021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

کمپین ما برای ممنوع کردن کیسه‌های پلاستیکی در بالی

Melati and Isabel Wijsen

Our campaign to ban plastic bags in Bali

Plastic bags are essentially indestructible, yet they're used and thrown away with reckless abandon. Most end up in the ocean, where they pollute the water and harm marine life; the rest are burned in garbage piles, where they release harmful dioxins into the atmosphere. Melati and Isabel Wijsen are on a mission to stop plastic bags from suffocating their beautiful island home of Bali. Their efforts -- including petitions, beach cleanups, even a hunger strike -- paid off when they convinced their governor to commit to a plastic bag-free Bali by 2018. "Don't ever let anyone tell you that you're too young or you won't understand," Isabel says to other aspiring activists. "We're not telling you it's going to be easy. We're telling you it's going to be worth it."


تگ های مرتبط :

Activism, Environment, Big Problems
ملاتی ویجسن: بالی ... جزیره خدایان. ایزابل ویجسن: بهشتی سبز. م.و. : یا ... بهشتی که گم شده است. بالی: جزیره زباله. ا.و. : در بالی، ۶۸۰ متر مکعب زباله پلاستیکی هر روز تولید می شود. این به اندازه ساختمانی ۱۴ طبقه است. و مسأله کیسه پلاستیکی مطرح است، کمتر از ۵ درصد آن بازیافت می شود. م.و. : می دانیم که این موضوع تصویری که از جزیره هست را خراب می کند. وقتی این را فهمیدیم، ما را نیز تغییر داد، وقتی فهمیدیم که تقریباً تمامی کیسه های پلاستیکی در بالی به جوی ها رفته
و سپس به رودها می ریزند و بعد به اقیانوس می روند. و بعد آنهایی که حتی به اقیانوس نرسیدند، سوزانده شده یا پخش و پلا می شوند. ا.و. : خب ما تصمیم گرفتیم که کاری بکنیم. و سه سال است که روی این موضوع کار می کنیم تا به کیسه های پلاستیکی در جزیره مان «نه» بگوییم. و موفقیت های خوبی بدست آوردیم. م.و. : ما خواهریم، و به بهترین مدرسه روی زمین می رویم: مدرسه سبز، بالی. تفاوت مدرسه سبز فقط در این نیست که از بامبو ساخته شده است، بلکه در روش درسی متفاوت آن است. ما یاد می‌گیریم که رهبران امروز دنیا شویم،
چیزی که کتاب‌های درسی معمولی نمی‌توانند ارائه دهند. ا.و. : روزی ما درسی در کلاس داشتیم که درباره انسان‌های مؤثر صحبت شد، مثل نلسون ماندلا، پرنسس دایانا و مهاتما گاندی. آن روز که برگشتیم، تصمیم گرفتیم که ما هم می‌خواهیم مهم باشیم. چرا باید صبر کنیم تا بزرگ شویم و بعد مؤثر باشیم؟ ما می‌خواستیم کاری را الآن بکنیم. م.و. : روی مبل نشسته بودیم، و در حال فکر بر تمامی مشکلاتی که بالی با آن روبروست بودیم. و چیزی که به شدت نظرمان را جلب کرد
زباله‌های پلاستیکی بود. اما این مشکل بزرگی است. خب ما به دنبال هدفی واقع‌گرایانه برای دو نوجوان بودیم: کیسه های پلاستیکی. و ایده بوجود آمد. ا.و. : ما شروع به تحقیق کردیم، و بهتر است بگوییم، هرچه بیشتر یادگرفتیم، چیز مفیدی درباره کیسه‌های پلاستیکی ندیدیم. و می‌دانید چیست؟ ما واقعاً لازمشان نداریم! م.و. : ما از تلاش‌های انجام شده برای نه گفتن به کیسه پلاستیکی در بسیاری از نقاط الهام گرفتیم، از هاوایی گرفته تا رواندا و خیلی شهرهای دیگر چون اوکلند و دوبلین.
ا.و. : و ایده‌ای که اجرایی شد «خداحافظ کیسه‌های پلاستیکی» بود. ا.و. : در سال‌هایی که ما کمپین کردیم، خیلی چیزها یاد گرفتیم. درس اول: شما نمی توانید به تنهایی انجامش دهید. نیاز به تیمی بزرگ از نوجوانان هم عقیده دارید، خب ما اعضای «خداحافظ کیسه پلاستیکی» را جمع کردیم. تیم داوطلبانه‌ای از بچه‌ها از تمامی جزیره از مدارس محلی و بین‌المللی بوجود آمد. و همگی باهم، قدم در مسیری چند لایه گذاشتیم، به کمک جمع آوری امضاهای آنلاین و آفلاین، و ارائه‌های آموزشی و الهام بخش در مدارس،
و آگاهی عمومی را در بازارها، فستیوال‌ها و ساحل‌ها افزایش دادیم. و آخرین که مهم نیز هست، پخش کردن کیسه‌های جایگزین بود، مثل کیسه‌های بافتنی، کیسه‌های بازیافتی از روزنامه یا کیسه‌های ۱۰۰ درصد ارگانیک، که همه آن‌ها از ابتکارات محلی جزیزه بود. ا.و. : روستایی آزمایشی را متشکل از ۸۰۰ خانواده راه انداختیم. شهردار روستا اولین دوست ما بود و او به تی شرت‌های ما علاقه‌مند شد، و خوب کمک کرد. ما بر آگاه سازی مشتریان تمرکز نمودیم، چرا که آنجاست که تغییر لازم است رخ دهد.
روستا در حال حاضر دو سوم راه را برای رها شدن از کیسه‌های پلاستیکی رفته است. تلاش‌های اولیه ما برای همراه سازی دولت بالی بی نتیجه بود. خب فکر کردیم «درخواستی با یک میلیون امضا داریم. نمی‌توانند ما را نادیده بگیرند. درسته؟» م. و. : درسته! ا. و. : اما چه کسی ممکن بود حدس بزند یک میلیون امضا یعنی چه؟ یعنی هزار در هزار؟ (خنده حضار) ما گیر کرده بودیم ... تا اینکه درس شماره دو را آموختیم: خارج از چارچوب فکر کنید. کسی اشاره کرد که
فرودگاه بالی ۱۶ میلیون پرواز ورودی و خروجی در سال دارد. م.و. : اما چگونه به فرودگاه برویم؟ و اینجا درس شماره سه مطرح شد: پا فشاری. ما به فرودگاه رفتیم. از دربان فرودگاه رد شدیم. و سپس به رئیس رئیس او رسیدیم، و بعد به دستیار مدیر فرودگاه، و سپس مدیر فرودگاه، و بعد ... دوباره دو سطح پایین آمدیم و فکر کردیم، خب، دوباره به دربان رسیدیم. و بعد از چند روزی زدن به این در و آن در و به عنوان نوجوانی در این مأموریت،
به مدیر امور تجاری فرودگاه بالی رسیدیم. و درباره «کیسه‌های پلاستیکی بالی» گفتیم، او که مرد خیلی خوبی بود، گفت [تقلید صدای مرد] «چیزی را می‌خواهیم بگویم باور نمی‌کنم، اما قصد دارم که اجازه را بدهم تا پشت باجه گمرکی و مهاجرت به جمع آوری امضا بپردازید.» (خنده حضار) (تشویق حضار) ا.و. : در یک و نیم ساعتی که آنجا بودیم، تقریباً هزار امضا جمع کردیم. چقدر خوب بود، نه؟ درس شماره چهار: شما به قهرمانانی در تمام سطوح جامعه لازم دارید، از دانش آموزان تا مدیران تجاری تا افراد مشهور.
و به لطف جاذبه مدرسه سبز، ما به جریان ثابتی از انسان‌های مشهور دسترسی داریم. بان کی مون به ما یاد داد که دبیرکل سازمان ملل درخواست‌ها را امضا نمی‌کند ... (خنده حضار) حتی اگر نوجوانی با مهربانی بپرسد. اما قول داد که این مطلب را پخش کند، و در حال حاضر از نزدیک با سازمان ملل همکاری داریم. م.و. : جین گودال قدرت شبکه‌ای از مردم را به ما آموخت. او گروه Roots & Shoots را راه انداخت و در حال حاضر بیش از ۴ هزار گروه در سراسر دنیا دارد. ما یکی از آنها هستیم.
او واقعاً الهام بخش است. اگر شما عضوی از کلوب روتاری هستید، از آشنایی با شما خوشبختیم. ما هم اینتراکتور هستیم، جوانترین دپارتمان کلوب جهانی روتاری. ا.و. : اما ما بیشتر درباره صبر یاد گرفتیم، م.و. : چگونه با عصبانیت کنار بیاییم، ا.و. : رهبری، م.و. : کار گروهی، ا.و. : دوستی، م.و. : من بیشتر درباره ساکنین بالی و فرهنگشان یاد گرفتیم ا.م. : و ما درباره اهمیت تعهد یاد گرفتیم. م.و. : همیشه ساده نیست. بعضی وقت‌ها بیان کردن حرفت سخت می‌شود.
ا.و. : اما سال پیش، ما دقیقاً این کار را کردیم. ما به هند رفتیم تا سخنرانی کنیم، و والدینمان ما را برای بازدید از خانه شخصی مهاتما گاندی بردند. درباره قدرت اعتصاب غذا آموختیم که او برای هدفش این کار را کرد. بله، در انتهای گردش ما، وقتی دوباره والدینمان را دیدیم، دو نفری تصمیم گرفتیم و گفتیم، «ما می‌خواهیم اعتصاب غذا کنیم!» (خنده حضار) م.و. : شما احتمالاً می‌توانید صورت‌های آنها را تصور کنید. خیلی طول کشید تا راضی شوند، و نه تنها پدر و مادرمان
بلکه دوستان و معلمان را باید راضی می‌کردیم. ایزابل و من خیلی در این باره جدی بودیم. وقتی متخصص غذا را ملاقات کردیم، به نتیجه‌ای رسیدیم که هروز فقط از طلوع خورشید تا غروب خورشید غذا نخوریم. تا اینکه دولت بالی موافقت کند تا با ما ملاقات نماید که صحبتی درباره منع کیسه پلاستیکی داشته باشیم. ا.و. : «موگاک ماکان»، که اعتصاب به زبان باهاسا در اندونزی است، شروع شد. از شبکه‌های اجتماعی برای هدفمان بهره بردیم و در روز دوم بود که، پلیس به منزل و مدرسه ما آمد. این دو دختر چه کاری می‌کنند؟
ما می‌دانستیم با اعتصاب غذایمان دولت را بد نشان می‌دهیم ... ممکن است به زندان برویم. اما، خوب، جواب داد. ۲۴ ساعت بعد، ما را از مدرسه برداشتند و به سمت دفتر استاندار اسکورت کردند. م.و. : و او آنجا بود ... (تشویق حضار) منتظر ما برای ملاقات و گفتگو، و کاملاً پشتیبان و متشکر از عزم ما بود که می‌خواستیم به زیبایی و محیط زیست بالی توجه کنیم. او قول رسمی داد تا به در بالی به کیسه پلاستیکی «نه» گفته شود.
و ما الآن باهم دوستیم، و طبق برنامه‌ای منظم، ما به او و تیمش قول‌هایی که داده را یادآوری می‌کنیم. و به طور قطع، اخیراً او متعهد شده است که بالی تا سال ۲۰۱۸ خالی از کیسه پلاستیکی خواهد شد. (تشویق حضار) ا.و. : همچنین، در فرودگاه بین المللی بالی، یکی از حامیان ما برنامه‌ای برای سیاست منع کیسه پلاستیکی تا ۲۰۱۶ دارد. م.و. : که دیگر کیسه پلاستیکی توزیع نشده و هرکس کیسه چند بار مصرف را بیاورد که پیغام بعدی ما برای تغییر تفکر عموم خواهد بود. ا.و. : کمپین کوتاه مدت ما،
«یک جزیره - یک صدا» کلاً درباره این ماجراست. ما رستوران‌ها و مغازه‌ها را بررسی و شناسایی می‌کنیم تا اینکه اعلام کنند خالی از کیسه پلاستیکی هستند، و این برچسب را در ورودی وصل کنند و اسم خودشان را در شبکه اجتماعی و چند مجله مهم در بالی بگذارند. و به طور معکوس، مشخصاً آنهایی که از این برچسب استفاده نمی‌کنند را نشان دهند. (خنده حضار) م.و. : خوب چرا ما این داستان را تعریف می‌کنیم؟ بخشی به خاطر این است که ما و تیممان از نتایجمان رضایتمندیم، که توانستیم به آنها برسیم.
اما در این مسیر، فهمیدیم که کودکان هم می‌توانند کاری بکنند. می‌توانیم باعث اتفاقات خوب شویم. ایزابل و من تنها ۱۰ و ۱۲ ساله بودیم وقتی این کا را شروع کردیم. ما طرح تجاری نداشتیم، استراتژی ثابتی هم نداشتیم، و برنامه مخفی وجود نداشت ... تنها یک ایده مقابل ما بود و گروهی از دوستان که با ما کار می‌کردند. تنها می‌خواستیم کیسه‌های پلاستیکی متوقف شوند که اطرافمان را احاطه کرده و خانه ما به هم ریخته‌اند. بچه‌ها انرژی بی حد و مرزی دارند و انگیزه‌ای برای تغییر نیازهای دنیا.
ا.و. : بنابراین برای تمامی کودکان این دنیای زیبا ولی چالش برانگیز: به دنبال هدف بروید! تغییر ایجاد کنید. نمی‌گوییم که ساده خواهد بود. می‌گوییم که ارزش آن را دارد. ما کودکان شاید ۲۵ درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهیم، اما ۱۰۰ درصد آینده دنیا هستیم. م.و. : خیلی کار مانده تا بکنیم، اما می‌دانیم که متوقف نمی‌شویم تا اینکه اولین سؤال در فرودگاه بالی هنگام ورود مسافر این باشد هردو: «به بالی خوش آمدید، فقط هرچی کیسه دارید اعلام کنید؟!» (خنده حضار) اوم شانتی اوم.
سپاسگزاریم. (تشویق حضار)
Melati Wijsen: Bali -- island of gods. Isabel Wijsen: A green paradise. MW: Or ... a paradise lost. Bali: island of garbage. IW: In Bali, we generate 680 cubic meters of plastic garbage a day. That's about a 14-story building. And when it comes to plastic bags, less than five percent gets recycled. MW: We know that changes the image you may have of our island. It changed ours, too, when we learned about it, when we learned that almost all plastic bags in Bali end up in our drains
and then in our rivers and then in our ocean. And those that don't even make it to the ocean, they're either burned or littered. IW: So we decided to do something about it. And we've been working for almost three years now to try to say no to plastic bags on our home island. And we have had some significant successes. MW: We are sisters, and we go to the best school on earth: Green School, Bali. Green School is not only different in the way that it is built out of bamboo, but also in the way that it teaches.
We are taught to become leaders of today, something a normal textbook cannot match. IW: One day we had a lesson in class where we learned about significant people, like Nelson Mandela, Lady Diana and Mahatma Gandhi. Walking home that day, we agreed that we also wanted to be significant. Why should we wait until we were grown up to be significant? We wanted to do something now. MW: Sitting on the sofa that night, we brainstormed and thought of all the issues facing Bali.
And one thing that stood out to us the most was the plastic garbage. But that is a huge problem. So we looked into what was a realistic target for us kids: plastic bags. And the idea was born. IW: We started researching, and let's just say, the more we learned, there was nothing good about plastic bags. And you know what? We don't even need them. MW: We were really inspired by the efforts to say no to plastic bags in many other places, from Hawaii to Rwanda
and to severals cities like Oakland and Dublin. IW: And so the idea turned into the launch of "Bye Bye Plastic Bags." MW: In the years that we have been campaigning, we have learned a lot. Lesson number one: you cannot do it all by yourself. You need a big team of like-minded kids, and so we formed the Bye Bye Plastic Bags crew. The volunteer team includes children from all over the island, from both international and local schools. And together with them, we started a multi-layered approach, based on an on- and off-line signature petition,
educational and inspirational presentations at schools and we raise general awareness at markets, festivals, beach clean-ups. And last but not least, we distribute alternative bags, bags like net bags, recycled newspaper bags or 100 percent organic material bags, all made by local initiatives on the island. IW: We run a pilot village, home of 800 families. The village mayor was our first friend and he loved our T-shirts, so that helped. We focused on making the customers aware,
because that's where the change needs to happen. The village is already two-thirds along the way of becoming plastic bag free. Our first attempts to get the government of Bali on board failed. So we thought, "Hmm ... a petition with one million signatures. They can't ignore us, right?" MW: Right! IW: But, who would have guessed one million signatures is, like, a thousand times a thousand? (Laughter) We got stuck -- till we learned lesson number two:
think outside the box. Someone mentioned that the Bali airport handles 16 million arrivals and departures a year. MW: But how do we get into the airport? And here comes lesson number three: persistence. Off we headed to the airport. We got past the janitor. And then it was his boss's boss, and then the assistant office manager, and then the office manager, and then ... we got shuffled down two levels and thought, well, here comes the janitor again.
And after several days knocking on doors and just being kids on a mission, we finally got to the commercial manager of Bali airports. And we gave him the "Bali of plastic bags" speech, and being a very nice man, he said, [imitating the man's voice] "I cannot believe what I'm about say, but I'm going to give authorization to collect signatures behind customs and immigrations." (Laughter) (Applause) IW: In our first hour and a half there, we got almost 1,000 signatures. How cool is that? Lesson number four:
you need champions at all levels of society, from students to commercial managers to famous people. And thanks to the attraction of Green School, we had access to a steady stream of celebrities. Ban Ki Moon taught us that Secretary-Generals of the United Nations don't sign petitions -- (Laughter) even if kids ask nicely. But he promised to spread the word, and now we work closely with the United Nations. MW: Jane Goodall taught us the power of a people's network. She started with just one Roots & Shoots group
and now she has 4,000 groups around the world. We are one of them. She's a real inspiration. If you're a fellow Rotarian, nice to meet you. We're Interactors, the youngest department of Rotary International. IW: But we have also learned much about patience, MW: how to deal with frustrations, IW: leadership, MW: teamwork, IW: friendship, MW: we learned more about the Balinese and their culture IW: and we learned about the importance of commitment.
MW: It's not always easy. Sometimes it does get a little bit hard to walk your talk. IW: But last year, we did exactly that. We went to India to give a talk, and our parents took us to visit the former private house of Mahatma Gandhi. We learned about the power of hunger strikes he did to reach his goals. Yes, by the end of the tour, when we met our parents again, we both made a decision and said, "We're going on a hunger strike!" (Laughter) MW: And you can probably imagine their faces.
It took a lot of convincing, and not only to our parents but to our friends and to our teachers as well. Isabel and I were serious about doing this. So we met with a nutritionist, and we came up with a compromise of not eating from sunrise to sunset every day until the governor of Bali would agree to meet with us to talk about how to stop plastic bags on Bali. IW: Our "mogak makan," as it is called in Bahasa Indonesia, started. We used social media to support our goal and already on day two,
police started to come to our home and school. What were these two girls doing? We knew we weren't making the governor look his best by doing this food strike -- we could have gone to jail. But, hey, it worked. Twenty-four hours later, we were picked up from school and escorted to the office of the governor. MW: And there he was -- (Applause) waiting for us to meet and speak, being all supportive and thankful for our willingness to care for the beauty and the environment of Bali.
He signed a promise to help the people of Bali say no to plastic bags. And we are now friends, and on a regular basis, we remind him and his team of the promises he has made. And indeed, recently he stated and committed that Bali will be plastic bag free by 2018. (Applause) IW: Also, at the International Airport of Bali, one of our supporters is planning to start a plastic bag-free policy by 2016. MW: Stop handing out free plastic bags and bring in your own reusable bag
is our next message to change that mindset of the public. IW: Our short-term campaign, "One Island / One Voice," is all about this. We check and recognize the shops and restaurants that have declared themselves a plastic bag-free zone, and we put this sticker at their entrance and publish their names on social media and some important magazines on Bali. And conversely, that highlights those who do not have the sticker. (Laughter) MW: So, why are we actually telling you all of this?
Well, partly, it is because we are proud of the results that, together with our team, we have been able to reach. But also because along the way, we have learned that kids can do things. We can make things happen. Isabel and I were only 10 and 12 years old when we started this. We never had a business plan, nor a fixed strategy, nor any hidden agendas -- just the idea in front of us and a group of friends working with us. All we wanted to do was stop those plastic bags
from wrapping and suffocating our beautiful home. Kids have a boundless energy and a motivation to be the change the world needs. IW: So to all the kids of this beautiful but challenging world: go for it! Make that difference. We're not telling you it's going to be easy. We're telling you it's going to be worth it. Us kids may only be 25 percent of the world's population, but we are 100 percent of the future. MW: We still have a lot of work to do, but know that we still not stop until the first question asked when arriving at the Bali airports will be
Both: "Welcome to Bali, do you have nay plastic bags to declare?" (Laughter) Om shanti shanti shanti om. Thank you. (Applause)