021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

نبوغ بکری که می‌تواند علم را برای بهتر شدن تغییر دهد

Jedidah Isler

The untapped genius that could change science for the better

Jedidah Isler dreamt of becoming an astrophysicist since she was a young girl, but the odds were against her: At that time, only 18 black women in the United States had ever earned a PhD in a physics-related discipline. In this personal talk, she shares the story of how she became the first black woman to earn a PhD in astrophysics from Yale -- and her deep belief in the value of diversity to science and other STEM fields. "Do not think for one minute that because you are who you are, you cannot be who you imagine yourself to be," she says. "Hold fast to those dreams and let them carry you into a world you can't even imagine."


تگ های مرتبط :

TED Fellows, Astronomy, Future
اتفاقات فوق العاده ای در تقاطع ها می افتد. در واقع، خواهم گفت که برخی از جالبترین چیزهای تجربی بشردر این تقاطع ها رخ داده است، در فضای آستانه، که منظورم از آستانه فضای بینابینی است. در«بین-چیزها» آزادی وجود دارد. آزادی در خلق از ناپیدایی که کاملا اینجا نیست، کاملا آنجا نیست، یک تعریف شخصی جدید. بعضی از عالیترین تقاطع های جهان که در ذهن پدیدار شده، مانند طاق پیروزی در پاریس، یا میدان تایمز نیویورک، هردو در شلوغی و هیجان ظاهری از جریان بی پایان آدمها. دیگر تقاطع ها، مانند پل «ادموند پتوس» در سلما، آلاباما،
یا «کنفیلد درایو» و «کاپر کریک کورت» در فرگوسن، میسوری، به ذهن می آیند بخاطر انرژی فوق العاده دربرخورد انسانها، ایدئولوژی ها ومبارزات مداوم برای عدالت. فراتر از چشم انداز فیزیکی سیاره مان، بعضی از مشهورترین اشکال فلکی، در تقاطع هستند. ستاره ها در تقاطع آشفته گاز و غبار متولد می شوند. و با فشار دائمی جاذبه برانگیخته می شوند. ستاره ها در همین تقاطع می میرند، این بار بسویمان پرتاب می شوند در برخورد خشونت بار اتم های کوچکتر، که به هم می رسند و در ترکیب با یکدیگر چیزهای جدید و سنگین تر می سازند. همه ما می توانیم به برخورد هایی که معنی خاصی برایمان داشته فکر کنیم. پس برای در تقاطع بودن،
باید محلی برای برخورد داشت. من تمام زندگی ام را در میانه ها بوده ام، در فضای آستانه میان آرزو و واقعیت، نژاد و جنسیت، فقر و وفور، علم و اجتماع. من هم سیاه پوستم و هم زن. مانند تولد ستارگان در آسمان، این ترکیبی قدرتمند از نتایجی معلوم در مثالی درخشان از گداخت انفجاری هویت ها. من یک فیزیکدان اختر شناس هم هستم. من بلیزارها و سیاهچاله های فوق سنگین و بسیار فعال را مطالعه می کنم که در مرکز کهکشان ها قرار دارند و فواره هایی در نزدیک این سیاهچاله ها پرتاب می کنند
با سرعتی نزدیک به نور به شیوه ای که هنوز بدنبال درک کاملش هستیم. من آرزوی فیزیکدان اخترشناس شدن را از وقتی که ۱۲ سالم بود داشتم. نمی داستم که در آن زمان، بنا به بایگانی دکتر جیمی الکساندر، زنان آمریکایی آفریقایی تباردر فیزیک، تنها ۱۸ زن سیاهپوست در آمریکا به درجه دکترا رسیده اند در موضوعات مرتبط با فیزیک، و اولین زن سیاهپوست فارغ التحصیل با درجه دکترا در رشته های وابسته به اختر شناسی این کار را یکسال قبل از تولدم انجام داده است. در مسیر زندگیم، من با بهترین و بد ترین تقاطع های زندگی مواجه شدم: موقعیت فوق العاده برای تعریف شخصی،
از برخورد توقع و تجربه، سرخوشی از اکتشافات پیروزمندانه و، بعضی وقت ها، انفجار دردی از پیدایش دوباره. من کالج را درست بعد از آنکه خانواده ام از هم فرو پاشید شروع کردم. وضعیت مالی ما متلاشی شد درست از زمانی که پدرم از زندگی ما رفت. واینگونه مادرم و خواهرم و من از محدوده امن زندگی طبقه متوسط به بیرون پرتاب شدیم بسوی مبارزه ای دائمی برای جمع کردن هزینه ها. و اینگونه، من هم یکی ازتقریبا ۶۰ درصد از زنان رنگین پوستی بودم که مشکلات مالی برایشان مهمترین مانع اهداف تحصیلی بود. خوشبختانه، دانشگاه ایالتی نورفولک مرا بورسیه کامل کرد،
و توانستم کارشناسی فیزیک را بدست آورم. بعد از فارغ التحصیلی، و با آنکه بدنبال دکترای فیزیک بودم. از مسیر بازماندم. اما یک پوستر رویاهایم را نجات داد، و همچنین انسانها و برنامه هایی فوق العاده. انجمن آمریکایی فیزیک این آگهی زیبا را عرضه کرد. تا مشوق دانشجویان رنگین پوست برای فیزیک دان شدن باشند. خیلی رویم اثر گذاشت چون یک دختر جوان سیاهپوست را نشان می داد، حدودا ۱۲ ساله، که با جدیت به بعضی از معادله های فیزیک نگاه می کند. بیاد می آورم که مستقیما به دختر کوچک نگاه می کردم که اولین بار جرئت کرد تا چنین آرزویی داشته باشد
بی درنگ به انجمن نامه نوشتم و تقاضای نسخه ای برای خودم از آن پوستر کردم، که تا امروز در دفترم آویزان است. در ایمیلم برایشان از مسیر تحصیلی ام گفتم، و علاقه ام برای ادامه در مسیر دکتری. آنها مرا به برنامه ارتباط در داشگاه فیسک-واندربیلت هدایت کردند، که خودش تقاطعی دیگر در درجات کارشناسی ارشد و دکتری در دو موسسه بود. پس دو سال جدایی از دانشگاه، مرا در برنامه قبول کردند، و من خود را دوباره در مسیر دکتری دیدم. وقتی کارشناسی ارشدم را در فیسک دریافت کردم، برای تکمیل دکتری به دانشگاه « ییل » رفتم. وقتی که واقعا در جایگاهی قرار گرفتم که نهایتا جایگزین
آرزوهای کودکیم شد. انتظار پروازی ملایم به سوی دکتری داشتم. ( خنده حضار ) بلافاصله معلوم شد که همه ازمیزان تغییری که در محیطشان ایجاد می شود هیجان زده نیستند. توسط بسیاری از همکلاسی هایم طرد شدم، تا حدی که یکی از آنها گفت « باید کاری را که واقعا آمده ام اینجا را انجام دهم» و ظرف های کثیف غذایمای جلویمان را نشان داد تا تمیز کنم. کاش این تنها یک حادثه بود، اما بسیاری از زنان رنگین پوستی که در علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات یا STEM فعالند، این موضوعی است که مدتهای طولانی است که تحمل می کنند.
صد درصد از ۶۰ زن رنگین پوست که در مطالعه جدیدی که توسط «جوان سی ویلیامز»در دانشگاه هستینگ مصاحبه شده اند عنوان کرده اند که با تعصب های نژادی مواجه شده اند، از جمله اینکه با نظافتچی ها اشتباه شده اند. اما این اشتباه هیچگاه برای زن های سفید پوستی که در این تحقیق مصاحبه شده اند، که شامل ۵۵۷ زن در کل می شوند پیش نیامده. اگرچه ایرادی ذاتی در شغل نظافتچی وجود ندارد، در حقیقت پدران و مادران من می توانستند به کالج بروند چون بسیاری از پدر و مادرهایشان چنین شغلی داشته اند، و تلاشی آشکار بود تا مرا در جایگاهم قرار دهد. اگرچه درد زیادی در این برخورد بود،
مسئله اصلی این است که ظاهر من می تواند روشنگر توانایی هایم باشد. علاوه بر آن، اگرچه تایید میکند زنان رنگین پوست در علم، فناوری، مهندسی و ریاضی مواجه با همان موانعی نیستند که تنها زنان یا رنگین پوستان با آن مواجه اند. و این دلیل آنست که امروز می خواهم بر زنان رنگین پوست STEM تاکید کنم، که سرسخت و بدون واهمه و جدانشدنی از هویت هایشان زندگی می کنند. STEM خودش مفهومی متقاطع است، به شکلی که ارزش واقعی آن درک نمی شود بدون توجه به مرز بندی رشته های تحصیلی. علم، که جستجودر فهمیدن دنیای ملموس است از طریق علوم شیمی، فیزیک ، زیست شناسی،
بدون ریاضیات به نتیجه نمی رسد. مهندسی نیازمند کاربرد علم و ریاضیات است در آزمایشات واقعی. فناوری با استحکام بر پایه ریاضیات مهندسی و علم قرار دارد. ریاضیات خودش نقشی حیاتی به عنوان کلید اکتشاف را بازی می کند، که قوانین جهان فیزیکی را رمز گشایی می کند. STEM مشخصا بدون هر کدام از این اجزاء ناقص است. باید گفت که هیچ کدام از این ویژگی ها بدست نمی آمد اگر STEM با دیگر رشته ها ترکیب می شد. هدف از این سخنرانی دو وجه دارد: ابتدا، اینکه به هر سیاه پوست، لاتین تبار، بومی، سرخ پوست یا هر زن یا دختری
که خود را خود را آسوده در این برخورد نژاد و جنسیت می یابد، بگوییم که میتوانی هرچه می خواهی باشی. آرزوی شخصی من اینست که یک فیزیکدان اختر شناس شوی، اما فراتر از آن، هرچه که می خواهی. حتی یک دقیقه هم فکر نکن که بدلیل آنچه که هستی، نمی توانی آنچه که می خواهی بشوی. به رویاهایت محکم بچسب و بگذار آنها تو را به جهانی که حتی نمی توانی تصور کنی هدایت کنند. دوم ، در میان مهمترین مشکلات زمان ما، بیشترمردم خود را در تقاطع با STEM می بینند. ما به عنوان یک جامعه جهانی
بیشترین مشکلات یک وجهی زملن خود را حل کرده ایم. آنهایی که باقی مانده نیازمند بررسی کاملی از فضا های بینابینی میان قواعد است تا راهکار های چند وجهی آینده را ایجاد کند. بهتر است تا ما این مشکلات بینابینی را حل کنیم تا آنهایی که تمامی زندگیشان در تقاطع بوده. ما به عنوان رهبران فکری و تصمیم گیر باید اولین قدم های تنوع خواهی را برداریم و به محدوده ای غنی تر و قدرتمند تر از فراگیری همگانی و فرصت های مساوی وارد شویم. یکی از نمونه های مورد علاقه ام در تعالی در میانه ها مرحوم خانم دکتر کلادیا الکساندر است، زنی سیاه پوست و فیزیکدان پلاسما،
که همین مرداد ماه گذشته بعد از ۱۰ سال جدال با سرطان سینه درگذشت. او محققین پروژه های ناسا که رهبر پروژه ناسا در ماموریت روزتا بود، که امسال بخاطر فرود روی یک ستاره دنباله دار معروف شد، و همچنین پروژه ۱/۵ میلیارد دلاری ماموریت گالیله به سیاره مشتری، دو پیروزی پر ارزش علمی برای ناسا، ایالات متحده و جهان. دکتر الکساندر اینگونه گفت: « عادت کرده ام میان دو فرهنگ حرکت کنم، برایم، این هدف از زندگی است تا خود را ازوضعیت نادانی به موقعیت فهم برسانیم از طریق تحقیقاتی جسورانه که هر روز نمی توانی انجام دهی.» این دقیقا قدرت یک انسان که می گذرد را نشان می دهد.
او توان فنی رهبری برای برخی از جسورانه ترین پروژه های فضایی زمانه ما را داشت، و او به خوبی جایگاه خود را درک می کرد از اینکه واقعا در هر جایگاهی چه کسی بوده. جسیکا متیوز، مخترع محصولات ورزشی «ساکت»، مثل توپ های فوتبالی، که در زمان بازی انرژی های تجدید پذیر ایجاد می کند، اینگونه گفته: « بخش مهمی از اختراع، تنها ساختن جیزی نیست، بلکه فهمیدن مردم است و فهمیدن ساختاری که این جهان را می سازد.» دلیل آنکه داستانم را می گویم و داستان دکتر الکساندر و جسیکا متیوز این است که که آنها اساسا داستان های تقاطع هاست،
داستان زندگی هایی که دررابطه با نژاد، جنسیت و نو آوری سپری شده. با وجود سوالات مستقیم یا غیر مستقیم ازحق من در حضور درمیان نخبگان، مفتخرم که اعلام کنم که وقتی که فارغ التحصیل شدم، اولین زن سیاه پوستی بودم که دکتری اختر فیزیک را در تاریخ ۳۱۲ ساله دانشگاه «ییل» بدست آورد ( تشویق حضار ) اکنون عضوی از جامعه کوچک اما در حال رشد زنان رنگین پوست STEM هستم که آماده اند تا دیدگاه ها و افکار جدید را در زندگی ایجاد کنند در بزرگترین مشکلات زمان ما: موضوعاتی مانند نابرابری های آموزشی، بی رحمی های سیاسی، ایدز، تغییرات آب و هوا، دستکاری ژنتیکی، هوش مصنوعی و اکتشاف مریخ.
باید گفت که حتی فکر هیچ کدام از این چیزها را هم نمی کردیم. زنان رنگین پوست STEM مشغول به سخت ترین و هیجان انگیزترین موضوعات فنی-اجتماعی زمان ما هستند. بنابراین به شکلی بی نظیر قرار گرفته ایم تا مولد و شریک این گفتگوها باشیم به صورتی فراگیر از تنوع های گسترده تر تجربی زیستی. این چشم انداز می تواند به بساری از انسان هایی که در گذرگاه هستند توسعه یابد که تجارب، مثبت یا منفی شان، گفتگو را پر بارتر می کند به شکلی که فراتر از هر گروه یکسان دیگری باشد. این یک تقاضا نیست که از یک خواسته پدیدار شده. این یادآوری است که نمی توانیم بهترین نتایج را ایجاد کنیم
برای تمامیت انسانیت بدون این همکاری دقیق، از کنار هم آوردن این زندگی های بینابینی متفاوت، تجارب مشخص و ساخته از برخورد. ساده بگویم، نمی توانیم بهترین نمونه نبوغ جمعی مان باشیم بدون آنکه تمامی توان انسانی را درگیر کنیم. متشکرم. (
Great things happen at intersections. In fact, I would argue that some of the most interesting things of the human experience occur at the intersections, in the liminal space, where by liminal I mean the space in-between. There's freedom in that in-between, freedom to create from the indefiniteness of not-quite-here, not-quite-there, a new self-definition. Some of the great intersections of the world come to mind, like the Arc de Triomphe in Paris, or Times Square in New York City, both bustling with the excitement of a seemingly endless stream of people.
Other intersections, like the Edmund Pettus Bridge in Selma, Alabama, or Canfield Drive and Copper Creek Court in Ferguson, Missouri, also come to mind because of the tremendous energy at the intersection of human beings, ideologies and the ongoing struggle for justice. Beyond the physical landscape of our planet, some of the most famous celestial images are of intersections. Stars are born at the messy intersection of gas and dust, instigated by gravity's irrevocable pull. Stars die by this same intersection, this time flung outward in a violent collision of smaller atoms, intersecting and efficiently fusing into altogether new and heavier things.
We can all think of intersections that have special meaning to us. To be intersectional, then, is to occupy a position at an intersection. I've lived the entirety of my life in the in-between, in the liminal space between dreams and reality, race and gender, poverty and plenty, science and society. I am both black and a woman. Like the birth of stars in the heavenlies, this robust combination of knowing results in a shining example of the explosive fusion of identities. I am also an astrophysicist.
I study blazars, supermassive, hyperactive black holes that sit at the centers of massive galaxies and shoot out jets nearby those black holes at speeds approaching the speed of light in a process we are still trying to completely understand. I have dreamed of becoming an astrophysicist since I was 12 years old. I had no idea that at that time, according to Dr. Jamie Alexander's archive of African-American women in physics, only 18 black women in the United States had ever earned a PhD in a physics-related discipline, and that the first black woman to graduate with a PhD in an astronomy-related field
did so just one year before my birth. As I journeyed along my path, I encountered the best and worst of life at an intersection: the tremendous opportunity to self-define, the collision of expectation and experience, the exhilaration of victorious breakthroughs and, sometimes, the explosive pain of regeneration. I began my college experience just after my family had fallen apart. Our financial situation disintegrated just after my father's departure from our lives. This thrust my mother, my sister and I out of the relative comfort of middle-class life
and into the almost constant struggle to make ends meet. Thus, I was one of roughly 60 percent of women of color who find finances to be a major barrier to their educational goals. Thankfully, Norfolk State University provided me with full funding, and I was able to achieve my bachelor's in physics. After graduation, and despite knowing that I wanted a PhD in astrophysics, I fell through the cracks. It was a poster that saved my dream, and some really incredible people and programs. The American Physical Society had this beautiful poster encouraging students of color to become physicists.
It was striking to me because it featured a young black girl, probably around 12 years old, looking studiously at some physics equations. I remember thinking I was looking directly back at the little girl who first dared to dream this dream. I immediately wrote to the Society and requested my personal copy of the poster, which to this day still hangs in my office. I described to them in the email my educational path, and my desire to find myself again in pursuit of the PhD. They directed me to the Fisk-Vanderbilt University Bridge Program,
itself an intersection of the master's and PhD degrees at two institutions. After two years out of school, they accepted me into the program, and I found myself again on the path to the PhD. After receiving my master's at Fisk, I went on to Yale to complete my PhD. Once I was physically occupying the space that would ultimately give way to my childhood aspirations, I anticipated a smooth glide to the PhD. (Laughter) It became immediately apparent that not everyone was thrilled to have that degree of liminality in their space.
I was ostracized by many of my classmates, one of whom went so far as to invite me to "do what I really came here to do" as he pushed all the dirty dishes from our meal in front of me to clean up. I wish that were an isolated occurrence, but for many women of color in science, technology, engineering, and mathematics, or STEM, this is something they have long endured. One hundred percent of the 60 women of color interviewed in a recent study by Joan C. Williams at UC Hastings reported facing racialized gender bias, including being mistaken for the janitorial staff. This mistaken identity was not reported
by any of the white women interviewed for this study, which comprised 557 women in total. While there is nothing inherently wrong with a janitorial position, and in fact my forefathers and foremothers were able to attend college because many of their parents worked these jobs, it was a clear attempt to put me in my place. While there was certainly the acute pain of the encounter, the real issue is that my appearance can tell anyone anything about my ability. Beyond that, though, it underscores that the women of color in STEM do not experience the same set of barriers that just women or just people of color face.
That's why today I want to highlight women of color in STEM, who are inexorably, unapologetically living as the inseparable sum of identities. STEM itself is an intersectional term, such that its true richness cannot be appreciated without considering the liminal space between disciplines. Science, the pursuit of understanding the physical world by way of chemistry, physics, biology, cannot be accomplished in the absence of mathematics. Engineering requires the application of basic science and math to the lived experience. Technology sits firmly on the foundation of math,
engineering and science. Math itself serves the critical role of Rosetta Stone, decoding and encoding the physical principles of the world. STEM is utterly incomplete without each individual piece. This is to say nothing of the enrichment that is realized when STEM is combined with other disciplines. The purpose for this talk is twofold: first, to say directly to every black, Latina, indigenous, First Nation or any other woman or girl who finds herself resting at the blessed intersection of race and gender, that you can be anything you want to be.
My personal hope is that you'll become an astrophysicist, but beyond that, anything you want. Do not think for one minute that because you are who you are, you cannot be who you imagine yourself to be. Hold fast to those dreams and let them carry you into a world you can't even imagine. Secondly, among the most pressing issues of our time, most now find their intersection with STEM. We have as a global society solved most of the single-faceted issues of our time. Those that remain require a thorough investigation
of the liminal space between disciplines to create the multifaceted solutions of tomorrow. Who better to solve these liminal problems than those who have faced their whole lives at the intersections. We as thought leaders and decision makers must push past the first steps of diversity and into the richer and more robust territory of full inclusion and equal opportunity. One of my favorite examples of liminal excellence comes from the late Dr. Claudia Alexander, a black woman plasma physicist, who passed away this past July after a 10-year bout with breast cancer.
She was a NASA project scientist who spearheaded the NASA side of the Rosetta mission, which became famous this year for landing a rover on a comet, and the 1.5 billion dollar Galileo mission to Jupiter, two high-profile scientific victories for NASA, the United States and the world. Dr. Alexander said it this way: "I'm used to walking between two cultures. For me, it's among the purposes of my life to take us from states of ignorance to states of understanding with bold exploration that you can't do every day." This shows exactly the power of a liminal person.
She had the technical ability to spearhead some of the most ambitious space missions of our time, and she perfectly understood her place of being exactly who she was in any place she was. Jessica Matthews, inventor of the SOCCKET line of sports products, like soccer balls, that generate renewable energy as you play with them, said it this way: "A major part of invention isn't just creating things, it's understanding people and understanding the systems that make this world." The reason I tell my story and the story of Dr. Alexander and Jessica Matthews
is because they are fundamentally intersectional stories, the stories of lives lived at the nexus of race, gender and innovation. Despite implicit and explicit questions of my right to be in an elite space, I'm proud to report that when I graduated, I was the first black woman to earn a PhD in astrophysics in Yale's then 312-year history. (Applause) I am now part of a small but growing cadre of women of color in STEM who are poised to bring new perspectives and new ideas to life on the most pressing issues of our time: things like educational inequities, police brutality, HIV/AIDS, climate change, genetic editing,
artificial intelligence and Mars exploration. This is to say nothing of the things we haven't even thought of yet. Women of color in STEM occupy some of the toughest and most exciting sociotechnological issues of our time. Thus, we are uniquely positioned to contribute to and drive these conversations in ways that are more inclusive of a wider variety of lived experience. This outlook can be expanded to the many intersectional people whose experiences, positive and negative, enrich the conversations in ways that outmatch even the best-resourced homogenous groups. This is not a request born out of a desire to fit in.
It's a reminder that we cannot get to the best possible outcomes for the totality of humanity without precisely this collaboration, this bringing together of the liminal, the differently lived, distinctly experienced and disparately impacted. Simply put, we cannot be the most excellent expression of our collective genius without the full measure of humanity brought to bear. Thank you. (Applause)