021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

هنر کمان سازی

Dong Woo Jang

The art of bow-making

Dong Woo Jang has an unusual after school hobby. Jang, who was 15 when he gave the talk, tells the story of how living in the concrete jungle of Seoul inspired him to build the perfect bow. Watch him demo one of his beautiful hand-crafted archer's bows.


تگ های مرتبط :

Asia, Culture, Demo
گفته میشه که مرغ همسایه غازه! منم اینو قبول دارم مخصوصا وقتی میشنوم که آقای اوباما از سیستم آموزشی کره به عنوان یک سیستم موفق یاد میکنه. خوب، راستش باید بگم که، توی ساختار انعطاف ناپذیز و بیش از اندازه رقابتی سیستم آموزشی کره، که بهش فشارپز (زودپز) هم میگن، هرکسی نمیتونه تو همچین محیطی خوب عمل کنه. اگرچه افراد واکنش های مختلفی به این سیستم آموزشی داشتند واکنش من در برابر این محیط پرفشار، ساختن کمان از تکه های چوبی بود که
نزدیک ساختمانمون پیدا میکردم. چرا کمان؟ خودم هم دقیقا نمیدونم چرا! شاید در مواجه شدن با فشارمداوم، غریزه ی بقای من با کمان ها ارتباط برقرار کرده. اگر بهش فکر بکنید میبینید که از زمان ماقبل تاریخ کمان به بقای انسان کمک کرده. یک محلی تو سه کیلومتری خونه ی ما یه زمانی یه جنگل توت بود، موقع فرمانروایی جوسن، و اونجا کرم های ابریشم از برگهای توت تغذیه میکردند. برای بالا بردن آگاهی تاریخی درباره این حقیقت، دولت اقدام به کاشتن درخت توت کرده.
بعلاوه بذر این درختان بوسیله پرنده ها به این طرف و اون طرف و نزدیک دیوارهای ضد صدای قطار سریع السیر شهری پخش شدند که حدودا در المپیک ۱۹۸۸ ساخته شدند. محوطه نزدیک این دیوارها، که هیچ کسی به خودش زحمت نمیده که بهش توجه کنه از هرگونه دخالتی به دور بود و این جاییه که من اولین بار گنجم رو پیدا کردم. وقتی که عمیق تر مشغول کمان سازی شدم دور از محله خودم شروع به گشتن کردم. وقتی که به اردوهای مدرسه و یا تعطیلات خانوادگی میرفتم، و یا حتی تو راه برگشتم از کلاس های فوق العاده به خونه
تو نواحی درختی پرسه میزدم و شاخه های درخت ها رو جمع میکردم با ابزاری که یواشکی تو کیف مدرسه ام گذاشته بودم. چیزهایی مثل اره، چاقو، داس و تبر که با یه تیکه حوله می پوشوندمشون. شاخه هارو میاوردم خونه توی اتوبوس و مترو دستم میگرفتمشون. البته وسایلم رو نیاوردم اینجا. امنیت فرودگاه. (خنده) توی خلوت اتاقم، که از خاک اره پوشیده شده بود، تمام طول شب، اره میکشیدم و صیقل میدادم تا اینکه یه کمان شکل گرفت.
یه روز داشتم شکل یه تکه بامبو رو عوض میکردم که کار به آتش سوزی کشید. کجا؟ پشت بوم ساختمونمون جائیکه 96 خانواده بهش میگن خونه! مشتری یک فروشگاه که روبروی ساختمون بود، به 911 زنگ زد منم دویدم پایین که به مامانم بگم با موهایی که نصفش سوخته بود. میخوام از این فرصت استفاده کنم که به مامانم که امروز تو حضار نشسته بگم که: مامان، من واقعا متاسفم، از این به بعد بیشتر مواظب آتیش هستم. مامانم مجبور شد کلی به مردم توضیح بده که پسرش
عمدا ایجاد حریق نکرده بود. من کلی تحقیق راجع به کمان در سراسر جهان کردم طی این فرایند، سعی کردم کمان های مختلف از لحاظ زمان و مکان را ترکیب کنم تا کاراترین کمان را بسازم. بعلاوه با انواع مختلف چوب کار کردم مثلا چوب افرا، سرخدار و توت و کلی آزمایش پرتاب انجام دادم توی محوطه پوشیده از درخت نزدیک قطار شهری که قبلا گفتم. موثرترین کمان برای من چیزی شبیه اینه. نخست: نوک های خمیده میتونند حالت ارتجاعی رو به حداکثر برسونند وقتی که کمان رو می کشید و پرتاب می کنید.
دو: قسمت میانی کمان به سمت داخل کشیده شده که به معنی قدرت بیشتر است. سه: بافت استفاده شده در لایه خارجی طرفین کمان باعث حداکثر ذخیره قدرت میشود. و چهار: شاخک ها باعث ذخیره انرژی در حلت فشردگی میشوند. بعد از تعمیرکردن، شکستن، دوباره طراحی کردن، مرمت کردن، خم کردن و ترمیم کردن کمان ایده ال من شروع به شکل گیری کرد، و وقتی بالاخره کار تموم شد کمان این شکلی شد. من خیلی به خودم افتخار میکردم که تونسته بودم به تنهایی یک کمان تمام عیار درست کنم. این تصویر کمان های سنتی کره ای هست
که از یک موزه گرفته شده، ببینید که چقدر کمان من به این کمان ها شباهت داره. به لطف نیاکانم من از داشتن یه اختراع محروم شدم! از طریق ساختن کمان، من با بخشی از میراثم ارتباط برقرار کردم. یاد گرفتن اطلاعاتی که طی سالیان دراز به دست اومده بود و خواندن پیامی که از نیاکانم به جا مونده بود بهتر از هر جور روان درمانی و یا نصیحتی بود که بزرگسالان میتونستند به من بدن. میدونید من در همه جا جستجو کردم اما هیچ وقت به خودم زحمت ندادم که دوروبرمو نگاه کنم. از این درک، من کم کم به تاریخ کره علاقه مند شدم
چیزی که قبلا هیچوقت برام جالب نبود. در پایان، مرغ من همیشه غازه! اگرچه ما هیچوقت اینو نمی فهمیم. حالا میخوام بهتون نشون بدم که کمان من چطور کار میکنه. و بیاید ببینیم این یکی چطور کار میکنه. این یک کمان بامبوئه با ۲۰ کیلوگرم وزن کشش. (صدای پرتاب تیر) (تشویق) یه کمان ممکنه با یه مکانیزم ساده عمل کنه اما برای ساخت یه کمان خوب حساسیت زیادی لازمه. شما باید با چوب ارتباط برقرار کنید.
هر رشته در چوب دلیلی برای بودنش وعملکردش داره و فقط از طریق همکاری و هماهنگی میان اونهاست که یه کمان خوب بوجود میاد. ممکنه من یه دانش آموز (عجیب) باشم با علایق غیرعادی اما امیدوارم که تونسته باشم با به اشتراک گذاشتن داستانم با شما، یه کمکی کرده باشم. دنیای ایده ال من جائیه که هیچ کس عقب نمی مونه و هرکس همونجائیه که بهش نیاز هست مثل رشته ها و پی ها توی کمان. جایی که قوی انعطاف پذیره و آسیب پذیر سخت کوش
کمان به من شبیه هست و من به کمان شبیه هستم. حالا، من دارم بخشی از خودم رو به سمت شما پرتاب میکنم نه، بهتره که بگم، بخشی از فکرم به سمت فکر شما پرتاب شده. بهتون برخورد کرد؟ ممنونم. (تشویق)
It is said that the grass is always greener on the other side of the fence, and I believe this is true, especially when I hear President Obama often talk about the Korean education system as a benchmark of success. Well, I can tell you that, in the rigid structure and highly competitive nature of the Korean school system, also known as pressure cooker, not everyone can do well in that environment. While many people responded in different ways about our education system, my response to the high-pressure environment
was making bows with pieces of wood found near my apartment building. Why bows? I'm not quite sure. Perhaps, in the face of constant pressure, my caveman instinct of survival has connected with the bows. If you think about it, the bow has really helped drive human survival since prehistoric times. The area within three kilometers of my home used to be a mulberry forest during the Joseon dynasty, where silkworms were fed with mulberry leaves.
In order to raise the historical awareness of this fact, the government has planted mulberry trees. The seeds from these trees also have spread by birds here and there nearby the soundproof walls of the city expressway that has been built around the 1988 Olympics. The area near these walls, which nobody bothers to pay attention to, had been left free from major intervention, and this is where I first found my treasures. As I fell deeper into bow making, I began to search far and beyond my neighborhood. When I went on school field trips,
family vacations, or simply on my way home from extracurricular classes, I wandered around wooded areas and gathered tree branches with the tools that I sneaked inside my school bag. And they would be somethings like saws, knives, sickles and axes that I covered up with a piece of towel. I would bring the branches home, riding buses and subways, barely holding them in my hands. And I did not bring the tools here to Long Beach. Airport security. (Laughter)
In the privacy of my room, covered in sawdust, I would saw, trim and polish wood all night long until a bow took shape. One day, I was changing the shape of a bamboo piece and ended up setting the place on fire. Where? The rooftop of my apartment building, a place where 96 families call home. A customer from a department store across from my building called 911, and I ran downstairs to tell my mom with half of my hair burned. I want to take this opportunity to tell my mom, in the audience today:
Mom, I was really sorry, and I will be more careful with open fire from now on. My mother had to do a lot of explaining, telling people that her son did not commit a premeditated arson. I also researched extensively on bows around the world. In that process, I tried to combine the different bows from across time and places to create the most effective bow. I also worked with many different types of wood, such as maple, yew and mulberry, and did many shooting experiments in the wooded area near the urban expressway
that I mentioned before. The most effective bow for me would be like this. One: Curved tips can maximize the springiness when you draw and shoot the arrow. Two: Belly is drawn inward for higher draw weight, which means more power. Three: Sinew used in the outer layer of the limb for maximum tension storage. And four: Horn used to store energy in compression. After fixing, breaking, redesigning, mending, bending and amending, my ideal bow began to take shape,
and when it was finally done, it looked like this. I was so proud of myself for inventing a perfect bow on my own. This is a picture of Korean traditional bows taken from a museum, and see how my bow resembles them. Thanks to my ancestors for robbing me of my invention. (Laughter) Through bowmaking, I came in contact with part of my heritage. Learning the information that has accumulated over time and reading the message left by my ancestors were better than any consolation therapy
or piece of advice any living adults could give me. You see, I searched far and wide, but never bothered to look close and near. From this realization, I began to take interest in Korean history, which had never inspired me before. In the end, the grass is often greener on my side of the fence, although we don't realize it. Now, I am going to show you how my bow works. And let's see how this one works. This is a bamboo bow, with 45-pound draw weights.
(Noise of shooting arrow) (Applause) A bow may function in a simple mechanism, but in order to make a good bow, a great amount of sensitivity is required. You need to console and communicate with the wood material. Each fiber in the wood has its own reason and function for being, and only through cooperation and harmony among them comes a great bow. I may be an [odd] student with unconventional interests, but I hope I am making a contribution
by sharing my story with all of you. My ideal world is a place where no one is left behind, where everyone is needed exactly where they are, like the fibers and the tendons in a bow, a place where the strong is flexible and the vulnerable is resilient. The bow resembles me, and I resemble the bow. Now, I am shooting a part of myself to you. No, better yet, a part of my mind has just been shot over to your mind. Did it strike you? Thank you.
(Applause)