا بود، زیر بدون دانستن آن، همیشه حس می‌کردیم که به احترام افراد در کنما جایی که کار کردیم، باید با صراحت کار کنیم، با هم قسمت کنیم و باید با هم کار کنیم. و باید این کار را انجام دهیم. همه باید از خود و بقیه بخواهیم که در زمان وقوع یک اپیدمی با هم رو راست باشیم تا با هم به مبارزه در این نبرد برویم. زیرا این اولین شیوع ابولا نیست، آخرین آن هم نخواهد بود، و کلی میکروب دیگر هم آن بیرون در کمین نشسته ، مثل ویروس لاسا و دیگران.
و بار بعدی که این اتفاق رخ می‌دهد، می‌تواند در شهری چند میلیونی باشد و از آنجا شروع شود. می‌تواند جیزی باشد که از طریق هوا منتقل شود. حتی می‌تواند عمدا پراکنده شود. و می‌دانم که ترسناک است، قابل درک است. اما همچنین می‌دانم و تجربه هم به ما نشان داده که ما فناوری و قابلیت لازم را برای برنده شدن در این زمینه و به زانو در آوردن ویروسها داریم. اما تنها با هم قادر به انجام آن خواهیم بود و در صورتی که با شادمانی توأم باشد. پس بخاطر دکتر خان و تمامی آن کسانی که همواره با ما در خطوط مقدم
این مبارزه جانفشانی کرده‌اند، اجازه دهید که در این مبارزه همیشه با آنها باشیم. و جای این که بگذاریم تباهی ناشی از یک ویروس تعریف کننده جهان ما باشد، بلکه همکاری میلیاردها ذهن و قلب متحد روشنایی بخش ما باشد. متشکرم. (تشویق)
You may never have heard of Kenema, Sierra Leone or Arua, Nigeria. But I know them as two of the most extraordinary places on earth. In hospitals there, there's a community of nurses, physicians and scientists that have been quietly battling one of the deadliest threats to humanity for years: Lassa virus. Lassa virus is a lot like Ebola. It can cause a severe fever and can often be fatal. But these individuals, they risk their lives every day to protect the individuals in their communities, and by doing so, protect us all. But one of the most extraordinary things I learned about them
on one of my first visits out there many years ago was that they start each morning -- these challenging, extraordinary days on the front lines -- by singing. They gather together, and they show their joy. They show their spirit. And over the years, from year after year as I've visited them and they've visited me, I get to gather with them and I sing and we write and we love it, because it reminds us that we're not just there to pursue science together; we're bonded through a shared humanity. And that of course, as you can imagine, becomes extremely important,
even essential, as things begin to change. And that changed a great deal in March of 2014, when the Ebola outbreak was declared in Guinea. This is the first outbreak in West Africa, near the border of Sierra Leone and Liberia. And it was frightening, frightening for us all. We had actually suspected for some time that Lassa and Ebola were more widespread than thought, and we thought it could one day come to Kenema. And so members of my team immediately went out and joined Dr. Humarr Khan and his team there, and we set up diagnostics to be able to have sensitive molecular tests
to pick up Ebola if it came across the border and into Sierra Leone. We'd already set up this kind of capacity for Lassa virus, we knew how to do it, the team is outstanding. We just had to give them the tools and place to survey for Ebola. And unfortunately, that day came. On May 23, 2014, a woman checked into the maternity ward at the hospital, and the team ran those important molecular tests and they identified the first confirmed case of Ebola in Sierra Leone. This was an exceptional work that was done. They were able to diagnose the case immediately,
to safely treat the patient and to begin to do contact tracing to follow what was going on. It could've stopped something. But by the time that day came, the outbreak had already been breeding for months. With hundreds of cases, it had already eclipsed all previous outbreaks. And it came into Sierra Leone not as that singular case, but as a tidal wave. We had to work with the international community, with the Ministry of Health, with Kenema, to begin to deal with the cases, as the next week brought 31, then 92, then 147 cases -- all coming to Kenema,
one of the only places in Sierra Leone that could deal with this. And we worked around the clock trying to do everything we could, trying to help the individuals, trying to get attention, but we also did one other simple thing. From that specimen that we take from a patient's blood to detect Ebola, we can discard it, obviously. The other thing we can do is, actually, put in a chemical and deactivate it, so just place it into a box and ship it across the ocean, and that's what we did. We sent it to Boston, where my team works. And we also worked around the clock doing shift work, day after day,
and we quickly generated 99 genomes of the Ebola virus. This is the blueprint -- the genome of a virus is the blueprint. We all have one. It says everything that makes up us, and it tells us so much information. The results of this kind of work are simple and they're powerful. We could actually take these 99 different viruses, look at them and compare them, and we could see, actually, compared to three genomes that had been previously published from Guinea, we could show that the outbreak emerged in Guinea months before, once into the human population,
and from there had been transmitting from human to human. Now, that's incredibly important when you're trying to figure out how to intervene, but the important thing is contact tracing. We also could see that as the virus was moving between humans, it was mutating. And each of those mutations are so important, because the diagnostics, the vaccines, the therapies that we're using, are all based on that genome sequence, fundamentally -- that's what drives it. And so global health experts would need to respond, would have to develop,
to recalibrate everything that they were doing. But the way that science works, the position I was in at that point is, I had the data, and I could have worked in a silo for many, many months, analyzed the data carefully, slowly, submitted the paper for publication, gone through a few back-and-forths, and then finally when the paper came out, might release that data. That's the way the status quo works. Well, that was not going to work at this point, right? We had friends on the front lines and to us it was just obvious that what we needed is help, lots of help.
So the first thing we did is, as soon as the sequences came off the machines, we published it to the web. We just released it to the whole world and said, "Help us." And help came. Before we knew it, we were being contacted from people all over, surprised to see the data out there and released. Some of the greatest viral trackers in the world were suddenly part of our community. We were working together in this virtual way, sharing, regular calls, communications, trying to follow the virus minute by minute,
to see ways that we could stop it. And there are so many ways that we can form communities like that. Everybody, particularly when the outbreak started to expand globally, was reaching out to learn, to participate, to engage. Everybody wants to play a part. The amount of human capacity out there is just amazing, and the Internet connects us all. And could you imagine that instead of being frightened of each other, that we all just said, "Let's do this. Let's work together, and let's make this happen." But the problem is that the data that all of us are using, Googling on the web, is just too limited to do what we need to do.
And so many opportunities get missed when that happens. So in the early part of the epidemic from Kenema, we'd had 106 clinical records from patients, and we once again made that publicly available to the world. And in our own lab, we could show that you could take those 106 records, we could train computers to predict the prognosis for Ebola patients to near 100 percent accuracy. And we made an app that could release that, to make that available to health-care workers in the field. But 106 is just not enough to make it powerful, to validate it. So we were waiting for more data to release that.
and the data has still not come. We are still waiting, tweaking away, in silos rather than working together. And this just -- we can't accept that. Right? You, all of you, cannot accept that. It's our lives on the line. And in fact, actually, many lives were lost, many health-care workers, including beloved colleagues of mine, five colleagues: Mbalu Fonnie, Alex Moigboi, Dr. Humarr Khan, Alice Kovoma and Mohamed Fullah. These are just five of many health-care workers at Kenema and beyond
that died while the world waited and while we all worked, quietly and separately. See, Ebola, like all threats to humanity, it's fueled by mistrust and distraction and division. When we build barriers amongst ourselves and we fight amongst ourselves, the virus thrives. But unlike all threats to humanity, Ebola is one where we're actually all the same. We're all in this fight together. Ebola on one person's doorstep could soon be on ours. And so in this place with the same vulnerabilities, the same strengths, the same fears, the same hopes,
I hope that we work together with joy. A graduate student of mine was reading a book about Sierra Leone, and she discovered that the word "Kenema," the hospital that we work at and the city where we work in Sierra Leone, is named after the Mende word for "clear like a river, translucent and open to the public gaze." That was really profound for us, because without knowing it, we'd always felt that in order to honor the individuals in Kenema where we worked, we had to work openly, we had to share and we had to work together. And we have to do that. We all have to demand that of ourselves and others --
to be open to each other when an outbreak happens, to fight in this fight together. Because this is not the first outbreak of Ebola, it will not be the last, and there are many other microbes out there that are lying in wait, like Lassa virus and others. And the next time this happens, it could happen in a city of millions, it could start there. It could be something that's transmitted through the air. It could even be disseminated intentionally. And I know that that is frightening, I understand that, but I know also, and this experience shows us,
that we have the technology and we have the capacity to win this thing, to win this and have the upper hand over viruses. But we can only do it if we do it together and we do it with joy. So for Dr. Khan and for all of those who sacrificed their lives on the front lines in this fight with us always, let us be in this fight with them always. And let us not let the world be defined by the destruction wrought by one virus, but illuminated by billions of hearts and minds working in unity.
Thank you. (Applause)