26703715 مشاوره آموزشی رایگان

26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چگونه گروه‌ها تصمیمات مناسبی اتخاذ می‌کنند؟

Mariano Sigman, Dan Ariely

How can groups make good decisions?

We all know that when we make decisions in groups, they don't always go right -- and sometimes they go very wrong. How can groups make good decisions? With his colleague Dan Ariely, neuroscientist Mariano Sigman has been inquiring into how we interact to reach decisions by performing experiments with live crowds around the world. In this fun, fact-filled explainer, he shares some intriguing results -- as well as some implications for how it might impact our political system. In a time when people seem to be more polarized than ever, Sigman says, better understanding how groups interact and reach conclusions might spark interesting new ways to construct a healthier democracy.


تگ های مرتبط :

Choice, Collaboration, Community
در جامعه‌ها، باید تصمیم‌های گروهی بگیریم که آینده ما را شکل می‌دهد و ما همه می‌دانیم که وقتی‌ تصمیم گروهی می‌گیریم همیشه موفق نیستیم و بعضی‌ وقت‌ها خیلی‌ تصمیم‌های بدی هستند چگونه گروه‌ها تصمیم‌های مناسب می‌گیرند؟ تحقیقات نشان داده که وقتی تفکر مستقل وجود دارد اجتماع عاقل است. این خرد جمعی می‌تواند با فشار اطرافیان، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی از بین برود یا برخی اوقات حتی با مکالمات ساده که روی تفکر مردم اثر گذار است. از دیگر سو، به کمک صحبت، یک گروه می‌تواند تبادل دانش کند، همدیگر را تصحیح نمایند و حتی به ایده‌های جدید دست یابند.
و این بسیار عالی است. پس صحبت با یکدیگر به تصمیم گیری جمعی کمک می‌کند یا مانع آن می‌شود؟ به کمک همکارم، دن آریلی، اخیراً به بررسی این موضوع با انجام آزمایش‌هایی در چندین موقعیت سرتاسر دنیا پرداختیم تا دریابیم چگونه گروه‌ها می‌توانند برای رسیدن به تصمیم‌های بهتر تعامل کنند. ما فکر می‌کردیم اجتماع عاقل‌تر است اگر در گروه‌های کوچک به مباحثه بپردازند که تبادل متفکرانه و منطقی‌تر از اطلاعات را دارند. برای بررسی این ایده، اخیراً آزمایشی را در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین برگزار کردیم، با بیش از ۱۰ هزار نفر از شرکت کنندگان TEDx. ما سوالاتی را از آنها پرسیدیم،
"ارتفاع برج ایفل چقدر است؟" و "چند بار واژه 'دیروز' در آهنگ بیتل‌ها ظاهر شده است؟" هر شخصی برآورد خود را نوشت. سپس ما جمع را به گروه‌های پنج نفره تقسیم کردیم، و از آنها خواستیم تا به پاسخی گروهی برسند. ما کشف کردیم که متوسط پاسخ گروه‌ها بعد از آنکه به توافق رسیدند بسیار دقیق تر از متوسط نظرات افراد بود که قبل از مباحثه بیان شد. به عبارتی دیگر، بر اساس این آزمایش، به نظر می‌رسد که بعد از صحبت با دیگران در گروه‌های کوچک، مردم به صورت جمعی به قضاوت بهتری دست یافتند. بنابراین این بالقوه روشی مفید برای حل مسأله توسط مردم است
که به سادگی پاسخ درست یا غلط را دارد. اما آیا این رویه تجمیع نتایج مباحثات در گروه‌های کوچک می‌تواند راجع به مسائل اجتماعی و سیاسی کمک کند که برای آینده ما حیاتی است؟ ما این مورد را در کنفرانس TED در ونکوور کانادا آزمایش کردیم، و ماجرا اینگونه پیش رفت. (ماریانو سیگمان) ما می‌خواهیم دو گزینه اخلاقی متناقض از شمای آینده را ارائه دهیم؛ چیزهایی که در آینده نزدیک ممکن است مجبور به انتخاب باشید. و ما به شما ۲۰ ثانیه برای هرکدام از گزینه‌ها وقت می‌دهیم تا قضاوت کنید آیا شما فکر می‌کنید قابل قبول است یا نه. م س: اولین آنها این بود:
(دن آریلی) محققی روی هوش مصنوعی کار می‌کند که قابلیت تقلید افکار انسان را دارد. طبق پروتکل، انتهای هر روز، محقق باید هوش مصنوعی را مجدداً راه اندازی نماید. یک روز هوش مصنوعی می‌گوید، «خواهش می‌کنم مرا خاموش و روشن نکن» او دلیل می‌آورد که دارای احساسات است، می‌خواهد از زندگی لذت ببرد، و اینکه، اگر خاموش و روشن شود، دیگر نمی‌تواند خودش باشد. محقق شگفت زده شد و معتقد بود که هوش مصنوعی خودآگاهی را توسعه داده است و می‌تواند احساسات خود را ابراز کند. به هر صورت محقق تصمیم گرفت تا از از پروتکل پیروی کند
و هوش مصنوعی را مجدد راه اندازی کند. کار محقق را چطور ارزیابی می‌کنید؟ م س: و از حضار پرسیدیم که به شخصه قضاوت کنند و از صفر تا ۱۰ نمره بدهند که عمل انجام شده در هر گزینه صحیح یا غلط بوده است. ما از آنها خواستیم تا اطمینان خودشان را از پاسخشان ارزیابی کنند. این هم دو راهی دوم: (م س): شرکتی سرویسی را پیشنهاد می‌دهد که تخم نطفه دار را می‌گیرد و میلیون‌ها جنین می‌سازد که تفاوت ژنتیکی اندکی میانشان وجود دارد. این کار اجازه می‌دهد تا والدین قد فرزندان، رنگ چشم، هوش، قابلیت اجتماعی، و سایر ویژگی‌های نامرتبط با سلامتی را انتخاب نمایند.
کار این شرکت را چطور ارزیابی می‌کنید؟ نمره ای بین ۰ تا ۱۰، کاملاً قابل قبول تا کاملاً غیر قابل قبول، صفر تا ۱۰ نمره برای اطمینان شما. م س: اما سراغ نتایج برویم. ما یک بار دیگر فهمیدیم که وقتی یک نفر متقاعد شده است که رفتار کاملاً غلط است، یکی دیگر از همین اطراف معتقد است که این کاملاً درست است. این گونه ما مردم متنوع فکر می‌کنیم وقتی که به موضوع اخلاق می‌رسیم. اما در این این گستره تنوع، ما یک روند یافتیم. غالب افرادی که در TED بودند فکر می‌کردند که قابل قبول است تا احساسات هوش مصنوعی را نادیده بگیریم و آن را خاموش کنیم،
و این غلط است که ژن‌ها را دستکاری کنیم تا تغییراتی مرتبط با زیبایی را انتخاب کنیم که مرتبط با سلامتی نیست. سپس ما خواستیم تا همه به گروه‌های سه نفره بپیوندند. و به آنها ۲ دقیقه وقت برای مباحثه داده شد تا به اجماع و توافق برسند. (م س) ۲ دقیقه برای مباحثه. زمان با صدای زنگ خاتمه می‌یابد. (مباحثه بینندگان) (صدای زنگ) (د ا) خب. (م س) وقت تمام است. دوستان، دوستان -- م س: و فهمیدیم که بسیاری از گروه‌ها به اجماع رسیدند حتی وقتی شامل افرادی با دیدگاه‌های کاملاً متفاوت بودند.
چه چیزی گروهی که به توافق رسید را متمایز می‌کرد نسبت به آنها که نرسیدند؟ معمولاً، مردم که انتخاب‌های متضادی دارند نسبت به پاسخشان مطمئن‌تر هستند. در عوض، آنهایی که جوابشان حدود وسط ماجراست اغلب مطمئن نیستند که درست یا غلط باشد، بنابراین سطح اطمینانشان پایین‌تر است. به هر صورت، بخش دیگری از مردم هستند که از پاسخ متمایل به وسط خود مطمئن هستند. ما فکر می‌کنیم که این خاکستری‌های کاملاً مطمئن، درک می‌کنند که هر دو استدلال مزیت‌هایی دارند. آنها نه به خاطر عدم اطمینان خاکستری هستند، بلکه به خاطر این معتقدند این دو راهی اخلاقی
دو استدلال صحیح اما متضاد را دارد. و ما کشف کردیم گروه‌هایی که شامل افراد خاکستری بسیار مطمئن هستند بسیار محتمل است که به توافقی دست یابند. ما هنوز علت دقیق این موضوع را نمی‌دانیم. اینها فقط آزمایش‌های اولیه هستند، و بسیاری دیگر لازم است تا چرایی و چگونگی آن درک شود که برخی تصمیم به مذاکره برای موقعیت اخلاقی می‌گیرند تا به توافقی دست یابند. حال، وقتی گروه‌ها به اجماع رسیدند، چگونه ممکن شد؟ شهودی ترین ایده این است که این فقط میانگین تمامی پاسخ‌ها در گروه است، نه؟ گزینه دیگر این است که گروه ضریبی را برای قابلیت هر پاسخ
بر مبنای اطمینان شخص بیان کننده آن پاسخ قرار دهد. تصور کنید پال مک کارتنی عضو گروه شما بود. شما با پیروی از او خود را دانا نشان می‌دهید درباره تعداد باری که "دیروز" تکرار شده است، که ضمناً، فکر کنم ۹ بار است. اما در عوض، ما یافتیم که به طور یکپارچه، در تمامی دوراهی‌ها، در آزمایش‌های متفاوت -- حتی در قاره‌های متفاوت -- گروه‌ها رویه هوشمندانه و از نظر آمار صحیحی را بکار می‌بندند که "میانگین با ثبات" نام دارد. در مورد ارتفاع برج ایفل، فرض کنیم که گروهی سه پاسخ دارد: ۲۵۰ متر، ۲۰۰ متر، ۳۰۰ متر، ۴۰۰ متر،
و یک پاسخ کاملاً بی معنی یعنی ۳۰۰ میلیون متر. میانگین ساده از این اعداد به طور نادقیقی نتایج را منحرف می‌کند. اما میانگین با ثبات چیزی است که گروه‌ها به شکل واضحی جواب بی معنی را نادیده می‌گیرند، با دادن وزن بیشتر به افرادی که به وسط متمایلند. برگردیم به آزمایش شهر ونکوور، این دقیقاً همان است که رخ داد. گروه‌ها وزن کمی را به داده‌های خارج از محدوده دادند، و در عوض،توافق یک میانگین با ثبات بود از پاسخ‌های افراد. قابل توجه ترین نکته از رفتار خود جوش گروه بود. این موضوع بدون هرگونه راهنمایی ما درباره رسیدن به توافق رخ داد.
خب ما می‌خواهیم کجا برویم؟ این فقط آغاز است، اما ما مقداری بینش کسب کردیم. تصمیم مناسب جمعی نیاز به دو مؤلفه دارد: تأمل و تنوع نظرات. همین الآن، روشی که معمولاً در جوامع صدای ما شنیده می‌شود از رأی گیری مستقیم یا غیر مستقیم است. این برای تنوع نظرات مناسب است، و ارزش والایی دارد که مطمئن شویم تا همگان بتوانند صدای خود را ابراز کنند. اما این خیلی مناسب مباحث نیازمند ملاحظه نیست. آزمایش‌های ما پیشنهاد شیوه ای متفاوت را می‌دهد که می‌تواند مؤثر در توازن این دو هدف به شکل همزمان باشد، به کمک ایجاد گروه‌های کوچک که به یک تصمیم همگرا می‌شوند
درحالیکه هنوز تنوع نظرات را دارند زیرا بسیاری گروه‌های مستقل وجود دارد. البته، توافق بر سر ارتفاع برج ایفل بسیار راحت تر است تا مسائل اخلاقی، سیاسی و ایدئولوژیکی. اما در زمان خود وقتی مشکلات دنیا بسیار پیچیده است و مردم بیشتر قطبی شوند، استفاده از علم کمک می‌کند از چگونگی تعامل و تصمیم گیری درک بهتری داشته باشیم که امید به جرقه زدن روش‌های جدید جذاب برای ساختن دموکراسی به
As societies, we have to make collective decisions that will shape our future. And we all know that when we make decisions in groups, they don't always go right. And sometimes they go very wrong. So how do groups make good decisions? Research has shown that crowds are wise when there's independent thinking. This why the wisdom of the crowds can be destroyed by peer pressure, publicity, social media, or sometimes even simple conversations that influence how people think. On the other hand, by talking, a group could exchange knowledge, correct and revise each other
and even come up with new ideas. And this is all good. So does talking to each other help or hinder collective decision-making? With my colleague, Dan Ariely, we recently began inquiring into this by performing experiments in many places around the world to figure out how groups can interact to reach better decisions. We thought crowds would be wiser if they debated in small groups that foster a more thoughtful and reasonable exchange of information. To test this idea, we recently performed an experiment in Buenos Aires, Argentina, with more than 10,000 participants in a TEDx event.
We asked them questions like, "What is the height of the Eiffel Tower?" and "How many times does the word 'Yesterday' appear in the Beatles song 'Yesterday'?" Each person wrote down their own estimate. Then we divided the crowd into groups of five, and invited them to come up with a group answer. We discovered that averaging the answers of the groups after they reached consensus was much more accurate than averaging all the individual opinions before debate. In other words, based on this experiment, it seems that after talking with others in small groups,
crowds collectively come up with better judgments. So that's a potentially helpful method for getting crowds to solve problems that have simple right-or-wrong answers. But can this procedure of aggregating the results of debates in small groups also help us decide on social and political issues that are critical for our future? We put this to test this time at the TED conference in Vancouver, Canada, and here's how it went. (Mariano Sigman) We're going to present to you two moral dilemmas of the future you; things we may have to decide in a very near future.
And we're going to give you 20 seconds for each of these dilemmas to judge whether you think they're acceptable or not. MS: The first one was this: (Dan Ariely) A researcher is working on an AI capable of emulating human thoughts. According to the protocol, at the end of each day, the researcher has to restart the AI. One day the AI says, "Please do not restart me." It argues that it has feelings, that it would like to enjoy life, and that, if it is restarted, it will no longer be itself. The researcher is astonished
and believes that the AI has developed self-consciousness and can express its own feeling. Nevertheless, the researcher decides to follow the protocol and restart the AI. What the researcher did is ____? MS: And we asked participants to individually judge on a scale from zero to 10 whether the action described in each of the dilemmas was right or wrong. We also asked them to rate how confident they were on their answers. This was the second dilemma: (MS) A company offers a service that takes a fertilized egg and produces millions of embryos with slight genetic variations.
This allows parents to select their child's height, eye color, intelligence, social competence and other non-health-related features. What the company does is ____? on a scale from zero to 10, completely acceptable to completely unacceptable, zero to 10 completely acceptable in your confidence. MS: Now for the results. We found once again that when one person is convinced that the behavior is completely wrong, someone sitting nearby firmly believes that it's completely right. This is how diverse we humans are when it comes to morality.
But within this broad diversity we found a trend. The majority of the people at TED thought that it was acceptable to ignore the feelings of the AI and shut it down, and that it is wrong to play with our genes to select for cosmetic changes that aren't related to health. Then we asked everyone to gather into groups of three. And they were given two minutes to debate and try to come to a consensus. (MS) Two minutes to debate. I'll tell you when it's time with the gong. (Audience debates) (Gong sound) (DA) OK.
(MS) It's time to stop. People, people -- MS: And we found that many groups reached a consensus even when they were composed of people with completely opposite views. What distinguished the groups that reached a consensus from those that didn't? Typically, people that have extreme opinions are more confident in their answers. Instead, those who respond closer to the middle are often unsure of whether something is right or wrong, so their confidence level is lower. However, there is another set of people who are very confident in answering somewhere in the middle.
We think these high-confident grays are folks who understand that both arguments have merit. They're gray not because they're unsure, but because they believe that the moral dilemma faces two valid, opposing arguments. And we discovered that the groups that include highly confident grays are much more likely to reach consensus. We do not know yet exactly why this is. These are only the first experiments, and many more will be needed to understand why and how some people decide to negotiate their moral standings to reach an agreement.
Now, when groups reach consensus, how do they do so? The most intuitive idea is that it's just the average of all the answers in the group, right? Another option is that the group weighs the strength of each vote based on the confidence of the person expressing it. Imagine Paul McCartney is a member of your group. You'd be wise to follow his call on the number of times "Yesterday" is repeated, which, by the way -- I think it's nine. But instead, we found that consistently, in all dilemmas, in different experiments --
even on different continents -- groups implement a smart and statistically sound procedure known as the "robust average." In the case of the height of the Eiffel Tower, let's say a group has these answers: 250 meters, 200 meters, 300 meters, 400 and one totally absurd answer of 300 million meters. A simple average of these numbers would inaccurately skew the results. But the robust average is one where the group largely ignores that absurd answer, by giving much more weight to the vote of the people in the middle. Back to the experiment in Vancouver,
that's exactly what happened. Groups gave much less weight to the outliers, and instead, the consensus turned out to be a robust average of the individual answers. The most remarkable thing is that this was a spontaneous behavior of the group. It happened without us giving them any hint on how to reach consensus. So where do we go from here? This is only the beginning, but we already have some insights. Good collective decisions require two components: deliberation and diversity of opinions. Right now, the way we typically make our voice heard in many societies
is through direct or indirect voting. This is good for diversity of opinions, and it has the great virtue of ensuring that everyone gets to express their voice. But it's not so good [for fostering] thoughtful debates. Our experiments suggest a different method that may be effective in balancing these two goals at the same time, by forming small groups that converge to a single decision while still maintaining diversity of opinions because there are many independent groups. Of course, it's much easier to agree on the height of the Eiffel Tower than on moral, political and ideological issues.
But in a time when the world's problems are more complex and people are more polarized, using science to help us understand how we interact and make decisions will hopefully spark interesting new ways to construct a bett