021-22889554
021-26703715
مشاوره آموزشی رایگان

021-22889554  |  021-26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چرا ما نیازمند تصور آینده های متفاوتی هستیم

Anab Jain

Why we need to imagine different futures

Anab Jain brings the future to life, creating experiences where people can touch, see and feel the potential of the world we're creating. Do we want a world where intelligent machines patrol our streets, for instance, or where our genetic heritage determines our health care? Jain's projects show why it's important to fight for the world we want. Catch a glimpse of possible futures in this eye-opening talk.


تگ های مرتبط :

AI, Cities, Algorithm
کار من دیدن آینده است نه یک آینده بلکه خیلی آینده‌های محتمل را دیدم، و وقایع را از آن آینده‌ها برای شما آوردم تا امروز آنها تجربه کنید مانند یک باستان شناس آینده. در طول سال ها سفرهای بسیار من خیلی چیزها را به عقب بازگردانده اند مانند یک گونه ی مهندسی شده ی مصنوع از زنبورها کتابی با نام "حیوانات به عنوان پروتئین" یک ماشین که با بازرگانی اطلاعات ژنتیکی تان شما را توانمند میکند یک لامپ که از نیروی شکر استفاده میکند یک رایانه برای رشد غذا خب، من واقعا به آینده های مختلفی سفر نمیکنم--هنوز ولی همسر من جان و من زمان زیادی را صرف تفکر
و خلق تصوراتی از آینده های مختلف در اتاق کارمان میکنیم. ما دائما مراقب سیگنال های ضعیفی هستیم که از آینده ای بالقوه زمزمه میشوند. سپس این رگه های بالقوه را تا همان آینده دنبال میکنیم و میپرسیم: زندگی در چنین آینده ای چه حسی خواهد داشت؟ چه چیزهایی ممکن است ببینیم، بشنویم و حتی استنشاق کنیم سپس ما تجربیات را به اجرا در می آوریم، نمونه ها را میسازیم و اشیاء را درست میکنیم نمود های این آینده ها را به زندگی می آوریم آنها را سازگار و ملموس میکنیم بنابراین شما میتوانید تاثیر احتمالات آن آینده ها را احساس کنید اینجا و اکنون. اما این کار، پیش بینی نیست.
این خلق ابزار است-- ابزاری که میتوانند حال و آینده ی ما را به هم متصل کنند بنابراین ما به طور فعال در خلق آینده ای که میخوایم سهیم میشویم-- آینده ای که برای همه ی ما جواب میدهد. خب حالا چگونه این کار را انجام بدهیم؟ اخیرا برای پروژه ای به نام پهپاد آشیانه ای، (پرنده هدایت‌پذیر از دور) ما علاقمند بودیم به کاوش اینکه زندگی با پهپاد هواپیماهای بدون سرنشین در شهرمان چگونه است. پهپاد هایی که قدرت مشاهده ی چیزهایی را دارند که ما نداریم، جاهایی میروند که ما نمیتوانیم و با استقلال رو به افزایشی کارهایی میکنند که ما نمیتوانیم انجام بدهیم. ولی برای فهمیدن فن آوری آن
کلنجار رفتن با آن ضروری است. بنابراین ما در اتاق کار خودمان چندین پهپاد ساختیم به آنها نام و کارکرد دادیم و سپس آنها را پراندیم-- ولی این بدون هیچ دشواری نبود. چیزها گم شدند، سیگنال های سیستم ردیاب مختل شدند. و پهپاد ها سقوط کردند. اما در خلال اینچنین آزمایشی بود که ما توانستیم برشی بسیار واقعی و تجربی از یک آینده ی محتمل بسازیم. پس اکنون بیاید به آن آینده برویم بیاید تصور کنیم در شهری با پهپاد هایی مانند این یکی که اسمش را نگهبان تاریکی میگذاریم زندگی میکنیم.
اون خیابان ها را پرسه میزند، اغلب در غروب و شب هنگام در ابتدا بسیاری از ما به خاطر فعالیت کند و کم آن اذیت میشدیم. ولی بعد مانند هرچیز دیگری به آن عادت کردیم، حالا چطور میشود اگر بتوانید جهان را از چشمان آن ببینید؟ ببینید اون چگونه مرتب هر آنچه در همسایگی ماست را ثبت میکند؛ ثبت کردن کودکانی که فوتبال بازی میکنند در ناحیه ای که بازی انجام نمیشود و اونها رو آزاردهندگان قانونی علامت گزاری میکند. (صدای خنده) و ببینید سپس چگونه این گروه از نوجوانان را متفرق میکند، با تهدید توسط یک حکم صادر شده ی خودگردان. و بعد از آن این صفحه ی پرنده ی بزرگ که مادیسون نام گرفته(مسابقه دو استقامت) حضور واضح آن بسیار غالب است،
من نمیتونم به اون خیره نشوم اما هر بار که به آن نگاه میکنم این حس را دارم که در مورد من مقداری بیشتر میداند-- مثل اینکه همه ی این تبلیغات برایان ایر را به خاطر من ادامه میدهد، انگار میداند که برای تعطیلات برنامه ریزی کرده ام. مطمئن نیستم که این رو کم و بیش سرگرم کننده بدانم. یا کاملا هجوم آور و مشکل ساز برگردیم به زمان حال. در خلق این آینده، ما بسیار آموختیم. نه تنها در مورد چگونگی کارکرد این ماشین بلکه احساس کردیم در کنارشان زندگی میکنیم. پهپادهایی مثل مادیسون و نگهبان شب در این فرم بخصوص،
هنوز واقعی نیستند، در واقع بسیاری عناصر آینده ی یک پهپاد، امروزه بسیار موجود هستند. مثلا، سیستم های تشخیص چهره همه جا هستند-- در تلفن های ما، حتی در ترموستات(کنترل کننده گرما) های ما و در دوربین های شهر ما-- گزارشی را از آنچه انجام میدهیم را نگهداری میکنند. خواه تبلیغی باشد که به آن نگاهی انداخته ایم یا اعتراضی که در آن شرکت کرده ایم. این چیزها اینجا هستند و بسیاری اوقات ما نمیفهمیم چگونه کار میکنند، و چه عواقبی دارند. و همه ی این ها را اطراف خود میبینیم. این دشواری حتی در تصور کردن
چگونگی تاثیر نتایج اعمال امروز ما در آینده ی ما سال گذشته، جایی که من زندگی میکنم، در انگلستان، همه پرسی ای برگزار شد برای اینکه مردم رای بدهند که انگلستان اتحادیه اروپا را ترک کند یا در اتحادیه اروپا بماند، به زبان ساده به عنوان "براگزیت" (ترکیب دو واژه خروج و انگلستان) شناخته شد و با آمدن نتایج به سرعت یک کلمه شروع به ظاهر شدن کرد "برگرت" (ترکیب دو واژه پشیمانی و انگلستان) (صدای خنده) که معترضانی را که به براگزیت رای دادند را توصیه میکرد، ولی بدون فکر کردن به عواقب پنهانی آن و این گسستگی در برخی چیزهای ساده مشهود است. مثلا شما برای یک نوشیدنی بیرون میروید
بعد تصمیم میگیرید که کمی بیشتر بنوشید. میدانید که صبح با حال بسیار بدی بیدار میشوید ولی با گفتن یک جمله آن را توجیه میکنید: "منِ دیگر، در آینده با آن کنار خواهد آمد." اما همونطور که صبح میفهمیم آینده ی "تو" همان تو است زمانی که من در هند بزگ میشدم در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، احساسی بود که آینده هم نیاز دارد، و هم در حقیقت میتواند برنامه ریزی شود. بخاطر می آورم که والدینم مجبوربودند برای ساده ترین چیزها برنامه ریزی کنند. زمانی که در منزلمان یک تلفن میخواستند، نیازداشتند که آن را سفارش بدهند و منتظربمانند-- انتظار برای نزدیک به ۵ سال تا راه اندازی آن در خانه مان.
(صدای خنده) و بعد اگر میخواستند با پدرمادرشان تماس بگیرند که در شهر دیگری زندگی میکردند مجبور بودند چیزی به نام "اتصال تلفنى بين دو مشترک" را رزرو کنند، و دوباره برای ساعت ه ا یا حتی روزها منتظر بمانند. و سپس ناگهان تلفن ساعت ۲ صبح زنگ میزد و همه ی ما از رختخوابمان میپریدیم و دور تلفن جمع میشدیم داخل آن فریاد میزدیم، و در ساعت ۲ صبح با هم احوالپرسی میکردیم. امروزه چنین به نظر میرسد که همه چیز سریع میگذرد آنقدر سریع که میتواند دشوار باشد برای ما جهت شکل دادن به درکی از جایگاهمان در تاریخ احساسی مشقت آور از بلاتکلیفی و اضطراب ایجاد میکند،
و سیس به آینده اجازه میدهیم که خودش برایمان اتفاق بیافتد. ما به آن "ما" ی آینده متصل نمیشویم. با آینده ی خودمان مثل غریبه برخورد میکنیم، و با آینده مثل یک سرزمین خارجی. اون سرزمین خارجی نیست اون آشکارا در مقابل ماست، پیوسته با اعمال کنونی ما شکل میگیرد. ما آن آینده هستیم، و من معتقدم به جنگ برای آینده ای که میخواهیم از هروقت دیگری ضروری تر و حیاتی تر است ما در کارمان آموختیم که یکی از قویترین ابزار تغییر موثر زمانی است که مردم میتوانند مستقیما و بطور ملموس و حسی
برخی پیامدهای اعمالشان را امروز تجربه کنند. اوایل امسال، دولت امارات متحده عرب مارا دعوت کرد تا فنون و تدابیر نیروی کشورشان را بطور کامل تا سال ۲۰۵۰ شکل دهیم. براساس اطلاعات اقتصادی دولت، ما این مدل بزرگ شهری را خلق کردیم، و بسیاری از آینده ها را روی آن متصور شدیم. از آنجایی که من به طور هیجان انگیزی برای گروهی از صاحب منصبان دولتی و اعضای شرکت های نیرو یک آینده ی پذیرفتنی را روی مدلمان توضیح میدادم، یکی از شرکت کنندگان به من گفت "من نمیتوانم تصور کنم در آینده مردم با ماشین رانندگی نکنند و از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند."
و بعد گفت، "اصلا راه ندارد من به پسرم بگویم که ماشینت را نرانند" اما ما برای این واکنش آماده بودیم. طی کارکردنمان با دانشمندان در آزمایشگاه شیمی در زادگاهم در هند، ما نمونه های تقریبی را خلق کردیم که با همین وضعیت در سال ۲۰۳۰ هوا چگونه خواهد بود. و بعد از پیش گروه به سمت این شئ رفتم که از آن هوای نمونه بخار ساتع میکرد. تنها یک وزش از آلودگی هوای ۲۰۳۰ را آلوده کرد توانست کاری کند که هیچ داده ای انجام نمی دهد. این آینده ای نیست که شما بخواهید فرزندانتان به ارث ببرند. روز بعد، دولت آگهی بزرگی درست کرد. آنها میلیاردها دلار برای انرژی‌های تجدیدشدنی سرمایه گذاری کردند
نمیدانیم کدام بخش از تجربیات آینده موجب این تصمیم گیری شد، اما میدانیم که آنها سیاست انرژی خود را تغییر دادند تا سناریوی این چنینی را سبک تر کنند. درحالیکه چیزی مثل هوا در آینده خیلی موثر و ملموس است سیر حرکت ما از حال به نتایج آینده همیشه هم خیلی خطی نیست حتی زمانی که یک تکنولوژی با ایده آل های خیالی توسعه داده شده است، لحظه ای که ازمایشگاه را ترک میکند و وارد دنیا میشود، به نیروهایی خارج از کنترل خلق کننده وابسته است. برای یک پروژه ی خاص، ما ژنوم دارویی را بررسی کردیم تکنولوژی جمع آوری داده های ژنتیکی مردم برای خلق داروهای شخصی سازی شده.
ما میپرسیدیم: نتایج پیش بینی نشده ی پیوند ژنتیک ما به مراقبت بهداشتی چه خواهد بود بعدا برای کشف این پرسش دادگاه خیالی را بوجود آوردیم& و آن را توسط ۳۱ تکه از وقایع بادقت کارشده به زندگی آوردیم. بنابراین ما یک کلینیک غیرقانونی ژنتیک را ساختیم، یک محفظه ی رشد کربن دی اکسید دست ساز، لو حتی خرید موش یخ زده در سایت ای بِی حالا بیاید به آن آینده برویم، جاییکه این دادگاه گشوده میشود و با خوانده، آرنولد من ملاقات میکند آرنولد توسط این شرکت عظیم بیوتکنولوژی مورد پیگرد قرار گرفته نام شرکت ژنتیک های پویاست،
چراکه آنها شواهدی دارند مبنی بر اینکه آرنولد به طور غیرقانونی ماده ای ژنتیکی اختراعی را وارد بدنش کرده است. جدا آرنولد چگونه این کار را انجام داده بود؟ خب، همه چیز از آنجا شروع شد که زمانی که از آرنولد خواسته شد که نمونه بزاق دهانش را روی کیت ارائه دهد برای ان اچ آی یا خدمات بیمه ی سلامت ملی انگلستان زمانی که آرنولد قبض بیمه سلامت خود را دریافت کرد شوکه شد و ترسید که دید هزینه بیمه ی وی سر به فلک کشیده، فراتر از هرآنچه خود او یا خانواده اش استطاعت داشتند. الگوریتم وضعیت داده ی ژنتیک وی را بررسی کرده بود
و خطر وضعیت مز‌من سلامتیِ پنهان در دی ان ای او پیدا کرده بود. و سپس آرنولد مجبور به پرداخت هزینه های بالقوه برای بیماری آن آینده شد بود-- بیماری بالقوه آینده از امروز. در آن لحظات ترس و وحشت آرنولد از شهر بدون سر و صدا گذشت به سمت سایه های تاریک این کلینیک غیرقانونی برای درمان رهسپار شد-- درمانی که ممکن بود دی ان ای او را اصلاح کند که دیگر الگوریتم حالت او را به عنوان خطر نبیند، و هزینه های درمانی او دوباره قابل استطاعت بشوند. ولی آرنولد دستگیر شد و اقدامات قانونی در مورد ژنتیک پویای آغاز شد. به زندگی آوردن اینچنین زندگی
آنچه برای ما مهم بود این بود که مردم میتوانستند پتانسیل آن را لمس کنند، ببینند و حس کنند چراکه مواجهه ی سریع و نزدیک این چنینی مردم را برمی انگیزد تا سوال صحیح را بپرسند سوالی مثل: پیامدهای زندگی در دنیایی که من با ژنتیکم قضاوت میشوم چیست؟ یا: چه کسی داده ژنتیک من را مطالبه میکند، و چکاری ممکن است با آن انجام دهند؟ اگر حتی کمی عجیب و بعید بنظر برسد، امروزه لایحه ی کمتر شناخته شده ای وجود دارد که توسط مجلس سنای آمریکا تصویب شده و به نام HR 1313 شناخته میشود که حافظ برنامه های کارکرد خوب کارمندان است. این لایحه برای اصلاح اطلاعات ژنتیک کارکرد غیر تبعیض آمیز ارائه شده است،
که با نام GINA شناخته میشود، و به کارمندان اجازه میدهد تا در مورد تاریخچه درمانی خانواده و داده ژنتیکی آن بپرسند، برای اولین بار برای همه کارکنان. کسانی که امتناع کنند با جریمه های بزرگی روبرو میشوند. در عمل من تا اینجا نشان دادم که اگر پهپاد ها باشند یا مجازات های ژنتیکی، اینها مسايل مشکل سازی را آینده های ایجاد میکنند به این هدف که به ما برای دوری از این شکلات در آینده ها کمک کنند. اما در مورد چیزهایی که نمیتوانیم از آنها دوری کنیم چه؟ امروزه،بخصوص با تغییرات اقلیمی بنظر میرسد که داریم با مشکلی روبرو میشویم و کاری که الان مایل به انجام آن هستیم آماده شدن برای آن آینده است
با توسعه ی ابزار و استعداد ها که به ما کمک کنند برای یافتن امیدی که الهام بخش عمل باشد. هم اکنون ما در حال اجرای یک آزمایش در استدیوی مان هستیم. کاری است که در حال پیشرفت بنا به نقشه ی داده ی اقلیمی ما در حال اکتشاف آینده ای هستیم که دنیای غرب از فراوانی به کمیابی رسیده است. ما زندگی در شهری در آینده را متصور شدیم با طوفان های ممتد زمان هایی با تقریبا هیچ غذایی در سوپرمارکت ها ناپایداری اقتصادی زنجیره ی عرضه ی از هم گسیخته چه کاری میتوانیم نه تنها برای نجات بلکه برای موفق شدن در این چنین جهانی انجام دهیم؟ چه غذایی میتوانیم بخوریم؟
برای اینکه به درون این سوالات قدم بگذاریم، ما فضای لندن در ۲۰۵۰ را در یک آپارتمان می سازیم. مانند یک محفظه زما ن کوچکه که از آینده فرا خوانده ایم. ما آن را کوچک کردیم. هر چیز دوست داشتنی که در خانه مان داریم، مثل تلویزیون یخچال های متصل به اینترنت و لوازم خانگی دست ساز همه باید می رفت. و به جایش از مواد رهاشده، اوراق و بازیافتی کامپیوترهای غذایی می سازیم از تبدیل پسماندهای امروز به غذاهای فردا. برای مثال، ما ساخت اولین ماشین تمام خودکار کشاورزی مِه گونه( زیر پلاستیک) را تمام کرده ایم.
از تکنیک مه گونه استفاده می کند که درآن مِه به عنوان ماده مغذی بکار می رود خاک و آبی در کار نیست-- باعث رشد سریعتر می شود. در حال حاضر، ما به طور موفقیت آمیز گوجه کشت کرده ایم. اما به غذاهای بیشتری از محصولاتی که دراین اتاق کوچک پرورش میدهیم نیازمندیم. پس چه چیز دیگری را از این شهر باید پیدا کنیم؟ حشرات؟ کبوترها؟ روباه ها؟ قبل تر ما هوا را از آینده به حال آوردیم. این بار کل اتاق را از آینده می آوریم. اتاقی پر از امید، ابزار و تاکتیک ها برای انجام حرکتی مثبت در محیطی نامطلوب. صرف زمان در این اتاق
اتاقی که می تواند خانه آینده ما باشد، عواقب تغییرات اقلیمی و ناامنی غذایی را بدون واسطه تر و ملموس تر می کند. چیزی که ما از چنین آزمایشها و تمرین هایی می آموزیم و مردمی که با آنها مشارکت داریم این است که تجربه ای واقعی فراهم می کنیم که بتواند بین امروز و فردا پل بزند. به وسیله قراردادن خودمان درآینده های محتمل گوناگون، با ذهنی باز و راغب تا مشتاقانه بپذیریم که کارهای امروزمان چه سختی و بی ثباتی به همراه دارد، ما این فرصت را داریم که احتمالات جدیدی تصور کنیم. می توانیم آینده خوشبینانه ای را پیدا کنیم؛ می توانیم مسیری رو به جلو پیدا کنیم؛
می توانیم از امید به سمت عمل حرکت کنیم. این بدان معنیست که ما شانس تغییر مسیر را داریم شانسی برای شنیده شدن صداهایمان& شانسی برای نوشتن آینده ای که می خواهیم. جهان های دیگ محتمل هستند. متشکرم. (تشویق حضار)
I visit the future for a living. Not just one future, but many possible futures, bringing back evidences from those futures for you to experience today. Like an archaeologist of the future. Over the years, my many journeys have brought back things like a new species of synthetically engineered bees; a book named, "Pets as Protein;" a machine that makes you rich by trading your genetic data; a lamp powered by sugar; a computer for growing food. OK, so I don't actually travel to different futures -- yet. But my husband Jon and I spend a lot of time thinking
and creating visions of different futures in our studio. We are constantly looking out for weak signals, those murmurs of future potential. Then we trace those threads of potential out into the future, asking: What might it feel like to live in this future? What might we see, hear and even breathe? Then we run experiments, build prototypes, make objects, bringing aspects of these futures to life, making them concrete and tangible so you can really feel the impact of those future possibilities here and now. But this work is not about predictions.
It's about creating tools -- tools that can help connect our present and our future selves so we become active participants in creating a future we want -- a future that works for all. So how do we go about doing this? For a recent project called Drone Aviary, we were interested in exploring what it would mean to live with drones in our cities. Drones that have the power to see things we can't, to go places we can't and to do so with increasing autonomy. But to understand the technology, getting our hands dirty was crucial.
So we built several different drones in our studio. We gave them names, functions and then flew them -- but not without difficulty. Things came loose, GPS signals glitched and drones crashed. But it was through such experimentation that we could construct a very concrete and very experiential slice of one possible future. So now, let's go to that future. Let's imagine we are living in a city with drones like this one. We call it The Nightwatchman. It patrols the streets, often spotted in the evenings and at night.
Initially, many of us were annoyed by its low, dull hum. But then, like everything else, we got used to it. Now, what if you could see the world through its eyes? See how it constantly logs every resident of our neighborhood; logging the kids who play football in the no-ballgame area and marking them as statutory nuisances. (Laughter) And then see how it disperses this other group, who are teenagers, with the threat of an autonomously issued injunction. And then there's this giant floating disc called Madison. Its glaring presence is so overpowering, I can't help but stare at it.
But if feels like each time I look at it, it knows a little more about me -- like it keeps flashing all these Brianair adverts at me, as if it knows about the holiday I'm planning. I'm not sure if I find this mildly entertaining or just entirely invasive. Back to the present. In creating this future, we learned a lot. Not just about how these machines work, but what it would feel like to live alongside them. Whilst drones like Madison and Nightwatchman, in these particular forms, are not real yet,
most elements of a drone future are in fact very real today. For instance, facial recognition systems are everywhere -- in our phones, even in our thermostats and in cameras around our cities -- keeping a record of everything we do, whether it's an advertisement we glanced at or a protest we attended. These things are here, and we often don't understand how they work, and what their consequences could be. And we see this all around us. This difficulty in even imagining how the consequences of our actions today will affect our future.
Last year, where I live, in the UK, there was a referendum where the people could vote for the UK to leave the EU or stay in the EU, popularly known as "Brexit." And soon after the results came out, a word began to surface called "Bregret" -- (Laughter) describing people who chose to vote for Brexit as a protest, but without thinking through its potential consequences. And this disconnect is evident in some of the simplest things. Say you go out for a quick drink. Then you decide you wouldn't mind a few more. You know you'll wake up in the morning feeling awful,
but you justify it by saying, "The other me in the future will deal with that." But as we find out in the morning, that future "you" is you. When I was growing up in India in the late '70s and early '80s, there was a feeling that the future both needed to and could actually be planned. I remember my parents had to plan for some of the simplest things. When they wanted a telephone in our house, they needed to order it and then wait -- wait for nearly five years before it got installed in our house. (Laughter) And then if they wanted to call my grandparents who lived in another city,
they needed to book something called a "trunk call," and then wait again, for hours or even days. And then abruptly, the phone would ring at two in the morning, and all of us would jump out of our beds and gather round the phone, shrieking into it, discussing general well-being at two in the morning. Today it can feel like things are happening too fast -- so fast, that it can become really difficult for us to form an understanding of our place in history. It creates an overwhelming sense of uncertainty and anxiety, and so, we let the future just happen to us. We don't connect with that future "us."
We treat our future selves as a stranger, and the future as a foreign land. It's not a foreign land; it's unfolding right in front of us, continually being shaped by our actions today. We are that future, and so I believe fighting for a future we want is more urgent and necessary than ever before. We have learned in our work that one of the most powerful means of effecting change is when people can directly, tangibly and emotionally experience some of the future consequences of their actions today. Earlier this year, the government of the United Arab Emirates invited us
to help them shape their country's energy strategy all the way up to 2050. Based on the government's econometric data, we created this large city model, and visualized many possible futures on it. As I was excitably taking a group of government officials and members of energy companies through one sustainable future on our model, one of the participants told me, "I cannot imagine that in the future people will stop driving cars and start using public transport." And then he said, "There's no way I can tell my own son to stop driving his car."
But we were prepared for this reaction. Working with scientists in a chemistry lab in my home city in India, we had created approximate samples of what the air would be like in 2030 if our behavior stays the same. And so, I walked the group over to this object that emits vapor from those air samples. Just one whiff of the noxious polluted air from 2030 brought home the point that no amount of data can. This is not the future you would want your children to inherit. The next day, the government made a big announcement. They would be investing billions of dollars in renewables. We don't know what part our future experiences played in this decision,
but we know that they've changed their energy policy to mitigate such a scenario. While something like air from the future is very effective and tangible, the trajectory from our present to a future consequence is not always so linear. Even when a technology is developed with utopian ideals, the moment it leaves the laboratory and enters the world, it is subject to forces outside of the creators' control. For one particular project, we investigated medical genomics: the technology of gathering and using people's genetic data to create personalized medicine. We were asking:
What are some of the unintended consequences of linking our genetics to health care? To explore this question further, we created a fictional lawsuit, and brought it to life through 31 pieces of carefully crafted evidence. So we built an illegal genetic clinic, a DIY carbon dioxide incubator, and even bought frozen mice on eBay. So now let's go to that future where this lawsuit is unfolding, and meet the defendant, Arnold Mann. Arnold is being prosecuted by this global giant biotech company called Dynamic Genetics, because they have evidence
that Arnold has illegally inserted the company's patented genetic material into his body. How on earth did Arnold manage to do that? Well, it all started when Arnold was asked to submit a saliva sample in this spit kit to the NHI -- the UK's National Health Insurance service. When Arnold received his health insurance bill, he was shocked and scared to see that his premiums had gone through the roof, beyond anything he or his family could ever afford. The state's algorithm had scanned his genetic data and found the risk of a chronic health condition lurking in his DNA.
And so Arnold had to start paying toward the potential costs of that future disease -- potential future disease from today. In that moment of fear and panic, Arnold slipped through the city into the dark shadows of this illegal clinic for treatment -- a treatment that would modify his DNA so that the state's algorithm would no longer see him as a risk, and his insurance premiums would become affordable again. But Arnold was caught. And the legal proceedings in the case Dynamic Genetics v. Mann began. In bringing such a future to life,
what was important to us was that people could actually touch, see and feel its potential, because such an immediate and close encounter provokes people to ask the right questions, questions like: What are the implications of living in a world where I'm judged on my genetics? Or: Who might claim ownership to my genetic data, and what might they do with it? If this feels even slightly out-there or farfetched, today there's a little-known bill being passed through the American congress known as HR 1313, Preserving Employee Wellness Programs Act.
This bill proposes to amend the Genetic Information Nondiscrimination Act, popularly known as GINA, and would allow employers to ask about family medical history and genetic data to all employees for the first time. Those who refuse would face large penalties. In the work I've shown so far, whether it was drones or genetic crimes, these stories describe troubling futures with the intention of helping us avoid those futures. But what about what we can't avoid? Today, especially with climate change, it looks like we are heading for trouble.
And so what we want to do now is to prepare for that future by developing tools and attitudes that can help us find hope -- hope that can inspire action. Currently, we are running an experiment in our studio. It's a work in progress. Based on climate data projections, we are exploring a future where the Western world has moved from abundance to scarcity. We imagine living in a future city with repeated flooding, periods with almost no food in supermarkets, economic instabilities, broken supply chains. What can we do to not just survive, but prosper in such a world?
What food can we eat? To really step inside these questions, we are building this room in a flat in London from 2050. It's like a little time capsule that we reclaimed from the future. We stripped it down to the bare minimum. Everything we lovingly put in our homes, like flat-panel TVs, internet-connected fridges and artisanal furnishings all had to go. And in its place, we're building food computers from abandoned, salvaged and repurposed materials, turning today's waste into tomorrow's dinner.
For instance, we've just finished building our first fully automated fogponics machine. It uses the technique of fogponics -- so just fog as a nutrient, not even water or soil -- to grow things quickly. At the moment, we have successfully grown tomatoes. But we'll need more food than what we can grow in this small room. So what else could we forage from the city? Insects? Pigeons? Foxes? Earlier, we brought back air from the future. This time we are bringing an entire room from the future, a room full of hope, tools and tactics
to create positive action in hostile conditions. Spending time in this room, a room that could be our own future home, makes the consequences of climate change and food insecurity much more immediate and tangible. What we're learning through such experiments and our practice and the people we engage with is that creating concrete experiences can bridge the disconnect between today and tomorrow. By putting ourselves into different possible futures, by becoming open and willing to embrace the uncertainty and discomfort that such an act can bring,
we have the opportunity to imagine new possibilities. We can find optimistic futures; we can find paths forward; we can move beyond hope into action. It means we have the chance to change direction, a chance to have our voices heard, a chance to write ourselves into a future we want. Other worlds are possible. Thank you. (Applause)