26703715 مشاوره آموزشی رایگان

26703715 مشاوره آموزشی رایگان

در سکوت از افسردگی خود رنج نبرید

Nikki Webber Allen

Don't suffer from your depression in silence

Having feelings isn't a sign of weakness -- they mean we're human, says producer and activist Nikki Webber Allen. Even after being diagnosed with anxiety and depression, Webber Allen felt too ashamed to tell anybody, keeping her condition a secret until a family tragedy revealed how others close to her were also suffering. In this important talk about mental health, she speaks openly about her struggle -- and why communities of color must undo the stigma that misreads depression as a weakness and keeps sufferers from getting help.


تگ های مرتبط :

Activism, Community, Depression
روی صحنه جلوی این همه آدم چه کار می‌کنی؟ (خنده) بدو! (خنده) زودباش بدو. این صدای اضطراب من بود که صحبت می‌کرد. حتی وقتی اصلاً هیچ مشکلی وجود ندارد، گاهی دچار این حس منکوب کننده عذاب می‌شوم، مثل اینکه خطر در گوشه‌ای کمین کرده است. می‌بینید، چند سال پیش، من دچار اضطراب عمومی و افسردگی تشخیص داده شدم -- دو وضعیتی که معمولاً دست به دست هم دارند. حال، زمانی بود که به هیچ کس نمی‌گفتم،
مخصوصاً جلوی این همه مخاطب. به عنوان یک زن سیاه، باید برای موفقیت مقاومتی فراطبیعی می‌داشتم. و شبیه بیشتر مردم جامعه من، دچار سوءتفاهمی بودم که افسردگی یعنی ضعف، یک نقص شخصیت. اما من ضعیف نبودم؛ من موفق بودم، کارشناسی ارشد در مطالعات رسانه داشتم، و رشته‌ای از کارهای سطح بالا را در صنعت سینما و تلویزیون به انجام رسانده بودم. حتی به خاطر تلاش بسیارم دو جایزه امی گرفته بودم. به راستی از پا در آمده بودم، علاقه‌ام را به تمام چیزهایی که از آنها لذت می‌بردم از دست داده بودم. به سختی چیزی می‌خوردم،
با بی‌خوابی دست به گریبان بودم و احساس تنهایی و پوچی می‌کردم. اما افسرده؟ نه، من نه. هفته‌ها طول کشید تا قبول کنم، اما حق با دکتر بود: من افسرده بودم. هنوز هم، به هیچ‌کس درباره بیماری‌ام نمی‌گفتم. خیلی خجالت می‌کشیدم. فکر می‌کردم حق افسرده شدن ندارم. زندگی ممتازی داشتم با خانواده‌ای دوست داشتنی و شغلی موفق. و وقتی که به وحشت بی‌حدی که اجدادم در این کشور از سر گذرانده بودند پس من هم باید بهتر عمل می‌کردم،
خجالتم حتی بیشتر می‌شد. روی شانه‌های آنها ایستاده بودم. چطور می‌توانستم ناامیدشان کنم؟ باید سرم را بالا می‌گرفتم، لبخندی به لب می‌آوردم و هرگز به کسی نمی‌گفتم. در چهارم جولای سال ۲۰۱۳، دنیایم روی سرم خراب شد. آن روزی بود که مامانم به من زنگ زد و گفت که پاول خواهرزاده ۲۲ ساله‌ام بعد از سال‌ها مبارزه با افسردگی و اضطراب به زندگی‌اش خاتمه داده است. هیچ واژه‌ای برای توصیف ویرانی من وجود ندارد. من و پاول خیلی به هم نزدیک بودیم، اما اصلاً نمی‌دانستم این همه درد می‌کشد.
هیچ کدام از ما هرگز درباره مشقت‌هایمان با دیگری حرف نزده بودیم. خجالت و شرم هردوی ما را ساکت کرده بود. خوب، روش من این است که دانسته با بدبختی مواجه شوم، پس دو سال آینده را صرف تحقیق درباره افسردگی و اضطراب کردم، و چیزی که فهمیدم دیوانه کننده بود. سازمان جهانی سلامت گزارش کرده بود که افسردگی عامل اصلی بیماری و از کار افتادگی در جهان است. هرچند علت اصلی افسردگی مشخص نیست، تحقیقات نشان می‌دهد که بیشتر بیماری‌های روانی حداقل تا حدودی، به دلیل عدم تعادل شیمیایی مغز، و\یا استعداد ژنتیکی اساسی به وجود می‌آید.
پس نمی‌شود همین جوری از شرش خلاص شد. برای آمریکایی‌های سیاه پوست، عوامل استرس‌زایی مانند نژادپرستی و اختلاف اجتماعی اقتصادی احتمال ابتلای آنها به اختلال روانی را ۲۰ درصد افزایش داده است، با این وجود آنها نصف سفیدپوست‌ها برای دریافت خدمات روان درمانی مراجعه می‌کنند. یک دلیل آن شرم است، زیرا ۶۳ درصد از آمریکاییان سیاه پوست افسردگی را با ضعف اشتباه می‌گیرند. متأسفانه، نرخ خودکشی بین بچه‌های سیاه پوست در ۲۰ سال گذشته دو برابر شده است. حالا، خبر خوب این که: ۷۰ درصد افرادی که دچار افسردگی هستند با درمان، مداوا و مصرف دارو خوب می‌شوند.
با اتکا به این اطلاعات، تصمیمی گرفتم: دیگر ساکت نمی‌ماندم. با دعای خانواده‌ام، می‌خواهم داستانمان را به امید ایجاد جرقه‌ای در یک بحث ملی به اشتراک بگذارم. دوستی به نام کلی پیر-لویس می‌گفت، "قوی بودن دارد ما را می‌کشد." حق با اوست. ما باید آن داستان‌های پیر و فرتوت از زن سیاه قدرتمند و مرد سیاه فوق عضلانی را که بی توجه به اینکه چند بار زمین بخورند باز بلند می‌شوند و می‌جنگند را کنار بگذاریم.
داشتن احساسات نشانه ضعف نیست. احساسات یعنی ما انسان هستیم. و وقتی انسانیت خود را انکار کنیم، از درون احساس تهی بودن خواهیم کرد، و برای پر کردن آن به دنبال راه‌های خود درمانی خواهیم گشت. داروی من موفقیت بسیار بود. این روزها، من داستانم را سرگشاده بازگو می‌کنم، و از دیگران هم می‌خواهم داستانشان را بگویند. به نظر من با این کار می‌توان کسانی که در سکوت رنج می‌برند را از اینکه تنها نیستند و با کمک گرفتن، بهبود می‌یابند آگاه کرد. حالا، هنوز هم من مشکلات خودم را دارم،
مخصوصاً با اضطراب، اما می‌توانم با مراقبه، یوگا و رژیم غذایی نسبتاً سالم آن را مدیریت کنم. (خنده) و اگر احساس کنم اوضاع به هم ریخته است، وقت ملاقاتی با روان‌شناسم می‌گیرم، که زنی سیاه‌پوست و پویاست نامش دان آرمسترانگ است، طبع بسیار شوخ و خودمانی او برای من آرامش بخش است. همیشه افسوس می‌خورم که نتوانستم به خواهرزاده‌ام کمک کنم. اما از صمیم قلب امیدوارم با درس‌هایی که آموختم الهام‌بخش سایرین باشم. زندگی زیباست.
گاهی آشفته می‌شود، و همیشه غیر قابل پیش‌بینی است. اما وقتی که سیستم پشتیبانی داشته باشید که در این راه به یاری‌تان بیاید، همه چیز درست خواهد شد. امیدوارم اگر شما هم بار روی دوش‌تان سنگینی کرد، تقاضای کمک کنید. متشکرم. (تشویق)
What are you doing on this stage in front of all these people? (Laughter) Run! (Laughter) Run now. That's the voice of my anxiety talking. Even when there's absolutely nothing wrong, I sometimes get this overwhelming sense of doom, like danger is lurking just around the corner. You see, a few years ago, I was diagnosed with generalized anxiety and depression -- two conditions that often go hand in hand. Now, there was a time I wouldn't have told anybody,
especially not in front of a big audience. As a black woman, I've had to develop extraordinary resilience to succeed. And like most people in my community, I had the misconception that depression was a sign of weakness, a character flaw. But I wasn't weak; I was a high achiever. I'd earned a Master's degree in Media Studies and had a string of high-profile jobs in the film and television industries. I'd even won two Emmy Awards for my hard work. Sure, I was totally spent, I lacked interest in things I used to enjoy,
barely ate, struggled with insomnia and felt isolated and depleted. But depressed? No, not me. It took weeks before I could admit it, but the doctor was right: I was depressed. Still, I didn't tell anybody about my diagnosis. I was too ashamed. I didn't think I had the right to be depressed. I had a privileged life with a loving family and a successful career. And when I thought about the unspeakable horrors
that my ancestors had been through in this country so that I could have it better, my shame grew even deeper. I was standing on their shoulders. How could I let them down? I would hold my head up, put a smile on my face and never tell a soul. On July 4, 2013, my world came crashing in on me. That was the day I got a phone call from my mom telling me that my 22-year-old nephew, Paul, had ended his life, after years of battling depression and anxiety.
There are no words that can describe the devastation I felt. Paul and I were very close, but I had no idea he was in so much pain. Neither one of us had ever talked to the other about our struggles. The shame and stigma kept us both silent. Now, my way of dealing with adversity is to face it head on, so I spent the next two years researching depression and anxiety, and what I found was mind-blowing. The World Health Organization reports that depression is the leading cause of sickness and disability in the world. While the exact cause of depression isn't clear,
research suggests that most mental disorders develop, at least in part, because of a chemical imbalance in the brain, and/or an underlying genetic predisposition. So you can't just shake it off. For black Americans, stressors like racism and socioeconomic disparities put them at a 20 percent greater risk of developing a mental disorder, yet they seek mental health services at about half the rate of white Americans. One reason is the stigma, with 63 percent of black Americans mistaking depression for a weakness. Sadly, the suicide rate among black children
has doubled in the past 20 years. Now, here's the good news: seventy percent of people struggling with depression will improve with therapy, treatment and medication. Armed with this information, I made a decision: I wasn't going to be silent anymore. With my family's blessing, I would share our story in hopes of sparking a national conversation. A friend, Kelly Pierre-Louis, said, "Being strong is killing us." She's right. We have got to retire those tired, old narratives
of the strong black woman and the super-masculine black man, who, no matter how many times they get knocked down, just shake it off and soldier on. Having feelings isn't a sign of weakness. Feelings mean we're human. And when we deny our humanity, it leaves us feeling empty inside, searching for ways to self-medicate in order to fill the void. My drug was high achievement. These days, I share my story openly, and I ask others to share theirs, too. I believe that's what it takes
to help people who may be suffering in silence to know that they are not alone and to know that with help, they can heal. Now, I still have my struggles, particularly with the anxiety, but I'm able to manage it through daily mediation, yoga and a relatively healthy diet. (Laughter) If I feel like things are starting to spiral, I make an appointment to see my therapist, a dynamic black woman named Dawn Armstrong, who has a great sense of humor and a familiarity that I find comforting.
I will always regret that I couldn't be there for my nephew. But my sincerest hope is that I can inspire others with the lesson that I've learned. Life is beautiful. Sometimes it's messy, and it's always unpredictable. But it will all be OK when you have your support system to help you through it. I hope that if your burden gets too heavy, you'll ask for a hand, too. Thank you. (Applause)