021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

ظاهرانسانهای ۱۰۰ سال دیگر چه گونه خواهد بود؟

Juan Enriquez

What will humans look like in 100 years?

We can evolve bacteria, plants and animals -- futurist Juan Enriquez asks: Is it ethical to evolve the human body? In a visionary talk that ranges from medieval prosthetics to present day neuroengineering and genetics, Enriquez sorts out the ethics associated with evolving humans and imagines the ways we'll have to transform our own bodies if we hope to explore and live in places other than Earth.


تگ های مرتبط :

Aging, Bacteria, Biotech
این سوالی مهم است. [آیا تکامل مصنوعی بدن انسان اخلاقی است؟] چون ما حالا دیگر تقریبا، تمامی ابزار‌های لازم برای تکامل خود را داریم. و می‌توانیم باکتری را تکامل دهیم. و می‌توانیم گیاه را تکامل دهیم و حیوانات را تکامل دهیم، و دیگر به نقطه‌ای می‌رسیم که واقعا باید بپرسیم، که آیا واقعا اخلاقی است و آیا می‌خواهیم انسان را تکامل دهیم؟ حالا که به این موضوع فکر می‌کنید، بگذارید درباره موضوع اعضای مصنوعی بدن صحبت کنم، گذشته، حال و آینده اعضای مصنوعی. این همان دست آهنی است که متعلق به یکی از کنت های آلمانی بوده. او عاشق جنگ بود و دستش را در یکی از همین مبارزات از دست داد.
مشکلی نیست، یک زره برای خوش درست کرد، و پوشید، یک عضو مصنوعی ایده‌آل. اصطلاح حکومت با مشت آهنی از همینجا آمده. و مسلما این اعضای مصنوعی بتدریج کاربردی تر شدند، امروزی تر شدند، حالا می‌توانید تخم مرغ عسلی را با اون نگه دارید. کاملا میتوانید هدایتش کنید، و همینطور که به آن توجه می‌کنی، آدمهای فوق‌العاده‌ای مثل «هیو هِر» هستند که واقعا عضو‌های مصنوعی شگفت آوری را ساخته‌اند. آیمی مولینز که فوق العاده است بیرون میرود و می‌گوید، دوست دارم امشب قدم چقدر باشد؟ یا می‌گوید از چه نوع صخره‌ای را می‌خواهم بالا بروم؟
یا کسی می‌خواهد در ماراتون بدود، کسی می‌خواهد در سالن برقصد؟ و تا خودت را با این چیز‌ها هماهنگ می‌کنی، موضوع جالب در مورد اعضای مصنوعی اینجاست که دارند داخل بدن می‌شوند. این اعضای مصنوعی خارجی دارند زانو‌های مصنوعی می‌شوند. تبدیل به مفصل مصنوعی ران می شوند. و هرچه بیشتر متحول می شوند نه اینکه فقط داشتن شان خوب است بلکه ضروری است. وقتی که از دستگاه ضربان قلب به عنوان عضو مصنوعی صحبت می‌کنید، تنها در باره چیزی مثل اینکه « پایم را از دست دادم» نیست، این «اگر نداشته باشم، ممکن است بمیرم» است. و در این نقطه، رابطه عضو مصنوعی تبدیل به رابطه‌ی همزیستی
با بدن انسان می شود. و چهار تا از باهوشترین آدمهایی که دیده‌ام -- اِد بویدن، هیو هِر، جو جاکوبسن، باب لندر -- روی مرکزی برای اعضای مصنوعی بیونیک پیشرفته کار می‌کنند. و نکته جالب در چیزی که می‌بینید اینست که این عضو‌های مصنوعی دارند با استخوان ترکیب می‌شوند. با پوست ترکیب می‌شوند. در داخل عضله با آن ترکیب می‌شوند. و از سوی دیگر «اِد» به این فکر می‌کند که چطور مغز را از طریق نور یا روشهای دیگر مستقیما به چیز‌هایی مثل این عضو‌ها متصل کند. و اگر بشود اینکار را کرد،
می‌شود ویژگی‌های اساسی انسانیت را تغییر داد. سرعت پاسخ شما به یک موضوع بستگی به قطر یک عصب دارد. و البته، اگر عصب‌هایی خارجی یا مصنوعی داشته باشید، مثلا نوری یا از جنس فلز مایع، می شود قطرش را بیشتر کرد و حتی از دید تظری آن را تا اندازه‌ای زیاد کنی، که وقتی که نور شلیک را در لوله تفنگ دیدی، بتوانی از سر راهش کنار روی. تغییراتی که می‌گوییم در اندازه‌های چند ده برابراست. این چهارمین نسل از اعضای مصنوعی است. اینها سمعک های فوناک هستند، و به این دلیل خیلی جالب هستند که از این مرز که عضو مصنوعی چیزی است برای کسی که «معلول» است عبور کرده‌اند
و تبدیل به چیزی می‌شوند که یک آدم «معمولی» هم ممکن است آن را بخواهد. چون کاری که این عضو مصنوعی انجام می‌دهد واقعا جالب است، نه تنها به شما کمک می‌کند تا بشنوید، می‌توانید شنیدن خود را متمرکز کنید، تا مکالمه‌ای را که آنجاست را بشنوید. می‌توانید ابرشنوایی داشته باشید. می‌توانی شنوایی ۳۶۰ درجه داشته باشی. می‌توانی نویز سفید(سیگنال یکنواخت صدا)بشنوی. می توانی ضبطش کنی، البته، میتوانی تلفن داخلش بگذاری. تا هم مثل سمعک و هم مثل تلفن باشد. و در این مرحله، ممکن است واقعا یک نفر سالم بخواهد که عضو مصنوعی را داشته باشد. تمامی این هزاران نقطه های کوچک بی‌هدف
به هم متصل می‌شوند، و حالا وقتش است که بپرسیم، چطور می‌خواهیم انسان را در یکی دوقرن آینده متحول کنیم؟ و برای این کار سراغ یک فیلسوف بزرگ می‌رویم که آدم خیلی باهوشی بود اگرچه طرفدار تیم یانکی بود. ( خنده حضار ) یوگی برا معمولا می‌گفت، البته، پیش بینی آن خیلی سخته، خصوصا در مورد آینده. ( خنده حضار ) پس بجای پیشگویی آینده برای شروع، بگذارید تا ببینیم که همین حالا برای افرادی مثل تونی آتالا چه اتفاقی می‌افتد، که نزدیک به ۳۰ عضو را دوباره طراحی کرده. و شاید عضو مصنوعی برتر، چیزی خارجی و از جنس تیتانیوم نباشد.
شاید عضو برتر از کد‌های ژنتیکی استفاده کند. و اجزای بدن شما را دوباره سازی کند، چون از هر عضو مصنوعی دیگری بسیار موثرتر است. اما وقتی که مشغول آن هستی، می‌توانی به کار کریگ ونتر و هم اسمیت توجه کنی. و یکی از کارهایی که انجام می‌داده‌ایم فهمیدن این بوده که چطور سلول را دوباره برنامه ریزی کنیم. و اگر بتوانی سلول را دوباره برنامه ریزی کنی، میشود سلول‌های این اعضا را تغییر داد. و اگر بتوانی سلول‌های این اعضا را تغییر دهی، ممکن است بتوانی آنها را در برابر تشعشع مقاومتر کنی. شاید آنها را قادر به جذب اکسیژن بیشتری کنی. شاید آنها را کاراتر کنی
تا چیز‌هایی را که در بدنت نمی‌خواهی خارج کنند. و در این چند هفته اخیر، جورج چرچ زیاد در اخبار دیده شده چون از اینکه یکی از این سلول‌های برنامه ریزی شده را بگیریم و کل ژنوم انسان را در آن قراردهیم، صحبت کرده. و وقتی که تمامی ژنوم انسان را در یک سلول قرار دهی، شروع به پرسیدن این سوال خواهی کرد، آیا می‌خواهی که این ژنوم را بهتر کنی؟ آیا می‌خواهی که بدن انسان را ارتقاء دهی؟ به چه شکلی می‌خواهی بدن انسان را ارتقاء دهی؟ آیا ارتقاء بدن انسان اخلاقی است یا اینکه ارتقاء بدن انسان اخلاقی نیست؟ و به یکباره، کاری که می‌کنیم
مثل این است که یک صفحه شطرنج چند بعدی داریم که می‌توانیم ژنتیک انسانی را با کمک ویروسها تغییر دهیم تا به چیز‌هایی مثل ایدز حمله کنند، یا می‌توانیم با ژن تراپی کد‌های ژنتیک را تغییر دهیم تا بعضی از بیماری‌های ژنتیکی را از میان برداریم، یا بتوانیم محیط را تغییر دهیم، یا تعاریف آن ژن‌ها را در اپی ژنوم تغییر دهیم و آن را به نسل‌های بعدی انتقال دهیم. و به یکباره، مثل یک ذره کوچک نیست، همه این ذره‌های کوچک کنار هم است که اجازه می‌دهد تا قسمت کوچکی از آن را بگیری تا این قسمت‌ها کنار هم قرار گیرند و شما را به چیزی کاملا متفاوت هدایت کنند.
و خیلی از آدمها از این چیز‌ها خیلی می‌ترسند. و به نظر ترسناک هم می‌آید، و این چیز‌ها خطر هم دارند. پس واقعا چرا ممکن است بخواهیم این کار را بکنیم؟ واقعا چرا می‌خواهیم که بدنمان را تغییر دهیم؟ به شکلی اساسی؟ قسمتی از جواب آن را لرد ریز داده، ستاره شناس سلطنتی بریتانیای کبیر. و یکی از گفته‌های محبوبش این است که جهان ۱۰۰ درصد بدخواه است. یعنی چه؟ یعنی اگر بدن یکی از ما را تصادفی انتخاب کنیم، و در هر جایی از جهان قرار دهیم، در فضا قرار دهیم، خواهی مرد.
در خورشید قرار دهیم، خواهی مرد. در سطح عطارد قرار دهیم، خواهی مرد. نزدیک یک ابر نواختر قرار دهیم، خواهی مرد. اما خوشبختانه، تنها ۸۰ درصد اوقات موثر است. پس همانطور که یک فیزیکدان بزرگ گفته، این پیچش‌های رو به بالای زیست شناسی است که در این سیلاب آنتروپی نظم ایجاد می‌کند. پس همچنان که جهان، انرژی پراکنده می‌کند، این گرداب‌های رو به بالا هستند که نظم زیست شناسی می‌سازند. مشکل این گرداب‌ها این است که، آنها تمایل به نابودی دارند. تغییر می‌کنند، در رودخانه‌ها جابجا می‌شوند، و به این خاطر، وقتی یک گرداب جابجا می‌شود،
وقتی که کره زمین یخ می‌زند، وقتی زمین خیلی گرم می‌شود، وقنی زمین با یک خرده سیاره برخورد می کند، وقتی اَبَر آتشفشان داری، وقتی زبانه‌های خورشیدی هست، وقتی امکان حوادث منجر به انقرلض وجود دارد مثل انتخابات آینده -- ( خنده حضار ) یکباره امکان انقراض‌های دوره‌ای وجود دارد. و به هر حال ، این اتفاق تا حالا پنج بار برای زمین افتاده است، و بنابراین امکان زیادی دارد که انسان‌های روی زمین روزی منقرض شوند. نه هفته بعد، نه ماه بعد، شاید در نوامبر، شاید هم ۱۰٬۰۰۰ سال بعد.
همینطور که به عواقب این موضوع فکر می‌کنی، اگر باور داشته باشی که انقراض امری عمومی و طبیعی است و عادی است و دائما تکرار می‌شود، یک ضرورت اخلاقی است تا گونه خود را تنوع دهیم. و این ضرورتی اخلاقی است چون زندگی روی مریخ واقعا سخت خواهد بود اگر نتوانیم بدن انسان را به شکلی اساسی تغییر دهیم. موافقید؟ از یک سلول ساخته می‌شوی، مادر و پدر کنار هم می‌آیند تا یک سلول را بسازند، تا مانند آبشار ۱۰ تریلیون سلول پشت هم ایجاد شوند. نمی‌دانیم، که اگر جاذبه را به شکلی قابل ملاحظه تغییر دهیم، بدن شما به همان صورت ایجاد می‌شود.
می‌دانیم که اگر بدنمان را مثل حالا در معرض مقدار زیادی تشعشع قرار دهیم، خواهیم مرد. پس با توجه به این موضوع، باید واقعا طراحی را تغییر دهی فقط برای رفتن به مریخ. ماه های نپتون و مشتری را فراموش کن. و جمله‌ای را از نیکولای کارداشِو استفاده می کنم، بگذارید به زندگی در ابعاد مختلف توجه کنیم. تمدن «زندگی اول» تمدنی است که ظاهر خود را تغییر می‌دهد. و ما اینکار را هزاران سال است که انجام می‌دهیم. چربی‌های شکم را بر می‌داریم و این کار را می کنیم و آن کار را می‌کنیم. ظاهر را عوض می‌کنیم، و برایم گفته‌اند همه این تغییر‌ها بخاطر دلایل پزشکی نیستند.
( خنده حضار ) به نظر عجیب است. تمدن «زندگی دوم» تمدن متفاوتی است. تمدن «زندگی دوم» ساختار‌های اصلی بدن را تغییر می‌دهد. هورمون رشد را استغاده می‌کنی و قدت بلندتر می‌شود. ماده x را استفاده می‌کنی و سوخت و ساز بیشتر یا کمتر می‌شود یا کلی چیز‌های دیگر، ولی شما کارکرد را اساسا تغییر می‌دهید. تا یک تمدن درون منظومه‌ای بشوید، ما مجبور خواهیم بود تمدن «زندگی سوم» را ایجاد کنیم، که بسیار با آنکه اینجا داریم متفاوت خواهد بود. ممکن است با باکتری دونیکوکوس رادیودوران پیوند بزنی تا سلول‌ها بتوانند بعد مقداز زیادی تشعشع دوباره پیوند بخورند.
شاید بتوانی با گردش اکسیژن در خونت بجای ریه‌هایت نفس بکشی. اما در باره تغییراتی واقعا بنیانی صحبت می‌کنیم، و یکی از چیز‌های جالبی که در دهه گذشته اتفاق افتاد این بود که کلی سیاره دیگر کشف کردیم. که بعضی از انها شبیه به زمین هستند. مشکل این است که، اگر وقتی بخواهیم به این سیاره‌ ها برویم، سریعترین ساخته‌های انسانی -- سفینه های جونو و ویژر و از این نوع -- ده ها هزار سال طول خواهد کشید از اینجا تا به نزدیکترین منظومه خورشیدی برسند. پس اگر بخواهی سواحل جاهای دیگر را کشف کنی، یا بخواهی غروبی با دو خورشید را ببینی،
پس از چیزی بسیار متفاوت حرف می‌زنی، چون باید اندازه‌های زمانی و بدن انسان را تغییر دهی به شکلی که ما قطعا قابل تشخیص نخواهیم بود. و این تمدن« زندگی چهارم» است. ما اصلا نمی‌توانیم تصور کنیم که آن چه شکلی خواهد بود. اما شروع به درک نشانه‌هایی از ابزار‌هایی که بتوانند ما را تا آنجا‌ها ببرند کرده‌ایم. بگذارید تا دو مثال بزنم. این فلوید روزنبرگ حیرت انگیز است ، و یکی از کار‌هایی که فلوید روزنبرگ می‌کند بازی با شیمی بنیادی حیات است. تمام حیات روی این سیاره از ترکیب ATCG ساخته شده، چهار حرف دی ان ای. تمام باکتری‌ها، تمامی گیاهان، حیوانات، همه انسان‌ها، گاوها،
همه چیز، و کاری که فلوید انجام داد تغییر دو تا از این جفت‌ها بود، که می‌شود ATXY. و این به معنی آن است که یک سیستم موازی برای ایجاد حیات داری، تا بچه درست کنی، تکثیر کنی، تکامل دهی، که قابل جفتگیری با بیشتر چیز‌ها در کره زمین نیست در واقع شاید با هیچ چیز روی زمین. شاید گیاهانی بسازی که نسبت به تمام باکتری‌ها ایمن باشند. شاید گیاهانی بسازی که نسبت به تمام ویروسها ایمن باشند. اما چرا این خیلی جالب است؟ معنی‌اش این است که ما یک راهکار منحصر به فرد نیستیم. یعنی می‌توان از ترکیب شیمیایی متفاوتی برای خلق خود استفاده کرد
که این ترکیب شیمیایی می‌تواند منطبق با سیاره‌های خیلی متفاوت هم باشد که می‌تواند حیات و وراثت را ایجاد کند. آزمایش دوم، یا پیامد دیگر این آزمایش، این که همه شما، تمامی حیات از ۲۰ آمینو اسید تشکیل شده. اگر دو آمینو اسید را جایگزین نکنی، اگر نگویی ATXY، اگر بگویی ATCG + XY، در این صورت از ۲۰ واحد سازنده به ۱۷۲ تا میرسی ، و یکباره ۱۷۲ واحد سازنده آمینو اسید داری تا اشکال حیات را به صورت‌هایی خیلی متفاوت بسازی. آزمایش دومی که باید به آن فکر کنیم آزمایش خیلی عجیبی است که در چین انجام شده. این آقا صدها سر موش را پیوند زده است.
درست؟ و چرا این آزمایش جالب است؟ خوب، به اولین پیوند قلب توجه کنید. یکی از کار‌هایی که انجام می‌دادند این بود که همسر یا دختر اهدا کننده را بیاورند تا پذیرنده به دکتر‌ها بگوید، «آیا این شخص را می‌شناسی؟ آیا دوستش داری؟ هیچ احساسی به این شخص داری؟» امروزه به این میخندیم. می‌خندیم چون می‌دانیم که قلب یک عضله است، اما برای صد‌ها هزار سال، یا دهها هزار سال، «قلبم را به او می‌دهم. او قلبم را تسخیر کرد. قلبم را شکست.» فکر می‌کردیم این احساسات است و فکر می‌کردیم شاید احساسات با قلب پیوند خورده باشد. خیر.
اما مغز چطور؟ دو نتیجه محتمل برای این آزمایش وجود دارد. اگر بتوانی موشی را داشته باشی که زنده و فعال باشد، خواهی دید که، آیا مغز جدید یک صفحه خالی است؟ و پیامد دیگری دارد. احتمال دوم: موش جدید، خانم مینی موس را می‌شناسد. موش جدید بیاد می‌اورد که از چه چیز می‌ترسیده، یادش می‌آید که چطور از یک مارپیچ عبور کند، و اگر این درست باشد، می‌توانی حافظه و آگاهی را پیوند بزنی. و سوال واقعا جالب این است،
اگر بتوانی این را پیوند بزنی، آیا تنها مکانیزم ورودی و خروجی این پایین است؟ یا می‌توانی آن آگاهی را به چیزی که خیلی متفاوت است پیوند بزنی، که در فضا مقاوم باشد، که ده ها هزار سال دوام بیاورد، که می‌تواند یک بدن کاملا دوباره طراحی شده باشد که می‌تواند آگاهی را برای مدتی خیلی خیلی طولانی نگه دارد؟ حالا بگذارید به سوال اول برگردیم: اصلا برای چه این را می‌خواهیم؟ خوب، برایتان می‌گویم چرا. چون این برترین عکس سلفی است. ( خنده حضار ) این عکس از فاصله ۶ میلیارد مایلی گرفته شده،
و این کره زمین است. که همه ما هستیم. و اگر آن چیز کوچک از بین برود، تمام بشریت از بین می‌رود. و دلیل آنکه بخواهی بدن انسان را تغییر دهی این است که نهایتا عکسی را می‌خواهی که بگوید، ما آنجاییم، ما آنجاییم، و ما آنجاییم، چون بشریت از این طریق برای مدتهای طولانی از انقراض نجات یافته . و به این دلیل است که مشخص شده در واقع تکامل ندادن بدن انسان غیر اخلاقی است اگرچه می‌تواند ترسناک باشد، اگرچه چالش برانگیز است، اما این چیزی است که به ما اجازه می‌دهد تا کشف کنیم، زنده و به جاهایی برویم که حتی امروز تصورش را نداریم،
که شاید نوه‌های نوه‌هایمان روزی انجام دهند. خیلی از شما متشکرم. (
Here's a question that matters. [Is it ethical to evolve the human body?] Because we're beginning to get all the tools together to evolve ourselves. And we can evolve bacteria and we can evolve plants and we can evolve animals, and we're now reaching a point where we really have to ask, is it really ethical and do we want to evolve human beings? And as you're thinking about that, let me talk about that in the context of prosthetics, prosthetics past, present, future. So this is the iron hand that belonged to one of the German counts. Loved to fight, lost his arm in one of these battles.
No problem, he just made a suit of armor, put it on, perfect prosthetic. That's where the concept of ruling with an iron fist comes from. And of course these prosthetics have been getting more and more useful, more and more modern. You can hold soft-boiled eggs. You can have all types of controls, and as you're thinking about that, there are wonderful people like Hugh Herr who have been building absolutely extraordinary prosthetics. So the wonderful Aimee Mullins will go out and say, how tall do I want to be tonight? Or Hugh will say what type of cliff do I want to climb?
Or does somebody want to run a marathon, or does somebody want to ballroom dance? And as you adapt these things, the interesting thing about prosthetics is they've been coming inside the body. So these external prosthetics have now become artificial knees. They've become artificial hips. And then they've evolved further to become not just nice to have but essential to have. So when you're talking about a heart pacemaker as a prosthetic, you're talking about something that isn't just, "I'm missing my leg," it's, "if I don't have this, I can die." And at that point, a prosthetic becomes a symbiotic relationship
with the human body. And four of the smartest people that I've ever met -- Ed Boyden, Hugh Herr, Joe Jacobson, Bob Lander -- are working on a Center for Extreme Bionics. And the interesting thing of what you're seeing here is these prosthetics now get integrated into the bone. They get integrated into the skin. They get integrated into the muscle. And one of the other sides of Ed is he's been thinking about how to connect the brain using light or other mechanisms directly to things like these prosthetics. And if you can do that,
then you can begin changing fundamental aspects of humanity. So how quickly you react to something depends on the diameter of a nerve. And of course, if you have nerves that are external or prosthetic, say with light or liquid metal, then you can increase that diameter and you could even increase it theoretically to the point where, as long as you could see the muzzle flash, you could step out of the way of a bullet. Those are the order of magnitude of changes you're talking about. This is a fourth sort of level of prosthetics. These are Phonak hearing aids, and the reason why these are so interesting
is because they cross the threshold from where prosthetics are something for somebody who is "disabled" and they become something that somebody who is "normal" might want to actually have, because what this prosthetic does, which is really interesting, is not only does it help you hear, you can focus your hearing, so it can hear the conversation going on over there. You can have superhearing. You can have hearing in 360 degrees. You can have white noise. You can record, and oh, by the way, they also put a phone into this. So this functions as your hearing aid and also as your phone.
And at that point, somebody might actually want to have a prosthetic voluntarily. All of these thousands of loosely connected little pieces are coming together, and it's about time we ask the question, how do we want to evolve human beings over the next century or two? And for that we turn to a great philosopher who was a very smart man despite being a Yankee fan. (Laughter) And Yogi Berra used to say, of course, that it's very tough to make predictions, especially about the future. (Laughter) So instead of making a prediction about the future to begin with,
let's take what's happening in the present with people like Tony Atala, who is redesigning 30-some-odd organs. And maybe the ultimate prosthetic isn't having something external, titanium. Maybe the ultimate prosthetic is take your own gene code, remake your own body parts, because that's a whole lot more effective than any kind of a prosthetic. But while you're at it, then you can take the work of Craig Venter and Ham Smith. And one of the things that we've been doing is trying to figure out how to reprogram cells. And if you can reprogram a cell, then you can change the cells in those organs.
So if you can change the cells in those organs, maybe you make those organs more radiation-resistant. Maybe you make them absorb more oxygen. Maybe you make them more efficient to filter out stuff that you don't want in your body. And over the last few weeks, George Church has been in the news a lot because he's been talking about taking one of these programmable cells and inserting an entire human genome into that cell. And once you can insert an entire human genome into a cell, then you begin to ask the question, would you want to enhance any of that genome?
Do you want to enhance a human body? How would you want to enhance a human body? Where is it ethical to enhance a human body and where is it not ethical to enhance a human body? And all of a sudden, what we're doing is we've got this multidimensional chess board where we can change human genetics by using viruses to attack things like AIDS, or we can change the gene code through gene therapy to do away with some hereditary diseases, or we can change the environment, and change the expression of those genes in the epigenome
and pass that on to the next generations. And all of a sudden, it's not just one little bit, it's all these stacked little bits that allow you to take little portions of it until all the portions coming together lead you to something that's very different. And a lot of people are very scared by this stuff. And it does sound scary, and there are risks to this stuff. So why in the world would you ever want to do this stuff? Why would we really want to alter the human body in a fundamental way? The answer lies in part
with Lord Rees, astronomer royal of Great Britain. And one of his favorite sayings is the universe is 100 percent malevolent. So what does that mean? It means if you take any one of your bodies at random, drop it anywhere in the universe, drop it in space, you die. Drop it on the Sun, you die. Drop it on the surface of Mercury, you die. Drop it near a supernova, you die. But fortunately, it's only about 80 percent effective. So as a great physicist once said, there's these little upstream eddies of biology
that create order in this rapid torrent of entropy. So as the universe dissipates energy, there's these upstream eddies that create biological order. Now, the problem with eddies is, they tend to disappear. They shift. They move in rivers. And because of that, when an eddy shifts, when the Earth becomes a snowball, when the Earth becomes very hot, when the Earth gets hit by an asteroid, when you have supervolcanoes, when you have solar flares, when you have potentially extinction-level events like the next election --
(Laughter) then all of a sudden, you can have periodic extinctions. And by the way, that's happened five times on Earth, and therefore it is very likely that the human species on Earth is going to go extinct someday. Not next week, not next month, maybe in November, but maybe 10,000 years after that. As you're thinking of the consequence of that, if you believe that extinctions are common and natural and normal and occur periodically, it becomes a moral imperative to diversify our species. And it becomes a moral imperative
because it's going to be really hard to live on Mars if we don't fundamentally modify the human body. Right? You go from one cell, mom and dad coming together to make one cell, in a cascade to 10 trillion cells. We don't know, if you change the gravity substantially, if the same thing will happen to create your body. We do know that if you expose our bodies as they currently are to a lot of radiation, we will die. So as you're thinking of that, you have to really redesign things just to get to Mars. Forget about the moons of Neptune or Jupiter.
And to borrow from Nikolai Kardashev, let's think about life in a series of scales. So Life One civilization is a civilization that begins to alter his or her looks. And we've been doing that for thousands of years. You've got tummy tucks and you've got this and you've got that. You alter your looks, and I'm told that not all of those alterations take place for medical reasons. (Laughter) Seems odd. A Life Two civilization is a different civilization. A Life Two civilization alters fundamental aspects of the body.
So you put human growth hormone in, the person grows taller, or you put x in and the person gets fatter or loses metabolism or does a whole series of things, but you're altering the functions in a fundamental way. To become an intrasolar civilization, we're going to have to create a Life Three civilization, and that looks very different from what we've got here. Maybe you splice in Deinococcus radiodurans so that the cells can resplice after a lot of exposure to radiation. Maybe you breathe by having oxygen flow through your blood instead of through your lungs. But you're talking about really radical redesigns,
and one of the interesting things that's happened in the last decade is we've discovered a whole lot of planets out there. And some of them may be Earth-like. The problem is, if we ever want to get to these planets, the fastest human objects -- Juno and Voyager and the rest of this stuff -- take tens of thousands of years to get from here to the nearest solar system. So if you want to start exploring beaches somewhere else, or you want to see two-sun sunsets, then you're talking about something that is very different, because you have to change the timescale and the body of humans
in ways which may be absolutely unrecognizable. And that's a Life Four civilization. Now, we can't even begin to imagine what that might look like, but we're beginning to get glimpses of instruments that might take us even that far. And let me give you two examples. So this is the wonderful Floyd Romesberg, and one of the things that Floyd's been doing is he's been playing with the basic chemistry of life. So all life on this planet is made in ATCGs, the four letters of DNA. All bacteria, all plants, all animals, all humans, all cows, everything else.
And what Floyd did is he changed out two of those base pairs, so it's ATXY. And that means that you now have a parallel system to make life, to make babies, to reproduce, to evolve, that doesn't mate with most things on Earth or in fact maybe with nothing on Earth. Maybe you make plants that are immune to all bacteria. Maybe you make plants that are immune to all viruses. But why is that so interesting? It means that we are not a unique solution. It means you can create alternate chemistries to us that could be chemistries adaptable to a very different planet
that could create life and heredity. The second experiment, or the other implication of this experiment, is that all of you, all life is based on 20 amino acids. If you don't substitute two amino acids, if you don't say ATXY, if you say ATCG + XY, then you go from 20 building blocks to 172, and all of a sudden you've got 172 building blocks of amino acids to build life-forms in very different shapes. The second experiment to think about is a really weird experiment that's been taking place in China. So this guy has been transplanting hundreds of mouse heads.
Right? And why is that an interesting experiment? Well, think of the first heart transplants. One of the things they used to do is they used to bring in the wife or the daughter of the donor so the donee could tell the doctors, "Do you recognize this person? Do you love this person? Do you feel anything for this person?" We laugh about that today. We laugh because we know the heart is a muscle, but for hundreds of thousands of years, or tens of thousands of years, "I gave her my heart. She took my heart. She broke my heart."
We thought this was emotion and we thought maybe emotions were transplanted with the heart. Nope. So how about the brain? Two possible outcomes to this experiment. If you can get a mouse that is functional, then you can see, is the new brain a blank slate? And boy, does that have implications. Second option: the new mouse recognizes Minnie Mouse. The new mouse remembers what it's afraid of, remembers how to navigate the maze, and if that is true,
then you can transplant memory and consciousness. And then the really interesting question is, if you can transplant this, is the only input-output mechanism this down here? Or could you transplant that consciousness into something that would be very different, that would last in space, that would last tens of thousands of years, that would be a completely redesigned body that could hold consciousness for a long, long period of time? And let's come back to the first question: Why would you ever want to do that? Well, I'll tell you why.
Because this is the ultimate selfie. (Laughter) This is taken from six billion miles away, and that's Earth. And that's all of us. And if that little thing goes, all of humanity goes. And the reason you want to alter the human body is because you eventually want a picture that says, that's us, and that's us, and that's us, because that's the way humanity survives long-term extinction. And that's the reason why it turns out it's actually unethical not to evolve the human body
even though it can be scary, even though it can be challenging, but it's what's going to allow us to explore, live and get to places we can't even dream of today, but which our great-great-great-great- grandchildren might someday. Thank you very much. (Applause)