021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

می‌خواهید خلاق‌تر شوید؟ بروید پیاده روی

Marily Oppezzo

Want to be more creative? Go for a walk

When trying to come up with a new idea, we all have times when we get stuck. But according to research by behavioral and learning scientist Marily Oppezzo, getting up and going for a walk might be all it takes to get your creative juices flowing. In this fun, fast talk, she explains how walking could help you get the most out of your next brainstorm.


تگ های مرتبط :

TEDx, Creativity, Human Body
فرآيند خلاقيت -- اين را می‌دانيد -- از ايده اوليه تا محصول نهايی، فرآيندی طولانی است. خيلی تکراری است، اصلاحات فراوان می‌خواهد، خون دل خوردن، عرق ريختن، اشک ريختن دارد و سال‌ها طول می‌کشد. و ما نمی‌گوییم قرار است برويد پياده روی و با کليساي سيستين در دست چپ‌تان به خانه برگرديد. خوب ما بر کدام بخش فرآيند خلاقيت تمرکز کرده‌ايم؟ تنها بخش نخست. فقط طوفان مغزی، که به ايده‌ای جديد منجر می‌شود. در واقع ما چهار مطالعه بر روی افراد مختلف انجام داديم. چه در خانه قدم بزنيد چه بيرون. و تمام اين مطالعات به نتايج يکسانی رسیدند.
امروز می‌خواهم تنها درباره يکی از آنها برای شما بگويم. يکی از آزمون‌هايی که برای خلاقيت استفاده کرديم کاربردهای جايگزين بود. در اين آزمون، چهار دقيقه وقت داريد. بايد هر چه بيشتر راه‌های ديگری که به ذهن‌تان می‌رسد برای استفاده از اشيای روزمره ارايه کنيد. پس، به طور مثال، با يک کليد ديگر چه کار می‌توانيد بکنيد، غير از اينکه از آن براي باز کردن قفل استفاده کنيد؟ مشخصاً می‌توانيد از آن به عنوان چشم سوم يک زرافه استفاده کنيد، نه؟ شايد. به نوعی جالب و جديد باشد. اما خلاقانه است؟ پس افراد هر چه توانستند ايده جديد ارايه کردند، و ما بايد تصميم می‌گرفتيم:
خلاقانه هست يا نه؟ تعريفی که خيلی‌ها از خلاقيت دارند‌ «نوآوری مناسب» است. اگر چيزی بخواهد مناسب باشد، بايد واقع‌گرايانه باشد، پس متاسفانه، نمی‌توانيد يک کليد را به عنوان چشم استفاده کنيد. بوو! اما نکته دوم، «نوآوری،» اين است که کسی تا به حال نگفته باشد. پس برای ما، اول بايد مناسب باشد، بعد نوآورانه، هيچ کس ديگر در تمام جمعيتی که ما روی آن تحقيق می‌کرديم آن را نگفته باشد. پس ممکن است فکر کنيد می‌توانيد از کليد استفاده کنید و روی ماشين کسی خط بیاندازید، اما اگر کس ديگری هم آن را بگويد، برای آن اعتباری به دست نخواهيد آورد. هيچ کدام‌تان.
با اين حال، فقط يک نفر اين را گفت: «اگر داشتيد می‌مرديد و مرگ‌تان يک قتل رمزآلود بود، و بايد اسم قاتل و کلمات آخرتان را روی زمين حک می‌کرديد.» يکی اين را گفت. (خنده) و اين يک ايده خلاقانه است، چون هم مناسب است هم نوآورانه. اين ايده ممکن است وقتی در اين آزمون هستيد در حالی که نشسته‌ايد به ذهن‌تان برسد يا وقتی که داريد روی تردميل قدم می‌زنيد. (خنده) آنها اين آزمون را دو بار، با موضوعات مختلف انجام دادند. سه گروه: گروه اول ابتدا نشستند و دوباره برای آزمون دوم هم نشستند.
گروه دوم اول نشستند، و بعد آزمون دوم را در حالی که روی تردميل راه می‌رفتند دادند. گروه سوم -- و اين جالب است -- اول روی تردميل راه رفتند، و بعد نشستند. خوب، پس دو گروه که برای آزمون اول کنار هم نشستند، خيلی به هم شبيه بودند، و ميانگين آنها حدود ۲۰ ايده خلاقانه برای هر نفر بود. گروهی که روي تردميل در حال راه رفتن بود دوبرابر بهتر عمل کرد. و آنها تنها داشتند روی يک تردميل در اتاقی بدون پنجره راه می‌رفتند. به ياد داشته باشيد، آنها دو بار امتحان دادند. افرادی که در امتحان دوم دوباره نشستند، نتايج بهتری نداشتند؛ تمرين تأثيری نداشت.
اما همان کساني که نشسته بودند و بعد روی تردميل رفتند پياده روی باعث تقويت‌شان شد. نکته جالب اينجاست. کسانی که روی تردميل راه می‌رفتند هنوز اثرات باقی‌مانده‌ای از پياده روی داشتند، و همچنان خلاق بودند. پس مفهوم آن اين است که بايد قبل از جلسه مهم بعدی‌تان حتماً کمی پياده روی کنيد و بلافاصله بعد از آن طوفان مغزی را آغاز کنيد. پنج راهنمايی برای شما داريم تا کمک کند که بهترين تاثير ممکن را بگيريد. اول، يک مشکل يا يک موضوع برای طوفان مغزی داشته باشيد. پس اين اثر دوش نيست که زير دوش باشيد و ناگهان
ايده‌ای نو از شيشه شامپو بزند بيرون. اين چيزی است که در طول زمان فکر شما را مشغول مي‌کند. آنها خودخواسته در حين پياده روی در حال فکر کردن درباره طوفان مغزی حول زاويه ديد متفاوتی هستند. دوم -- اين سوال زياد مطرح می‌شود: دويدن هم خوب است؟ خوب، پاسخ برای من اين است که اگر در حال دويدن باشم تنها ايده جديدی که خواهم داشت ندويدن است، پس ... (خنده) اما اگر دويدن براي شما راحت است، خوب است. مشخص شده، هر فعاليت فيزيکی که نيازمند توجه زيادی نباشد. پس راه رفتن با گام‌های راحت انتخاب خوبی است. همچنين، شما می‌خواهيد هر چه می‌توانيد بيشتر ايده به دست بياوريد.
يکی از کليدهای خلاقيت اين است که به همان ايده اول نچسبيد. ادامه بدهيد. به ايده جديد دادن ادامه بدهيد، تا اينکه يکي دو ايده برای دنبال کردن انتخاب کنيد. ممکن است نگران باشيد که نمی‌خواهيد آنها را بنويسيد، چون اگر يادتان رفت چه؟ خوب ايده اينجا صحبت کردن درباره آنها است. همه درباره ايده‌های جديدشان صحبت می‌کردند. خوب می‌توانيد هدفون بگذاريد و با گوشی موبايل‌تان ضبط کنيد و بعد فقط وانمود کنيد که يک مکالمه خلاقانه داريد، خوب؟ چون کار نوشتن ايده‌تان خودش يک مانع است. اين گونه خواهيد بود، «به اندازه کافی خوب هست که آن را بنويسم؟» و بعد آن را می‌نويسيد.
پس هر چه می‌توانيد بيشتر صحبت کنيد، آنها را ضبط کنيد و بعداً به آنها فکر کنيد. و در نهايت: برای هميشه اين کار را نکنيد. خوب؟ اگر به پياده روی رفتيد و هيچ ايده‌ای به ذهن‌تان نرسيد، يک وقت ديگر دوباره سراغ آن برويد. فکر کنم داريم به وقت استراحت نزديک می‌شويم، پس يک ايده دارم: چرا پاشنه کفش‌تان را بالا نمی‌کشيد و افکارتان را به پياده روی نمی‌بريد؟ متشکرم. (تشويق)
The creative process -- you know this -- from the first idea to the final product, is a long process. It's super-iterative, lots of refinement, blood, sweat, tears and years. And we're not saying you're going to go out for a walk and come back with the Sistine Chapel in your left hand. So what frame of the creative process did we focus on? Just this first part. Just brainstorming, coming up with a new idea. We actually ran four studies with a variety of people. You were either walking indoors or outdoors. And all of these studies found the same conclusion.
I'm only going to tell you about one of them today. One of the tests we used for creativity was alternate uses. In this test, you have four minutes. Your job is to come up with as many other ways to use common everyday objects as you can think of. So, for example, what else would you do with a key, other than to use it for opening up a lock? Clearly, you could use it as a third eyeball for a giraffe, right? Maybe. That's sort of interesting, kind of new. But is it creative? So people came up with as many ideas as they could, and we had to decide: Is this creative or not?
The definition of creativity that a lot of people go with is "appropriate novelty." For something to be appropriate, it has to be realistic, so unfortunately, you can't use a key as an eyeball. Boo! But "novel," the second thing, is that nobody had to have said it. So for us, it had to be appropriate first, and then for novelty, nobody else in the entire population that we surveyed could have said it. So you might think you could use a key to scratch somebody's car, but if somebody else said that, you didn't get credit for it. Neither of you did.
However, only one person said this: "If you were dying and it were a murder mystery, and you had to carve the name of the murderer into the ground with your dying words." One person said this. (Laughter) And it's a creative idea, because it's appropriate and it's novel. You either did this test and came up with ideas while you were seated or while you were walking on a treadmill. (Laughter) They did the test twice, with different objects. Three groups: the first group sat first and then sat again for the second test.
The second group sat first and then did the second test while walking on a treadmill. The third group -- and this is interesting -- they walked on the treadmill first, and then they sat. OK, so the two groups that sat together for the first test, they looked pretty similar to each other, and they averaged about 20 creative ideas per person. The group that was walking on the treadmill did almost twice as well. And they were just walking on a treadmill in a windowless room. Remember, they took the test twice. The people who sat twice for that second test didn't get any better;
practice didn't help. But these same people who were sitting and then went on the treadmill got a boost from walking. Here's the interesting thing. The people who were walking on the treadmill still had a residue effect of the walking, and they were still creative afterwards. So the implication of this is that you should go for a walk before your next big meeting and just start brainstorming right away. We have five tips for you that will help make this the best effect possible. First, you want to pick a problem or a topic to brainstorm.
So, this is not the shower effect, when you're in the shower and all of a sudden, a new idea pops out of the shampoo bottle. This is something you're thinking about ahead of time. They're intentionally thinking about brainstorming a different perspective on the walk. Secondly -- I get asked this a lot: Is this OK while running? Well, the answer for me is that if I were running, the only new idea I would have would be to stop running, so ... (Laughter) But if running for you is a comfortable pace, good. It turns out, whatever physical activity is not taking a lot of attention.
So just walking at a comfortable pace is a good choice. Also, you want to come up with as many ideas as you can. One key of creativity is to not lock on that first idea. Keep going. Keep coming up with new ones, until you pick one or two to pursue. You might worry that you don't want to write them down, because what if you forget them? So the idea here is to speak them. Everybody was speaking their new ideas. So you can put your headphones on and record through your phone and then just pretend you're having a creative conversation, right? Because the act of writing your idea down is already a filter.
You're going to be like, "Is this good enough to write down?" And then you write it down. So just speak as many as you can, record them and think about them later. And finally: don't do this forever. Right? If you're on the walk and that idea's not coming to you, come back to it later at another time. I think we're coming up on a break right now, so I have an idea: Why don't you grab a leash and take your thoughts for a walk? Thank you. (Applause)