021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

نیروی نهفته در اقتصاد جهانی: ارسال پول به خانه

Dilip Ratha

The hidden force in global economics: sending money home

In 2013, international migrants sent $413 billion home to families and friends — three times more than the total of global foreign aid (about $135 billion). This money, known as remittances, makes a significant difference in the lives of those receiving it and plays a major role in the economies of many countries. Economist Dilip Ratha describes the promise of these “dollars wrapped with love” and analyzes how they are stifled by practical and regulatory obstacles.


تگ های مرتبط :

Business, Economics, Finance
من در واشنگتن زندگی می‌کنم، اما در روستایی در هند به نام سیندهِکِلا، در ایالت اریسا بزرگ شدم. پدرم کارمند دولت بود. مادرم بی‌سواد بود ولی همیشه به من می‌گفت که «پادشاه تنها در قلمروی خودش مورد ستایش است، اما شاعر در همه‌جا ستایش می‌شود.» بنابراین تصمیم گرفتم که وقتی بزرگ شدم شاعر بشوم. اما من دانشگاه نرفتم، تا وقتی که یکی از خاله‌هایم به من پیشنهاد کمک مالی داد. من برای درس خواندن به سمبالپور رفتم، که بزرگترین شهر منطقه است، جایی که برای اولین بار در دانشگاه یک تلویزیون دیدم. من آرزوی رفتن به آمریکا را داشتم
تا در مقاطع بالاتر تحصیل کنم. وقتی فرصت این سفر را یافتم، با پولی که برای بلیت قرض کردم، از دو اقیانوس گذشتم و تنها یک اسکناس ۲۰ دلاری در جیب داشتم. در آمریکا در مرکزی تحقیقاتی به صورت نیمه‌وقت کار کردم و همزمان تحصیلاتم را در اقتصاد ادامه میدادم و با اندک درآمدم، خرج خود را کنار می‌گذاشتم و سپس پولی برای پدر و برادرم در هند می‌فرستادم. داستان من منحصر به فرد نیست. هر ساله میلیون‌ها مهاجر وجود دارد، که با خرج خانواده از اقیانوس‌ها عبور می‌کنند بیابان‌ها، رودها و کوه‌ها را پشت سر می‌گذارند
آنها خطر می‌کنند تا به یک رویا برسند و رویای ساده‌ی آنها تنها این است که یک شغل آبرومند داشته باشند تا بتوانند پول به خانه بفرستند و به خانواده‌شان کمک کنند، همانطور که از گذشته نیز کمک می‌کردند. 232 میلیون مهاجر بین‌المللی در جهان وجود دارد. مردمانی که در کشوری غیر از محل تولد خود زندگی می‌کنند. اگر یک کشور وجود داشته باشد که تنها از مهاجران تشکیل شده باشد، جمعیت آن کشور بیشتر از جمعیت برزیل خواهد بود. از نظر اقتصادی بزرگتر از اقتصاد فرانسه خواهد بود.
حدود ۱۸۰ میلیون نفر از آن‌ها از کشورهای فقیر هستند، که به طور منظم پول به خانه ارسال می‌کنند. این وجوه ارسالی «رمیتانس» نامیده می‌شود. حقیقتی وجود دارد که ممکن است شما را حیرت‌زده کند: ۴۱۳ میلیارد دلار! ۴۱۳ میلیارد دلار! مقدار پول ارسالی در سال گذشته بود که توسط مهاجران کشورهای در حال توسعه فرستاده شد. مهاجران کشورهای درحال توسعه پولی که به کشورهایشان ارسال کردند. ۴۱۳ میلیارد دلار این یک مبلغ قابل توجه است، چرا که سه برابر پولی است که کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه کمک می‌کنند.
و حالا، شما و من، همکاران من در واشنگتن، مدام بحث و جدل می‌کنیم، درباره کمک کشورهای توسعه یافته در حالی که تاثیر رمیتانس را به عنوان یک تغییر کوچک در نظر نمی‌گیریم. درسته که هرکس به طور متوسط ماهانه در حدود ۲۰۰ دلار ارسال می‌کند، اما این رقم، ماه‌ها و ماه‌ها و توسط میلیون‌ها نفر تکرار می‌شود، و این مبلغ بزرگ تبدیل به ارز خارجی می‌شود. سال گذشته هند از طریق رمیتانس ۷۲ میلیارد دلار دریافت کرد، که از صادرات هند در زمینه‌ فناوری اطلاعات بیشتر است. در مصر رمیتانس سه برابر درآمدی است که این کشور از طریق کانال سوئز کاسب می‌شود.
در تاجیکستان، رمیتانس برابر ۴۲٪ تولید ناخالص ملی این کشور است. و در کشورهای فقیرترو کوچکتر، کشورهای ضعیف، و کشورهای درگیر جنگ رمیتانس یک راه نجات است. مثل کشورهای سومالی و هاییتی. تعجبی نیست که این گردش مالی زیاد تاثیر زیادی بر اقتصاد و مردم فقیر دارد. رمیتانس بر خلاف سرمایه‌گذاری شخصی به درد مواقعی نمی خورد که کشور دچار مشکل جدی است رمیتانس در واقع مثل بیمه عمل می‌کند. وقتی خانواده گرفتار دردسری است، و با مشکلاتی روبه‌روست رمیتانس مانند بیمه افزایش پیدا می‌کند.
بنابراین مهاجران پول بیشتری به خانه می‌فرستند. بر خلاف کمک کشورهای پیشرفته که باید پس از طی مراحل قانونی و ازطریق دولت‌ها به مقصد برسد، رمیتانس، مستقیم به دست افراد فقیر، و خانواده می‌رسد، که اغلب با مشاوره‌ اقتصادی همراه است. درصد مردمان فقیر در نپال در سال ۱۹۹۵، ۴۲ درصد بود، درصد مردم فقیر از کل جمعیت یک دهه بعد در سال ۲۰۰۵ همزمان با بحران اقتصادی و سیاسی درصد مردم فقیر یه ۳۱ کاهش یافت. دلیل اصلی کاهش در نرخ فقر،
به نظر می رسد که به دلیل ارسال پول از هند بود، ارسال پول ازکشور فقیر دیگر. در السالوادور نرخ ترک تحصیل بین خانواده هایی که برایشان پول فرستاده می‌شد از بقیه کمتر بود. در مکزیک و سریلانکا، وزن هنگام تولد نوزاد در خانواده‌هایی که برایشان پول ارسال می‌گردد، بالاتر است. پول‌های ارسالی دلارهایی هستند که با دقت بسته‌بندی شده‌اند مهاجران این پول را برای تهیه غذا، احتیاجات روزمره، ساخت مسکن، تأمین هزینه تحصیل، درمان سالمندان، سرمایه گذاری شغلی
برای دوستان و خانواده خود می‌فرستند. همچنین مهاجران مقادیر پول بیشتری را برای روز مبادا و اتفاق‌های ویژه همانند عمل جراحی، یا عروسی می‌فرستند. و نیز آنها شاید مرتباً پول می‌فرستند، برای مراسم کفن و دفن غیرمنتظره که البته نمی‌توانند در آن شرکت کنند. به اندازه امتیازات خوبی که این جریان مالی دارد، موانعی نیز در برابر ارسال پول وجود دارد، موانعی علیه این ۴۰۰ میلیون دلار که ارسال می‌شود. مهم‌ترین آنها هزینه‌ی گزاف ارسال پول به کشور مادری است. شرکت‌های انتقال پول نرخ خدمات خود را
بر مبنای استثمار فقیران تنظیم کرده‌اند. آنها می‌گویند: «تا مبلغ ۵۰۰ دلار اگر قصد دارید بفرستید، ۳۰ دلار باید بپردازید.» اگر شما فقیر باشید و فقط ۲۰۰ دلار پول برای فرستادن داشته باشید، شما باید ۳۰ دلار از آن را بپردازید. نرخ جهانی هزینه ارسال پول ۸ درصد است. یعنی که شما ۱۰۰ دلار می‌فرستید و خانواده‌ی شما در آن‌طرف دیگر فقط ۹۲ دلار دریافت می‌کند. برای فرستادن پول به آفریقا، هزینه‌ها بالاتر نیز خواهد بود. معادل با ۱۲ درصد.
و حتی جابه‌جایی پول در خود آفریقا، هزینه‌ای بیشتر دارد: بالای ۲۰ درصد. به عنوان مثال، ارسال پول از بنین به نیجریه هزینه بالایی دارد. و هم‌چنین در مورد ونزوئلا به دلیل کنترل بر جا‌به‌جایی پول وقتی که شما ۱۰۰ دلار می‌فرستید بسیار خوش شانسید اگر خانواده‌ی شما در آن طرف فقط ۱۰ دلار دریافت کنند. البته این واضح است که هیچ کس پولی را از طریق رسمی به ونزوئلا نمی‌فرستد. تمامی پول‌ها از طریق چمدان‌ها حمل می‌شود هر جایی که هزینه‌ها بالا باشد، پول به شکل زیرزمینی انتقال می‌یابد.
و بدتر این که، تعداد زیادی از کشورهای در حال توسعه ممنوعیت برای ارسال پول به خارج از کشور دارند. تعداد زیادی ملت‌های ثروتمند نیز ممنوعیت ارسال پول را به کشورهای خاصی دارند. بنابراین انتخاب دیگری وجود ندارد انتخاب بهتری نیست؟ انتخابی ارزانتر برای ارسال پول؟ انتخاب وجود دارد سرویس ام-پسا در کنیا، این امکان را به مردم می‌دهد تا برای ارسال و دریافت پول هزینه ثابتی با مبلغ فقط ۶۰ سنت برای هر انتقال وجه بپردازند. بانک فدرال ایالات‌متحده برنامه‌ای را با مکزیک شروع کرد
تا شرکت‌های خدمات مالی پول را به مکزیک به هزینه‌ی ثابت تنها ۶۷ سنت برای هر انتقال وجه، ارسال کنند. و با این وجود، این روش‌های سریع‌تر، ارزان‌تر و بهتر را نمی‌توان در مقیاس بین‌المللی به‌کار برد. به دلیل ترس از پول‌شویی با وجود اینکه اطلاعات کمی وجود دارد تا هرگونه ارتباط روشنی بین پول‌شویی و این نقل و انتقال‌های کوچک مالی را پشتیبانی کند. بسیاری از بانک‌های بین‌المللی شدیداً از میزبانی حساب‌هایی که متعلق به شرکت‌های خدمات مالی هستند هراسانند. به خصوص آنهایی که به سومالی خدمات می‌دهند.
سومالی، کشوری است که سرانه درآمد آن تنها ۲۵۰ دلار در سال است. رمیتانس ماهانه به سومالی به طور متوسط بیشتر از این درآمد است. بنابراین رمیتانس‌ها، شاهرگ حیاتی سومالی است. و در عین حال، این مَثلی است که دست راست کمک فراوانی به اقتصاد می کند اما دست چپ با قوانین موجود شاهرگ حیاتی اقتصاد را می‌زند. سپس موردی است از مردمان فقیر متولد روستاها، مثل من. در روستاها٬ تنها جایی که شما می‌توانید پول بگیرید از طریق اداره پست است. بیشتر دولت‌ها در جهان اجازه داده‌اند که ادارات پست
با شرکت‌های خدمات مالی شراکتی اختصاصی داشته باشند. در نتیجه اگر من، مجبور به ارسال پول به پدرم در روستا باشم، باید این پول را از طریق شرکتی ارسال کنم که شریک پست است، حتی اگر هزینه زیاد باشد. من انتخاب ارزان‌تری ندارم. این باید خاتمه یابد. خُب سازمان‌های بین‌المللی و کارآفرین‌های اجتماعی برای کاهش هزینه ارسال پول، چه می‌توانند بکنند؟ اول آنکه قوانین را برای ارسال‌های پول کوچک کمتر از ۱٫۰۰۰ دلار بازتر شوند. دولت‌ها باید بدانند و قبول کنند که رمیتانس‌های کوچک ارتباطی با پول‌شویی ندارد.
دوم اینکه، دولت‌ها باید به شراکت اختصاصی بین ادارات پست و شرکت‌های خدمات مالی پایان دهند. چون این مهم است، بین اداره پست و هر سیستم بانکیِ سراسری باید شبکه‌ای بزرگ باشد که به فقیران خدمت ارائه کند. در حقیقت، آنها باید رقابت را ترویج دهند راه شراکت را بازکنند تا ما هزینه‌ها را پایین بیاوریم همانطور که آوردیم، همانطور که در شرکت‌های ارتباط از راه دور آوردند. شما شاهد بودید که چه اتفاقاتی آنجا رقم خورده است. سوم این که، سازمان‌های بشردوستانه‌ی عام‌المنفعه‌ باید پایگاهی را برای رمیتانس درست کنند که بر پایه خدمات غیرانتفاعی باشد.
آنها باید رمیتانس عام المنفعه برای شرکت های خدمات مالی بسازند تا آنها انتقال وجه را با هزینه‌ای پایین‌تر انجام دهند، و همزمان طبق تمام قوانین پیچیده در سرتاسر جهان رفتار کنند. جوامع توسعه یافته باید هدفی را جهت کاهش هزینه‌های رمیتانس از ۸ درصد کنونی به یک درصد در نظر بگیرند. اگر ما هزینه‌ها را به یک درصد کاهش دهیم، موجب می‌شود تا سی میلیارد دلار در سال ذخیره شود. سی‌ میلیارد، که بزرگتر از تمامی بودجه کمکی لحاظ شده برای آفریقا، می‌باشد. این بزرگتر یا تقریباً مشابه،
کل بودجه کمکی دولت آمریکاست، که بزرگترین پول کمکی در کل دنیاست. عملاً این صرفه‌جویی از از آن سی میلیارد بیشتر است، زیرا رمیتانس همزمان برای کمک مالی، تجارت و سرمایه‌گذاری به‌کار می‌رود. مانع بزرگ دیگر سر راهِ جریان ارسال پول به خانواده‌ها هزینه‌ی گزاف، بالا و غیرقانونی استخدام است، حق‌الزحمه‌ای که مهاجران می‌پردازند، مهاجران کارگری که پولی را بابت کاریابی به عاملین کاریابی می‌دهند. چند سال پیش در شهر دُبی بودم. کمپی متعلق به کارگران را دیدم. ساعت ۸ شبی تاریک، گرم و شرجی بود.
کارگران در حال بازگشت از روز سخت کاری خود بودند، و من گفتگویی را آغاز کردم با یک کارگر ساختمانی اهل بنگلادش. او بسیار پریشان بود چرا که او پولی را به خانه می فرستاد، چند ماهی می‌شد که این کار را می‌کرد، و البته بیشتر پول به به دلال کاریابی می‌رسید که برای او کار پیدا کرده بود. و در ذهنم، می‌توانستم تصور کنم، همسری را که منتظر پول ماهیانه‌ی ارسالی است. پول می‌رسد. او پول را گرفته
و به دلال کاریابی می‌دهد، در حالی که فرزندانش فقط نظاره‌گرند. این باید تمام شود. فقط کارگران ساختمانی بنگلادشی نیستند، همه کارگران هستند. میلیون‌ها کارگر مهاجر از این مشکل رنج می‌برند. کارگر ساختمانی از بنگلادش، به طور متوسط، ۴٫۰۰۰ دلار هزینه کاریابی می‌دهد برای کاری که تنها در سال ۲٫۰۰۰ دلار درآمد دارد. و این یعنی که بعد از دو یا سه سال او عملاً فقط کار می‌کند تا به دلال کاریابی پول دهد. خانواده چیزی از آن پول را نمی‌بیند. این فقط در دُبی نیست،
بلکه نقطه تاریکی در هر شهر بزرگی در دنیاست. و فقط کارگران بنگلادشی از این ماجرا آسیب نمی‌بینند، تمامی کارگران در سراسر دنیا درگیر هستند. فقط مردها نیستند. زن‌ها هم به‌خصوص در برابر سوء استفاده دلالان آسیب پذیرند. یکی از جالب‌ترین و جدیدترین اتفاقات رقم خورده درباره رمیتانس چگونگی آمادگی مهاجران است، آنها با ابداعات خود همزمان ارسال پول و ذخیره مالی دارند. مهاجرین پول را به خانه می‌فرستند، اما آنها مقدار زیادی پول را در جایی که زندگی می‌کنند، ذخیره می‌نمایند
سالیانه، ذخیره مالی مهاجرین حدوداً ۵۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. بیشتر این پول در حساب‌های بانکی بدون هرگونه نرخ سود نگهداری می‌شود. اگر یک کشور پیشنهاد نرخ سود ۳ یا ۴ درصد بدهد، و بگوید این پول در ساخت مدارس، جاده‌ها، فرودگاه‌ها، سیستم ریلی در کشور وطن اصلی مهاجر صرف می‌شود، خیلی از مهاجرین علاقه دارند تا با پولشان نقشی ایفا کنند زیرا مسأله‌ فقط بهره‌ی مالی نیست، بلکه به آنها فرصت مشارکت در توسعه کشورشان را می‌دهد.
کانال‌های رمیتانس می‌توانند برای فروش اوراق رهنی به مهاجران استفاده شوند زیرا وقتی آنها طبق معمول ماهانه پول را می‌فرستند، در این زمان، می‌توانید این اوراق را به آنها بفروشید. شما می‌توانید همان آمادگی لازم برای دادن پول را ایجاد کنید. من دوست دارم تا در قطار سریع‌السیر در هند سرمایه‌گذاری کنم و می‌خواهم به تلاش‌هایی جهت مبارزه با مالاریا در روستای خود کمک کنم. رمیتانس‌ها راه بسیار خوبی برای تسهیم موفقیت بین مکان‌هایی است که طبق روشی هدفمند از آن
سودی را به افراد نیازمند می‌رساند. رمیتانس‌ها می‌تواند مردم را قوی کند. ما باید هرچه می‌توانیم انجام دهیم تا رمیتانس‌ها و کاریابی را امن‌تر و ارزان‌تر کنیم. و این ممکن است. درباره‌ی خودم، من دو دهه است که از هند دور هستم. همسر من اهل ونزوئلاست. فرزندانم آمریکایی هستند. به طور فزاینده‌ای، حس انسانی جهانی را دارم. و با این وجود، دلتنگی من برای وطنم مادرزادیم افزایش می‌یابد. هم‌زمان دوست دارم در هند و آمریکا باشم.
والدین من دیگر آنجا نیستند. برادران و خواهرانم زندگی خود را دارند. هیچ فوریتی برای من در ارسال پول به هند نیست. ولی با این وجود، هر از گاهی، من پولی را به هند و به دوستانم، به خانواده‌ام، به روستایم می‌فرستم، تا پول آنجا باشد، و من مشارکت کنم -- این بخشی از هویت من است. و من هنوز شدیداً مشتاقم تا شاعر شوم و برای مهاجرین سخت‌کوش و تلاش آنها در جهت شکستن و رهایی از فقر، بسُرایم. سپاسگزارم. (تشویق حضار)
I live in Washington, D.C., but I grew up in Sindhekela, a village in Orissa, in India. My father was a government worker. My mother could not read or write, but she would say to me, "A king is worshipped only in his own kingdom. A poet is respected everywhere." So I wanted to be a poet when I grew up. But I almost didn't go to college until an aunt offered financial help. I went to study in Sambalpur, the largest town in the region, where, already in college, I saw a television for the first time. I had dreams of going to the United States
for higher studies. When the opportunity came, I crossed two oceans, with borrowed money for airfare and only a $20 bill in my pocket. In the U.S., I worked in a research center, part-time, while taking graduate classes in economics. And with the little I earned, I would finance myself and then I would send money home to my brother and my father. My story is not unique. There are millions of people who migrate each year. With the help of the family, they cross oceans, they cross deserts, they cross rivers, they cross mountains.
They risk their lives to realize a dream, and that dream is as simple as having a decent job somewhere so they can send money home and help the family, which has helped them before. There are 232 million international migrants in the world. These are people who live in a country other than their country of birth. If there was a country made up of only international migrants, that would be larger, in population, than Brazil. That would be larger, in its size
of the economy, than France. Some 180 million of them, from poor countries, send money home regularly. Those sums of money are called remittances. Here is a fact that might surprise you: 413 billion dollars, 413 billion dollars was the amount of remittances sent last year by migrants to developing countries. Migrants from developing countries, money sent to developing countries — 413 billion dollars. That's a remarkable number because that is three times the size of
the total of development aid money. And yet, you and I, my colleagues in Washington, we endlessly debate and discuss about development aid, while we ignore remittances as small change. True, people send 200 dollars per month, on average. But, repeated month after month, by millions of people, these sums of money add up to rivers of foreign currency. So India, last year, received 72 billion dollars, larger than its IT exports. In Egypt remittances are three times
the size of revenues from the Suez Canal. In Tajikistan, remittances are 42 percent of GDP. And in poorer countries, smaller countries, fragile countries, conflict-afflicted countries, remittances are a lifeline, as in Somalia or in Haiti. No wonder these flows have huge impacts on economies and on poor people. Remittances, unlike private investment money, they don't flow back at the first sign of trouble in the country. They actually act like an insurance. When the family is in trouble, facing hardship, facing hard times,
remittances increase, they act like an insurance. Migrants send more money then. Unlike development aid money, that must go through official agencies, through governments, remittances directly reach the poor, reach the family, and often with business advice. So in Nepal, the share of poor people was 42 percent in 1995, the share of poor people in the population. By 2005, a decade later, at a time of political crisis, economic crisis, the share of poor people went down to 31 percent.
That decline in poverty, most of it, about half of it, is believed to be because of remittances from India, another poor country. In El Salvador, the school dropout rate among children is lower in families that receive remittances. In Mexico and Sri Lanka, the birth weight of children is higher among families that receive remittances. Remittances are dollars wrapped with care. Migrants send money home for food, for buying necessities, for building houses,
for funding education, for funding healthcare for the elderly, for business investments for friends and family. Migrants send even more money home for special occasions like a surgery or a wedding. And migrants also send money, perhaps far too many times, for unexpected funerals that they cannot attend. Much as these flows do all that good, there are barriers to these flows of remittances, these 400 billion dollars of remittances. Foremost among them is
the exorbitant cost of sending money home. Money transfer companies structure their fees to milk the poor. They will say, "Up to 500 dollars if you want to send, we will charge you 30 dollars fixed." If you are poor and if you have only 200 dollars to send, you have to pay that $30 fee. The global average cost of sending money is eight percent. That means you send 100 dollars, the family on the other side receives only 92 dollars. To send money to Africa,
the cost is even higher: 12 percent. To send money within Africa, the cost is even higher: over 20 percent. For example, sending money from Benin to Nigeria. And then there is the case of Venezuela, where, because of exchange controls, you send 100 dollars and you are lucky if the family on the other side receives even 10 dollars. Of course, nobody sends money to Venezuela through the official channel. It all goes in suitcases.
Whereever costs are high, money goes underground. And what is worse, many developing countries actually have a blanket ban on sending money out of the country. Many rich nations also have a blanket ban on sending money to specific countries. So, is it that there are no options, no better options, cheaper options, to send money? There are. M-Pesa in Kenya enables people to send money and receive money at a fixed cost of only 60 cents per transaction.
U.S. Fed started a program with Mexico to enable money service businesses to send money to Mexico for a fixed cost of only 67 cents per transaction. And yet, these faster, cheaper, better options can't be applied internationally because of the fear of money laundering, even though there is little data to support any connection, any significant connection between money laundering and these small remittance transactions. Many international banks now are wary of hosting bank accounts
of money service businesses, especially those serving Somalia. Somalia, a country where the per capita income is only 250 dollars per year. Monthly remittances, on average, to Somalia is larger than that amount. Remittances are the lifeblood of Somalia. And yet, this is an example of the right hand giving a lot of aid, while the left hand is cutting the lifeblood to that economy, through regulations. Then there is the case of poor people from villages, like me. In the villages, the only place where you can
get money is through the post office. Most of the governments in the world have allowed their post offices to have exclusive partnerships with money transfer companies. So, if I have to send money to my father in the village, I must send money through that particular money transfer company, even if the cost is high. I cannot go to a cheaper option. This has to go. So, what can international organizations and social entrepreneurs do to reduce the cost of sending money home?
First, relax regulations on small remittances under 1,000 dollars. Governments should recognize that small remittances are not money laundering. Second, governments should abolish exclusive partnerships between their post office and the money transfer company. For that matter, between the post office and any national banking system that has a large network that serves the poor. In fact, they should promote competition, open up the partnership so that we will bring down costs like we did, like they did, in the telecommunications industry.
You have seen what has happened there. Third, large nonprofit philanthropic organizations should create a remittance platform on a nonprofit basis. They should create a nonprofit remittance platform to serve the money transfer companies so that they can send money at a low cost, while complying with all the complex regulations all over the world. The development community should set a goal of reducing remittance costs to one percent from the current eight percent. If we reduce costs to one percent,
that would release a saving of 30 billion dollars per year. Thirty billion dollars, that's larger than the entire bilateral aid budget going to Africa per year. That is larger than, or almost similar to, the total aid budget of the United States government, the largest donor on the planet. Actually, the savings would be larger than that 30 billion because remittance channels are also used for aid, trade and investment purposes. Another major impediment to the flow of remittances reaching the family is the large and exorbitant
and illegal cost of recruitment, fees that migrants pay, migrant workers pay to laborers who found them the job. I was in Dubai a few years ago. I visited a camp for workers. It was 8 in the evening, dark, hot, humid. Workers were coming back from their grueling day of work, and I struck a conversation with a Bangladeshi construction worker. He was preoccupied that he is sending money home, he has been sending money home for a few months now, and the money is mostly going
to the recruitment agent, to the labor agent who found him that job. And in my mind, I could picture the wife waiting for the monthly remittance. The remittance arrives. She takes the money and hands it over to the recruitment agent, while the children are looking on. This has to stop. It is not only construction workers from Bangladesh, it is all the workers. There are millions of migrant workers who suffer from this problem. A construction worker from Bangladesh,
on an average, pays about 4,000 dollars in recruitment fees for a job that gives him only 2,000 dollars per year in income. That means that for the two years or three years of his life, he is basically sending money to pay for the recruitment fees. The family doesn't get to see any of it. It is not only Dubai, it is the dark underbelly of every major city in the world. It is not only Bangladeshi construction workers, it is workers from all over the world. It is not only men. Women are especially vulnerable to recruitment malpractices.
One of the most exciting and newest thing happening in the area of remittances is how to mobilize, through innovation, diaspora saving and diaspora giving. Migrants send money home, but they also save a large amount of money where they live. Annually, migrant savings are estimated to be 500 billion dollars. Most of that money is parked in bank deposits that give you zero percent interest rate. If a country were to come and offer a three percent or four percent interest rate, and then say
that the money would be used for building schools, roads, airports, train systems in the country of origin, a lot of migrants would be interested in parting with their money because it's not only financial gains that give them an opportunity to stay engaged with their country's development. Remittance channels can be used to sell these bonds to migrants because when they come on a monthly basis to send remittances, that's when you can actually sell it to them.
You can also do the same for mobilizing diaspora giving. I would love to invest in a bullet train system in India and I would love to contribute to efforts to fight malaria in my village. Remittances are a great way of sharing prosperity between places in a targeted way that benefits those who need them most. Remittances empower people. We must do all we can to make remittances and recruitment safer and cheaper.
And it can be done. As for myself, I have been away from India for two decades now. My wife is a Venezuelan. My children are Americans. Increasingly, I feel like a global citizen. And yet, I am growing nostalgic about my country of birth. I want to be in India and in the U.S. at the same time. My parents are not there anymore. My brothers and sisters have moved on. There is no real urgency for me to send money home. And yet, from time to time, I send money home to friends,
to relatives, to the village, to be there, to stay engaged — that's part of my identity. And, I'm still striving to be a poet for the hardworking migrants and their struggle to break free of the cycle of poverty. Thank you. (Applause)