021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

گوگل به کجا میرود؟

Larry Page

Where's Google going next?

Onstage at TED2014, Google CEO Larry Page talks about his far-off vision for the company. It includes aerial bikeways and internet balloons ... and then it gets even more interesting, as Page talks through the company's recent acquisition of Deep Mind, an AI that is learning some surprising things.


تگ های مرتبط :

AI, Algorithm, Business
چارلی رز: "لری" ایمیلی به من فرستاد و در کل گفت، باید مطمئن شویم که شبیه دو مرد میانسال و عبوس دیده نشویم گفتم: ازین تعریفت خوشم اومد -- (خنده حضار) --- چون من یک کم پیرتر هستم، و اون یک کمی ارزش اموالش از من بیشتره. لری پیج:خب, ممنون. چارلی: ما بحثی خواهیم داشت در مورد اینترنت و صحبتی در مورد گوگل، و در مورد (موتور های) جستجو و حریم خصوصی کاربران، و البته در مورد فلسفه تو و اینکه چطور تو نقطه ها رو به هم وصل کردی
و این که چگونه مسیری که چند سال قبل آغاز کردی یک چنین چشم انداز جالبی را ایجاد کرد. کلا می‌خواهیم درمورد آینده حرف بزنیم. سوال اول من اینه که: گوگل کجاست و به کجا می‌رود؟ لری پیج: خب, این چیزی است که خیلی در موردش فکر می‌کنیم، و ماموریتی که خیلی وقت پیش تعریف کردیم این است که اطلاعات دنیا را سازماندهی کنیم و آن‌ها را به اطلاعاتی مفید و قابل دسترسی در سطح جهان تبدیل کنیم. و مردم همیشه می‌گویند، واقعا هنوز همان کار را انجام می‌دهید؟ و من هم به نوعی همیشه در مورد آن فکر می‌کنم،
و کاملا مطمئن نیستم. ولی راستش وقتی در مورد جستجو فکر می‌کنم، واقعا موضوع عمیقی برای همه ما است، که واقعا بفهمید که چه چیزی می‌خواهید، تا اطلاعات جهان را درک کنید، و ما هنوز در مراحل اولیه آن قرار داریم، که کاملا دیوانه‌کننده است. همین الان هم ما ۱۵ سال این کار را انجام داده‌ایم، ولی به هیچ وجه کامل نشده. چارلی رز: وقتی انجام شود، چگونه به نظر می‌رسد؟ لری: خب، فکر می‌کنم، فکر اینکه که به کجا می‌رویم-- می‌دانید، چرا همه کارها انجام نشده؟ بخش بزرگی از آن فقط کثیف کاری‌ های کامپیوتری است
می‌دونین، کامپیوتر شما نمیدونه شما کجا هستید، و نمی دانید چه کار می‌کنید، نمی دانید شما چه چیزی می‌دانید، بخش عمده ای از کارهایی که اخیرا انجام می‌دهیم فقط این بوده که دستگاه هایتان کار کنند، کاری کنیم منظور شما را بفهمند. «گوگل ناو-Google Now» میدونه شما کجا هستید، می دانید چه چیزی ممکنه نیاز داشته باشید. اینکه واقعا بتواند کارهای محاسباتی بکند و شما را بفهمد و اطلاعات را درک کنند را ما هنوز نتوانسته ایم انجام دهیم. این کار هنوز خیلی خیلی سنگین به نظر می‌رسد. چارلی رز: به من بگو، وقتی به کاری که گوگل انجام می دهد نگاه میکنی
Deep Mind کجای آن قرار میگیرد لری پیج: بله، Deep Mind یک شرکت است. ما به تازگی آن را خریده ایم. این شرکت در انگلستان است. اول از همه، بگذارید بگویم راهی که به آنجا برسیم چیست، و آن نگاه به «جستجو» است، و درک واقعی آن، سعی به فهم همه چیز، و سعی به آنکه کامپیوترها را سبک تر کنیم و اینکه شما را واقعا بفهمد -- مثل، صدا که واقعا مهم است. روش امروزی، تشخیص گفنار چیست؟ خیلی خوب نیست. شما را به خوبی درک نمی‌کند.
پس ما تحقیقات خود در زمینه «آموزش ماشین» را آغاز کردیم برای پیشبرد آن. و خیلی به ما کمک کرد. و ما شروع کردیم به بررسی چیزهایی مثل «یوتیوب». آیا میتوانیم یوتیوب را بفهمیم؟ اما ما واقعا آموزش ماشینی را در یوتیوب آغاز کردیم و تونست گربه ها را خودش به تنهایی تشخیص بدهد. حالا، این مفهوم خیلی مهمی است. و فهمیدیم چیزهای مهمی اینجا وجود دارد. اگر ما بتوانیم یاد بگیریم که گربه ها چی هستند، این می تواند خیلی مهم باشد. بنابراین من فکر میکنم Deep Mind، آنچه در Deep Mind واقعا شگفت انگیز است
اینست که واقعا میتواند -- آنها میتوانند موضوعات را بدون نظارت یاد بگیرند. شروع کارشان با بازی های کامپیوتری بود، و فقط همین، من اگر بتوانم این ویدئو را نشان بدهم، فقط بازی کامپیوتری میکردند، و یاد میگرفتند چطور می شود این کار را خودکار انجام داد. چارلی رز: به این بازی کامپیوتری نگاه کنید و اینکه چگونه ماشین ها می توانند کارهای قابل توجهی انجام دهند. لری پیج: موضوع شگفت انگیز آن این است که، در حقیقت مشخص است، که اینها بازی هایی قدیمی هستند، اما سیستم فقط چیزهای را می‌بیند که شما می‌بینید، پیکسل ها،
و کنترل ها ی بازی و حساب امتیازات را دارد، و یاد گرفته تمامی اینها را بازی کند، همان برنامه. خودش یادگرفته همه این بازی ها را انجام دهد با سرعت مافوق انسانی. ما نمی توانستیم کارهایی اینگونه انجام بدهیم با کامپیوترهای قبل از این. و شاید من اشاره سریعی به این یکی بکنم. این یک بازی بکس است، و فهمیده که می‌تواند بگونه ای به حریف بچسبد. کامپیوتر سمت چپ قرار گرفته، و فقط پشت هم امتیاز می‌گیرد. خوب تصور کنید اگر این نوع از هوشمندی در برنامه کاریتان،
یا اطلاعات مورد نیازتان، یا چیزی شبیه به این قرار گیرد. ما تازه در ابتدای این راه هستیم، و این چیزی است که من را هیجان زده می‌کند. چارلی رز: وقتی به همه آنچه که توسط Deep Mind وبازی بکس انجام شده توجه میکنی، یعنی بخشی از جایی که می‌رویم هوش مصنوعی است. اکنون کجاییم؟ کی آن را میبینی؟ لری پیج: خوب، فکر کنم برای من، این یکی از جالب ترین چیزهایی است که در مدتی طولانی دیده ام. کسی که این شرکت را راه انداخت، دمیس، سابقه اش عصب شناسی و کامپیوتر بود. او به دانشگاه برگشت
تا دکترای خود را در مطالعه مغز بگیرد. و فکر میکنم ما کلی کارهای هیجان انگیز خواهیم دید در برخورد علوم کامپیوتر و عصب شناسی برای درک واقعی اینکه چگونه چیزی هوشمند می شود و واقعا کارهای جالبی می‌کند. چارلی رز: الان سطحش کجاست؟ و فکر میکنی چقدر سریع حرکت می‌کنیم؟ لری پیج: الان یک موضوع بسیار تازه است، فهمیدن گربه در «یو تیوب» و چیزهایی مثل آن، توسعه تشخیص گفتار. ما از آموزش ماشین در حد زیادی استفاده کرده ایم
تا چیزها را تدریجا بهتر کنیم، اما خودم فکر میکنم، این مثال ها واقعا جالبند، چون این یک برنامه است که میتواند کلی کارهای متفاوت انجام دهد. چارلی رز: نمیدانم که ما می‌توانستیم این کار را انجام دهیم، اما تصویر گربه را گرفتیم جالب است که این را ببینیم این تصویر چگونگی دیدن گربه توسط ماشین است و آنچه پیدا کرده. میشه آن تصویر را ببینیم؟ لری پیج: آره. چارلی رز: اینجاست. گربه را می‌بینی؟ طراحی شده توسط ماشین، دیده شده توسط ماشین. لری پیج: درسته. پس این تنها از نگاه به «یو تیوب» یاد گرفته شده.
و آموزشی در کار نبوده. هیچ تصوری از گربه نبوده، اما این مفهوم گربه چیزی مهم است که شما می‌فهمید، و حالا ماشین ها هم به نوعی می‌فهمند. شاید فقط ماهی می‌گیرند همچنین در مورد جستجو، شروع به درک واقعی زمینه ها و معنی واقعی اطلاعات برای انسان کرد. من یک فیلم داشتم میخواستم سریعا نشانتان دهم که واقعا چه پیدا کردیم. (فیلم) [«سوی، کنیا»] زک متر: همین چند وقت پیش، محصولی از سیب زمینی کاشتم.
اما یکدفعه یکی پس از دیگری از بین میرفتند. شروع کردم به بررسی کتابها اما چیز زیادی پیدا نکردم. پس رفتم برای جستجوی اینترنت. [«زک متر، کشاورز»] بیماری های سیب زمینی. در یک وب سایت دیدم که مورچه میتواند دلیل مشکل باشد. سایت میگفت، خاکستر چوب را روی گیاهان بپاشیم. سپس بعد از چند روز مورچه ها ناپدید شدند. من در مورد اینترنت هیجان زده شدم. این دوست من است که واقعا میخواهد کارش را توسعه دهد. با او به یک کافی نت رفتم و با هم چند سایت را بررسی کردیم.
وقتی دفعه بعد او را دیدم، او داشت یک آسیاب بادی می‌گذاشت در مدرسه محل. من افتخار میکنم چون چیزی که قبلا آنجا نبوده یکباره آنجاست. فهمیدم که هر کسی نمی تواند دسترسی به چیزی داشته باشد که من داشته ام. فکر کردم که به اینترنتی نیاز دارم که مادر بزرگم هم بتواند استفاده کند. پس به یک تابلو اعلانات فکر کردم. یک تابلو ساده چوبی وقتی که اطلاعاتی را روی تلفنم پیدا می‌کنم، میتوانم آن را اعلان کنم
روی تابلو. این چیزی مثل یک کامپیوتر است. من برای کمک به مردم از اینترنت استفاده می‌کنم. فکر کنم آنچه جستجو می‌کنم زندگی بهتر است برای خودم و همسایه هایم. خیلی از مردم به اطلاعات دسترسی دارند، ولی آن را دنبال نمی کنند. فکر کنم ادامه دادن آن، دانش ماست. وقتی انسانها دانش داشته باشند، میتوانند راه حل پیدا کنند بدون آنکه به آنها کمک شود. اطلاعات قدرتمند است، اما چگونگی استفاده از آن، ما را تعریف میکند.
( تشویق حضار ) لری پیج: موضوع شگفت انگیز این فیلم، این است که ما خبری را خواندیم، و این آقا را پیدا کردیم، و این کلیپ ساخته شد. چارلی رز: وقتی با مردم درباره شما صحبت میکنم، به من میگویند، آنهایی که خوب تورا می شناسند میگویند لری میخواهد دنیا را تغییر دهد، و فکر میکند فناوری میتواند راه را نشان دهد. و معنی ان دسترسی به اینترنت است. باید با زبان ها انجام شود. همچنین به معنی چگونگی دسترسی مردم است و انجام کارهایی که بر اجتماعشان اثر میگذارد، و این فقط یک مثال است.
لری پیج: بله، درست است و فکر میکنم به نظر من من بیشتر به دسترسی آن تمرکز کرده ام. اگر در مورد آینده صحبت میکنیم. ما اخیرا پروژه «لوون» را اعلان کرده ایم که از بالن ها برای انجام آن استفاده میکند. به نظر دیوانگی میرسد. میتوانیم فیلمش را اینجا نشان دهیم. در واقع، دو از هر سه نفر در دنیا دسترسی خوبی به اینترنت ندارند، ما فکر میکنیم که این روش میتواند به مردم کمک کند. به صورتی کاملا اقتصادی. چارلی رز: این یک بالن است. لری پیج: بله، به اینترنت متصل شو. چارلی رز: و چطور این بالن شما را متصل می‌کند
به اینترنت؟ چون چیز های جالبی را یاید انجام دهید تا بفهمید چرا برای امکان پذیر شدن بالن ها، نیازی به بستنشان نیست. لری پیج: بله، و این نمونه خوبی از نو آوری است. مثلا، ما به این ایده فکر می‌کردیم برای مدت پنج سال یا بیشتر قبلا از آنکه کار را شروع کنیم، اما این خیلی، چطور میتوانیم نقاط اتصال بیسیم را بصورتی ارزان در ارتفاع قرار دهیم؟ معمولاراهش استفاده از ماهواره است ولی ارسال آنها خیلی زمانبر است. اما دیدید که ارسال یک بالن چقدر ساده است
و بلند کردنش، و واقعا دوباره، این قدرت اینترنت است، من در باره اش جستجو کردم، و فهمیدم که ۳۰-۴۰ سال پیش، یک نفر بالنی ارسال کرد و آن چندین با دور زمین چرخید. با خودم گفتم چرا نتوانیم امروز این کار را انجام دهیم؟ و اینگونه بود که پروژه شروع شد. چارلی رز: آیا تحت تاثیر باد نیستید؟ لری پیج: بله، ولی معلوم شد، ما شبیه سازی هایی انجام دادیم که احتمالا قبلا انجام نشده بود، اگر شما ارتفاع بالن را تنظیم کنید، که از طریق پمپ کردن هوا به آنها انجام میشود
یا برعکس، بصورت تقریبی میتوانید مسیرشان را کنترل کنید، پس فکر میکنم میتوانیم یک شبکه جهانی بسازیم از این بالن ها که کل دنیا را احاطه کند. چارلی رز: قبلا از آنکه در مورد آینده و حمل و نقل صحبت کنم، زمانی که خیلی درسخوان بودی، و این علاقه ات به حمل و نقل ماشین های خودکار و دوچرخه، بگذار کمی در باره اینکه قبلا اینجا در باره موضوعی صحبت کردیم با ادوارد اسنودن. درباره امنیت و حریم شخصی. باید قبلا در موردش فکر کرده باشی. لری پیج: بله، قطعا. دیروز تصویر سرگی را با ادوارد اسنودن دیدم.
بعضی از شما هم ممکن است دیده باشید. اما فکر میکنم برای من، حریم شخصی و امنیت واقعا موضوع مهمی است. ما به مفهوم هر دو فکر کرده ایم، و فکر میکنم بدون امنیت نمیتوانی حریم شخصی داشته باشی، پس بگذار اول در مورد امنیت صحبت کنیم، چون در مورد اسنودن و موضوعاتش پرسیدی، و بعدش کمی در مورد حریم شخصی صحبت می‌کنم. فکر میکنم برای من ، فوق العاده تاسف انگیز است که دولت مخفیانه این کارها را انجام داده و به ما نگفته. فکر نمی کنم که می‌توانیم دموکراسی داشته باشیم اگر بخواهیم شما و کاربران دیگر را
از دولت محافظت کنیم برای چیزهایی که هیچوقت درباره اش صحبت نکرده ایم. منظورم این نیست که که باید بدانیم که آنها از کدام حمله خاص تروریستی نگرانند تا از ما محافظت کنند، اما باید بدانیم که پارامترهای آن چیست، چه نوع از نظارتی را دولت میخواهد انجام دهد و چگونه و چرا، و فکر کنم در این باره صحبت نکرده ایم. پس به نظرم دولت واقعا زیان بزرگی به خود زده که همه این کارها را مخفیانه انجام داده. چارلی رز: هیچوقت پیش گوگل نیامدند
تا چیزی بخواهند. لری پیج: نه گوگل، بلکه عموم مردم. به نظرم باید تا مناظره ای در این مورد داشته باشیم، یا نمی توانیم دمکراسی واقعی داشته باشیم. واقعا امکان ندارد. پس من متاسفم که گوگل در موقعیتی است که شما و کاربرانمان را از دولت حقظ کند که کارهای مخفیانه ای انجام می‌دهند که کسی نمی‌داند. اصلا معنی ندارد. چارلی رز: بله . و از نگاه حریم شخصی آن. لری پیج: درست است. نگاه حریم شخصی، فکرمیکنم آن -- جهان در حال تغییر است. با خود تلفنی داری. که می‌داند کجایی.
اطلاعات خیلی زیادی در مورد شما وجود دارد. و این چیز مهمی است، و درست است که چرا مردم سوالات سختی می پرسند. ما مدت زیادی به آن فکر کردیم و اینکه مسائل آن چیست. من کمی -- فکر کنم کار اصلی که باید انجام دهیم این است که به مردم حق انتخاب بدهیم، نشان دهیم که چه اطلاعاتی جمع شده -- جستجوهای قبلی، اطلاعات مکانی. امکان «ناشناس» در کروم برایمان مهم است، و از راههای مختلفی آن را انجام میدهیم، تنها به مردم امکانات مختلفی می‌دهیم
و آنها را از اوضاع آگاه می‌کنیم. همینطور فکر میکنم که خیلی ساده است. آنچه نگرانم میکند، آنست که خشک و تر با هم بسوزند. و به ان در برنامه شما نگاه کردم، واقعا یک جوری، مبهوت شدم، و هنوز عادی نشده ام. امیدوارم با صحبت با شما مجددا عادی شوم. چارلی رز: اگر بتونم کاری کنم. حتما انجام میدهم. لری پیج: بسیار خوب. عروسک جادوییت را در بیار و هر کاری که باید را انجام بده. به نظرم، میدونی چیه، وقتی مرور می‌کنم. و بصورت عمومی هم گفته ام،
و همه این اطلاعات را دارم. ما یک نظر سنجی در مورد مسائل پزشکی انجام دادیم با افرادی که مشکلات مشابه داشتند، من به سوابق پزشکی نگاه کردم، و می‌گویم، آیا عالی نخواهد بود اگر سوابق پزشکی همه در دسترس باشد بصورت ناشناس برای محققین پزشکی؟ و وقتی کسی به پرونده پزشکی شما دسترسی می‌یابد، مثلا یک دکتر محقق، آنها میبینند، تو میفهمی که کدام دکتر به آن دسترسی پیدا کرده و چرا، و تو ممکن است بفهمی که وضعیتت چطور است.
به نظرم ما این کار را انجام داده ایم، و امسال جان ۱۰۰٫۰۰۰ انسان را نجات داده ایم. چارلی رز: قطعا. اجازه بده ادامه دهم-- ( تشویق حضار) لری پیج: فکر کنم خیلی نگران بودم که با حریم شخصی در اینترنت، کاری کنیم که با پرونده های پزشکی کردیم، یعنی سوزاندن تر و خشک با هم، و واقعا توجه نمی کنیم امکانات بسیار خوبی که میتواند ایجاد شود از مردمی که اطلاعات به اشتراک می‌گذارند با آدمهای درست و روش های صحیح. چارلی رز: و شرط الزامی آن است که مردم یابد اطمینان داشته باشند
که اطلاعاتشان مورد سوء استفاده قرار نمی گیرد. لری پیج: بله، و من این مشکل را با صدایم داشتم میترسیدم بیانش کنم. سرگی من را تشویق کرد که انجامش بدهم، و کار بسیار خوبی بود. چارلی رز: و نتیجه آن کلا خوب بود. لری پیج: بله، و مردم خیلی مثبت بودند. و هراران هزار نفر را پیدا کردیم که شرایط شان مشابه بود، که اطلاعاتی از آن امروز وجود ندارد. واقعا کار خوبی بود. چارلی رز: از آینده صحبت کنیم، در مورد حمل و نقل چه میکنی؟ لری پیج: خوب، فکر کنم از آن خسته شده بودم
وقتی در میشیگان در کالج بودم. باید با اتوبوس می‌رفتم منتظرش می‌شدم. سرد بود و برف می آمد. کمی تحقیق کردم که چقدر هزینه دارد، و بعد کمی شیفته سیستم های حمل و نقل شدم. چارلی رز: و اینگونه ایده اتومبیل خودکار شروع شد. لری پیج: بله ، حدود ۱۸ سال پیش متوجه شدم که افرادی روی ماشین های خودکار مشغولند. ومجذوب این ایده شدم، و مدتی طول کشید تا این پروژه ها فعال شوند. ولی بخاطر فرصت هایی که ایجاد شده خیلی هیجان دارم در توسعه جهان. بیش از ۲۰ میلیون نفر یا بیشتر در سال مجروح می‌شوند.
این اصلی ترین دلیل مرگ و میر است در امریکا برای افراد کمتر از ۳۴ سال. چارلی رز: پس منظور تو حفظ جان انسانهاست. لری پیج: بله، و همینطور حفظ محیط و بهتر کردن زندگی. نصف لس آنجلس پارکینگ و جاده است، نصف منظقه، و بیشتر شهر ها قطعا از این کمتر نیست. مسخره است که از فضایمان اینگونه استفاده کنیم. چارلی رز: و در چه مدتی این اتفاق میافتد؟ لری پیج: فکر کنم، خیلی خیلی زود به آنجا میرسیم ما بیش از ۱۰۰٫۰۰۰ مایل رانندگی کرده ایم بصورت کاملا خودکار.
من خیلی هیجان دارم تا این را هرچه زودتر عرضه کنیم. چارلی رز: تو فقط در باره ماشین های خودکار صحبت نمی کنی تو این ایده را برای وچرخه هم داری. لری پیج: خوب در گوگل، ما معتقدیم که باید دوچرخه های مجانی برای همه فراهم کرد، و این عالی است برای بیشتر مسیرها. میبینی که دوچرخه ها همه جا می روند، و دوچرخه ها فرسوده می‌شوند. ۲۴ ساعته استفاده می‌شوند. چارلی رز: اما تو میخواهی آنها را بالای خیابان ها هم بگذاری. لری پیج: خوب من گفتم، چطور می‌توانیم مردم را بیشتر ترغیب به استفاده از دوچرخه کنیم؟ چارلی رز: فیلم را ببینیم.
لری پیج: بله ببینیم. من در موردش هیجان زده هستم. ( موسیقی ) خوب اینطوری شما می‌توانید دوچرخه را از ماشین جدا کنید با کمترین هزینه. به هر صورت این خیلی عالی است، اما من در مورد محل شرکتمان فکر میکردم، کار با خدمات رایگان و این چیزها، و میخواهیم استفاده از دوچرخه را خیلی بیشتر کنیم، و من فکر میکردم، چطور با شیوه ای اقتصادی دوچرخه ها را از ترافیک جدا کنیم؟ و رفتم و جستجو کردم، واین چیزی است که پیدا کردم.
و ما واقعا روی آن کار نمی کنیم، این موضوع خاص، اما این تخیل شما را به کار می اندازد. چارلی رز: بگذار اینجوری تمامش کنم. یک حس فلسفی از تفکرت به من بده. این ایده [گوگل ایکس] را داری. بسادگی نمی خواهی به یک محل کوچک و عرصه محدود پیشرفت بروی لری پیج: بله، فکر کنم خیلی از چیزهایی که در باره اش صحبت کردیم اینگونه است، واقعا کجا هستند -- من تقریبا از موضوع اقتصاد افزون گرا استفاده میکنم، که به معنی آنست که که کاری انجام میدهی که اتفاق نمی افتد مگر واقعا انجامش بدهی.
و فکر کنم هرچه کارهای بیشتری مثل این انجام دهی، تاثیر بیشتری خواهی داشت. و این یعنی کارهایی انجام دهی که دیگران فکر نمی کنند ممکن است. و من شگفت زده شده ام، هرچه بیشتر در باره تکنولوژی یاد میگیرم، بیشتر میفهمم که نمیدانم، این بخاطر آن است که این افق تکنولوژی، کاری که می خواهی در مرحله بعد انجام دهی، هرچه بیشتر درباره تکنولوژی یاد میگیری، بیشتر میفمی که چه چیزهایی ممکن است. میفهمی که بالن ها ممکنند چون موادی هستند که با آنها میشود این کار را کرد.
چارلی رز: چیزی که در مورد تو برایم جالب است آنست که، خیلی ها که در مورد آینده فکر می‌کنند، میروند و میبینند و بر می‌گردند، و ما هیچوقت اجرایی نمی‌بینیم. یاد شخصی افتادم که می‌شناسی و در باره اش خوانده ای، تسلا. اصول آن از نظر تو چیست؟ لری پیج: خوب، به نظرم اختراع تنها کافی نیست. اگر چیزی را اختراع کنی، تسلا نیروی الکتریسیته ای که ما استفاده میکنیم را اختراع کرد، و تلاش میکرد تا آن را به مردم عرضه کند. این باید توسط دیگران انجام میشد.
خیلی طول کشید. فکر میکنم واقعا میتوانیم هر دو را ترکیب کنیم، جایی که تمرکز بر اختراع کردن داریم بعلاوه توانایی که واقعا - یک شرکت میتواند واقعا چیز ها را تجاری کند و آنها را به مردم عرضه کند بگونه ای که برای دنیا مثبت باشد و به مردم امید دهد. میدانی، من از پروژه «لوون» شگفت زده ام چقدر همه در باره اش هیجان دارند، چون به آنها امید میدهد برای دو سوم جهان که الان اینترنت به هر نوعی ندارند. چارلی رز: که این دومین موضوع در باره شرکت هاست.
تو از آنهایی هستی که باور دارند که شرکت ها عامل تغییرند اگر بخوبی کار کنند. بله، واقعا وحشت دارم بیشتر مردم فکر میکنند که شرکت ها اساسا بدند. و سرزنش میشوند. و فکر کنم به نوعی درست است. شرکت ها همان کارهای توسعه ای را انجام میدهند که ۵۰ سال قبل میکردند یا ۲۰ سال قبل. واقعا به این نیازی نداریم. خصوصا در تکنولوژی، به تغییراتی انقلابی نیاز داریم، نه تغییراتی توسعه ای.
چارلی رز: یکبار گفتی، و فکر میکنم تقریبا درست فهمیدم، که ممکن است بخواهی، بجای آنکه پولت را بدهی، اگر برایش دلیلی بسازی، براحتی آن را به «الون ماسک» بده، بخاط اینکه تو اعتقاد داری که او آینده را تغییر می‌دهد، و بنابر این تو اینکار را می‌کنی --- لری پیج: درسته، اگر بخواهی به مریخ بروی، او میخواهد به مریخ برود، تا پشتیبان بشریت باشد، این هدفی ارزشمند است، اما این یک شرکت است، و این یک خیریه.
پس فکر میکنم هدف ما انجام همین کارهاست. و پرسیدی، ما کلی کارمند داریم در گوگلی که خیلی پولدار شده. مردم در تکنولوژی کلی پول در می آورند. خیلی از آدمهایی که اینجا هستند، خیلی پولدارند. تو کار میکنی چون میخواهی جهان را عوض کنی. میخواهی بهترش کنی. چرا شرکتی که برایش کار می‌کنی ارزش نه تنها وقت تو را بلکه پولت را هم داشته باشد؟ منظورم اینست، ولی مفهومی از این نوع نداریم. ما در مورد شرکت ها اینگونه فکر نمی‌کنیم، و این غم انگیز است،
چون شرکت ها بیشترین چیزی هستند که داریم، بیشتر وفت مردم اینجا صرف می‌شود، جایی است که پول هست، و فکر کنم برای ما می‌خواهم که بیشتر کمک کنم از آنچه می کنیم. چارلی رز: وقتی صحبتم را با بقیه تمام می‌کنم، همیشه این را می‌پرسم: در چه وضعیت فکری، در چه حالت ذهنی بهترین توانت را داری؟ آدمهایی مثل روپرت مرداک گفتند کنجکاوی، و آدمهای دیگر رسانه هم همین را گفتند. بیل گیتس و وارن بوفه گفتند تمرکز. چه حالت ذهنی،
در حالی که این حضار را ترک می‌کنی، به تو کمک کرد تا به آینده فکر کنی و همان وقت حال را تغییر دهی؟ لری پیج: میدانی، فکر میکنم مهمترین چیز-- من به خیلی از شرکت ها نگاه کردم و اینکه چرا درطول زمان به موفقیت نرسیدند. شرکت های ما عملکرد مالی سریعی داشته اند، و گفتم، که آنها اساسا چه اشتباهی داشته اند؟ همه آنها چه اشتباهی مرتکب شده اند؟ و معمولا این است که همه آنها آینده را فراموش کردند. و فکر کنم، از نظر من، فقط سعی میکنم به آن تمرکز کنم و بگویم،
آن آینده واقعا چه خواهد بود و چگونه آن را خلق کنیم، و چگونه بتوانیم سازمانمان را ، واقعا بر آن متمرکز کنیم و با سرعت بالا به آن هدایت کنیم؟ و این کنجکاوی است، توجه به چیزهایی ست که معمولا آدمها به آن فکر نمی کنند، کار روی موضوعاتی است که کس دیگری رویش کار نمی کند، چون واقعا این همان افزون گرایی است، اینکه بخواهی انجامش دهی، و بتوانی خطرش را قبول کنی. به اندروئید نگاه کن. من بخاطر کار روی اندروئید احساس گناه می‌کردم
وقتی شروع می کردیم. یک شرکت نوپا بود وقتی خریدیمش. واقعا کاری که ما می‌کردیم نبود. و من بخاطر وقت گذاشتن رویش احساس گناه می‌کردم. احمقانه بود. آن آینده بود، غیر از این است؟ انجامش کار خوبی بود. چارلی رز: دیدن شما اینجا عالی بود. دوست داریم تا شما را ببینیم، و نشستن با شما کنار این میز لذت بخش است. متشکرم ، لری. لری پیج: متشکرم. ( تشویق حضار )
Charlie Rose: So Larry sent me an email and he basically said, we've got to make sure that we don't seem like we're a couple of middle-aged boring men. I said, I'm flattered by that -- (Laughter) — because I'm a bit older, and he has a bit more net worth than I do. Larry Page: Well, thank you. CR: So we'll have a conversation about the Internet, and we'll have a conversation Google, and we'll have a conversation about search and privacy, and also about your philosophy
and a sense of how you've connected the dots and how this journey that began some time ago has such interesting prospects. Mainly we want to talk about the future. So my first question: Where is Google and where is it going? LP: Well, this is something we think about a lot, and our mission we defined a long time ago is to organize the world's information and make it universally accessible and useful. And people always say, is that really what you guys are still doing? And I always kind of think about that myself,
and I'm not quite sure. But actually, when I think about search, it's such a deep thing for all of us, to really understand what you want, to understand the world's information, and we're still very much in the early stages of that, which is totally crazy. We've been at it for 15 years already, but it's not at all done. CR: When it's done, how will it be? LP: Well, I guess, in thinking about where we're going -- you know, why is it not done? -- a lot of it is just computing's kind of a mess.
You know, your computer doesn't know where you are, it doesn't know what you're doing, it doesn't know what you know, and a lot we've been trying to do recently is just make your devices work, make them understand your context. Google Now, you know, knows where you are, knows what you may need. So really having computing work and understand you and understand that information, we really haven't done that yet. It's still very, very clunky. CR: Tell me, when you look at what Google is doing,
where does Deep Mind fit? LP: Yeah, so Deep Mind is a company we just acquired recently. It's in the U.K. First, let me tell you the way we got there, which was looking at search and really understanding, trying to understand everything, and also make the computers not clunky and really understand you -- like, voice was really important. So what's the state of the art on speech recognition? It's not very good. It doesn't really understand you.
So we started doing machine learning research to improve that. That helped a lot. And we started just looking at things like YouTube. Can we understand YouTube? But we actually ran machine learning on YouTube and it discovered cats, just by itself. Now, that's an important concept. And we realized there's really something here. If we can learn what cats are, that must be really important. So I think Deep Mind, what's really amazing about Deep Mind is that it can actually --
they're learning things in this unsupervised way. They started with video games, and really just, maybe I can show the video, just playing video games, and learning how to do that automatically. CR: Take a look at the video games and how machines are coming to be able to do some remarkable things. LP: The amazing thing about this is this is, I mean, obviously, these are old games, but the system just sees what you see, the pixels, and it has the controls and it has the score,
and it's learned to play all of these games, same program. It's learned to play all of these games with superhuman performance. We've not been able to do things like this with computers before. And maybe I'll just narrate this one quickly. This is boxing, and it figures out it can sort of pin the opponent down. The computer's on the left, and it's just racking up points. So imagine if this kind of intelligence were thrown at your schedule, or your information needs, or things like that.
We're really just at the beginning of that, and that's what I'm really excited about. CR: When you look at all that's taken place with Deep Mind and the boxing, also a part of where we're going is artificial intelligence. Where are we, when you look at that? LP: Well, I think for me, this is kind of one of the most exciting things I've seen in a long time. The guy who started this company, Demis, has a neuroscience and a computer science background. He went back to school
to get his Ph.D. to study the brain. And so I think we're seeing a lot of exciting work going on that sort of crosses computer science and neuroscience in terms of really understanding what it takes to make something smart and do really interesting things. CR: But where's the level of it now? And how fast do you think we are moving? LP: Well, this is the state of the art right now, understanding cats on YouTube and things like that, improving voice recognition.
We used a lot of machine learning to improve things incrementally, but I think for me, this example's really exciting, because it's one program that can do a lot of different things. CR: I don't know if we can do this, but we've got the image of the cat. It would be wonderful to see this. This is how machines looked at cats and what they came up with. Can we see that image? LP: Yeah. CR: There it is. Can you see the cat? Designed by machines, seen by machines.
LP: That's right. So this is learned from just watching YouTube. And there's no training, no notion of a cat, but this concept of a cat is something important that you would understand, and now that the machines can kind of understand. Maybe just finishing also on the search part, it started with search, really understanding people's context and their information. I did have a video I wanted to show quickly on that that we actually found.
(Video) ["Soy, Kenya"] Zack Matere: Not long ago, I planted a crop of potatoes. Then suddenly they started dying one after the other. I checked out the books and they didn't tell me much. So, I went and I did a search. ["Zack Matere, Farmer"] Potato diseases. One of the websites told me that ants could be the problem. It said, sprinkle wood ash over the plants. Then after a few days the ants disappeared. I got excited about the Internet. I have this friend
who really would like to expand his business. So I went with him to the cyber cafe and we checked out several sites. When I met him next, he was going to put a windmill at the local school. I felt proud because something that wasn't there before was suddenly there. I realized that not everybody can be able to access what I was able to access. I thought that I need to have an Internet that my grandmother can use. So I thought about a notice board.
A simple wooden notice board. When I get information on my phone, I'm able to post the information on the notice board. So it's basically like a computer. I use the Internet to help people. I think I am searching for a better life for me and my neighbors. So many people have access to information, but there's no follow-up to that. I think the follow-up to that is our knowledge. When people have the knowledge, they can find solutions
without having to helped out. Information is powerful, but it is how we use it that will define us. (Applause) LP: Now, the amazing thing about that video, actually, was we just read about it in the news, and we found this gentlemen, and made that little clip. CR: When I talk to people about you, they say to me, people who know you well, say, Larry wants to change the world, and he believes technology can show the way. And that means access to the Internet.
It has to do with languages. It also means how people can get access and do things that will affect their community, and this is an example. LP: Yeah, that's right, and I think for me, I have been focusing on access more, if we're talking about the future. We recently released this Loon Project which is using balloons to do it. It sounds totally crazy. We can show the video here. Actually, two out of three people in the world don't have good Internet access now.
We actually think this can really help people sort of cost-efficiently. CR: It's a balloon. LP: Yeah, get access to the Internet. CR: And why does this balloon give you access to the Internet? Because there was some interesting things you had to do to figure out how to make balloons possible, they didn't have to be tethered. LP: Yeah, and this is a good example of innovation. Like, we've been thinking about this idea for five years or more before we started working on it,
but it was just really, how do we get access points up high, cheaply? You normally have to use satellites and it takes a long time to launch them. But you saw there how easy it is to launch a balloon and get it up, and actually again, it's the power of the Internet, I did a search on it, and I found, 30, 40 years ago, someone had put up a balloon and it had gone around the Earth multiple times. And I thought, why can't we do that today? And that's how this project got going.
CR: But are you at the mercy of the wind? LP: Yeah, but it turns out, we did some weather simulations which probably hadn't really been done before, and if you control the altitude of the balloons, which you can do by pumping air into them and other ways, you can actually control roughly where they go, and so I think we can build a worldwide mesh of these balloons that can cover the whole planet. CR: Before I talk about the future and transportation, where you've been a nerd for a while, and this fascination you have with transportation
and automated cars and bicycles, let me talk a bit about what's been the subject here earlier with Edward Snowden. It is security and privacy. You have to have been thinking about that. LP: Yeah, absolutely. I saw the picture of Sergey with Edward Snowden yesterday. Some of you may have seen it. But I think, for me, I guess, privacy and security are a really important thing. We think about it in terms of both things, and I think you can't have privacy without security, so let me just talk about security first,
because you asked about Snowden and all of that, and then I'll say a little bit about privacy. I think for me, it's tremendously disappointing that the government secretly did all this stuff and didn't tell us. I don't think we can have a democracy if we're having to protect you and our users from the government for stuff that we've never had a conversation about. And I don't mean we have to know what the particular terrorist attack is they're worried about protecting us from, but we do need to know
what the parameters of it is, what kind of surveillance the government's going to do and how and why, and I think we haven't had that conversation. So I think the government's actually done itself a tremendous disservice by doing all that in secret. CR: Never coming to Google to ask for anything. LP: Not Google, but the public. I think we need to have a debate about that, or we can't have a functioning democracy. It's just not possible. So I'm sad that Google's
in the position of protecting you and our users from the government doing secret thing that nobody knows about. It doesn't make any sense. CR: Yeah. And then there's a privacy side of it. LP: Yes. The privacy side, I think it's -- the world is changing. You carry a phone. It knows where you are. There's so much more information about you, and that's an important thing, and it makes sense why people are asking difficult questions. We spend a lot of time thinking about this
and what the issues are. I'm a little bit -- I think the main thing that we need to do is just provide people choice, show them what data's being collected -- search history, location data. We're excited about incognito mode in Chrome, and doing that in more ways, just giving people more choice and more awareness of what's going on. I also think it's very easy. What I'm worried is that we throw out the baby with the bathwater. And I look at, on your show, actually,
I kind of lost my voice, and I haven't gotten it back. I'm hoping that by talking to you I'm going to get it back. CR: If I could do anything, I would do that. LP: All right. So get out your voodoo doll and whatever you need to do. But I think, you know what, I look at that, I made that public, and I got all this information. We got a survey done on medical conditions with people who have similar issues, and I look at medical records, and I say, wouldn't it be amazing
if everyone's medical records were available anonymously to research doctors? And when someone accesses your medical record, a research doctor, they could see, you could see which doctor accessed it and why, and you could maybe learn about what conditions you have. I think if we just did that, we'd save 100,000 lives this year. CR: Absolutely. Let me go — (Applause) LP: So I guess I'm just very worried that with Internet privacy,
we're doing the same thing we're doing with medical records, is we're throwing out the baby with the bathwater, and we're not really thinking about the tremendous good that can come from people sharing information with the right people in the right ways. CR: And the necessary condition that people have to have confidence that their information will not be abused. LP: Yeah, and I had this problem with my voice stuff. I was scared to share it. Sergey encouraged me to do that, and it was a great thing to do.
CR: And the response has been overwhelming. LP: Yeah, and people are super positive. We got thousands and thousands of people with similar conditions, which there's no data on today. So it was a really good thing. CR: So talking about the future, what is it about you and transportation systems? LP: Yeah. I guess I was just frustrated with this when I was at college in Michigan. I had to get on the bus and take it and wait for it. And it was cold and snowing.
I did some research on how much it cost, and I just became a bit obsessed with transportation systems. CR: And that began the idea of an automated car. LP: Yeah, about 18 years ago I learned about people working on automated cars, and I became fascinated by that, and it takes a while to get these projects going, but I'm super excited about the possibilities of that improving the world. There's 20 million people or more injured per year. It's the leading cause of death for people under 34 in the U.S. CR: So you're talking about saving lives.
LP: Yeah, and also saving space and making life better. Los Angeles is half parking lots and roads, half of the area, and most cities are not far behind, actually. It's just crazy that that's what we use our space for. CR: And how soon will we be there? LP: I think we can be there very, very soon. We've driven well over 100,000 miles now totally automated. I'm super excited about getting that out quickly. CR: But it's not only you're talking about automated cars.
You also have this idea for bicycles. LP: Well at Google, we got this idea that we should just provide free bikes to everyone, and that's been amazing, most of the trips. You see bikes going everywhere, and the bikes wear out. They're getting used 24 hours a day. CR: But you want to put them above the street, too. LP: Well I said, how do we get people using bikes more? CR: We may have a video here. LP: Yeah, let's show the video. I just got excited about this.
(Music) So this is actually how you might separate bikes from cars with minimal cost. Anyway, it looks totally crazy, but I was actually thinking about our campus, working with the Zippies and stuff, and just trying to get a lot more bike usage, and I was thinking about, how do you cost-effectively separate the bikes from traffic? And I went and searched, and this is what I found. And we're not actually working on this, that particular thing,
but it gets your imagination going. CR: Let me close with this. Give me a sense of the philosophy of your own mind. You have this idea of [Google X]. You don't simply want to go in some small, measurable arena of progress. LP: Yeah, I think many of the things we just talked about are like that, where they're really -- I almost use the economic concept of additionality, which means that you're doing something that wouldn't happen unless you were actually doing it. And I think the more you can do things like that,
the bigger impact you have, and that's about doing things that people might not think are possible. And I've been amazed, the more I learn about technology, the more I realize I don't know, and that's because this technological horizon, the thing that you can see to do next, the more you learn about technology, the more you learn what's possible. You learn that the balloons are possible because there's some material that will work for them. CR: What's interesting about you too, though, for me,
is that, we have lots of people who are thinking about the future, and they are going and looking and they're coming back, but we never see the implementation. I think of somebody you knew and read about, Tesla. The principle of that for you is what? LP: Well, I think invention is not enough. If you invent something, Tesla invented electric power that we use, but he struggled to get it out to people. That had to be done by other people. It took a long time.
And I think if we can actually combine both things, where we have an innovation and invention focus, plus the ability to really -- a company that can really commercialize things and get them to people in a way that's positive for the world and to give people hope. You know, I'm amazed with the Loon Project just how excited people were about that, because it gave them hope for the two thirds of the world that doesn't have Internet right now that's any good. CR: Which is a second thing about corporations.
You are one of those people who believe that corporations are an agent of change if they are run well. LP: Yeah. I'm really dismayed most people think companies are basically evil. They get a bad rap. And I think that's somewhat correct. Companies are doing the same incremental thing that they did 50 years ago or 20 years ago. That's not really what we need. We need, especially in technology, we need revolutionary change, not incremental change.
CR: You once said, actually, as I think I've got this about right, that you might consider, rather than giving your money, if you were leaving it to some cause, just simply giving it to Elon Musk, because you had confidence that he would change the future, and that you would therefore — LP: Yeah, if you want to go Mars, he wants to go to Mars, to back up humanity, that's a worthy goal, but it's a company, and it's philanthropical.
So I think we aim to do kind of similar things. And I think, you ask, we have a lot of employees at Google who have become pretty wealthy. People make a lot of money in technology. A lot of people in the room are pretty wealthy. You're working because you want to change the world. You want to make it better. Why isn't the company that you work for worthy not just of your time but your money as well? I mean, but we don't have a concept of that. That's not how we think about companies, and I think it's sad,
because companies are most of our effort. They're where most of people's time is, where a lot of the money is, and so I think I'd like for us to help out more than we are. CR: When I close conversations with lots of people, I always ask this question: What state of mind, what quality of mind is it that has served you best? People like Rupert Murdoch have said curiosity, and other people in the media have said that. Bill Gates and Warren Buffett have said focus.
What quality of mind, as I leave this audience, has enabled you to think about the future and at the same time change the present? LP: You know, I think the most important thing -- I looked at lots of companies and why I thought they don't succeed over time. We've had a more rapid turnover of companies. And I said, what did they fundamentally do wrong? What did those companies all do wrong? And usually it's just that they missed the future. And so I think, for me,
I just try to focus on that and say, what is that future really going to be and how do we create it, and how do we cause our organization, to really focus on that and drive that at a really high rate? And so that's been curiosity, it's been looking at things people might not think about, working on things that no one else is working on, because that's where the additionality really is, and be willing to do that, to take that risk.
Look at Android. I felt guilty about working on Android when it was starting. It was a little startup we bought. It wasn't really what we were really working on. And I felt guilty about spending time on that. That was stupid. That was the future, right? That was a good thing to be working on. CR: It is great to see you here. It's great to hear from you, and a pleasure to sit at this table with you. Thanks, Larry. LP: Thank you.
(Applause) CR