26703715 مشاوره آموزشی رایگان

26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چیزی که در بحث درباره مهاجرت از قلم افتاده است

Duarte Geraldino

What we're missing in the debate about immigration

Between 2008 and 2016, the United States deported more than three million people. What happens to those left behind? Journalist Duarte Geraldino picks up the story of deportation where the state leaves off. Learn more about the wider impact of forced removal as Geraldino explains how the sudden absence of a mother, a local business owner or a high school student ripples outward and wreaks havoc on the relationships that hold our communities together.


تگ های مرتبط :

Immigration, Journalism, United States
مامان می‌خواست چیزی از بچگی خودش درباره مادربزرگ برایم تعریف کند. اما من نمی‌توانستم به او توجه کنم چون پنج سال داشتم، و گیج بودم. کمی قبل از آن بانوی سبز را دیده بودم. حالا، یک هفته قبل از آن هم "گودزیلا" را دیده بودم، همان که هیولایی سوسمار مانند به شهر بزرگی حمله می‌کند، و فکر اینکه هیولایی سبز سراغم بیاید از ذهنم بیرون نمی‌رفت. و هنوز من آنجا بودم، نوک منهتن جنوبی با مامانم، و به او زل زده بودم: شاخ‌هایش، ماهیچه‌هایش -- این همه باعث وحشتم می‌شد. و نمی‌دانستم که او یک هیولا است یا یک قهرمان.
پس تصمیم گرفتم با گوگل آن زمان مشورت کنم -- "مامان! مامان!" (خنده) مادرم برایم توضیح داد که بانوی سبز در واقع همان مجسمه آزادی است و به مهاجران خوش‌آمد می‌گوید. بخشی از توضیحاتش که واقعاً باعث شد مغز جوانم سوت بکشد این واقعیت بود، که با توجه به حرف مامان، خیلی قبل‌تر از ما، بانوی سبز درواقع قهوه‌ای بوده است، قهوه‌ای مثل من، و در طی سال‌ها او رنگ عوض کرده است، درست مثل آمریکا. حال، چیزی که در این باره واقعاً جالب بود این بود که وقتی رنگ عوض کرد،
مرا به فکر کردن به خودم واداشت. همه این‌ها برایم آشنا بود، چون به عنوان نسل اول آمریکا، توسط مهاجران احاطه شده بودم. در واقع، در دایره اجتماعی آن زمان من از آدم‌هایی که حامی‌ام بودند، کسانی که زندگی من را پرمایه کردند، حداقل دو نفر خارج از کشور به دنیا آمده‌اند. زندگی من به عنوان شهروند ایالات متحده در جهات مختلف توسط تازه واردها شکل گرفته است، و احتمالاً، شما هم همین طور هستید. بیش از ۴۰ میلیون مهاجر در آمریکا هستند. طبق آمار سرشماری، حداقل یکی از والدین یک چهارم کودکان آمریکایی خارج از کشور به دنیا آمده‌اند.
من از این‌ها خبر دارم چون الگوهای مهاجرت جهانی را مطالعه می‌کنم. من یک خبرنگارم، و در چند سال گذشته، مشغول بررسی زندگی شهروندان آمریکایی بودم که بستگان خود را به خاطر استرداد از دست داده‌اند. و تعداد آنها بسیار زیاد است. از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶، بیش از سه میلیون نفر "دستور حذف" گرفته‌اند -- این عبارت رسمی استرداد فرد است. این استردادها هزینه‌های اقتصادی، سیاسی، روانی و احساسی دارند -- لحظه‌ای که این حلقه‌ها شکسته می‌شود. یک بار از یک سرباز آمریکایی پرسیدم، "چرا برای شرکت در این جنگ داوطلب شدی؟"
و او به من گفت، "چون به دفاع از کشورم افتخار می‌کنم." اما فشار آوردم تا بدانم -- واقعاً، وقتی در میدان جنگ هستی، و صدای انفجار را از دور و نزدیک می‌شنوی، و سربازان را می‌بینی که مجروح بازمی‌گردند، در آن لحظه، وقتی می‌دانی ممکن است بعدی تو باشی، معنی 'کشور من' چیست؟ به من نگاه کرد. "کشور من همسرم، خانواده‌ام، دوستان و سربازانم هستند." چیزی که او می‌گفت این بود که "کشور من" مجموعه‌ای از این روابط قدرتمند است؛
این حلقه‌های اجتماعی. وقتی حلقه‌های اجتماعی تضعیف شوند، خود کشور هم تضعیف می‌شود. داریم جنبه‌ای اساسی را در بحث پیرامون سیاست مهاجرتی از قلم می‌اندازیم. به جای تمرکز بر افراد، باید به حلقه‌های اطراف آنها توجه کنیم، چون این‌ها کسانی هستند که از قلم افتاده‌اند: رأی دهندگان، مالیات دهندگان، کسانی که از آن فقدان رنج می‌برند. و این تنها کودکان افراد بازگردانده شده نیستند که اثر می‌بینند. برادران و خواهرانی را داریم که به خاطر مرز از هم دور افتاده‌اند. دانش‌آموزان، معلمان، افسران مجری قانون،
تکنسین‌ها، دانشمندان و پزشکانی داریم که تقلا می‌کنند با واقعیت جدیدشان کنار بیایند وقتی حلقه‌های اجتماعی‌شان شکسته می‌شوند. این‌ها زندگی‌های واقعی پشت این آمار هستند که باید بر بحث‌های حول سیاست مهاجرت تسلط داشته باشند. اما اغلب به آنها فکر نمی‌کنیم. و من در تلاشم این را تغییر دهم. این تنها یکی از داستان‌های واقعی است که جمع‌آوری کرده‌ام. و هنوز هم مرا تسخیر می‌کند. رامون و پسرش را در سال ۲۰۱۶ دیدم، همان سالی که هر دو آنها دستور استرداد گرفته بودند. رامون به آمریکای لاتین بازگردانده شد، در حالی که پسرش، که گروهبان ارتش ایالات متحده بود،
اعزام شد. استرداد ... اعزام. اگر تنها به مورد رامون نگاه کنید، مشخص نخواهد شد که او چقدر به کشور وابسته است. اما پسرش را در نظر بگیرید: شهروند ایالات متحده که از کشوری که پدرش را طرد کرد دفاع می‌کند. حلقه اجتماعی در اینجا نقش کلیدی دارد. این مثالی دیگر است که ارتباطات حیاتی را نشان می‌دهد. جمعی از شهروندان فیلادلفیا نگران شغل‌شان بودند، چون صاحب قانونی رستورانی که در آن کار می‌کردند مهاجری غیرقانونی بود، و ماموران اداره مهاجرت روی او دست گذاشته بودند.
آنها پشت او درآمدند. یک وکیل مهاجرتی ادعا کرد که اهمیت او برای جامعه محلی بیشتر از آن است که بازگردانده شود. در دادرسی، آنها حتی گزارش‌های رستوران را هم ارائه کردند -- گزارش‌های رستوران! در نهایت، قاضی چیزی که "اختیار قضایی" نامیده می‌شود را به کار برد و به او اجازه داد در کشور بماند، اما تنها به این دلیل که دایره اجتماعی را در نظر گرفتند. با استناد به اطلاعات قابل اثبات فدرال، ۲۳ میلیون غیر شهروند در آمریکا هستند. و این آمار شامل مهاجران غیرقانونی نیست، چون در بهترین حالت از تعداد آنها تنها تخمین‌های پیچیده‌ای در دست است.
پس بیایید با آنچه در دست داریم کار کنیم. ۲۳ میلیون دایره اجتماعی -- حدود ۱۰۰ میلیون نفر دیگر هستند که زندگی‌شان تحت تاثیر استرداد قرار می‌گیرد. و نگرانی آن خون جماعت را در شیشه کرده است. در نظرسنجی سال ۲۰۱۷ دانشگاه UCLA از شهروندان لوس آنجلس مشخص شد که ۳۰ درصد از شهروندان لوس آنجلس نگران استرداد هستند، نه به این دلیل که ممکن است خودشان اخراج شوند، بلکه به این دلیل که افراد دایره اجتماعی‌شان در خطر هستند. من نمی‌گویم که هیچ کس نباید هرگز استرداد شود، سوء تفاهم نشود. چیزی که می‌گویم این است که باید به تصویر بزرگ‌تری نگاه کنیم.
اگر صدای مرا می‌شنوید، از شما می‌خواهم چشمانتان را ببندید و دایره اجتماعی خودتان را بررسی کنید. چه کسانی خارج از کشور به دنیا آمده‌اند؟ چه می‌شود اگر دایره شکسته شود؟ داستانتان را به اشتراک بگذارید. مشغول درست کردن آرشیوی از داستان‌های از زبان اول شخص در سطح جهانی هستم و با استفاده از تکنولوژی نقشه کشی آنها را به هم وصل می‌کنم، تا بتوانیم به درستی ببینیم که این دایره‌ها در کجا شکسته می‌شوند، چون این تنها یک مسئله آمریکایی نیست. یک چهارم میلیارد نفر از مردم دنیا مهاجرند؛ کسانی که در کشوری که در آن به دنیا نیامده‌اند
زندگی می‌کنند، عاشق می‌شوند و یاد می‌گیرند. و در کارم، در زندگی خودم، من خودم یکی از آنها بوده‌ام: در چین، در آفریقا، در اروپا. و هر بار من یکی از این خارجی‌ها می‌شوم -- یکی از این آدمهای عجیب و غریب سرزمین جدید -- نمی‌توانم فکر آن روز را از سرم بیرون کنم که در منهتن جنوبی با مادرم بودم همه آن دهه‌های گذشته، وقتی ترسیده بودم، و آن موقع که بانوی سبز را دیده بودم. و به گمانم همان سوالی که وقت دیدن او به ذهنم خطور کرد و تمام کپی‌های جوان‌تر او که به وضوح قهوه‌ای هستند،
و حتی نقاشی که او را در ابتدا نشان می‌دهد که کاملاً سبز نیست -- وقتی به همه این‌ها نگاه می‌کنم، سوالی که تحقیقم به دنبال پاسخ آن می‌گردد همان سوالی که مرا در تمام این سال‌ها سر در گم کرده است باز به سراغم می‌آید: او یک هیولا است یا یک قهرمان؟ متشکرم. (تشویق)
So, Ma was trying to explain something to me about Grandma and when they grew up, but I couldn't pay attention to her because I was five years old, and I was petrified. I had just seen The Green Lady. Now, about a week earlier, I'd watched that movie "Godzilla," the one about that huge lizard-like beast storming a major city, and the thought of a green monster coming for me was stuck in my mind. And yet there I was, at the tip of Lower Manhattan with my mom, just staring at her: her horns, her muscles -- all of it just frightened me.
And I didn't know whether she was a monster or a hero. So I decided to consult the Google of the day -- "Ma! Ma!" (Laughter) My mother explained that The Green Lady is actually the Statue of Liberty and that she was waving immigrants in. Now, the part of her explanation that really messed with my young head was the fact that, according to Ma, long before us, The Green Lady was actually brown, brown like me, and that she changed colors over the years, much like America. Now, the part that really is intriguing about this
is that when she changed colors, she made me think about myself. It all made sense to me, because as a first-generation American, I was surrounded by immigrants. In fact, within my immediate social circle of the people who support me, who enrich my life, at least two are foreign-born. My life as a US citizen is in many ways shaped by newcomers, and chances are, so is yours. There are more than 40 million immigrants in the USA. According to census data, a quarter of the nation's children have at least one foreign-born parent.
I know all these statistics because I study global migration patterns. I'm a journalist, and for the last few years, I've been documenting the lives of US citizens who've lost people to deportation. And the numbers are enormous. From 2008 to 2016, more than three million people were "ordered removed" -- that's the technical term for being deported. There is an economic, a political, a psychological and an emotional cost to those deportations -- the moments when these circles are broken. I once asked a US soldier, "Why did you volunteer to fight this war?"
And she told me, "Because I'm proud to defend my country." But I pressed to know -- "Really, when you're on base, and you hear bombs exploding in the distance, and you see soldiers coming back who are gravely injured, in that moment, when you know you could be next, what does 'my country' mean?" She looked at me. "My country is my wife, my family, my friends, my soldiers." What she was telling me is that "my country" is a collection of these strong relationships;
these social circles. When the social circles are weakened, a country itself is weaker. We're missing a crucial aspect in the debate about immigration policy. Rather than focusing on individuals, we should focus on the circles around them, because these are the people who are left behind: the voters, the taxpayers, the ones who are suffering that loss. And it's not just the children of the deported who are impacted. You have brothers and sisters who are separated by borders. You have classmates, teachers, law enforcement officers,
technologists, scientists, doctors, who are all scrambling to make sense of new realities when their social circles are broken. These are the real lives behind all these statistics that dominate discussions about immigration policy. But we don't often think about them. And I'm trying to change that. Here's just one of the real-life stories that I've collected. And it still haunts me. I met Ramon and his son in 2016, the same year both of them were being ordered out of the country. Ramon was being deported to Latin America,
while his son, who was a sergeant in the US military, was being deployed. Deported ... deployed. If you just look at Ramon's case, it wouldn't be clear how deeply connected to the country he is. But consider his son: a US citizen defending a country that's banished his father. The social circle is what's key here. Here's another example that illustrates those critical bonds. A group of citizens in Philadelphia were concerned about their jobs, because the legal owner of the restaurant where they worked was an undocumented immigrant,
and immigration officials had picked him up. They rallied behind him. An immigration lawyer argued he was too important to the local community to be deported. At the hearing, they even submitted restaurant reviews -- restaurant reviews! In the end, a judge exercised what's called "judicial discretion" and allowed him to stay in the country, but only because they considered the social circle. There are 23 million noncitizens in the USA, according to verifiable federal data. And that doesn't include the undocumented,
because numbers for that population are at best complex estimates. Let's just work with what we have. That's 23 million social circles -- about 100 million individuals whose lives could be impacted by deportation. And the stress of it all is trickling down through the population. A 2017 poll by UCLA of LA County residents found that 30 percent of citizens in LA County are stressed about deportation, not because they themselves could be removed, but rather, because members of their social circle were at risk. I am not suggesting that no one should ever be deported;
don't confuse me with that. But what I am saying is that we need to look at the bigger picture. If you are within the sound of my voice, I want you to close your eyes for a moment and examine your own social circle. Who are your foreign-born? What would it feel like if the circle were broken? Share your story. I'm building a global archive of first-person accounts and linking them with mapping technology, so that we can see exactly where these circles break, because this is not just an American issue. There are a quarter-billion migrants around the world;
people living, loving and learning in countries where they were not born. And in my career, in my life, I've been one of them: in China, in Africa, in Europe. And each time I become one of these foreigners -- one of these strange-looking guys in a new land -- I can't help but think back to that day when I was in Lower Manhattan with my mom all those decades ago, when I was scared, and I had just spotted that green lady. And I guess the question that I keep on thinking about when I see her and all the younger replicas of her that are so obviously brown,
and even the paintings that showcase her in the beginning as not quite green -- when I look at all of that, the question that my research seeks to answer becomes, to me, the same one that confounded me all those years ago: Is she a monster or a hero? Thank you. (Applause)