021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

درسی از طولانی‌مدت‌ترین مطالعه در رشد انسان

Helen Pearson

Lessons from the longest study on human development

For the past 70 years, scientists in Britain have been studying thousands of children through their lives to find out why some end up happy and healthy while others struggle. It's the longest-running study of human development in the world, and it's produced some of the best-studied people on the planet while changing the way we live, learn and parent. Reviewing this remarkable research, science journalist Helen Pearson shares some important findings and simple truths about life and good parenting.


تگ های مرتبط :

Children, Communication, Education
امروز می‌خواهم به چیزی اعتراف کنم، اما در ابتدا می‌خواهم چند سوال از شما بپرسم. چند نفر اینجا صاحب فرزند هستند؟ و چند نفر از شما مطمئن هستند که می‌دانند چطور آنها را تربیت کنند دقیقا به بهترین حالت؟ (خنده) خب، نمی‌بینم که دست‌های زیادی بالا بروند در مورد سوال دوم، و این اعتراف من هم هست، من سه تا پسر دارم، آنها سه، نه و دوازده ساله هستند. و من مثل شما و بیشتر والدین، واقعیت اینست که من هیچ ایده‌ای ندارم که چه کار می‌کنم. من می‌خواهم آنها در زندگی شاد و سالم باشند.
اما نمی‌دانم چه کاری باید انجام دهم، تا مطمئن شوم که آنها شاد و سلامت هستند. کتاب‌های زیادی هستند، که نصیحت‌های مختلف و متضادی می‌دهند، می‌تواند واقعا گیج کننده باشد پس، من بیشتر عمر فرزندانم، در حال یادگیری و اصلاح روشم بودم درحالیکه چند سال پیش چیزی مرا تغییر داد وقتیکه متوجه یک راز کوچک شدم که ما در بریتانیا داریم. که باعث شد اعتماد بنفس بیشتری در پرورش فرزندانم پیدا کنم، و روشن کرد که ما بعنوان جامعه چقدر می‌توانیم تمام کودکان را کمک کنیم. می‌خواهم این راز را امروز با شما در میان بگذارم. در ۷۰ سال گذشته، دانشمندان در بریتانیا هزارها بچه را در طول زندگیشان تحت نظر داشتند
در یک تحقیق علمی بسیار جالب. چنین تحقیقی تقریبا در هیچ جای دنیا وجود ندارد. جمع‌آوری اطلاعات از هزارها بچه واقعا کار پرقدرتی است، چون می‌توانیم مقایسه کنیم بین آنهایی که مثلا درسشان خوب است، یا سالم هستند و یا بعد از بزرگ شدن، شاد و موفق هستند و آنهایی که خیلی بیشتر درجا می‌زنند، و بعد می‌توانیم تمام اطلاعاتی را که جمع کرده‌ایم مرور کنیم و بفهمیم چرا زندگی آنها متفاوت از آب درآمد. این مطالعه انگلیسی در واقع داستان عجیبی دارد. خب این در سال ۱۹۴۶ شروع شد، تنها چند ماه بعد از اتمام جنگ، وقتی دانشمندان می‌خواستند بدانند
که بچه‌دار شدن برای یک زن در آن زمان چگونه بود. آنها این همه‌پرسی بزرگ مادران را انجام دادند و در نهایت بدنیا آمدن هر کودک را ضبط کردند که در انگلیس، اسکاتلند یا وییلز در یک هفته بدنیا آمدند. که این حدود ۱۴,۰۰۰ نوزاد بود سوالی که از این زنان کردند بسیار متفاوت از سوالاتیست که ما احتمالا امروز بپرسیم بنظر بسیار قدیمی می‌آیند. از آنهایی چیزهایی پرسیدند مثل «در حاملگی، آیا تمام جیره یک لیوان شیر در روز را خوردی؟» «چقدر روی پیراهن، شکم بند، لباس شب، شلوار جین یا سینه‌بند هزینه کردی؟»
و این سوال مورد علاقه من است: «چه کسی از شوهرتان مراقبت می‌کرد وقتی شما با بچه در تخت بودید؟» (خنده) خب، این مطالعه دوران جنگ درواقع آنقدر موفق شد که دانشمندان دوباره آنرا انجام دادند. آنها تولد هزارها نوزاد را که در سال ۱۹۵۸ بدنیا آمدند را ضبط کردند، و هزارها بیشتر در سال ۱۹۷۰. و دوباره آنرا سالهای اول ۱۹۹۰ انجام دادند، و دوباره در تغییر هزاره. در مجموع، بیش از ۷۰،۰۰۰ بچه در این مطالعه بوده‌اند در آن پنج نسل مختلف. آنها گروه متولدین بریتانیا نام گرفته‌اند، و دانشمندان برگشتند و اطلاعات بیشتری ضبط کردند
از تمام این مردم، هر چند سال یکبار. میزان اطلاعاتی که راجع به این آدمها تا بحال جمع شده کاملا شگفت‌انگیز است. اینها شامل هزارها کاغذ پرسشنامه و حجم ترابایتی اطلاعات کامپیوتری می‌شود دانشمندان همینطور بانک بزرگی از نمونه‌های بافتی درست کردند، که شامل میزانی مو، ناخن، دندان بچه و DNA می‌شود. آنها حتی ۹،۰۰۰ تا جفت جنین از برخی از این تولدها جمع کرده‌اند، که حالا در ظرفهای پلاستیکی در انبار امنی نگهداری می‌شوند. تمام این پروژه بسیار خاص شده است طوریکه هیچ کشور دیگری در دنیا نسلهایی از بچه‌ها را با این ظرافت دنبال نکرده.
اینها انسان‌هایی در زمین هستند که دقیق‌ترین مطالعه روی آنها شده، و این اطلاعات برای دانشمندان بسیار ارزشمند شده، که باعث تولید بیش از ۶،۰۰۰ مقاله و کتاب علمی شده. ولی امروز من فقط می‌خواهم روی یک یافته این مطالعه تمرکز کنم شاید مهمترین کشفی که در این تحقیق شگفت‌انگیز شده است. و همینطور چیزیست که شخصاً با آن ارتباط برقرار کردم چون در مورد این است که چطور از علم به بهترین شکل برای بچه‌هایمان استفاده کنیم خب اجازه بدید اول خبر بد را بگویم. شاید بزرگترین پیام این تحقیق این است: در فقر یا در محرومیت به دنیا نیا، چون اگر بیایی، احتمال بسیار بیشتری هست که مسیر سختی در زندگی داشته باشی.
بسیاری از بچه‌ها در این مطالعه در خانواده‌های فقیر بدنیا آمدند، و یا در طبقه کارگر که در خانه‌های تنگی و یا با مشکلاتی دیگر بدنیا آمدند و حالا روشن است که آن بچه‌های بی‌بهره با احتمال بسیار بیشتری در تمام مراحل زندگی سختی داشتند. آنها با احتمال بیشتری در مدرسه عقب تر از بقیه بودند شغلهای بدتری گرفتند و درآمد کمتری داشتند. شاید، این بنظر بسیار بدیهی می‌آید، ولی برخی نتایج واقعا تعجب برانگیز بودند، بچه‌هایی که شروع سختی در زندگی داشتند همینطور احتمال بالاتری برای بیماری در بزرگسالی دارند محتمل‌تر است که سنگین‌ وزن باشند فشار خون بالاتری داشته باشند
و ده‌ها سال بعد، به احتمال بیشتری حافظه بد و ضعف سلامتی خواهند داشت و زودتر می‌میرند. خب من راجع به اینکه بعدها چه اتفاقی می‌افتد صحبت کردم ولی برخی از این تفاوت‌ها در سنین بسیار پایینی نمایان می‌شود. در یک تحقیق، بچه‌هایی که در فقر بزرگ شدند تقریبا یک سال از بچه‌های ثروتمندتر در تستهای درسی عقب بودند و این تا سن سه‌سالگی نمایان می‌شد. این نوع از تفاوتها، بارها و بارها در تمام نسلها پیدا شده است. به این معنیست که شرایط اولیه ما اثر بسیار مهمی در شکل‌گیری بقیه زندگی ما دارد. و تدبیر اینکه چرا اینگونه است از سخت‌ترین سوالاتیست که امروزه با آن روبرو هستیم.
خب این را داریم. اولین درس برای زندگی موفق این است: والدینتان را بسیار با دقت انتخاب کنید. (خنده) در یک خانواده فقیر و یا مشکل دار بدنیا نیایید. خب، مطمئنم می‌توانید، مشکل کوچک را اینجا تشخیص دهید. ما نمی‌توانیم والدینمان را و یا درآمدشان انتخاب کنیم، ولی این تحقیق انگلیسی یک نوید مثبت هم می‌دهد با نشان دادن اینکه، تمامی آنهایی که شروع سختی داشتند در شرایط سختی ختم نمی‌شوند. همانطور که می‌دانید، بسیاری شروع سختی در زندگی داشته‌اند ولی در نهایت در یک زمینه خاصی بسیار خوب عمل کرده‌اند و این تحقیق شروع به توضیح این موضوع کرده است.
خب درس شماره دو این است: والدین واقعا مهم هستند. در این مطالعه، بچه‌هایی که والدین مشتاق دارند آنهایی که برای آینده فرزندانشان بلند‌پرواز بودند با احتمال بیشتری توانستند از پیامدهای شروع سخت رهایی یابند. بنظر می‌آید والدین واینکه چه کار می‌کنند واقعا مهم است. مخصوصا در سالهای اولیه زندگی. اجازه بدهید مثالی بزنم. در یک مطالعه، دانشمندان حدود ۱۷،۰۰۰ بچه را مطالعه کردند که در سال ۱۹۷۰ بدنیا آمده بودند. آنها تمام کوه اطلاعاتی که جمع کرده‌ بودند را غربال کردند که بفهمند،
چه چیزی باعث شد که بچه‌هایی که شروع سخت داشتند بتوانند نهایتا در مدرسه نتایج خوبی بگیرند به زبان دیگر، کدامیک از آنها بر محدودیت‌ها برنده شدند. اطلاعات نشان داد که مهمترین تفاوت در والدین بود. داشتن والدین متعهد و علاقمند به کودک در آن سال‌های اول زندگی کاملا به موفقیت درسی کودکان در سال‌های آتی مرتبط بود در واقع، کارهای کوچکی که والدین انجام می‌دهند به نتایج خوب در کودکان ارتباط دارد. صحبت کردن و گوش دادن به کودک، با آنها به گرمی برخورد کردن، به آنها حروف و شماره‌ها را یاد دادن، بردن آنها به سفر و دیدارها. روزانه کتاب خواندن برای آنها هم بنظر بسیار مهم می‌آید.
خب در یک مطالعه، بچه‌هایی که والدینشان برایشان هرشب کتاب می‌خواندند وقتی ۵ ساله بودند و بعد به درس خواندنشان علاقه نشان می‌داند در ۱۰ سالگی، بطور قابل ملاحظه‌ای احتمال کمتری داشتند که در ۳۰ سالگی فقیر باشند. نسبت به آنهایی که والدین آنها این کارها را نمی‌کردند. حالا، مشکلات بزرگی در تحلیل اینگونه مطالعات وجود دارد. این مطالعات نشان می‌دهد که کارهای خاصی که والدین انجام می‌دهند به نتایج خوب در بچه‌ها مرتبط است، ولی ما الزاما نمی‌دانیم که آن رفتارها باعث این نتایج خوب شده‌اند، و یا عوامل دیگری وجود دارند. برای مثال ما باید ژنتیک را مدنظر بگیریم. و این برای خودش سخنرانی دیگریست.
ولی دانشمندانی که در این تحقیق انگلیسی کار می‌کنند سخت کار میکنند که دلایل واقعی را بیابند، و این تحقیق خاص تحقیقیست که من بسیار دوست دارم در این تحقیق، به ساعت خواب حدود ۱۰،۰۰۰ کودک نگاه کردند که در اوایل سالهای ۲۰۰۰ بدنیا آمدند. آیا بچه‌ها همیشه در ساعات خاصی می‌خوابیدند، یا در طول هفته در ساعات متفاوتی به خواب می‌رفتند؟ داده‌ها نشان می‌داد کودکانی که در ساعات مختلف به خواب می‌رفتند، احتمال مشکلات رفتاری در آنها بیشتر است و آنهایی که به منظم خوابیدن روی آوردند در رفتارشان بهبود مشاهده شد و این بسیار حیاتی بود،
چون اشاره به این موضوع داشت که عادت ساعات خواب بود که به این بچه‌ها کمک می‌کرد بهبود یابند و یک مورد دیگر که مورد توجه قرار دهیم در این مورد داشنمندان کودکانی را بررسی کردند که برای سرگرمی کتاب می‌خواندند. مثلا مجله یا کتاب مصور یا کتاب داستان برمی‌داشتند و می‌خواندند. داده‌ها نشان داد که بچه‌هایی که برای سرگرمی ‌می‌خواندند در ۵ و ۱۰ سالگی با احتمال بیشتری در مدرسه موفقیت داشتند، در امتحانات و بعدها در زندگی. و نه تنها امتحان‌های مربوط به خواندن بلکه آزمون‌های املا و ریاضیات هم همینطور. در این تحقیق تمام عوامل غیرمنتظره را مدنظر قرار دادند
به کودکانی نگاه کردند که هوش یکسانی داشتند و از طبقه اجتماعی یکسانی می‌آمدند، پس بنظر می‌رسید که این خواندن بود که بچه‌ها را کمک می‌کرد که در امتحانها به نتایج بهتری برسند، خب در ابتدا، من گفتم که اولین درس در این مطالعه این است که در فقر و محرومیت به دنیا نیایید، چون آن کودکان معمولا راههای سخت‌تری در زندگی سپری می‌کنند. ولی بعد گفتم که والدین مهم هستند، و اینکه تربیت خوب، اگر این اسم را برایش بگذاریم، کودکان را کمک می‌کند بر شرایط غلبه کنند و بر محرومیت‌های اولیه پیروز شوند. خب صبر کنید
آیا این به‌ این معنیست که نهایتا فقر مهم نیست؟ می‌توانید بگویید مهم نیست اگر بچه فقیر بدنیا آمده باشد -- اگر والدین خوبی داشته باشد، آینده خوبی خواهد داشت. من فکر نمی‌کنم این درست باشد. این مطالعه نشان می‌دهد که فقر و والدین هر دو مهم هستند. و یک تحقیق روی این مفاهیم عدد گذاشت، طوریکه به کودکانی که در فقر بزرگ شده‌اند نگاه کرد و اینکه در مدرسه چطور بودند. داده‌ها نشان داد حتی وقتی والدین آنها همه کارهای درست را می‌کردند به موقع آنها را می‌خواباندند و برایشان هر روز کتاب می‌خواندند و بقیه موارد فقط به اندازه محدودی به بچه‌ها کمک کرد.
والدین خوب فقط تفاوت آموزشی را بین فقیر و ثروتمند ۵۰٪ کم می‌کردند. این به این معنیست که فقر زخم ماندگاری می‌گذارد و این معنیست که اگر ما واقعا می‌خواهیم از موفقیت و خوب بودی نسل بعد مطمئن شویم، رویارویی با فقر بچگی کار بسیار حیاتی‌یست که باید انجام دهیم. خب، تمام اینها برای من و شما چه معنی‌ای دارد؟ آیا اینجا درسهایی هست که ما با خود ببریم و استفاده کنیم؟ بعنوان یک دانشمند و روزنامه‌نگار دوست دارم علمی داشته باشم که به مادر بودنم کمک کند و می‌توانم به شما بگویم وقتی سر بچه‌تان داد می‌زنید که بموقع بخوابد، واقعا مهم است که مقالات علمی کار شما را تایید بکنند.
(خنده) و عالی نیست اگر فکر کنیم که تمام کاری که باید برای کودکان شاد و موفق بکنیم که با آنها صحبت کنبم، به آینده آنها علاقمند باشیم، آنها را بموقع بخوابانیم، و کتاب برای خواندن به آنها بدهیم؟ کار ما تمام می‌شد. خب همونطوری که می‌دونید جوابها به همین سادگی نیستند. برای مثال، این مطالعات بر اثر عوامل روی هزارها کودک بصورت متوسط نگاه می‌کند ولی این الزاما نمی‌گوید این عوامل چطور کودک من و شما را کمک می‌کنند و یا هر بچه‌ خاصی. در نهایت هرکدام از بچه‌های ما راه خود را خواهند رفت،
و آن قسمتی با ژنهایی که می‌گیرند مشخص خواهد می‌شود و همینطور تمام تجربه‌هایی که در طول زندگی کسب می‌کنند، که شامل ارتباطی که با ما بعنوان والدینشان دارند می‌شود به شما می‌گویم که من بعد از یاد گرفتن این چه کردم. یک مقدار خجالت آور است. متوجه شدم من آنقدر مشغول کار بودم، و بطور وارونه‌ای درگیر یادگرفتن و نوشتن این مطالعه جالب کودکان انگلیسی بودم که روزهایی می‌شد که بندرت با کودکان انگلیسی خودم صحبت می‌کردم. پس در خانه، ما زمان صحبت تعیین کردیم، که فقط ۱۵ دقیقه در انتهای روز است وقتی که با پسرها صحبت می‌کنیم و گوش می‌دهیم
من حالا تلاش بهتری می‌کنیم که بپرسم امروز چه کار کردند، و نشان دهم که برایم مهم است که در مدرسه چه می‌کنند. حتما سعی می‌کنم کتابی برای خواندن داشته باشند. به آنها می‌گویم که برای آینده‌شان رویاهای زیادی دارم و می‌دانم که آنها می‌توانند خوشحال باشند و کارهای بزرگی بکنند. نمی‌دانم که آیا هیچکدام از اینها اثری خواهد داشت، ولی مطمئنم آسیبی برایشان نخواهد داشت، و شاید حتی برایشان اثر خوب داشته باشد در نهایت، اگر ما کودکان شاد می‌خواهیم، تمام کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به علم گوش دهیم و مسلماً، به خود کودکانمان گوش دهیم.
متشکرم.
Today I want to confess something to you, but first of all I'm going to ask you a couple of questions. How many people here have children? And how many of you are confident that you know how to bring up your children in exactly the right way? (Laughter) OK, I don't see too many hands going up on that second one, and that's my confession, too. I've got three boys; they're three, nine and 12. And like you, and like most parents, the honest truth is I have pretty much no idea what I'm doing.
I want them to be happy and healthy in their lives, but I don't know what I'm supposed to do to make sure they are happy and healthy. There's so many books offering all kinds of conflicting advice, it can be really overwhelming. So I've spent most of their lives just making it up as I go along. However, something changed me a few years ago, when I came across a little secret that we have in Britain. It's helped me become more confident about how I bring up my own children, and it's revealed a lot about how we as a society can help all children. I want to share that secret with you today. For the last 70 years,
scientists in Britain have been following thousands of children through their lives as part of an incredible scientific study. There's nothing quite like it anywhere else in the world. Collecting information on thousands of children is a really powerful thing to do, because it means we can compare the ones who say, do well at school or end up healthy or happy or wealthy as adults, and the ones who struggle much more, and then we can sift through all the information we've collected and try to work out why their lives turned out different. This British study -- it's actually a kind of crazy story. So it all starts back in 1946,
just a few months after the end of the war, when scientists wanted to know what it was like for a woman to have a baby at the time. They carried out this huge survey of mothers and ended up recording the birth of nearly every baby born in England, Scotland and Wales in one week. That was nearly 14,000 babies. The questions they asked these women are very different than the ones we might ask today. They sound really old-fashioned now. They asked them things like, "During pregnancy, did you get your full extra ration of a pint of milk a day?"
"How much did you spend on smocks, corsets, nightdresses, knickers and brassieres?" And this is my favorite one: "Who looked after your husband while you were in bed with this baby?" (Laughter) Now, this wartime study actually ended up being so successful that scientists did it again. They recorded the births of thousands of babies born in 1958 and thousands more in 1970. They did it again in the early 1990s, and again at the turn of the millennium. Altogether, more than 70,000 children have been involved in these studies
across those five generations. They're called the British birth cohorts, and scientists have gone back and recorded more information on all of these people every few years ever since. The amount of information that's now been collected on these people is just completely mind-boggling. It includes thousands of paper questionnaires and terabytes' worth of computer data. Scientists have also built up a huge bank of tissue samples, which includes locks of hair, nail clippings, baby teeth and DNA. They've even collected 9,000 placentas from some of the births, which are now pickled in plastic buckets in a secure storage warehouse.
This whole project has become unique -- so, no other country in the world is tracking generations of children in quite this detail. These are some of the best-studied people on the planet, and the data has become incredibly valuable for scientists, generating well over 6,000 academic papers and books. But today I want to focus on just one finding -- perhaps the most important discovery to come from this remarkable study. And it's also the one that spoke to me personally, because it's about how to use science to do the best for our children. So, let's get the bad news out of the way first.
Perhaps the biggest message from this remarkable study is this: don't be born into poverty or into disadvantage, because if you are, you're far more likely to walk a difficult path in life. Many children in this study were born into poor families or into working-class families that had cramped homes or other problems, and it's clear now that those disadvantaged children have been more likely to struggle on almost every score. They've been more likely to do worse at school, to end up with worse jobs and to earn less money. Now, maybe that sounds really obvious, but some of the results have been really surprising,
so children who had a tough start in life are also more likely to end up unhealthy as adults. They're more likely to be overweight, to have high blood pressure, and then decades down the line, more likely to have a failing memory, poor health and even to die earlier. Now, I talked about what happens later, but some of these differences emerge at a really shockingly early age. In one study, children who were growing up in poverty were almost a year behind the richer children on educational tests, and that was by the age of just three.
These types of differences have been found again and again across the generations. It means that our early circumstances have a profound influence on the way that the rest of our lives play out. And working out why that is is one of the most difficult questions that we face today. So there we have it. The first lesson for successful life, everyone, is this: choose your parents very carefully. (Laughter) Don't be born into a poor family or into a struggling family. Now, I'm sure you can see the small problem here. We can't choose our parents or how much they earn,
but this British study has also struck a real note of optimism by showing that not everyone who has a disadvantaged start ends up in difficult circumstances. As you know, many people have a tough start in life, but they end up doing very well on some measure nevertheless, and this study starts to explain how. So the second lesson is this: parents really matter. In this study, children who had engaged, interested parents, ones who had ambition for their future, were more likely to escape from a difficult start. It seems that parents and what they do are really, really important,
especially in the first few years of life. Let me give you an example of that. In one study, scientists looked at about 17,000 children who were born in 1970. They sifted all the mountains of data that they had collected to try to work out what allowed the children who'd had a difficult start in life to go on and do well at school nevertheless. In other words, which ones beat the odds. The data showed that what mattered more than anything else was parents. Having engaged, interested parents in those first few years of life was strongly linked to children going on to do well at school later on.
In fact, quite small things that parents do are associated with good outcomes for children. Talking and listening to a child, responding to them warmly, teaching them their letters and numbers, taking them on trips and visits. Reading to children every day seems to be really important, too. So in one study, children whose parents were reading to them daily when they were five and then showing an interest in their education at the age of 10, were significantly less likely to be in poverty at the age of 30 than those whose parents weren't doing those things.
Now, there are huge challenges with interpreting this type of science. These studies show that certain things that parents do are correlated with good outcomes for children, but we don't necessarily know those behaviors caused the good outcomes, or whether some other factor is getting in the way. For example, we have to take genes into account, and that's a whole other talk in itself. But scientists working with this British study are working really hard to get at causes, and this is one study I particularly love. In this one, they looked at the bedtime routines of about 10,000 children
born at the turn of the millennium. Were the children going to bed at regular times, or did they go to bed at different times during the week? The data showed that those children who were going to bed at different times were more likely to have behavioral problems, and then those that switched to having regular bedtimes often showed an improvement in behavior, and that was really crucial, because it suggested it was the bedtime routines that were really helping things get better for those kids. Here's another one to think about. In this one,
scientists looked at children who were reading for pleasure. That means that they picked up a magazine, a picture book, a story book. The data showed that children who were reading for pleasure at the ages of five and 10 were more likely to go on in school better, on average, on school tests later in their lives. And not just tests of reading, but tests of spelling and maths as well. This study tried to control for all the confounding factors, so it looked at children who were equally intelligent and from the same social-class background, so it seemed as if it was the reading which really helped those children
go on and score better on those school tests later in their lives. Now at the start, I said the first lesson from this study was not to be born into poverty or into disadvantage, because those children tend to follow more difficult paths in their lives. But then I said that parenting matters, and that good parenting, if you can call it that, helps children beat the odds and overcome some of those early disadvantages. So wait, does that actually mean, then, that poverty doesn't matter after all? You could argue it doesn't matter if a child is born poor --
as long as their parents are good parents, they're going to do just fine. I don't believe that's true. This study shows that poverty and parenting matter. And one study actually put figures on that, so it looked at children growing up in persistent poverty and how well they were doing at school. The data showed that even when their parents were doing everything right -- putting them to bed on time and reading to them every day and everything else -- that only got those children so far. Good parenting only reduced the educational gap
between the rich and poor children by about 50 percent. Now that means that poverty leaves a really lasting scar, and it means that if we really want to ensure the success and well-being of the next generation, then tackling child poverty is an incredibly important thing to do. Now, what does all this mean for you and me? Are there lessons here we can all take home and use? As a scientist and a journalist, I like to have some science to inform my parenting ... and I can tell you that when you're shouting at your kids to go to bed on time, it really helps to have the scientific literature on your side.
(Laughter) And wouldn't it be great to think that all we had to do to have happy, successful children was to talk to them, be interested in their future, put them to bed on time, and give them a book to read? Our job would be done. Now, as you can imagine, the answers aren't quite as simple as that. For one thing, this study looks at what happens to thousands and thousands of children on average, but that doesn't necessarily say what will help my child or your child or any individual child. In the end, each of our children is going to walk their own path,
and that's partly defined by the genes they inherit and of course all the experiences they have through their lives, including their interactions with us, their parents. I will tell you what I did after I learned all this. It's a bit embarrassing. I realized I was so busy working, and ironically, learning and writing about this incredible study of British children, that there were days when I hardly even spoke to my own British children. So at home, we introduced talking time, which is just 15 minutes at the end of the day when we talk and listen to the boys.
I try better now to ask them what they did today, and to show that I value what they do at school. Of course, I make sure they always have a book to read. I tell them I'm ambitious for their future, and I think they can be happy and do great things. I don't know that any of that will make a difference, but I'm pretty confident it won't do them any harm, and it might even do them some good. Ultimately, if we want happy children, all we can do is listen to the science, and of course, listen to our children themselves. Thank you.