021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

اگر به بی‌عدالتی تامین وثیقه خاتمه دهیم چه می‌شود؟

Robin Steinberg

What if we ended the injustice of bail?

On any given night, more than 450,000 people in the United States are locked up in jail simply because they don't have enough money to pay bail. The sums in question are often around $500: easy for some to pay, impossible for others. This has real human consequences -- people lose jobs, homes and lives, and it drives racial disparities in the legal system. Robin Steinberg has a bold idea to change this. In this powerful talk, she outlines the plan for The Bail Project -- an unprecedented national revolving bail fund to fight mass incarceration. (This ambitious plan is one of the first ideas of The Audacious Project, TED's new initiative to inspire global change.)


تگ های مرتبط :

Community, Activism, Inequality
هرگز آن بار اولی که موکلی را در زندان دیدم را فراموش نمی‌کنم. در فلزی سنگین پشت سرم محکم بسته شد، و صدای چرخش کلید را در قفل شنیدم. روی زمین سیمانی زیر پایم لایه چسبناکی بود هر بار پایم را حرکت می‌دادم مثل نواری که از دور جعبه‌ای کشیده شود، صدای جر خوردن می‌آمد. تنها راه ارتباطی با بیرون پنجره کوچکی بود که برای دید زدن زیادی بالا بود. میز مربع کوچکی به کف اتاق پیچ شده بود و دو صندلی فلزی که هر کدام در یک طرفش بود. اولین بار بود که از ته دل پی بردم -- تنها یک لحظه گذرا --
احتمالا حبس چه حسی دارد. و به خودم بعنوان وکیل تسخیری جوانی در آن سالهای دور قول دادم که هرگز آن احساس را فراموش نکنم. و هرگز از یادم نرفت. الهامبخش من در مبارزه برای آزادی هر یک از موکلانم شد گویی که اصلا خودم باشم. آزادی. مفهومی بسیار اساسی در روح آمریکایی که در قانون اساسی ما ارج نهاده شده است. و با این حال، آمریکا به زندانی کردن معتاد است. از برده‌داری به واسطه حبس جمعی، همیشه همینطور بوده است. ببینید ما همه با این ارقام حیرت‌آور آشنا هستیم. ایالات متحده تقریبا بیش از هر ملت دیگری
سرانه حبس کردن افراد در دنیا را دارد. اما چیزی که شاید ندانید این است که هر شب در آمریکا تقریبا حدود نیم میلیون نفرشب را در این سلولهای سیمانی می‌گذراند کسانی که به چیزی محکوم نشده‌اند. پدران و مادران و پسران و دختران به یک دلیل آنجا هستند و تنها یک دلیل: توان پرداخت بهای آزادی خود را ندارند. و آن بها وثیقه است. حالا، تامین وثیقه بعنوان شکلی از رهایی مشروط ایجاد شد. نظریه ساده بود: وجه وثیقه اندازه‌ای باشد که فرد قادر به تامین آن باشد -- آن را پرداخت می‌کردند -- برای آنها انگیزه ای می‌شد که به دادگاه برگردند؛
چون پولی برای از دست دادن داشتند. وثیقه هرگز قرار نبود بعنوان تنبیه استفاده شود. وثیقه هرگز قرار نبود آدم‌ها را به زندان بیندازد. و وثیقه هرگز قرار نبود یک نظام دو پهلو از عدالت را خلق کند: یکی برای اغنیاء و دیگری برای بقیه افراد. اما دقیقا کاری است که شده. ۷۵ درصد افراد در زندان‌های بومی آمریکایی، آنهایی هستند که توانایی پرداخت وثیقه را ندارند. آدمهایی مثل رامل. در یک بعد از ظهر سرد ماه اکتبر، رامل سوار بر دوچرخه خود در محله برانکس جنوبی روانه بازار بود تا شیر بخرد. پلیس او را نگهداشت.
و وقتی از پلیس دلیل کارشان را پرسید، بحث در گرفت، و او تا به خودش بجند دید دستبند به دست روی زمین، متهم به «دوچرخه سواری در پیاده‌رو و مقاومت در هنگام دستگیری» شده است. او به دادگاه برده شد، آنجا قاضی وثیقه را ۵۰۰ دلار تعیین کرد. اما رامل -- ۵۰۰ دلار نداشت. بنابراین این پدر ۳۲ ساله به قایق فرستاده شد -- زندان قایقی شناوری که در رود ایست بین یک بازار ماهی و تصفیه‌خانه فاضلاب قرار گرفته است. درست شنیدید. در شهر نیویورک در سال ۲۰۱۸، ما یک زندان شناور داریم که آن بیرون
محل اسکان سیاهان و لاتین تبارهایی است که استطاعت تامین وثیقه را ندارند. بیایید لحظاتی درباره این صحبت کنیم که حتی برای چند روز هم در زندان بودن به چه معنا است. خب این می‌تواند به معنای از دست دادن شغل، خانه یا به خطر افتادن وضعیت مهاجرت شما تمام شود. حتی شاید به معنی از دست دادن حق سرپرستی فرزندانتان باشد. یک سوم سوءاستفاده‌های جنسی از سوی کارکنان زندان تنها ظرف سه روز اول حبس اتفاق می‌افتد، و تقریبا نیمی از مرگ‌ها در حبس از جمله خودکشی‌ها در هفته اول رخ می‌دهد. علاوه بر این اگر با شرط صدور وثیقه در زندان بمانید
احتمال محکومیت به زندان چهار بار بیشتر است تا این که آزاد شده باشید، و آن محکومیت به زندان تا سه برابر طولانی‌تر می‌شود. و اگر سیاه یا لاتین‌تبار باشید و قرار وثیقه نقدی صادر شده باشد، دو برابر بیشتر احتمال گیر افتادن در زندان را دارید تا این که سفید باشید. زندان در آمریکا تجربه‌ای هولناک، غیر انسانی و خشونت‌بار است. حال برای لحظه‌ای تصور کنید که در آن سلول گیر افتاده‌اید، و برای بیرون آمدن آن مبلغ ۵۰۰ دلار را ندارید. و فردی به شما مراجعه می‌کند و راه‌حل نشانتان می‌دهد. می‌گویند، « فقط باید اعتراف کنی.» «می‌توانی برگردی سر خانه و شغلت.
فقط باید اعتراف کنی. تا دوباره بتوانی شب پیش بچه‌هایت باشی.» بنابراین کاری را بکن که بقیه در این شرایط می‌کنند. اعتراف کن فارغ از این که واقعا خلاف کرده باشی یا نه. اما حالا سابقه‌ای دارید که تا آخر عمر مثل سایه با شما خواهد بود. زندانی کردن آدمهایی که پول کافی برای تامین وثیقه را ندارند یکی از غیر عادلانه‌ترین و غیراخلاقی‌ترین کارهایی است که بعنوان جامعه انجام می‌دهیم. اما در عین حال گرانقیمت و بی‌فایده است. مالیات‌دهندگان آمریکایی -- سالیانه ۱۴ میلیارد دلار صرف نگهداری از مردمی در زندانها می‌کنند که محکوم به چیزی نیستند.
۴۰ میلیون دلار در روز. حتی متناقض‌تر هست وقتی متوجه شویم که امنیت بیشتری نیز حاصل نمی‌شود. تحقیقات به وضوح نشان می‌دهد که نگه داشتن فرد در زندان بیشتر این احتمال حائز اهمیت را برای او خواهد داشت که در خروج از زندان مرتکب جرم شود تا که آزاد می‌ماند. آزادی این تاثیر مهم را دارد. جوامع کم درآمد و جوامع رنگین‌پوست برای نسل‌ها آگاه به این امر بودند. با هم، پول روی هم گذاشته‌اند تا آزادی عزیزانشان را بخرند در همه این زمانهایی که زندان و بگیر و ببند وجود داشته است. اما توسعه نظام کیفری جنایی بشدت گسترده بوده است و این تعداد بسیار بالاست.
۹۹ درصد رشد زندانها در آمریکا نتیجه همین است -- طی ۲۰ سال اخیر-- حبس پیش از محاکمه. بیش از نیمی از عمرم را وکیل تسخیری بوده‌ام، و تماشاگر این بوده‌ام که هزاران موکلم به زندان بیفتند چون پول کافی برای تامین مبلغ وثیقه را نداشته‌اند. تماشاگر این بودم که چطور پرسش‌های عدالت مشمول پرسش‌های پولی می‌شدند و مشروعیت کل نظام قضایی آمریکا زیر سوال می‌رفت. اینجا هستم تا موضوع ساده را بیان کنم -- چیزی واضح، اما ضروری. آزادی تاثیر بسیار مهمی دارد، و آزادی باید رایگان باشد.
(تشویق) اما چطور باعث شویم که این اتفاق بیفتد؟ خب این پرسشی است که برای یک دهه قبل با آن دست و پنجه نرم کردم وقتی که سر میز آشپزخانه با همسرم دیوید نشسته بودم که او هم وکیل تسخیری است. غذای بیرون چینی را می‌خوردیم و درباره ناعادلانه بودن آن گلایه می‌کردیم که دیوید نگاهم کرد و گفت، «چرا صندوق تامین وجه وثیقه راه نیندازیم و موکلانمان را با وثیقه گذاشتن بیرون نیاوریم؟» و در آن لحظه غیر منتظره، ایده صندوق آزادی برانکس متولد شد. خب ما نمی‌دانستیم منتظر چه چیزی باشیم. کلی از آدمها به ما گفتند که دیوانه هستیم
و همه پولمان را به باد می‌دهیم. آدمها بر نخواهند گشت چون پولی برای از دست دادن ندارند. اما اگر موکلان برمی‌گشتند چه؟ می‌دانستیم که پول تامین وثیقه در خاتمه پرونده دادرسی برمی‌گردد، بنابراین پول می‌توانست به صندوق برگردد، و ما از آن به دفعات برای موردهای تامین وثیقه استفاده کنیم. این قمار بزرگ ما بود، و بالاخره ثمر داد. طی ۱۰ سال اخیر، ما وجه وثیقه اهالی کم درآمد شهر نیویورک را پرداخته‌ایم، و آنچه آموخته‌ایم نظر ما را نسبت به اینکه چرا آدمها به دادگاه برمی‌گردند و نحوه عملکرد نظام دادرسی را به کل دگرگون کرده است.
معلوم شده که پول دلیلی نیست که مردم بخاطرش به دادگاه بر می‌گردند. این را می‌دانیم چون وقتی صندوق تامین برانکس وجه را پرداخت می‌کند، ۹۶ درصد موکلان دوباره در دادگاه حاضر می‌شوند، و این افسانه که پول اهمیت دارد را زیر سوال می‌برد. این گواه قدرتمندی است بر این که به پول نقد یا پابند یا نظامهای غیرضروری نظارت و کنترل نیازی نداریم. تنها ابلاغیه یادآوری دادگاه را لازم داریم -- ابلاغیه‌های ساده‌ای که یادآوری کنند به دادگاه برگردیم. بعد، آموختیم وقتی که در زندان بخاطر بزهکاری نگه داشته شوی، ۹۰٪ آدمها به جرم خود اعتراف می‌کنند. اما با پرداخته مبلغ وثیقه،
بیش از نیمی از پرونده‌ها مختومه می‌شود. و در کل تاریخ صندوق آزادی برانکس، کمتر از دو درصد موکلان ما تا به حال حکم زندان گرفته‌اند. (تشویق) رامل، یک هفته بعد -- هنوز توی قایق، زندانی بود. کم مانده بود کل زندگی‌اش را از دست بدهد، و می‌خواست اعتراف کند که مجرم است، که صندوق آزادی برانکس مداخله کرد و وجه وثیقه را پرداخت. حالا او پیش دخترش بود، و می‌توانست پرونده‌اش را از بیرون دنبال کند. خب، مدتی زمان برد -- دو سال، دقیق بگویم --
اما در آخر، پرونده به کل مختومه اعلام شد. برای رامل -- (تشویق) برای رامل، صندوق آزادی برانکس ریسمان نجات بود، اما برای تعداد بیشماری از آمریکایی‌های دیگر در زندان، خبری از صندوق آزادی نیست. وقت آن رسیده که کاری کنیم. یک کار بزرگ انجام دهیم. زمان انجام کاری جسورانه رسیده است. شاید هم نوبت کاری متهورانه باشد، نه؟ (خنده) ما می‌خواهیم با استفاده از الگوی ثابت شده صندوق تامین وجه وثیقه که در برانکس ساختیم
و در سراسر آمریکا گسترش دادیم، با یورش به خط مقدم نظام قضایی پیش از شروع حبس. (تشویق) (هورا) (تشویق) طرح این است. (تشویق) ما قصد آزادی‌سازی هر چه بیشتر افراد را با تامین وثیقه در اسرع وقت داریم. طی پنج سال آینده، با مشارکت با وکلای تسخیری و سازمان‌دهندگان محلی جامعه قصد دایر کردن ۴۰ سایت را در حوزه‌های قضایی پر مطالبه داریم. هدف ما تامین وثیقه برای ۱۶۰٫۰۰۰ نفر است. خط مشی ما بر این واقعیت استوار است
که پول وثیقه در خاتمه پرونده برگردد. داده‌ها از برانکس نشان می‌دهد که در طی یکسال دو یا سه بار از یک دلار می‌توان استفاده کرد، خلق کردن یک نیروی چند برابری عظیم. بنابراین این یک دلاری که امروز کمک می‌کنید می‌تواند برای تامین وثیقه ۱۵ نفر طی پنج سال آینده استفاده شود. خط مشی ما همچنین بر تجربه و دانایی و رهبری اشخاصی است که خود تجربه دست اول بی‌عدالتی را داشته‌اند. (تشویق) در هر سایت پروژه تامین وثیقه، تیمی از خرابکاران وثیقه خواهد بود. این‌ها وکیل مدافعان پرشور و مخلص از جوامع محلی هستند، خیلی از آنها خودشان قبلا در حبس بوده‌اند،
کسانی که وثیقه‌ها را می‌پردازند و از موکلان حمایت می‌کنند در حالی که پروندهایشان در نظام قضایی در جریان است، انواع منابع ممکن و حمایت لازم را در اختیارشان می‌گذارند. اولین سایتهای ما الان فعال است. یکی در تولسا در اوکلاهما، و یکی هم در سن لویی، میسوری. و رامل؟ در حال آموزش دیدن بعنوان یک خرابکار تامین وثیقه در کویینز کانتی نیویورک است. (تشویق) سه سایت بعدی ما آماده راه‌اندازی هستند در دالاس، دیترویت و لوییزویل، کنتاکی. پروژه تامین وثیقه به نظام پولی وثیقه در مقیاس بی‌سابقه‌ای خواهد تاخت.
ما همچنین داستان‌های موکلان خود را شنیده، گرد‌آوری کرده و تعالی خواهیم بخشید و آنها را ارج خواهیم نهاد. بنابراین می‌توانیم قلب‌ها و ذهن‌ها را تغییر دهیم، و داده‌های ملی و حیاتی را گردآوری خواهیم نمود که برای ترسیم یک مسیر رو به جلوی بهتر نیاز داریم تا این نظام ظالمانه را دوباره در قالب دیگری خلق نکنیم. پروژه تامین وثیقه، با تامین وثیقه ۱۶۰٫۰۰۰ نفر طی پنج سال آتی یکی از بزرگترین طرحهای غیردولتی آزادسازی زندانیان آمریکایی در تاریخ است. خب ببینید -- (تشویق) نظام قضایی جنایی، همانطور که هست --
لازم است نابود شود. اما این چیزی است که از سالها در این نظام بودن می‌دانم: تغییر نظام‌مند واقعی زمانبر است، و نیازمند انواع راهکارها است. بنابراین به همه ما نیاز دارد. از قانونگذاران حقوق مدنی گرفته تا دانشگاهیان، سازمان‌دهندگان اجتماعات، رسانه‌ها، افراد نوع‌دوست، دانشجویان، خوانندگان، شاعران، و البته صداها و تلاشهای افرادی نیاز دارد که تحت تاثیر این نظام قرار دارند. اما این را هم می‌دانم: با هم به باور من قادریم به حبس جمعی خاتمه دهیم. اما نکته آخر: آن آدم‌ها، در آمریکا و در آن زندان‌ها هستند،
در هر گوشه از کشور، آنها همین الان با قرار وثیقه در زندان نگه داشته می‌شوند -- امروز به طناب نجات نیاز دارند. اینجاست که پروژه وثیقه ورود پیدا می‌کند. ما یک مدل ثابت شده داریم، یک برنامه عملی، و شبکه رو به رشدی از هواداران وثیقه کسانی که جسارت کافی برای داشتن رویاهای بزرگ و سخت جنگیدن را دارند، با یک قرار وثیقه در هر موقعی، تا وقتی طول بکشد، تا زمانی که آزادی راستین و عدالت یکسان واقعیت جامعه آمریکایی شود. متشکرم. (تشویق)
I will never forget the first time I visited a client in jail. The heavy, metal door slammed behind me, and I heard the key turn in the lock. The cement floor underneath me had a sticky film on it that made a ripping sound, like tape being pulled off a box, every time I moved my foot. The only connection to the outside world was a small window placed too high to see. There was a small, square table bolted to the floor and two metal chairs, one on either side. That was the first time I understood viscerally -- just for a fleeting moment --
what incarceration might feel like. And I promised myself all those years ago as a young, public defender that I would never, ever forget that feeling. And I never have. It inspired me to fight for each and every one of my clients' freedom as if it was my own. Freedom. A concept so fundamental to the American psyche that it is enshrined in our constitution. And yet, America is addicted to imprisonment. From slavery through mass incarceration, it always has been. Look, we all know the shocking numbers.
The United States incarcerates more people per capita than almost any nation on the planet. But what you may not know is that on any given night in America, almost half a million people go to sleep in those concrete jail cells who have not been convicted of anything. These mothers and fathers and sons and daughters are there for one reason and one reason only: they cannot afford to pay the price of their freedom. And that price is called bail. Now, bail was actually created as a form of conditional release. The theory was simple: set bail at an amount that somebody could afford to pay --
they would pay it -- it would give them an incentive to come back to court; it would give them some skin in the game. Bail was never intended to be used as punishment. Bail was never intended to hold people in jail cells. And bail was never, ever intended to create a two-tier system of justice: one for the rich and one for everybody else. But that is precisely what it has done. Seventy-five percent of people in American local jails are there because they cannot pay bail. People like Ramel. On a chilly October afternoon,
Ramel was riding his bicycle in his South Bronx neighborhood on his way to a market to pick up a quart of milk. He was stopped by the police. And when he demanded to know why he was being stopped, an argument ensued, and the next thing he knew, he was on the ground in handcuffs, being charged with "riding your bicycle on the sidewalk and resisting arrest." He was taken to court, where a judge set 500 dollars bail. But Ramel -- he didn't have 500 dollars. So this 32-year-old father was sent to "The Boat" -- a floating jail barge that sits on the East River
between a sewage plant and a fish market. That's right, you heard me. In New York City, in 2018, we have a floating prison barge that sits out there and houses primarily black and brown men who cannot pay their bail. Let's talk for a moment about what it means to be in jail even for a few days. Well, it can mean losing your job, losing your home, jeopardizing your immigration status. It may even mean losing custody of your children. A third of sexual victimization by jail staff
happens in the first three days in jail, and almost half of all jail deaths, including suicides, happen in that first week. What's more, if you're held in jail on bail, you're four times more likely to get a jail sentence than if you had been free, and that jail sentence will be three times longer. And if you are black or Latino and cash bail has been set, you are two times more likely to remain stuck in that jail cell than if you were white. Jail in America is a terrifying, dehumanizing and violent experience. Now imagine for just one moment that it's you stuck in that jail cell,
and you don't have the 500 dollars to get out. And someone comes along and offers you a way out. "Just plead guilty," they say. "You can go home back to your job. Just plead guilty. You can kiss your kids goodnight tonight." So you do what anybody would do in that situation. You plead guilty whether you did it or not. But now you have a criminal record that's going to follow you for the rest of your life. Jailing people because they don't have enough money to pay bail is one of the most unfair, immoral things we do as a society.
But it is also expensive and counterproductive. American taxpayers -- they spend 14 billion dollars annually holding people in jail cells who haven't been convicted of anything. That's 40 million dollars a day. What's perhaps more confounding is it doesn't make us any safer. Research is clear that holding somebody in jail makes you significantly more likely to commit a crime when you get out than if you had been free all along. Freedom makes all the difference. Low-income communities and communities of color have known that for generations.
Together, they have pooled their resources to buy their loved ones freedom for as long as bondage and jail cells existed. But the reach of the criminal legal system has grown too enormous, and the numbers have just too large. Ninety-nine percent of jail growth in America has been the result -- over the last 20 years -- of pre-trial incarceration. I have been a public defender for over half my life, and I have stood by and watched thousands of clients as they were dragged into those jail cells because they didn't have enough money to pay bail. I have watched as questions of justice were subsumed by questions of money,
calling into question the legitimacy of the entire American legal system. I am here to say something simple -- something obvious, but something urgent. Freedom makes all the difference, and freedom should be free. (Applause) But how are we going to make that happen? Well, that's the question I was wrestling with over a decade ago when I was sitting at a kitchen table with my husband, David, who is also a public defender. We were eating our Chinese takeout and venting about the injustice of it all when David looked up and said,
"Why don't we just start a bail fund, and just start bailing our clients out of jail?" And in that unexpected moment, the idea for the Bronx Freedom Fund was born. Look, we didn't know what to expect. There were plenty of people that told us we were crazy and we were going to lose all of the money. People wouldn't come back because they didn't have any stake in it. But what if clients did come back? We knew that bail money comes back at the end of a criminal case, so it could come back into the fund, and we could use it over and over again for more and more bail.
That was our big bet, and that bet paid off. Over the past 10 years, we have been paying bails for low-income residents of New York City, and what we have learned has exploded our ideas of why people come back to court and how the criminal legal system itself is operated. Turns out money isn't what makes people come back to court. We know this because when the Bronx Freedom Fund pays bail, 96 percent of clients return for every court appearance, laying waste to the myth that it's money that mattered. It's powerful evidence that we don't need cash
or ankle bracelets or unnecessary systems of surveillance and supervision. We simply need court reminders -- simple court reminders about when to come back to court. Next, we learned that if you're held in jail on a misdemeanor, 90 percent of people will plead guilty. But when the fund pays bail, over half the cases are dismissed. And in the entire history of the Bronx Freedom Fund, fewer than two percent of our clients have ever received a jail sentence of any kind. (Applause) Ramel, a week later --
he was still on the boat, locked in that jail cell. He was on the cusp of losing everything, and he was about to plead guilty, and the Bronx Freedom Fund intervened and paid his bail. Now, reunited with his daughter, he was able to fight his case from outside. Look, it took some time -- two years, to be exact -- but at the end of that, his case was dismissed in its entirety. For Ramel -- (Applause) For Ramel, the Bronx Freedom Fund was a lifeline,
but for countless other Americans locked in jail cells, there is no freedom fund coming. It's time to do something about that. It's time to do something big. It's time to do something bold. It's time to do something, maybe, audacious? (Laughter) We want to take our proven, revolving bail-fund model that we built in the Bronx and spread it across America, attacking the front end of the legal system before incarceration begins. (Applause) (Cheers)
(Applause) Here's the plan. (Applause) We're going to bail out as many people as we can as quickly as we can. Over the next five years, partnering with public defenders and local community organizations, we're going to set up 40 sites in high-need jurisdictions. The goal is to bail out 160,000 people. Our strategy leverages the fact that bail money comes back at the end of a case. Data from the Bronx shows that a dollar can be used two or three times a year,
creating a massive force multiplier. So a dollar donated today can be used to pay bail for up to 15 people over the next five years. Our strategy also relies on the experience and the wisdom and the leadership of those who have experienced this injustice firsthand. (Applause) Each bail project site will be staffed by a team of bail disrupters. These are passionate, dedicated advocates from local communities, many of whom were formerly incarcerated themselves, who will pay bails and support clients while their cases are going through the legal system, providing them with whatever resources and support they may need.
Our first two sites are up and running. One in Tulsa, Oklahoma, and one in St. Louis, Missouri. And Ramel? He's training right now to be a bail disrupter in Queens County, New York. (Applause) Our next three sites are ready to launch in Dallas, Detroit and Louisville, Kentucky. The Bail Project will attack the money bail system on an unprecedented scale. We will also listen, collect and elevate and honor the stories of our clients so that we can change hearts and minds,
and we will collect critical, national data that we need so we can chart a better path forward so that we do not recreate this system of oppression in just another form. The Bail Project, by bailing out 160,000 people over the next five years, will become one of the largest non-governmental decarcerations of Americans in history. So look -- (Applause) the criminal legal system, as it exists -- it needs to be dismantled. But here's the thing I know from decades in the system: real, systemic change takes time,
and it takes a variety of strategies. So it's going to take all of us. It's going to take the civil rights litigators, the community organizers, the academics, the media, the philanthropists, the students, the singers, the poets, and, of course, the voices and efforts of those who are impacted by this system. But here's what I also know: together, I believe we can end mass incarceration. But one last thing: those people, sitting in America, in those jail cells, in every corner of the country, who are held in jail on bail bondage, right now --
they need a lifeline today. That's where The Bail Project comes in. We have a proven model, a plan of action, and a growing network of bail disrupters who are audacious enough to dream big and fight hard, one bail at a time, for as long it takes, until true freedom and equal justice are a reality in America. Thank you. (Applause)