021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

دانشی عجیب و جذاب درباره روده

Giulia Enders

The surprisingly charming science of your gut

Ever wonder how we poop? Learn about the gut -- the system where digestion (and a whole lot more) happens -- as doctor and author Giulia Enders takes us inside the complex, fascinating science behind it, including its connection to mental health. It turns out, looking closer at something we might shy away from can leave us feeling more fearless and appreciative of ourselves.


تگ های مرتبط :

Bacteria, Health, Human Body
چند سال پیش، همیشه این اتفاق برای من می‌افتاد، به خصوص در دورهمی‌های خانوادگی، مثل عصرانه‌ها با عمه‌ها و عموها یا مراسمی مثل این، وقتی دیگران به سراغ‌تان می‌آیند، و از شما می‌پرسند، «تو چی کار می‌کنی؟» من این جواب یک-کلمه‌ای جادویی را به آنها می‌دادم، که همه رو خیلی خوشحال می‌کرد: «پزشکم، و قرار هست یک دکتر شوم.» به سادگی همین، همه خوشحال و راضی بودند. و می‌توانست همینطور ساده باشه، اما این تأثیر فقط برای ۳۰ ثانیه ادامه پیدا می‌کرد، چون در اون لحظه، وقتی یکی از اونها از من می‌پرسید،
«خوب، در چه حوزه‌ای از پزشکی؟ برای تخصص چه شاخه‌ای را انتخاب می‌کنی؟» و من باید در عین صداقت راستش را به آنها می‌گفتم، «من به روده بزرگ علاقه زیادی دارم. و این علاقه از مقعد شروع شد، و الان به کل روده گسترش پیدا کرده است.» (خنده) و این آن لحظه‌ای بود که اشتیاق اطرافیان افت می‌کرد، و شاید سکوت خجالت‌آوری در فضای اتاق حاکم می‌شد، و من فکر می‌کنم این خیلی غم‌انگیزه، چون معتقدم روده‌های ما بسیار جذابند. (خنده) و درحالیکه ما در زمانی زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم به این فکر می‌کنند که چه دسر مغذی جدیدی درست کنند
یا اینکه گلوتن برایشان بد است یا نه، در حقیقت، به ندرت کسی به ارگانی که این اتفاقات در آن می‌افتد، به آناتومی و مکانیزمی که در پس این‌ها است توجهی دارد. و گاهی اوقات فکر می‌کنم که همه ما سعی داریم این حقه جادویی را درک کنیم، اما هیچ‌کس به جادوگر آن توجهی ندارد، صرفاً به این دلیل که او، مدل مو یا چیزی خجالت‌آور دارد. و در حقیقت، دلایلی در پس بی‌علاقگی علم به روده‌ها برای مدت‌ها وجود دارد، که لازم است بگویم. خوب، این عضوی پیچیده است. سطح بسیار گسترده‌ای دارد --
تقریبا ۴۰ برابر سطح پوست. البته، در یک حفره بسیار تنگ، سلول‌های ایمنی بسیاری وجود دارد که در آنجا پرورش داده می‌شوند. ما ۱۰۰ میلیارد باکتری داریم که همه جور کاری انجام می‌دهند -- مثلاً مولکول‌های ریزی تولید می‌کنند. همچنین حدود ۲۰ هورمون مختلف وجود دارد، پس مثلاً در قیاس با دستگاه تناسلی، در سطح کاملاً متفاوتی قرار داریم. و سیستم عصبی مربوط به روده بسیار پیچیده است تا حدی که وقتی یک بخش آن را جدا می‌کنیم، به اندازه کافی مستقل است که اگر به آن دست بزنیم، دوستانه واکنش نشان می‌دهد. (خنده) اما حداقل همان دلایل، دلایلی هستند که این عضوی بسیار شگفت‌انگیز
و مهم نیز هست. و برای من علاقه به روده‌ در سه مرحله شکل گرفت. و امروز از شما دعوت می‌کنم تا در این سه مرحله مرا همراهی کنید. اولین مرحله در مشاهده صرف آن بود و پرسیدن سوالاتی بود مثل، «چطور کار می‌کند؟» و «چرا گاهی اوقات انقدر عجیب به نظر می‌رسد؟» و البته من اولین کسی نبودم که شکل اولیه این سوالات را می‌پرسید، بلکه هم اتاقی‌ام بود. بعد از یک پارتی شبانه طولانی، او به آشپزخانه مشترک‌مان بیرون آمد، و گفت، «جولیا، تو پزشکی می‌خونی. پی‌پی کردن چطور اتفاق می‌افته؟» (خنده) و من با اینکه پزشکی می‌خوندم، جوابش رو نمی‌دونستم،
پس بلند شدم و به اتاقم رفتم، و به دنبال جواب در کتاب‌های مختلفی گشتم. و اون موقع، فکر کردم که چیز جالبی پیدا کردم. معلوم شد که، ما تنها عضله مقعد بیرونی را نداریم، بلکه یک عضله مقعد درونی هم داریم. ما می‌دانیم که مقعد بیرونی‌مان را می‌توانیم کنترل کنیم، می‌دانیم آنجا چه اتفاقاتی می‌افتد، اما درباره آن داخلی چیزی نمی‌دانیم. آنچه اتفاق می‌افتد این است که، وقتی اضافاتی از هضم غذا باقی می‌ماند، آنها اول به مقعد درونی فرستاده می‌شوند. مقعد درونی به شکلی واکنشی باز می‌شود و کمی از آن مواد را برای تست عبور می‌دهد. (خنده)
در آنجا سلول‌های گیرنده حسی وجود دارد که آنچه رسیده را بررسی می‌کنند: که آیا گاز است یا جامد؟ و بعد این اطلاعات را به مغز می‌فرستند، و این لحظه‌ای است که مغز ما می‌داند، «باید برم دستشویی.» (خنده) سپس مغز با آن آگاهی فوق‌العاده‌ای که دارد آن کاری را می‌کند که برایش برنامه‌ریزی شده. با محیط اطراف تعامل می‌کند، و چیزی شبیه این می‌گوید، «بررسی کردم. ما در این کنفرانس TEDx هستیم --» (خنده) (تشویق)
گازی هستید؟ شاید، اگر در کناره‌ها نشسته باشید، و می‌دانید که می‌توانید بی‌صدا آن را رد کنید. (خنده) اما اگر جامد باشد -- شاید بعداً. (خنده) از اونجایی که مقعد بیرونی ما و مغز توسط سلول‌های عصبی به هم متصل‌اند، آنها با هم همکاری می‌کنند، و اون رو در صف انتظار قرار می‌دهند -- (خنده) برای یک زمان دیگه، یا برای مثال، وقتی در خانه هستیم، و روی مبل نشسته‌ایم، و هیچ کار بهتری برای انجام نداریم،
خود را آزاد می‌گذاریم. (خنده) ما انسان‌ها یکی از معدود حیواناتی هستیم که این کار را چنین پیشرفته و تمیز انجام می‌دهیم. صادقانه بگویم، من احترامی جدید برای اون مقعد درونی‌مان پیدا کرده‌ام -- که بدون اتصال به اعصاب انقدر حواسش به دنیای بیرون و موقعیت هست -- برای یک بار هم که شده به من اهمیت می‌دهد. فکر می‌کنم این خیلی خوبه. و من سابقاً از دستشویی‌های عمومی خیلی خوشم نمی‌آمد، اما الان هر جایی که باشم می‌روم، چون بیشتر اهمیت می‌دهم وقتی که این عضله درونی پیشنهادی را در برنامه روزانه من قرار می‌دهد.
(خنده) و یک چیز دیگر هم یاد گرفتم، اینکه: مشاهده دقیق چیزی که ممکن بود از آن خجالت بکشم -- شاید عجیب‌ترین بخش وجودم -- مرا نترس‌تر کرد، و همچنین باعث شد بیشتر قدر خودم را بدانم. و فکر می‌کنم هنگامی که روده را نگاه می‌کنیم، این خیلی پیش می‌آید. مثل زمانی که صداهای قاروقور شکم پیش می‌آیند وقتی در جمع دوستان‌تان قرار دارید یا پشت میز کنفرانس محل کارتان هستید، صداهایی مثل، «قووور، قووور...» این به‌خاطر گرسنگی نیست. بلکه به این خاطر است که روده کوچک ما در تمیزکاری وسواس است،
و در زمان‌های میان هضم زمانی را صرف تمیز کردن همه جا می‌کند، که باعث می‌شود آن روده هشت متری -- در واقع هفت متر آن -- خیلی تمیز باشد و به ندرت هیچ بویی بدهد. برای این هدف، روده یک موج عضلانی قوی ایجاد می‌کند که همه آن چیزی که بعد از هضم باقی مانده را به جلو حرکت می‌دهد. این گاهی اوقات باعث تولید صدا می‌شود، اما لزوماً همیشه اینطور نیست. پس،‌‌ آنچه باعث خجالت ما می‌شود در واقع یک نشانه است از چیزی که درون ما را تمیز و پاک نگه می‌دارد. یا این شکل عجیب و پر پیچ و خم شکم ما -- کمی شبیه یک گوژپشت. این در حقیقت ما را قادر می‌کند تا به شکم‌مان فشار بیاوریم
بدون اینکه بالا بیاوریم، مثل زمانی که می‌خندیم یا ورزش می‌کنیم، زیرا این فشار بیشتر به سمت بالاست تا کنار‌ه‌ها. این همچنین باعث ایجاد حباب هوایی می‌شود که معمولاً در اسکن ایکس-ری خیلی مشهود است و گاهی، برای برخی از افراد، وقتی زیادی بزرگ می‌شود، موجب ناراحتی یا حتی احساس درد می‌شود. اما برای اکثر مردم، تنها باعث این می‌شود که وقتی به پهلوی چپ می‌خوابند بسیار راحت‌تر بادگلو بدهند تا وقتی به پهلوی راست خوابند. و بعد من کمی بیشتر پیش رفتم و به تصویری از کل بدن و سلامتی توجه کردم.
این در واقع بعد از این بود که شنیدم یک نفر که می‌شناختم خودکشی کرده است. برحسب اتفاق من روز قبل خودکشی او کنارش نشسته بودم. و بوی بسیار بدی از دهانش احساس کردم. و وقتی فهمیدم روز بعد خودکشی کرده است، فکر کردم:آیا ممکنه روده‌های او باعث این خودکشی شده باشند؟ و من به سرعت شروع کردم به گشتن به دنبال مقاله‌ای علمی درباره ارتباط میان روده‌ها و مغز. و عجیب اینکه، مقالات بسیاری پیدا کردم. معلوم شد که آنقدرها که ما گاهی فکر می‌کنیم ساده نیست. ما فکر می‌کنیم که مغز دستورات را می‌دهد و آنها را به اعضای بدن می‌فرستد، و همه آنها باید به آن گوش کنند.
اما در واقع، تنها ۱۰ درصد از اعصابی که مغز و روده‌ها را به هم متصل می‌کنند اطلاعات را از مغز به روده‌ها می‌برند. برای مثال، این را در موقعیت‌های پراسترس می‌فهمیم، زمانی که انتقال‌گرهایی از مغز توسط روده‌ها دریافت و احساس می‌شوند. پس روده تلاش می‌کند تا کارش را به حداقل برساند، و با کار کردنش، انرژی و خون را به سمت خودش نکشد تا انرژی برای حل مسئله ذخیره شود. این می‌تواند تا مرحله استفراغ عصبی یا اسهال عصبی پیش برود تا از شر غذایی که قصد هضم کردنش را ندارد رها شود. شاید به طرز جالب‌تری، ۹۰ درصد تارهای عصبی که مغز و روده را به هم متصل می‌کنند اطلاعات را از روده به مغز می‌برند.
و وقتی کمی درباره‌اش فکر می‌کنید، این به نظر منطقی می‌رسد، زیرا مغز خیلی محصور است. در یک جمجمه استخوانی که توسط پوستی ضخیم پوشیده شده، و برای اینکه بتواند احساسی را ایجاد کند، نیاز به اطلاعات دارد درباره اینکه‌ «من به عنوان یک جسم کلی، چگونه‌ام؟» و در حقیقت، روده احتمالاً یکی از مهم‌ترین منابع اطلاعاتی برای مغز است زیرا این بزرگترین عضو حسی ما است، که نه تنها درباره کیفیت غذایی که می‌خوریم اطلاعات جمع‌آوری می‌کند، بلکه درباره وضعیت بسیاری از سلول‌های ایمنی نیز اطلاعات جمع ‌می‌کند، یا درباره مواردی مثل هورمون‌هایی که در خون است و می‌تواند حس کند. و روده می‌تواند این اطلاعات را یکجا به سمت مغز بفرستد.
البته در مغز، به نواحی مثل غشر بینایی یا بخش کلمه سازی دسترسی ندارد -- اگر چنین نبود، در حین هضم، ما می‌توانستیم رنگ‌های عجیب ببینیم یا صداهای عجیب تولید کنیم -- نه. اما می‌تواند به نواحی مربوط به مثلاً اخلاقیات، ترس یا پردازش عاطفی یا نواحی مربوط به خودآگاهی دسترسی پیدا کند. پس این منطقی است که وقتی بدن و مغز ما این احساس را ایجاد می‌کنند که، «من به عنوان یک جسم کامل، چگونه‌ام؟» روده سهمی در شکل دادن به این فرآیند دارد. و این هم منطقی است که افرادی که مواردی مثل سندروم روده تحریک‌پذیر یا بیماری تورم روده دارند
به احتمال بیشتری دچار اضطراب یا افسردگی شوند. فکر می‌کنم این اطلاعات خوبی برای نشر دادن هست، چون بسیاری از مردم فکر می‌کنند، «من این مشکل روده‌ای رو دارم، و احتمالاً این مشکل ذهنی رو هم دارم.» و شاید -- چون علم هنوز درباره‌اش نظر قطعی ندارد -- این در واقع نشانه همدردی مغز با روده باشد. باید شواهد بیشتری جمع شود تا بتوانیم آنرا به عمل در آوریم. اما صرف دانستن درباره چنین تحقیقاتی که در حال حاضر وجود دارد به من در زندگی روزانه‌ام کمک می‌کند. و باعث می‌شود به شکل دیگری درباره احساساتم فکر کنم و دائماً سعی در پیدا کردن علل بیرونی برای آنها نباشم.
اغلب اوقات در طول روز فکر می‌کنم ما یک مغز و یک نمایشگر هستیم، و تمایل داریم که برای گرفتن پاسخ به آنجا نگاه کنیم شاید شغل‌مان احمقانه باشد یا همسایه‌مان -- اما احساسات می‌توانند از درون ما شکل بگیرند. و صرف دانستن این موضوع به من کمک می‌کند، برای مثال، وقتی گاهی اوقات خیلی زود از خواب بیدار می‌شوم، و شروع به نگرانی و فکر و خیال می‌کنم. در آن لحظه فکر می‌کنم، «صبر کن. دیروز چی خوردم؟» آیا خیلی به خودم استرس وارد کردم؟ آیا خیلی دیر غذا خوردم یا چیزی شبیه این؟» و بعد بلند می‌شوم و برای خودم چایی درست می‌کنم، چیزی که برای هضم سبک باشد.
و به همین راحتی، فکر می‌کنم این به طرز عجیبی برایم خوب بوده است. مرحله سوم مرا از جسمم فراتر برد، و باعث درک بهتر و متفاوتی از باکتری‌ها شد. تحقیقاتی که امروز در اختیار داریم در حال ایجاد تعریف جدیدی از تمیزی واقعی است. و این مربوط به فرضیه بهداشت نیست -- فکر کنم بسیاری این را بدانند. تعریف این است که، وقتی میکروب کمی در محیط شما باشد چون دائماً در حال تمیز کردن هستید، این واقعاً چیز خوبی نیست، چون افراد در این شرایط بیشتر آلرژی و بیماری خودایمنی می‌گیرند. پس من این فرضیه را می‌دانستم،
و فکر می‌کردم از نگاه کردن به نحوه تمیز شدن روده، چیز زیادی یاد نخواهم گرفت. اما اشتباه می‌کردم. معلوم شد که، تمیز کردن واقعی به معنای از بین بردن فوری باکتری‌ها نیست. تمیزی واقعی کمی متفاوت است. وقتی به آنچه می‌دانیم نگاه می‌کنیم، ۹۵ درصد همه باکتری‌های روی این سیاره به ما آسیبی نمی‌زنند -- یعنی نمی‌توانند، آنها ژن‌های لازم برای این کار را ندارند. بسیاری از آنها به ما کمک زیادی هم می‌کنند، و دانشمندان در حال بررسی مواردی هستند مثل: آیا برخی از باکتری‌ها به ما در تمیز کردن روده کمک می‌کنند؟ آیا به هضم غذا کمک می‌کنند؟
آیا باعث می‌شوند ما وزن اضافه کنیم یا لاغر باشیم علی‌رغم اینکه زیاد می‌خوریم؟ آیا برخی از آنها باعث می‌شوند ما احساس شهامت کنیم یا در برابر استرس مقاوم شویم؟ پس می‌بینید که، وقتی بحث بر سر تمیزی است سوالات بسیار بیشتری پیش می‌آید. و در واقع موضوع به نظر من این است، باید یک تعادل سالم وجود داشته باشد. شما نمی‌توانید هر لحظه از آنچه بد است پرهیز کنید. این واقعاً ممکن نیست، همیشه چیزی بد یا مضر وجود دارد. پس نکته مهم درباره یک روده تمیز این است که به اندازه کافی باکتری خوب داشته باشد، و کمی هم باکتری بد. سیستم ایمنی ما به باکتری‌های بد هم احتیاج دارد،
تا بداند باید مراقب چه چیزی باشد. خوب من به تدریج این دیدگاه درباره تمیز بودن را کسب کردم و چند هفته بعد، یک سخنرانی در دانشگاه‌مان داشتم، و اشتباهی در مرتبه ۱۰۰۰ داشتم. و رفتم خانه و متوجه شدم در آن لحظه، من احساسم این بود که،‌ «اه! من اشتباهی در مرتبه ۱۰۰۰ داشتم. خدای من، اون خیلی بزرگ و خیلی خجالت‌آور بود.» و شروع به فکر کردن درباره اش کردم و احساس بدی داشتم. بعد از مدتی به خودم گفتم، «باشه، من این یک اشتباه رو کردم، اما در عین حال چیزهای بسیار خوب و درست دیگری هم گفتم، پس با خودم فکر کردم اشکالی ندارد، می‌دونید؟
این در مجموع تمیزه.» و بعدش فکر کردم، «صبر کن، شاید دیدگاهم رو درباره تمیزی باید کمی فراتر ببرم.» و نظر من در حال حاضر این است که شاید همه ما این کار را می‌کنیم. کمی پا را فراتر از تمیز کردن صرف پذیرایی‌تان بگذارید، و آن را به سمت چیزی شبیه به بهداشت زندگی ببرید. دانستن اینکه، همانقدر که از بدها خود را محافظت می‌کنیم، لازم است از خوب‌ها هم مراقبت کنیم، اثری بسیار آرام‌بخش روی من داشت. پس، در همین راستا، امیدوارم امروز بیشتر به شما چیزهای خوب و مفید گفته باشم، و از زمانی که به گوش دادن به من اختصاص دادید متشکرم.
(تشویق)
A few years ago, I always had this thing happening to me, especially at family gatherings like teas with aunts and uncles or something like this. When people come up to you, and they ask you, "So, what are you doing?" And I would have this magical one-word reply, which would make everybody happy: "Medicine. I'm going to be a doctor." Very easy, that's it, everybody's happy and pleased. And it could be so easy, but this effect really only lasts for 30 seconds with me, because that's then the time when one of them would ask,
"So, in what area of medicine? What specialty do you want to go into?" And then I would have to strip down in all honesty and just say, "OK, so I'm fascinated with the colon. It all started with the anus, and now it's basically the whole intestinal tract." (Laughter) And this would be the moment when the enthusiasm trickled, and it would maybe also get, like, awkwardly silent in the room, and I would think this was terribly sad, because I do believe our bowels are quite charming. (Laughter) And while we're in a time where many people are thinking about
what new superfood smoothie to make or if gluten is maybe bad for them, actually, hardly anyone seems to care about the organ where this happens, the concrete anatomy and the mechanisms behind it. And sometimes it seems to me like we're all trying to figure out this magic trick, but nobody's checking out the magician, just because he has, like, an embarrassing hairstyle or something. And actually, there are reasons science disliked the gut for a long time; I have to say this. So, it's complex.
There's a lot of surface area -- about 40 times the area of our skin. Then, in such a tight pipe, there are so many immune cells that are being trained there. We have 100 trillion bacteria doing all sorts of things -- producing little molecules. Then there's about 20 different hormones, so we are on a very different level than our genitals, for example. And the nervous system of our gut is so complex that when we cut out a piece, it's independent enough that when we poke it, it mumbles back at us, friendly. (Laughter)
But at least those reasons are also the reasons why it's so fascinating and important. It took me three steps to love the gut. So today, I invite you to follow me on those three steps. The very first was just looking at it and asking questions like, "How does it work?" and "Why does it have to look so weird for that sometimes?" And it actually wasn't me asking the first kind of these questions, but my roommate. After one heavy night of partying, he came into our shared-room kitchen, and he said, "Giulia, you study medicine. How does pooping work?"
(Laughter) And I did study medicine but I had no idea, so I had to go up to my room and look it up in different books. And I found something interesting, I thought, at that time. So it turns out, we don't only have this outer sphincter, we also have an inner sphincter muscle. The outer sphincter we all know, we can control it, we know what's going on there; the inner one, we really don't. So what happens is, when there are leftovers from digestion, they're being delivered to the inner one first. This inner one will open in a reflex
and let through a little bit for testing. (Laughter) So, there are sensory cells that will analyze what has been delivered: Is it gaseous or is it solid? And they will then send this information up to our brain, and this is the moment when our brain knows, "Oh, I have to go to the toilet." (Laughter) The brain will then do what it's designed to do with its amazing consciousness. It will mediate with our surroundings, and it will say something like, "So, I checked.
We are at this TEDx conference -- " (Laughter) (Applause) Gaseous? Maybe, if you're sitting on the sides, and you know you can pull it off silently. (Laughter) But solid -- maybe later. (Laughter) Since our outer sphincter and the brain is connected with nervous cells, they coordinate, cooperate, and they put it back in a waiting line -- (Laughter) for other times,
like, for example, when we're at home sitting on the couch, we have nothing better to do, we are free to go. (Laughter) Us humans are actually one of the very few animals that do this in such an advanced and clean way. To be honest, I had some newfound respect for that nice, inner sphincter dude -- not connected to nerves that care too much about the outer world or the time -- just caring about me for once. I thought that was nice. And I used to not be a great fan of public restrooms,
but now I can go anywhere, because I consider it more when that inner muscle puts a suggestion on my daily agenda. (Laughter) And also I learned something else, which was: looking closely at something I might have shied away from -- maybe the weirdest part of myself -- left me feeling more fearless, and also appreciating myself more. And I think this happens a lot of times when you look at the gut, actually. Like those funny rumbling noises that happen when you're in a group of friends
or at the office conference table, going, like, "Merrr, merrr..." This is not because we're hungry. This is because our small intestine is actually a huge neat freak, and it takes the time in between digestion to clean everything up, resulting in those eight meters of gut -- really, seven of them -- being very clean and hardly smelling like anything. It will, to achieve this, create a strong muscular wave that moves everything forward that's been leftover after digestion. This can sometimes create a sound, but doesn't necessarily have to always. So what we're embarrassed of is really a sign
of something keeping our insides fine and tidy. Or this weird, crooked shape of our stomach -- a bit Quasimodo-ish. This actually makes us be able to put pressure on our belly without vomiting, like when we're laughing and when we're doing sports, because the pressure will go up and not so much sideways. This also creates this air bubble that's usually always very visible in X-rays, for example, and can sometimes, with some people, when it gets too big, create discomfort or even some sensations of pain.
But for most of the people, is just results that it's far easier to burp when you're laying on your left side instead of your right. And soon I moved a bit further and started to look at the whole picture of our body and health. This was actually after I had heard that someone I knew a little bit had killed himself. It happened that I had been sitting next to that person the day before, and I smelled that he had very bad breath. And when I learned of the suicide the next day, I thought: Could the gut have something to do with it? And I frantically started searching if there were scientific papers
on the connection of gut and brain. And to my surprise, I found many. It turns out it's maybe not as simple as we sometimes think. We tend to think our brain makes these commands and then sends them down to the other organs, and they all have to listen. But really, it's more that 10 percent of the nerves that connect brain and gut deliver information from the brain to the gut. We know this, for example, in stressful situations, when there are transmitters from the brain that are being sensed by our gut, so the gut will try to lower all the work, and not be working and taking away blood and energy
to save energy for problem-solving. This can go as far as nervous vomiting or nervous diarrhea to get rid of food that it then doesn't want to digest. Maybe more interestingly, 90 percent of the nervous fibers that connect gut and brain deliver information from our gut to our brain. And when you think about it a little bit, it does make sense, because our brain is very isolated. It's in this bony skull surrounded by a thick skin, and it needs information to put together a feeling of "How am I, as a whole body, doing?" And the gut, actually, is possibly the most important advisor for the brain
because it's our largest sensory organ, collecting information not only on the quality of our nutrients, but really also on how are so many of our immune cells doing, or things like the hormones in our blood that it can sense. And it can package this information, and send it up to the brain. It can, there, not reach areas like visual cortex or word formations -- otherwise, when we digest, we would see funny colors or we would make funny noises -- no. But it can reach areas for things like morality, fear or emotional processing or areas for self-awareness. So it does make sense
that when our body and our brain are putting together this feeling of, "How am I, as a whole body, doing?" that the gut has something to contribute to this process. And it also makes sense that people who have conditions like irritable bowel syndrome or inflammatory bowel disease have a higher risk of having anxiety or depression. I think this is good information to share, because many people will think, "I have this gut thing, and maybe I also have this mental health thing." And maybe -- because science is not clear on that right now -- it's really just that the brain is feeling sympathy with their gut.
This has yet to grow in evidence until it can come to practice. But just knowing about these kinds of research that's out there at the moment helps me in my daily life. And it makes me think differently of my moods and not externalize so much all the time. I feel oftentimes during the day we are a brain and a screen, and we will tend to look for answers right there and maybe the work is stupid or our neighbor -- but really, moods can also come from within. And just knowing this helped me, for example, when I sometimes wake up too early,
and I start to worry and wander around with my thoughts. Then I think, "Stop. What did I eat yesterday? Did I stress myself out too much? Did I eat too late or something?" And then maybe get up and make myself a tea, something light to digest. And as simple as that sounds, I think it's been surprisingly good for me. Step three took me further away from our body, and to really understanding bacteria differently. The research we have today is creating a new definition of what real cleanliness is. And it's not the hygiene hypothesis --
I think many maybe know this. So it states that when you have too little microbes in your environment because you clean all the time, that's not really a good thing, because people get more allergies or autoimmune diseases then. So I knew this hypothesis, and I thought I wouldn't learn so much from looking at cleanliness in the gut. But I was wrong. It turns out, real cleanliness is not about killing off bacteria right away. Real cleanliness is a bit different. When we look at the facts,
95 percent of all bacteria on this planet don't harm us -- they can't, they don't have the genes to do so. Many, actually, help us a lot, and scientists at the moment are looking into things like: Do some bacteria help us clean the gut? Do they help us digest? Do they make us put on weight or have a lean figure although we're eating lots? Are others making us feel more courageous or even more resilient to stress? So you see, there are more questions when it comes to cleanliness. And, actually, the thing is, it's about a healthy balance, I think. You can't avoid the bad all the time.
This is simply not possible; there's always something bad around. So what really the whole deal is when you look at a clean gut, it's about having good bacteria, enough of them, and then some bad. Our immune system needs the bad, too, so it knows what it's looking out for. So I started having this different perspective on cleanliness and a few weeks later, I held a talk at my university, and I made a mistake by 1,000. And I went home and I realized in that moment, I was like, "Ah! I made a mistake by 1,000.
Oh God, that's so much, and that's so embarrassing." And I started to think about this, I was like, "Ugh!" And after a while I said, "OK, I made this one mistake, but then I also told so many good and right and helpful things, so I think it's OK, you know? It's a clean thing." And then I was like, "Oh, wait. Maybe I took my perspective on cleanliness further." And it's my theory at the moment that maybe we all do. Take it a bit further than just cleaning our living room, where maybe we make it to sort like a life hygiene.
Knowing that this is about fostering the good just as much as trying to shelter yourself from the bad had a very calming effect on me. So in that sense, I hope today I told you mostly good and helpful things, and thank you for your time, for listening to me. (Applause)