021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

روش عجیبی که گروه هایی مثل «داعش» در قدرت باقی می مانند

Benedetta Berti

The surprising way groups like ISIS stay in power

ISIS, Hezbollah, Hamas. These three very different groups are known for violence — but that’s only a portion of what they do, says policy analyst Benedetta Berti. They also attempt to win over populations with social work: setting up schools and hospitals, offering safety and security, and filling the gaps left by weak governments. Understanding the broader work of these groups suggests new strategies for ending the violence.


تگ های مرتبط :

Middle East, TED Fellows, Global Issues
در ده سال گذشته من مشغول مطالعه و تحقیق درباره ی گروهکهای مسلح غیر دولتی بودم نیروهای مسلح مثل تروریست ها، شورشی ها و شبه نظامیان کار من مشاهده و ثبت رفتار این آدم ها است وقتی که مشغول جنگ نیستند هدف من شناخت بهتر این افراد ستیزه جو است و چطور از سمت برخورد خشونت بار به سمت برخورد مسالمت میز تشویق شوند. محل کارمن: میدان جنگ و دنیای سیاسی و کتابخانه هاست. شناختن این گروهک های مسلح و بدون رسمیت کلید حل و فصل اکثر درگیری های موجوده است، چون تعریف واژه ی جنگ تغییر کرده است. در گذشته، جنگ نبردی بین حکومت ها بود. ولی دیگر نیست. اکنون جنگ بین دولت‌ها با این گروه های خود مختار هست.
به طور مثال از بین ۲۱۶ قطع نامه ی صلح که از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۱۱ امضا شده است، ۱۹۶ مورد از آنها بین دولت با عوامل خودمختار بوده است. پس ما نیاز داریم این گروها رو بشناسیم: نیاز داریم که با آنها ارتباط برقرار کنیم یا اینکه برای پیروزی در رفع هر مناقشه ای، باید شکست‌شان دهیم. خوب، این کار چطور انجام شدنی هست؟ باید بفهمیم انگیزه شان از این رفتار چیست. خیلی چیزها را درباره ی اینکه چطور و چرا می جنگند ر می دانیم، ولی هیچ کس نگاه نمی کند ببیند که وقتی آنها نمی جنگند چه کار می کنند. در حالی که جنگ مسلحانه به سیاست های غیر نظامی بر می گرده که هر دو وابسته به یک سازمان هستند. ما از درک این افراد عاجزیم چه برسه به شکست دادنشان،
موضوع کامل دستمان نیست. گروهای مسلح امروز، سازمان های پیچیده ای هستند. مثلاً همین حزب الله لبنان که معروف به ایستادن در مقابل نیروهای اسراییلی هستند ولی از زمان پیدایشش در اوایل دهه هشتاد میلادی تا الان یک حزب سیاسی راه اندازی کرده‌اند، شبکه ی اجتماعی راه انداخته و دم و دستگاه نظامی دارند. مشابه آن، حماس فلسطین، که اقدامات انتحاری‌شانبرعلیه اسراییل شناخته شده است. آنها هم در نوارغزه فعالیت می کنند پس به جز شلیک گلوله خیلی کارهای دیگه می کنند. آنها چندین فعالیت را باهم انجام می دهند. ابزار ارتباطی جمعی پیچیده بر پا می کنند
شبکه های تلویزیونی و رادیویی سایت های اینترنتی و رسانه های اجتماعی سازمان یافته. و در اینجا شما با مجله ی داعش آشنا می شوید. چاپ شده به زبان انگلیسی و به با هدف جذب نیرو. گروه های مسلح درمؤسسات خیریه هم سرمایه گزاری می کنند. غارت نمیکند، اما کارو کاسبی های پولسازراه میندازند برای مثل شرکت های بساز بفروش دارند. این ها فعالیت های کلیدی آنهاست به آنها اجازه می دهند که قدرت ‌شان را افزایش دهند، بودجه شان را افزایش دهند، تا استخدام های بهتری کنند و نام بهتری ایجاد کنند. همچنین گروه های مسلح کار دیگری نیز انجام می دهند: آنها پیمان های قوی تری
با سرمایه گذاری در خدمات اجتماعی با مردم ایجاد می‌کنند. آنها مدرسه می سازند،‌ بیمارستان مدیریت می کنند، آنها برنامه های آموزش تخصصی و اقتصادی اجرا می کنند. «حزب الله» تمام این خدمات و چیزهای دیگر را ارائه می دهد. همچنین گروه های مسلح در جذب افراد با ارائه چیزهایی که دولت اراسه نمیدهد، تلاش می کنند: مانند ایمنی و امنیت. شروع اولیه طالبان در افغانستان در حال جنگ، یا حتی شروع گسترش گروه داعش، می تواند با نگاه به این چنین گروه ها فهمیده شود برای اینکه امنیت ( در جامعه) فراهم کنند. حالا، متاسفانه، در چنین مواردی فراهم کردن امنیت با قیمت بسیار بالایی همراه است
برای مردم. ولی به طور کلی، ارائه خدمات اجتماعی یک خلأ را پر می کند، یک خلأ مدیریتی که توسط دولت ایجاد شده است، و به این گروه ها اجازه می دهد فدرت خود را افزایش دهند. برای مثال،‌ پیروزی انتخاباتی گروه حماس پاکستان بدون در نظر گرفتن فعالیت های اجتماعی این گروه قابل فهم نیست. این در حقیقت یک تصویر پیچیده است، با این حال در غرب، وقتی به گروه های نظامی نگاه می کنیم فقط به طرف خشن نگاه می کنیم. ولی این کافی نیست تا قدرت،‌استراتژی یا دید بلند مدت آنها را درک کنیم. این گروه ها ترکیبی هستند.
آنها بر می خیزند چون یک خلأ ایجاد شده توسط دولت را پر می کنند، و آنها پدیدار می شوند تا مسلح و سیاسی باشند، در فعالیت های خشن شرکت کنند و مدیریت ارائه دهند. و هر چه این سازمان ها پیچیده و حرفه ای تر هستند، کمتر می توانیم به آنها به عنوان مخالفان دولت نگاه کنیم. حالا، گروهی مثل «حزب الله» را چه می نامیم؟ آنها یک قلمرو را مدیریت می کنند و تمام فعالیت های خود را انجام میدهند. آنها زباله ها را جمع می کنند،‌ فاضلاب را مدیریت می کنند. آیا این یک گروه است؟ یا یک گروه شورشی است؟ یا یک چیز دیگر،‌ یک چیز متفاوت و جدید؟ و «داعش» چطور؟ مرز بین این ها تار شده است.
ما در دنیایی از دولت ها،‌ غیر دولتی ها و ما بین آن ها زندگی می کنیم، و امروزه هر چه دولت ها در خاورمیانه ضعیف تر باشند، عاملان غیر دولتی بیشتری به میان آمده تا این خلأ را پر می‌کنند. این برای دولت ها اهمیت دارد چون ضد این گروه ها عمل می کنند، آنها باید بیشتر در ابزارهای غیر مسلح سرمایه گذاری کنند. پٌر کردن خلأ ایجاد شده توسط دولت باید در راس هر روش پایداری قرار گیرد. این در ایجاد و نگهداری صلح خیلی اهمیت دارد. اگر ما گروه های مسلح را بهتر بفهمیم، می دانیم چه انگیزه های بهتری پیشنهاد کنیم تا تحول از خشونت به غیر خشونت را تشویق کنیم پس در این رقابت جدید بین دولت و غیر دولتی ها،
قدرت نظامی می تواند تنها برخی نبرد ها را پیروز شود، ولی این برای ما صلح یا پایداری فراهم نمی کند. برای دستیابی به این هدف ها چیزی که نیاز داریم سرمایه گذاری برای پُر کردن خلأ امنیتی است، در پُر کردن خلأ مدیریتی که اجازه رشد را در مرحله اول به این گروه ها داد ممنون (
For the past decade, I've been studying non-state armed groups: armed organizations like terrorists, insurgents or militias. I document what these groups do when they're not shooting. My goal is to better understand these violent actors and to study ways to encourage transition from violent engagement to nonviolent confrontation. I work in the field, in the policy world and in the library. Understanding non-state armed groups is key to solving most ongoing conflict, because war has changed. It used to be a contest between states. No longer.
It is now a conflict between states and non-state actors. For example, of the 216 peace agreements signed between 1975 and 2011, 196 of them were between a state and a non-state actor. So we need to understand these groups; we need to either engage them or defeat them in any conflict resolution process that has to be successful. So how do we do that? We need to know what makes these organizations tick. We know a lot about how they fight, why they fight, but no one looks at what they're doing when they're not fighting. Yet, armed struggle and unarmed politics are related. It is all part of the same organization.
We cannot understand these groups, let alone defeat them, if we don't have the full picture. And armed groups today are complex organizations. Take the Lebanese Hezbollah, known for its violent confrontation against Israel. But since its creation in the early 1980s, Hezbollah has also set up a political party, a social-service network, and a military apparatus. Similarly, the Palestinian Hamas, known for its suicide attacks against Israel, also runs the Gaza Strip since 2007. So these groups do way more than just shoot. They multi-task.
They set up complex communication machines -- radio stations, TV channels, Internet websites and social media strategies. And up here, you have the ISIS magazine, printed in English and published to recruit. Armed groups also invest in complex fund-raising -- not looting, but setting up profitable businesses; for example, construction companies. Now, these activities are keys. They allow these groups to increase their strength, increase their funds, to better recruit and to build their brand. Armed groups also do something else:
they build stronger bonds with the population by investing in social services. They build schools, they run hospitals, they set up vocational-training programs or micro-loan programs. Hezbollah offers all of these services and more. Armed groups also seek to win the population over by offering something that the state is not providing: safety and security. The initial rise of the Taliban in war-torn Afghanistan, or even the beginning of the ascent of ISIS, can be understood also by looking at these groups' efforts to provide security.
Now, unfortunately, in these cases, the provision of security came at an unbearably high price for the population. But in general, providing social services fills a gap, a governance gap left by the government, and allows these groups to increase their strength and their power. For example, the 2006 electoral victory of the Palestinian Hamas cannot be understood without acknowledging the group's social work. Now, this is a really complex picture, yet in the West, when we look at armed groups, we only think of the violent side.
But that's not enough to understand these groups' strength, strategy or long-term vision. These groups are hybrid. They rise because they fill a gap left by the government, and they emerge to be both armed and political, engage in violent struggle and provide governance. And the more these organizations are complex and sophisticated, the less we can think of them as the opposite of a state. Now, what do you call a group like Hezbollah? They run part of a territory, they administer all their functions, they pick up the garbage, they run the sewage system. Is this a state? Is it a rebel group?
Or maybe something else, something different and new? And what about ISIS? The lines are blurred. We live in a world of states, non-states, and in-between, and the more states are weak, like in the Middle East today, the more non-state actors step in and fill that gap. This matters for governments, because to counter these groups, they will have to invest more in non-military tools. Filling that governance gap has to be at the center of any sustainable approach. This also matters very much for peacemaking and peacebuilding. If we better understand armed groups,
we will better know what incentives to offer to encourage the transition from violence to nonviolence. So in this new contest between states and non-states, military power can win some battles, but it will not give us peace nor stability. To achieve these objectives, what we need is a long-term investment in filling that security gap, in filling that governance gap that allowed these groups to thrive in the first place. Thank you. (Applause)