021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چالش‌های غیر منتظره در اولین انتخابات یک کشور

Philippa Neave

The unexpected challenges of a country's first election

How do you teach an entire country how to vote when no one has done it before? It's a huge challenge facing fledgling democracies around the world -- and one of the biggest problems turns out to be a lack of shared language. After all, if you can't describe something, you probably can't understand it. In this eye-opening talk, election expert Philippa Neave shares her experiences from the front lines of democracy -- and her solution to this unique language gap.


تگ های مرتبط :

Language, Communication, Choice
فیلسوف بزرگ، ارسطو گفته اگر چیزی وجود نداشته باشد، نامی هم ندارد، و اگر نامی برای چیزی نباشد، آن چیز وجود ندارد. پس وقتی که درباره انتخابات صحبت می‌کنیم، در دموکراسی‌های موجود، می‌دانیم در باره چه چیزی صحبت می‌کنیم. ما کلمات را داریم. ما فرهنگ لغات را داریم. می‌دانیم که محل اخذ رای چیست. می‌دانیم که برگه رای چیست. اما در کشور‌هایی که دموکراسی وجود ندارد چطور، کشور‌هایی که کلماتی برای بیان این موضوعات وجود ندارند تا شالوده یک جامعه دمکراتیک باشند؟ کار من کمک به انتخابات است،
یعنی کمک می‌کنیم تا دمکراسی‌های در حال ظهور اغلب اولین انتخابات شان را سازماندهی کنند. وقتی که از من می‌پرسند که کارم چیست، بیشتر اوقات این جواب را می‌دهم. « اوه، پس تو از اون آدمهایی هستی که این طرف و اونطرف دنیا می‌ری و دمکراسی غربی رو به کشور‌هایی که توانش رو ندارند تحمیل می‌کنی.» خوب، می‌دونید سازمان ملل چیزی رو به کسی تحمیل نمی‌کنه. واقعا نمی‌کنه، و کاری که ما می‌کنیم مشخصا در منشور جهانی حقوق بشر در ۱۹۴۸ تصویب شد، بند ۲۱ می‌گوید که هر کسی باید حق داشته باشد تا حاکمیت خود را انتخاب کند.
پس این پایه کار است. تخصص من در توسعه عمومی است. معنی‌اش چیست؟ یک لغت تخصصی دیگر. در واقع یعنی طراحی برنامه‌های اطلاع رسانی تا کاندیدا‌ها و رای‌ دهندگانی که هیچگاه فرصت رای دادن نداشته‌اند بفهمند که کجا، کی و چطور ثبت نام کنند؛ کجا، کی و چطور رای بدهند؛ چرا، چرا مهم است که شرکت کنیم. من معممولا یک برنامه خاص اطلاع‌رسانی برای دسترسی به زنان راه می‌اندازم تا مطمئن بشم که اونها می‌توانند شرکت کنند، و اینکه می‌توانند بخشی از فرایند باشند. برای جوان ها هم همینطور.
برای همه جور افراد. معلولین. سعی ما اینست که به همه برسیم. و این ساده نیست، چون اغلب اوقات در این کار، فهمیده‌ام که در طول سالها که در این کارم این کلمات به چشم نمی‌خورند، پس باید چکار کرد؟ افغانستان. کشوری با بی سوادی بالا، و چیزی که در باره‌اش می‌خواهم بگویم، این که سال ۲۰۰۵ بود، و ما دو انتخابات را در یک روز برنامه ریزی می‌کردیم. دلیلش این بود که چون نقل و انتقال کار خیلی سختی بود، به نظر می‌رسید که این طوری موثرتر است. و همینطور بود،
اما از سوی دیگر، توضیح دادن دو انتخابات بجای یکی خیلی پیچیده‌تر بود. ما از کلی عکس استفاده کردیم، و وقتی که برگه‌های رای رسید، مشکل داشتیم، چون شرکت کننده خیلی زیاد بود، ما ۳۰۰ کاندیدا برای ۵۲ صندلی نمایندگی داشتیم در لویه جرگه، که انتخابات مجلس است. و برای شورای ولایتی، تعداد کاندیداها بیشتر بود. ۳۳۰ نفر برای ۵۴ صندلی نمایندگی. پس اگر بخواهیم برگه رای را طراحی کنیم، برگه رای این شکلی است. به اندازه یک صفحه روزنامه است. این برگه لویه جرگه بود --
( خنده حضار ) درسته، و -- این برگه رای شورای ولایتی، که بزرگتره. همینطور که می‌بینید، ما از کلی علامت و چیز‌های شبیه اون استفاده کردیم. و مشکلات دیگری هم در سودان جنوبی داشتیم. سودان جنوبی داستان کاملا متفاوتی بود. البته، آدمهایی که هیچ وقت رای نداده بودند مسلما خیلی زیاد بودند. اما سطح بی‌سوادی بسیار، بسیار بالا بود. و زیر ساختی خیلی، خیلی ضعیف. برای مثال -- منظورم اینه که کشوری به اندازه تگزاس، کم و بیش. فقط هفت کیلومتر جاده روکش شده داشتیم، هفت کیلومتر در تمام کشور،
که باند فرودگاهی که فرود می‌آمدیم رو هم شامل می‌شد فرودگاه جوبا. پس انتقال ملزومات رای گیری و غیره، بسیار سخت بود. مردم نمی‌دونند که جعبه رای چه شکلیه. خیلی پیچیده بود، پس مشخصا راه ما ارتباط کلامی بود، اما ۱۳۲ زبان وجود داشت. که بی نهایت مشکل سلز بود. من در سال ۲۰۱۱ وارد تونس شدم. در زمان بهار عربی. امیدواری زیادی بخاطر این جنبش بزرگ ایجاد شده بود که در منطقه ادامه داشت. لیبی بود، مصر بود، و یمن هم همینطور.
جنبش تاریخی بسیار بسیار بزرگی بود. و من همراه با هیئت رای گیری بودم، و در باره جنبه‌های مختلف انتخابات صحبت می‌کردیم، و می‌شنیدم که از کلمه‌هایی که قبلا نشنیده بودم استفاده می‌کردند، من با عراقی‌ها کار کرده بودم، با اردنی‌ها و مصری‌ها کار کرده بودم، و یکباره اونها از این کلمات استفاده می‌کردند، و با خودم گفتم، «عجیبه». و چیزی که باعث اون شده بود کلمه «ناظر» بود. ما در باره ناظران انتخابات صحبت می‌کردیم، و مسئول انتخابات از کلمه «ملاحظه» به عربی استفاده می‌کرد. که به معنی «توجه کردن» بدون دخالت است، مثل، «دیدم که پیراهن آبی روشن پوشیده بود.»
آیا رفتم وبررسی کردم که آیا پیراهن آبی روشن پوشیده بود یا نه؟ این نقش یک ناظر انتخابات است. بسیار فعال است، و کلی معاهده برای اون ایجاد شده، و اون نقش کنترلی را در خود دارد. و بعد با واقعیتی در مصر مواجه شدم، اونها از کلمه «متابع»، یعنی «ادامه دهنده» استفاده می‌کردند. پس حالا ادامه دهنده‌های انتخابات داشتیم. که اون هم کاملا درست نبود، چون عبارتی هست که مورد قبوله و استفاده می‌شه، که کلمه «مراقب» بود که یعنی « بازبینی کننده». که مفهومی از کنترل داشت. با خودم گفتم، سه کلمه برای یک موضوع، این خوب نیست. و با همکارانم، فکر کردیم که شاید نقش ما
در واقع این است که کمک کنیم تا معنی این کلمات فهمیده بشوند و در واقع نمونه‌ای ایجاد کنیم که در تمامی کشور‌های عربی قابل استفاده باشد. و این کاری بود که کردیم. پس همراه با همکارانمان، ما یک «فرهنگ لغت عربی انتخابات» ساختیم. ما در هشت کشور مختلف فعالیت کردیم. که در واقع به معنی ۴۸۱ انتخابات بود که اساس هر چیزی است که نیاز دارید اگر بخواهید یک انتخابات دمکراتیک را سازماندهی کنید. و این مفاهیم را تعریف کردیم، و با کمک همکاران عربمان به توافقی رسیدیم تا کلمات مناسب
در زبان عربی چه هستند. بدلیل اینکه زبان عربی بسیار کامل است، این خود مشکلی است. اما ۲۲ کشور به زبان عربی صحبت می‌کنند، از عربی پیشرفته استاندارد، که عربی است که در کل منطقه استفاده می‌شود در روزنامه‌ها و رسانه‌ها، اما البته، از یک کشور تا کشور دیگر در زبان محاوره متفاوت است -- لحجه‌ها، زبان عامیانه و غیره. که این خود لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه می کند. پس از یک طرف مشکلی داری که زبان کاملا جا افتاده نیست، واژه‌های جدید ایجاد می شوند، عبارت‌های جدید. و وقتی که این عبارت‌ها را تعریف کردیم،
ما هشت نمایندگی منطقه‌ای داشتیم. یک نسخه از آن را برایشان فرستادیم، که به ما پاسخ دادند. «بله، ما معنی آن را می‌فهمیم. و با آن موافقیم، اما این چیزی است که در کشورمان می‌گوییم.» چون ما هماهنگ کننده یا مجری هماهنگی نیستیم، سعی ما تسهیل در ایجاد درک متقابل میان مردم بود. پس آنچه به رنگ زرد است، بیان‌های متفاوتی است که در کشور‌های مختلف استفاده می‌شوند. پس این، خوشحالم بگویم که، آماده سازیش سه سال طول کشید چون ما ما پیش نویس را آماده کردیم و آن را واقعا به محل بردیم، با هیئت‌های انتخابات تمامی این کشور‌ها نشستیم،
بحث کردیم و تعریف کردیم و پیش نویس را نهایی کردیم، و نهایتا در نوامبر ۲۰۱۴ در قاهره آن را منتشر کردیم. که راهی طولانی بود. ما ۱۰٬۰۰۰ نسخه چاپ کردیم. تا امروز، ۳۰۰۰ نسخه پی دی اف آن از طریق اینترنت دریافت شده. نسخه‌ای از آن را هم اکنون در سومالی تولید می‌کنند، چون الان هیچ چیزی در سومالی وجود ندارد پس خیلی خوب است که بدانیم. و این سازمان تازه تشکیل مدیریت گروه های انتخاباتی عربی، که تلاشش حرفه‌ای کردن روش‌هایی است که انتخابات در منطقه برگزار می‌شود، هم از آن استفاده می‌کنند. و اتحادیه عرب هم‌اکنون یک واحد ناظر عربی ایجاد کرده،
که از آن استفاده می‌کنند. که همه آنها خیلی خوبند. اگرچه، این نمونه کار کاملا تاثیر گذار بود. بسیار پیچیده است، و خیلی از کلمه‌ها بسیار فنی هستند، پس یک شخص عادی نیازی به دانستن احتمالا یک سوم آن هم ندارد. اما مردم خاورمیانه‌ از هرگونه آموزش مدنی که می‌شناسیم محروم بوده‌اند. بخشی از برنامه تحصیلی مدارس ما. واقعا در آن بخش دنیا وجود ندارد، و حس می‌کنم که این واقعا حق هر کسی است تا این چیز‌ها را بداند. و چیز خوبی است تا نمونه‌هایی برای مردم عادی تولید کنیم،
و بیاد داشته باشیم که اکنون مبنایی برای کار داریم، همچنین فناوری داریم، پس می‌توانیم با برنامه‌های تلفن همراه، فیلم و کارتون دسترسی پیدا کنیم. حالا می‌توان از ابزار‌های زیادی برای انتقال این افکار به مردم برای اولین بار به زبان خودشان استفاده کرد. ما از بدبخنی‌های زیادی در خاور‌میانه می‌شنویم. ما از فجایع جنگ می‌شنویم. از تروریسم می‌شنویم. از جدایی طلبی می شنویم و همه این خبر‌های وحشتناک منفی که دائما تکرار می‌شوند. آنچه نمی‌شنویم این است که مردم، مردم عادی، چه فکری می‌کنند؟
مشتاق چه چیزی هستند؟ بگذارید به آنها این امکان را بدهیم، بگذارید به آنها کلمات را بدهیم. اکثریت خاموش ساکت ‌اند چون کلامی ندارند. اکثریت خاموش باید بدانند. حالا وقتی است که به مردم ابزار اطلاعاتی بدهیم که بتوانند خود را با آن آگاه کنند. اکثریت خاموش نیازی به ساکت بودن ندارند. بگذارید کمکشان کنیم تا صدایی داشته باشند. از شما خیلی متشکرم. (
The great philosopher Aristotle said if something doesn't exist, there's no word for it, and if there's no word for something, that something doesn't exist. So when we talk about elections, we in established democracies, we know what we're talking about. We've got the words. We have the vocabulary. We know what a polling station is. We know what a ballot paper is. But what about countries where democracy doesn't exist, countries where there are no words to describe the concepts that underpin a democratic society? I work in the field of electoral assistance,
so that's to say we assist emerging democracies to organize what is often their first elections. When people ask me what I do, quite often I get this answer. "Oh, so you're one of these people who goes around the world imposing Western democracy on countries that can't handle it." Well, the United Nations does not impose anything on anybody. It really doesn't, and also, what we do is firmly anchored in the 1948 Universal Declaration of Human Rights, Article 21, that says that everybody should have the right to choose who governs them.
So that's the basis of the work. I specialize in public outreach. What does that mean? Another jargon. It actually means designing information campaigns so that candidates and voters who have never had the opportunity to participate or to vote understand where, when, how to register; where, when, how to vote; why, why it is important to take part. So I'll probably devise a specific campaign to reach out to women to make sure that they can take part, that they can be part of the process. Young people as well.
All sorts of people. Handicapped people. We try to reach everybody. And it's not always easy, because very often in this work, I've noticed now over the years that I've been doing it that words are lacking, and so what do you do? Afghanistan. It's a country with high levels of illiteracy, and the thing about that was, it was in 2005, and we organized two elections on the same day. The reason was because the logistics are so incredibly difficult, it seemed to be more efficient to do that.
It was, but on the other hand, explaining two elections instead of one was even more complicated. So we used a lot of images, and when it came to the actual ballot, we had problems, because so many people wanted to take part, we had 300 candidates for 52 seats in the Wolesi Jirga, which is the parliamentary elections. And for the Provincial Council, we had even more candidates. We had 330 for 54 seats. So talking about ballot design, this is what the ballot looked like. It's the size of a newspaper.
This was the Wolesi Jirga ballot -- (Laughter) Yeah, and -- this was the Provincial Council ballot. Even more. So you see, we did use a lot of symbols and things like that. And we had other problems in Southern Sudan. Southern Sudan was a very different story. We had so many people who had never, of course, voted, but we had extremely, extremely high levels of illiteracy, very, very poor infrastructure. For example -- I mean, it's a country the size of Texas, more or less. We had seven kilometers of paved roads,
seven kilometers in the whole country, and that includes the tarmac where we landed the planes in Juba Airport. So transporting electoral materials, etc., is exceedingly difficult. People had no idea about what a box looked like. It was very complicated, so using verbal communication was obviously the way to go, but there were 132 languages. So that was extremely challenging. Then I arrived in Tunisia in 2011. It was the Arab Spring. A huge amount of hope was generated by that enormous movement
that was going on in the region. There was Libya, there was Egypt, there was Yemen. It was an enormous, enormous historical moment. And I was sitting with the election commission, and we were talking about various aspects of the election, and I was hearing them using words that I hadn't actually heard before, and I'd worked with Iraqis, I'd worked with Jordanians, Egyptians, and suddenly they were using these words, and I just thought, "This is strange." And what really gave rise to it was this word "observer." We were discussing election observers, and the election commissioner was talking about "mulahiz" in Arabic.
This means "to notice" in a passive sort of sense, as in, "I noticed he was wearing a light blue shirt." Did I go and check whether the shirt was light blue or not? That is the role of an election observer. It's very active, it's governed by all kinds of treaties, and it has got that control function in it. And then I got wind of the fact that in Egypt, they were using this term "mutabi’," which means "to follow." So we were now having followers of an election. So that's not quite right either, because there is a term that's already accepted and in use, which was the word "muraqib" which means "a controller."
It's got that notion of control. So I thought, three words for one concept. This is not good. And with our colleagues, we thought perhaps it's our role to actually help make sure that the words are understood and actually create a work of reference that could be used across the Arab region. And that's what we did. So together with these colleagues, we launched the "Arabic Lexicon of Electoral Terminology," and we worked in eight different countries. It meant actually defining 481 terms which formed the basis of everything you need to know
if you're going to organize a democratic election. And we defined these terms, and we worked with the Arab colleagues and came to an agreement about what would be the appropriate word to use in Arabic. Because the Arabic language is very rich, and that's part of the problem. But there are 22 countries that speak Arabic, and they use modern standard Arabic, which is the Arabic that is used across the whole region in newspapers and broadcasts, but of course, then from one country to the next in day to day language and use it varies -- dialect, colloquialisms, etc.
So that was another added layer of complication. So in one sense you had the problem that language wasn't fully ripe, if you like, neologisms were coming up, new expressions. And so we defined all these terms, and then we had eight correspondents in the region. We submitted the draft to them, they responded back to us. "Yes, we understand the definition. We agree with it, but this is what we say in our country." Because we were not going to harmonize or force harmonization. We were trying to facilitate understanding among people.
So in yellow, you see the different expressions in use in the various countries. So this, I'm happy to say, it took three years to produce this because we also finalized the draft and took it actually into the field, sat with the election commissions in all these different countries, debated and defined and refined the draft, and finally published it in November 2014 in Cairo. And it's gone a long way. We published 10,000 copies. To date, there's about 3,000 downloads off the internet in PDF form. I heard just recently from a colleague that they've taken it up in Somalia. They're going to produce a version of this in Somalia,
because there's nothing in Somalia at all. So that's very good to know. And this newly formed Arab Organization for Electoral Management Bodies, which is trying to professionalize how elections are run in the region, they're using it as well. And the Arab League have now built up a pan-Arab observation unit, and they're using it. So that's all really good. However, this work of reference is quite high-pitched. It's complex, and a lot of the terms are quite technical, so the average person probably doesn't need to know at least a third of it.
But the people of the Middle East have been deprived of any form of what we know as civic education. It's part of our curriculum at school. It doesn't really exist in that part of the world, and I feel it's really the right of everybody to know how these things work. And it's a good thing to think about producing a work of reference for the average person, and bearing in mind that now we have a basis to work with, but also we have technology, so we can reach out using telephone apps, video, animation.
There's all sorts of tools that can be used now to communicate these ideas to people for the first time in their own language. We hear a lot of misery about the Middle East. We hear the chaos of war. We hear terrorism. We hear about sectarianism and all this horrible negative news that comes to us all the time. What we're not hearing is what are the people, the everyday people, thinking? What are they aspiring to? Let's give them the means, let's give them the words. The silent majority is silent because they don't have the words.
The silent majority needs to know. It is time to provide people with the knowledge tools that they can inform themselves with. The silent majority does not need to be silent. Let's help them have a voice. Thank you very much. (Applause)