021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

لارا اسنایدر: باشگاه صبحانه‌ی فلسفی

Laura Snyder

The Philosophical Breakfast Club

In 1812, four men at Cambridge University met for breakfast. What began as an impassioned meal grew into a new scientific revolution, in which these men -- who called themselves “natural philosophers” until they later coined “scientist” -- introduced four major principles into scientific inquiry. Historian and philosopher Laura Snyder tells their intriguing story.


تگ های مرتبط :

History, Science, Storytelling
از شما می‌خواهم که برای یک لحظه با من به قرن نوزدهم برگردید‌، دقیقاْ به ۲۴ ژوئن‌، ۱۸۸۳‌. انجمن بریتانیایی پیشرویی در علم سومین نشستش را در دانشگاه کمبریج برگزار می‌کند‌. نخستین شب نشست است‌، و برخوردی در‌حال رخ دادن است‌ که آینده علم را برای همیشه تغیرخواهد داد‌. مرد سالخورده‌ای با موهای سفید از جایش بلند می‌شود‌. اعضای انجمن متحیر می شوند زمانیکه تشخیص می‌دهند آن شخص ساموئل تیلورکلریج شاعر است‌، کسی که سالها بود تا آن روز خانه‌اش را ترک نکرده بود‌. آنها حتی از حرفی که او می‌زند‌، بیشتر متعجب می‌شوند.
«شما باید از اینکه خود‌تان را فلاسفه طبیعی بنامید دست بر‌دارید‌.» کلریج حس می‌کرد که فیلسوفهای واقعی مانند خودش گیتی را از صندلی راحتی‌یشان می‌سنجیدند. توی گودال‌های فسیل وقت تلف نمی‌کردند یا مثل اعضای انجمن بریتانیایی آزمایش‌های ناخوشایند با کپه های الکترونیکی انجام نمی‌دادند. جمعیت عصبانی شد و شروع کرد با صدای بلند به شکایت کردن عالِم جوانی از کمبریج با نام ویلیام وئول بلند شد و حضاررا ساکت کرد. او مودبانه موافقت کرد که نام مناسبی برای اعضای انجمن وجود نداشت. گفت که: "اگر 'فیلسوف‌' بعنوان اصطلاحی خیلی گسترده و عالی درنظر گرفته شود" بعد او گفت، "بعد در قیاس با 'هنرمند'
شاید ما واژه‌ی 'دانشمند' را تشکیل دهیم. این نخستین باری بود که واژه دانشمند در بین عموم به زبان آورده شد، تنها ۱۷۹ سال قبل. دانشجوی دوره لیسانس که بودم برای نخستین بار درباره این برخورد شنیدم، و یکجورایی حالم گرفته شد. منظورم این است که، چطور کلمه دانشمند می‌توانست تا قبل از ۱۸۳۳ وجود نداشته باشد؟ دانشمندان تا پیش از آن چه نامیده می‌شدند؟ تغییر کردن چه چیزی بوجود آوردن نامی جدید در آن لحظه را الزامی می‌کرد؟ تا قبل از این نشست، آن دسته از کسانی که جهان طبیعی را مطالعه می‌کردند غیرحرفه‌ای‌هایی با‌استعداد بودند.
ملاک یا روحانی روستایی را درنظر بگیرید که فسیل یا سوسک جمع‌آوری می‌کرده است، برای مثال، مانند چارلز داروین یا، دستیار استخدامی یک نجیب زاده، مثل جوزف پریستلی، وقتی اکسیژن را کشف کرد ملازم با‌سواد مارکیز لنزدون بود. بعد از این، آنها دانشمندان بودند، حرفه‌ای‌هایی با روش علمی خاص، اهداف،‌ انجمن‌ها و سرمایه‌‌گذاری. بیشتراین انقلاب را می‌توان به چهار مرد نسبت داد که در دانشگاه کمبریج در سال ۱۸۱۲ ملاقات کردند. چارلز بابیج، جان هرشل، ریچارد جونز و ویلیام وئول.
اینها مردانی با‌انگیزه و درخشان بودند که کارهای فوق‌العاده‌ایی را انجام داده بودند. چارلز بابیج، که فکرمی‌کنم برای بیشتر اهالی TED نامی آشناست، نخستین محاسبه‌گرماشینی و اولین نمونه از رایانه مدرن را را اختراع کرد. جان هرشل ستاره‌های نیمکره جنوبی را روی نقشه ترسیم کرد، و، دراوقات فراغتش، در اختراع عکاسی شریک شد. مطمئنم که همه ما می توانیم بدون فیس‌بوک یا تویئتر که همه وقتمان را می‌گیرد، همانقدر مولد باشیم. ریچارد جونز اقتصاد‌دان مهمی شد کسی که بعداْ کارل مارکس را تحت‌تاثیر قرارداد. و وئول نه تنها واژه دانشمند همچنین کلمات آنود، کاتد و یون را نیز ابداع کرد، اما با انجام تحقیقات جهانی‌ش بروی جزر‌و‌مد
پیشرو در علمی عظیم و بین‌المللی شد. در زمستان ۱۸۱۲ و ۱۸۱۳ کمبریج، این چهار مرد برای چیزی که صبحانه های فلسفی می‌نامیدند، با هم دیدار می‌کردند. درباره علم و نیاز برای یک انقلاب علمی جدید صحبت می‌کردند. آنها حس می‌کردند از روزهایی که انقلاب علمی در قرن ۱۷‌ام رخ داد علم دچار رکود شده بود. زمان برای انقلابی تازه رسیده بود، که آنها متعهد به آوردنش بودند، و چیزی که درباره این آدمها جالب است، این است که نه فقط آنها این آرزوهای دوره لیسانس خیلی بزرگ را داشتند،
بلکه در حقیقت به آن جامه عمل پوشاندند، حتی در ورای پرشورترین رویاهایشان. و امروز من می‌خواهم به شما درباره چهار تغیر عمده در علم که توسط این چهار مرد به انجام رسید، بگویم. حدود ۲۰۰ سال قبل، فرانسیس بیکن، و بعدها اسحاق نیوتن، روش علمی استنتاجی را پیشنهاد کرده بودند. خب این روشی است که از انجام مشاهدات و آزمایشها آغاز می‌شود و در جهت عمومیت دادن به طبیعت که اصطلاحاْ قوانین طبیعی نام دارد و در صورت پیدا شدن شواهد جدید در معرض رد یا اصلاح شدن قرار دارد،‌حرکت می کند. بدین‌ترتیب،‌ در ۱۸۰۹،‌ دیوید ریکاردو با بحث کردن درباره اینکه
علم اقتصاد باید از روشی قیاسی متفاوتی استفاده کند زمینه را گل آلود کرد. مشکل این بود که گروه متنفذی در آکسفورد شروع به بحث در این‌باره کرد که چون در اقتصاد این روش استقرائی خوب جواب داده بود، بایستی در بقیه علوم طبیعی نیز به کار گرفته می‌شد. اعضای باشگاه صبحانه فلسفی با آن مخالفت کرد. آنها کتابها و مقالاتی در جهت تبلیغ برای روش استنتاجی در کلیه علوم نوشتند که مورد مطالعه وسیع فلاسفه طبیعی، دانشجویان و افراد عادی قرار گرفت. مطالعه یکی از کتابهای هرشل چنان نقطه‌عطفی برای چارلز داروین بود که
بعدها گفت:« بندرت چیزی در زندگیم چنان تاثیر عمیقی در من بجای گذاشته است. طوری که باعث شد بخواهم به انبار انباشته‌ی عظیم دانش طبیعی‌ام بیفزایم.» همچنین روش علمی داروین را شکل داد، همینطور آنچه که توسط هم رده‌هایش استفاده شد. [‌علم در جهت منفعت عموم] قبلاْ، باور بر این بود که دانش علمی باید برای منفعت شاه یا ملکه باشد، یا برای منفعت شخصی فرد. برای مثال، ناخدای کشتی‌ها لازم بود اطلاعاتی درباره جزرومد داشته باشند تا در بنادر توقف کنند. روسای بنادر این اطلاعات را جمع‌آوری می‌کردند
و به ناخدایان کشتی‌ها می‌فروختند. باشگاه صبحانه فلسفی در اقدامی گروهی این تغیر را بوجود آورد. مطالعات جهانی وئول بر‌روی جزر و مد منجر به نقشه‌ها و جداول عمومی جزر و مد گردید که دانش روسای بنادر را به رایگان در اختیار تمامی ناخدایان کشتی‌ها می‌گذاشت. هرشل با انجام مشاهدات جزرو مدی در سواحل آفریقای جنوبی کمک کرد، و همانطور که به وئول شکایت کرد، در طی یک مد وحشیانه نزدیک بود بخاطر این کار جانش را از دست دهد. این چهر مرد واقعاْ به هر طریقی کمک کردند. آنها همینطور بدون وقفه با دولت بریتانیا
برای پولی که موتورهای بابیج را بسازند، مذاکره کردند، زیرا متقعد بودند این موتورها تاثیر کاربردی شگرفی بر جامعه می‌گذاشت. در روزهای قبل ماشین‌حساب های جیبی، ارقامی که بیشتر حرفه ای ها لازم داشتند-- بانکی ها، کارگزاران بیمه، ناخداهای کشتی، مهندس ها کسانی بود که دنبال کتابهایی از این دست، که پر از جدولهایی از اعداد بود، می‌گشتند. این جدولها با استفاده از یک پردازه ثابت دوباره و دوباره توسط کارکنانی پاره‌وقت که تحت نام کامپیوتر شناخته می‌شدند- و این جالب است- محاسبه می‌شدند، اما این محاسبات واقعا دشوار بودند. منظورم این است که، این سالنامه دریایی
اختلافات قمری را برای هر ماه از سال منتشر می‌کرد. هر ماه ۱٫۳۶۵ محاسبه لازم داشت، بنابراین این جدول‌ها سرشار از اشتباه بودند. موتور اختلاف بابیج نخستین محاسبه‌گر ماشینی بود که برای محاسبه دقیق هر کدام از این جداول طراحی شده بود. دو مدل از این موتور در بیست گذشته ساخته شدند توسط تیمی از موزه علم لندن با استفاده از طرح‌های خودش. این همانی است که الان در موزه تاریخ کامپیوتر در کالیفرنیا قرار دارد، و دقیق محاسبه می کند. واقعاْ کار می کند. بعدها، موتور تجزیه و تحلیل گر بابیج نخستین کامپیوتر مکانیکی در مفهوم مدرن بود. حافظه جدا‌گانه و پردازش‌گرمرکزی داشت.
قادر به انجام تکرار،انشعابات شرطی و پردازش کردن موازی بود، و با استفاده از کارتهای پانچ شده برنامه ریزی می‌شد، ایده بابیج از ماشین بافندگی ژاکارد گرفته شده بود. غم انگیزاست که موتورهای بابیج هرگز در هنگام زنده بودنش ساخته نشدند زیرا اکثر مردم فکر می‌کردند کامپیوترهای غیر‌بشری هیچ فایده‌ای برای عموم نخواهند داشت. [نهادهای علمی جدید] جامعه سلطنتی لندن، که در دوران بیکن تاسیس شده بود بهترین جامعه علمی در انگلستان و حتی در بقیه دنیا بود. تا اینکه در قرن نوزدهم، تبدیل به
گونه‌ای از باشگاه نجیب‌زادگان شد که عمدتا از عتقیه دارن و ادبا و نجیب‌زاده‌ها تشکیل می‌شد. اعضای باشگاه صبحانه فلسفی از سوی شماری از جوامع علمی جدید کمک گرفتند، از جمله انجمن بریتانیایی. این جوامع جدید اعضا را ملزم به فعال بودن در امر تحقیقات و انتشار نتایج‌شان می‌کرد. آنها بعد از این که مقاله‌های علمی از سوی جامعه سلطنتی بخاطر محترمانه نبودن متوقف شده بودند.، برقراری سنت پرسش و پاسخ را از سر گرفتند. و برای بار نخست، به زنان اجازه وارد شدن به دروازه علم را دادند. اعضاء حالا اجازه داشتند تا همسرانشان، دختران
و خواهرانشان را به نشستهای انجمن بریتانیا بیاورند، و در حالیکه توقع می‌رفت زنها در سخنرانی های عمومی و رویداد های اجتماعی مانند این حاضر شوند، شروع به نفوذ کردن در جلسات علمی نیز کردند. انجمن بریتانیا بعدها نخستین سازمان علمی ملی عمده در جهان شد که زنان را بعنوان اعضای کامل پذیرفته بود. [سرمایه گذاری خارجی برای علم] تا قرن نوزدهم، انتظار می‌رفت فلاسفه طبیعی خودشان هزینه تجهیزات و لوازم‌شان را پرداخت کنند. گهگاهی، جایزه‌هایی وجود داشت، از قبیل آن چه که در قرن ۱۸ام به جان هریسون اعطاء شد،
بخاطر حل کردن به اصطلاح مشکل طول جغرافیایی، اما جایزه‌ها در واقع تنها زمانی داده می شدند، که کار انجام شده بود. بنا به توصیه باشگاه صبحانه فلسفی، انجمن بریتانیا شروع به استفاده از پول اضافه ای کرد که از نشست هایش بدست می‌آمد، با اعطای کمک به تحقیقات در ستاره شناسی، جزر و مد، فسیل ماهی، کشتی سازی، و زمینه‌های دیگر. این کمک هزینه‌ها نه تنها به مردان کمتر متمول اجازه انجام آزمایشات را می‌داد، بلکه آنها را تشویق می‌کرد که خارج از چار‌چوب فکر کنند، عوض اینکه فقط سعی در حل سوالی از قبل تعیین شده داشته باشند. به تدریج، جامعه سلطنتی
و جوامع علمی کشورهای دیگر از آن الگو بر‌داشتند، و در نتیجه-- خوشبختانه اینطور شد که-- بخش عمده‌ای از چشم‌انداز علمی امروزی شده است. بنابراین باشگاه صبحانه فلسفی به ابداع دانشمند مدرن کمک کرد. این بخش قهرمانانه داستانشان است. البته نقطه مقابلی هم دارد. آنها حداقل یک پیامد از انقلاب‌شان را پیش بینی نکردند. آنها عمیقاْ بخاطر جدایی که امروزه بین علم و بقیه فرهنگ وجود دارد، وحشت زده می‌شدند. حیرت‌آور است که متوجه شویم تنها ۲۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی از ابتدایی‌ترین سطح سواد علمی برخوردار هستند،
و این آمار با انجام سوالات ساده‌ای به دست آمده است از جمله، «‌آیا انسانها و دایناسورها هم‌زمان روی زمین زندگی می کردند؟» و «‌چه نسبتی از زمین با آب پوشانده شده است؟» زمانی‌ که دانشمندان اعضای یک گروه حرفه‌ای شدند، به آرامی از بقیه ما جدا شدند. این پیامد ناخواسته انقلابی است که با دوستان‌مان آغاز شد. چارلز داروین گفت: «‌‌گاهی اوقات فکر می‌کنم رساله‌های عام و معمولی تقریباْ به همان اندازه اثر اصلی برای پیشرفت علم مهم هستند. در‌واقع، کتاب "منشاء انواع" برای مخاطب عام و معمولی نوشته شده است،
و زمانی که نخستین بار منتشر شد، بطور گسترده‌ای مورد مطالعه واقع شد. داروین چیزی را که به نظر می‌رسد ما فراموش کرده باشیم می‌دانست، اینکه علم تنها برای دانشمندان نیست. متشکرم. (‌تشویق‌)
I'd like you to come back with me for a moment to the 19th century, specifically to June 24, 1833. The British Association for the Advancement of Science is holding its third meeting at the University of Cambridge. It's the first night of the meeting, and a confrontation is about to take place that will change science forever. An elderly, white-haired man stands up. The members of the Association are shocked to realize that it's the poet Samuel Taylor Coleridge, who hadn't even left his house in years until that day. They're even more shocked by what he says.
"You must stop calling yourselves natural philosophers." Coleridge felt that true philosophers like himself pondered the cosmos from their armchairs. They were not mucking around in the fossil pits or conducting messy experiments with electrical piles like the members of the British Association. The crowd grew angry and began to complain loudly. A young Cambridge scholar named William Whewell stood up and quieted the audience. He politely agreed that an appropriate name for the members of the association did not exist. "If 'philosophers' is taken to be too wide and lofty a term,"
he said, "then, by analogy with 'artist,' we may form 'scientist.'" This was the first time the word scientist was uttered in public, only 179 years ago. I first found out about this confrontation when I was in graduate school, and it kind of blew me away. I mean, how could the word scientist not have existed until 1833? What were scientists called before? What had changed to make a new name necessary precisely at that moment? Prior to this meeting, those who studied the natural world
were talented amateurs. Think of the country clergyman or squire collecting his beetles or fossils, like Charles Darwin, for example, or, the hired help of a nobleman, like Joseph Priestley, who was the literary companion to the Marquis of Lansdowne when he discovered oxygen. After this, they were scientists, professionals with a particular scientific method, goals, societies and funding. Much of this revolution can be traced to four men who met at Cambridge University in 1812:
Charles Babbage, John Herschel, Richard Jones and William Whewell. These were brilliant, driven men who accomplished amazing things. Charles Babbage, I think known to most TEDsters, invented the first mechanical calculator and the first prototype of a modern computer. John Herschel mapped the stars of the southern hemisphere, and, in his spare time, co-invented photography. I'm sure we could all be that productive without Facebook or Twitter to take up our time. Richard Jones became an important economist who later influenced Karl Marx. And Whewell not only coined the term scientist,
as well as the words anode, cathode and ion, but spearheaded international big science with his global research on the tides. In the Cambridge winter of 1812 and 1813, the four met for what they called philosophical breakfasts. They talked about science and the need for a new scientific revolution. They felt science had stagnated since the days of the scientific revolution that had happened in the 17th century. It was time for a new revolution, which they pledged to bring about, and what's so amazing about these guys is,
not only did they have these grandiose undergraduate dreams, but they actually carried them out, even beyond their wildest dreams. And I'm going to tell you today about four major changes to science these men made. About 200 years before, Francis Bacon and then, later, Isaac Newton, had proposed an inductive scientific method. Now that's a method that starts from observations and experiments and moves to generalizations about nature called natural laws, which are always subject to revision or rejection
should new evidence arise. However, in 1809, David Ricardo muddied the waters by arguing that the science of economics should use a different, deductive method. The problem was that an influential group at Oxford began arguing that because it worked so well in economics, this deductive method ought to be applied to the natural sciences too. The members of the philosophical breakfast club disagreed. They wrote books and articles promoting inductive method in all the sciences that were widely read by natural philosophers,
university students and members of the public. Reading one of Herschel's books was such a watershed moment for Charles Darwin that he would later say, "Scarcely anything in my life made so deep an impression on me. It made me wish to add my might to the accumulated store of natural knowledge." It also shaped Darwin's scientific method, as well as that used by his peers. [Science for the public good] Previously, it was believed that scientific knowledge ought to be used for the good of the king or queen, or for one's own personal gain.
For example, ship captains needed to know information about the tides in order to safely dock at ports. Harbormasters would gather this knowledge and sell it to the ship captains. The philosophical breakfast club changed that, working together. Whewell's worldwide study of the tides resulted in public tide tables and tidal maps that freely provided the harbormasters' knowledge to all ship captains. Herschel helped by making tidal observations off the coast of South Africa, and, as he complained to Whewell,
he was knocked off the docks during a violent high tide for his trouble. The four men really helped each other in every way. They also relentlessly lobbied the British government for the money to build Babbage's engines because they believed these engines would have a huge practical impact on society. In the days before pocket calculators, the numbers that most professionals needed -- bankers, insurance agents, ship captains, engineers — were to be found in lookup books like this, filled with tables of figures. These tables were calculated
using a fixed procedure over and over by part-time workers known as -- and this is amazing -- computers, but these calculations were really difficult. I mean, this nautical almanac published the lunar differences for every month of the year. Each month required 1,365 calculations, so these tables were filled with mistakes. Babbage's difference engine was the first mechanical calculator devised to accurately compute any of these tables. Two models of his engine were built in the last 20 years by a team from the Science Museum of London using his own plans.
This is the one now at the Computer History Museum in California, and it calculates accurately. It actually works. Later, Babbage's analytical engine was the first mechanical computer in the modern sense. It had a separate memory and central processor. It was capable of iteration, conditional branching and parallel processing, and it was programmable using punched cards, an idea Babbage took from Jacquard's loom. Tragically, Babbage's engines never were built in his day because most people thought that non-human computers would have no usefulness
for the public. [New scientific institutions] Founded in Bacon's time, the Royal Society of London was the foremost scientific society in England and even in the rest of the world. By the 19th century, it had become a kind of gentleman's club populated mainly by antiquarians, literary men and the nobility. The members of the philosophical breakfast club helped form a number of new scientific societies, including the British Association. These new societies required that members be active researchers publishing their results.
They reinstated the tradition of the Q&A after scientific papers were read, which had been discontinued by the Royal Society as being ungentlemanly. And for the first time, they gave women a foot in the door of science. Members were encouraged to bring their wives, daughters and sisters to the meetings of the British Association, and while the women were expected to attend only the public lectures and the social events like this one, they began to infiltrate the scientific sessions as well. The British Association would later be the first of the major national science organizations in the world
to admit women as full members. [External funding for science] Up to the 19th century, natural philosophers were expected to pay for their own equipment and supplies. Occasionally, there were prizes, such as that given to John Harrison in the 18th century, for solving the so-called longitude problem, but prizes were only given after the fact, when they were given at all. On the advice of the philosophical breakfast club, the British Association began to use the extra money generated by its meetings to give grants
for research in astronomy, the tides, fossil fish, shipbuilding, and many other areas. These grants not only allowed less wealthy men to conduct research, but they also encouraged thinking outside the box, rather than just trying to solve one pre-set question. Eventually, the Royal Society and the scientific societies of other countries followed suit, and this has become -- fortunately it's become -- a major part of the scientific landscape today. So the philosophical breakfast club helped invent the modern scientist. That's the heroic part of their story.
There's a flip side as well. They did not foresee at least one consequence of their revolution. They would have been deeply dismayed by today's disjunction between science and the rest of culture. It's shocking to realize that only 28 percent of American adults have even a very basic level of science literacy, and this was tested by asking simple questions like, "Did humans and dinosaurs inhabit the Earth at the same time?" and "What proportion of the Earth is covered in water?" Once scientists became members of a professional group,
they were slowly walled off from the rest of us. This is the unintended consequence of the revolution that started with our four friends. Charles Darwin said, "I sometimes think that general and popular treatises are almost as important for the progress of science as original work." In fact, "Origin of Species" was written for a general and popular audience, and was widely read when it first appeared. Darwin knew what we seem to have forgotten, that science is not only for scientists. Thank you.
(Applause)