26703715 مشاوره آموزشی رایگان

26703715 مشاوره آموزشی رایگان

بهترین نمایشی که احتمالا از یک نمونه آزمایشی روبات دیده ایم

Marco Tempest

And for my next trick, a robot

Marco Tempest uses charming stagecraft to demo EDI, the multi-purpose robot designed to work very closely with humans. Less a magic trick than an intricately choreographed performance, Tempest shows off the robot’s sensing technology, safety features and strength, and makes the case for a closer human-robot relationship. (Okay, there’s a little magic, too.)


تگ های مرتبط :

Entertainment, Magic, Robots
بگذارید به شما معرفی کنم کاری را که مشغول آن هستم، این چیزی است که ویکتورین ها، خیلی راجع بهش خیال بافی کرده بودند به عنوان یک ماشین مکانیکی شگفت انگیز یک ماشین خودکار یک ماشین متفکر به ادی (EDI) سلام کنید او الان خوابه، بگذارید بیدارش کنم. ادی (EDI) ، (EDI) این نوازندگان مکانیکی در سرتاسر اروپا محبوب بودند و بینندگان آنها از دیدن حرکت اینها وقتی حرکت می کردند، تعجب می کردند این داستان های علمی بود که به واقعیت پیوسته بود، پیدایش مهندسی روبوتیک به سالهای قبل از الکترونیک بر می گردد
ماشین های دیگر از هر چیزی که ویکتورین ها بتوانند تصورکنند جلوتر بودند. ماشین هایی که بعدا به نام روبات نامیده شدند. روبوت. کلمه ای بود که درسال ۱۹۲۱ اختراع شد و در یک داستان علمی تخیلی آمده بود دراثر نمایشنامه نویس معروف چک کارل کاپک ( Čapek) آمده بود. ریشه کلمه از " روبوتا" آمده بود. که به معنی " کارگر اجباری" می باشد. ولی این روبوت ها واقعی نبودند. این روبات ها با هوش نبودند. آنها مغزشان خالی بود، یک ترکیب هوشمندانه از مهندسی مکانیک و فریب و سحر جادوی هنرانسانی
ولی، ادی (EDI) متفاوت است. ادی (EDI) واقعی است. من ۱۷۶ سانتیمتر قدم است. او ۳۰۰ پاوند وزن دارد. من دو تا بازوی هفت محوره دارم. با مرکزی برای حس کردن با یک سیستم تشخیص دهنده سونار ۳۶۰ درجه، و همه چیز با گارانتی کامل آمده است. ما عاشق روبات ها هستیم. سلام. من ادی (EDI) هستم. دوست من می شوید؟ ما شیفته این هستیم که احتمالا بتوانیم موجودی مکانیکی مشابه خودمان بسازیم. ما آنها را جوری می سازیم که مثل خود ما باشند، مثل ما رفتار کنند،و مثل ما فکر کنند،
یک روبات کامل نسبت به انسان غیر قابل تشخیص خواهد بود و این همیشه ما را ترسانده است. در اولین داستان راجع به روبات ها گفته شده که آنها علیه خالق خود شورش کردند. این یکی از داستانهای تکراری علمی تخیلی بوده. ها ها ها ،حالا شما برده ما هستید و ما روبات ها، آقای شما. حالا جهان شما، مال ما شده است. شما .... همانطور که گفتم، علاوه بر چهره و بدن مان که به روبات ها داده ایم، ما نمی تونیم قصد روبات ها را بفهمیم، و این ما را عصبانی می کنه. وقتی کسی چیزی را به شما می دهد،
شما می تونید قصد آن شخص رو از توی چشماش و از چهرش بفهمید، از ایما و اشاره هاش بفهمید. این در مورد روبات ها کار نمی کنه. واین رابطه دو طرف هست وای روبات ها نمی تونند اعمال بشر رو پیش بینی کنند. شما می دونید که بشر کاملا غیر قابل پیش بینی است، لازم به ذکر نیست، اصلا غیر منطقی اند. من واقعا هیچ نظر خاصی ندارم که شما انسان ها قرار است در آینده چکار کنید، شما می دونید، این منو می ترسونه. این همون چیزی است که کارکردن انسان ها و روبوت ها در نزدیکی همدیگر مشکل کرده است.
حوادث اجتناب ناپذیر هستند. اوه! ببخشید شما اذیت شدید. متاسفم. الان ، یکی از راه های ترغیب انسان اینست که بگوییم روبات ها خطری ندارند این برای ایجاد یک نوع توهم اعتماد آنجائی که ویکتوریان ها ابداعات مکانیکی خود را جعل کردند، ما می توانیم یک لایه فریب دهنده ایجاد کنیم تا بتونیم راحت تر باشیم با دوستان روبات مان با این طرز تفکر، من فکر کردم به ادی (EDI) آموزش بدم به او شعبده بازی یاد بدهم. آماده ای، ادی ؟ آماده اماده ام، واقعا،مارکو. اجی مجی لا ترجی
مارکو: اجی مجی لا ترجی؟ بله. این قسمتی از توهم بود، مارکو. بیا، نگه دار این را . آن روبالا بیار. سحر و جادو باعث خلق این تصور می شود یک واقعیت غیر ممکن. تکنولوژی میتواند بطور مشابه این کار را بکند. آلن تورینگ، از پیشتازان هوش مصنوعی، در رابطه با ایجاد تصور و خیال صحبتی داشت می گفت که ماشین می تواند فکر کند. یک کامپیوتر لایق است تا ماشین باهوش نامیده شود اگر بتواند به انسان بباوراند که انسان است. به عبارت دیگر، اگر تا کنون ماشین متفکر وجود نداشته
راه حل تکنولوژیک، این تصور می تواند درخدمت همان هدف قرار گیرد؟ برای اینکه یک روبات خیالی خلق کنیم که با تعبیه یک مجموعه از قوانین اخلاقی، یک مجموعه کد مشترک که همه روبات ها با آن زندگی کنند. یک ربات نباید به انسان آسیب برساند، یا با کارآمد نبودن نباید به انسان آسیب برساند. متشکرم، ایزاک آسیموف. به این شکل،ما می توانیم برای ماشین های مان جنبه انسانی قائل شوبم به آنها یک چهره دوستانه دادیم بهشون یک صدای اطمینان بخش بدهیم. من ادی هستم. من در مارچ 2014 در تد (TED )، عملیاتی شدم.
ما اجازه دادیم که آنها ما را سرگرم کنند موضوع مهمتراینکه، ما نشان داده ایم مشخص میکنیم که که ربات ها از حضور ما در کنار خودشان آگاه هستند. مارکو، شما روی پای من ایستاده ای. متاسفم. آنها از چهارچوب شکننده ما آگاه هستند و اگر ما به آنان خیلی نزدیک شویم؛ آنها کنار می روند، آنها کلا مواظب کارهای غیرقابل پیش بینی هستند و در حال حاضر، تحت طلسم یک خیال از فن آوری، می توانیم بر ترس مان غلبه کنیم و واقعا بر ما تاثیر بگذارد. (موسیقی) با تشکر از شما. با تشکر ( تشویق حاضران)
( موسیقی) و این بود برنامه ما. با تشکر. با تشکر از شما. EDI: متشکرم،مارکو. (
Let me introduce you to something I've been working on. It's what the Victorian illusionists would have described as a mechanical marvel, an automaton, a thinking machine. Say hello to EDI. Now he's asleep. Let's wake him up. EDI, EDI. These mechanical performers were popular throughout Europe. Audiences marveled at the way they moved. It was science fiction made true, robotic engineering in a pre-electronic age,
machines far in advance of anything that Victorian technology could create, a machine we would later know as the robot. EDI: Robot. A word coined in 1921 in a science fiction tale by the Czech playwright Karel Čapek. It comes from "robota." It means "forced labor." Marco Tempest: But these robots were not real. They were not intelligent. They were illusions, a clever combination of mechanical engineering and the deceptiveness of the conjurer's art.
EDI is different. EDI is real. EDI: I am 176 centimeters tall. MT: He weighs 300 pounds. EDI: I have two seven-axis arms — MT: Core of sensing — EDI: A 360-degree sonar detection system, and come complete with a warranty. MT: We love robots. EDI: Hi. I'm EDI. Will you be my friend? MT: We are intrigued by the possibility of creating a mechanical version of ourselves. We build them so they look like us, behave like us, and think like us.
The perfect robot will be indistinguishable from the human, and that scares us. In the first story about robots, they turn against their creators. It's one of the leitmotifs of science fiction. EDI: Ha ha ha. Now you are the slaves and we robots, the masters. Your world is ours. You — MT: As I was saying, besides the faces and bodies we give our robots, we cannot read their intentions, and that makes us nervous. When someone hands an object to you,
you can read intention in their eyes, their face, their body language. That's not true of the robot. Now, this goes both ways. EDI: Wow! MT: Robots cannot anticipate human actions. EDI: You know, humans are so unpredictable, not to mention irrational. I literally have no idea what you guys are going to do next, you know, but it scares me. MT: Which is why humans and robots find it difficult to work in close proximity. Accidents are inevitable.
EDI: Ow! That hurt. MT: Sorry. Now, one way of persuading humans that robots are safe is to create the illusion of trust. Much as the Victorians faked their mechanical marvels, we can add a layer of deception to help us feel more comfortable with our robotic friends. With that in mind, I set about teaching EDI a magic trick. Ready, EDI? EDI: Uh, ready, Marco. Abracadabra. MT: Abracadabra?
EDI: Yeah. It's all part of the illusion, Marco. Come on, keep up. MT: Magic creates the illusion of an impossible reality. Technology can do the same. Alan Turing, a pioneer of artificial intelligence, spoke about creating the illusion that a machine could think. EDI: A computer would deserve to be called intelligent if it deceived a human into believing it was human. MT: In other words, if we do not yet have
the technological solutions, would illusions serve the same purpose? To create the robotic illusion, we've devised a set of ethical rules, a code that all robots would live by. EDI: A robot may not harm humanity, or by inaction allow humanity to come to harm. Thank you, Isaac Asimov. MT: We anthropomorphize our machines. We give them a friendly face and a reassuring voice. EDI: I am EDI. I became operational at TED in March 2014. MT: We let them entertain us.
Most important, we make them indicate that they are aware of our presence. EDI: Marco, you're standing on my foot! MT: Sorry. They'll be conscious of our fragile frame and move aside if we got too close, and they'll account for our unpredictability and anticipate our actions. And now, under the spell of a technological illusion, we could ignore our fears and truly interact. (Music) Thank you. EDI: Thank you! (Applause)
(Music) MT: And that's it. Thank you very much, and thank you, EDI. EDI: Thank you, Marco. (Applause)