26703715 مشاوره آموزشی رایگان

26703715 مشاوره آموزشی رایگان

چرا برابری جنسیتی برای همه خوب است

Michael Kimmel

Why gender equality is good for everyone — men included

Yes, we all know it's the right thing to do. But Michael Kimmel makes the surprising, funny, practical case for treating men and women equally in the workplace and at home. It's not a zero-sum game, but a win-win that will result in more opportunity and more happiness for everybody.


تگ های مرتبط :

Activism, Gender, Inequality
من اینجام تا مردم رو برای حمایت از برابری جنسیتی آموزش بدم. (تشویق) یه لحظه صبر کنید!. چــــی؟!؟ برابری جنسیتی به مردها چه ربطی داره؟ برابری جنسیتی در مورد زن‌هاست، درسته؟ منظورم اینه که کلمه‌ی جنسیت در مورد زن‌هاست. در واقع، من اینجام تا بعنوان یک مرد سفیدپوست طبقه متوسط صحبت کنم اما من همیشه یه مرد سفیدپوست طبقه متوسط نبودم. ماجرا برمی‌گرده به ۳۰ سال قبل زمانی که در دانشگاه بودم، و یه روز با جمعی از دانشجوها دور هم جمع شده بودیم، و پیش خودمون گفتیم، اینهمه بحث و هیاهو سر نوشتن و تفکر در مورد تئوری فمینیسم وجود داره، ولی هنوز هیچ دوره‌ی درسی در این زمینه وجود نداره.
و کاری رو کردیم که دانشجویان معمولا در شرایط این‌چنینی می‌کنن. تصمیم گرفتیم که یه گروه مطالعاتی تشکیل بدیم. متنی رو می‌خونیم، در موردش صحبت می‌کنیم، و شام مختصری هم میخوریم! (خنده) بنابراین هر هفته، من و ۱۱ زن دور هم جمع می‌شدیم. (خنده) متنی در مورد تئوری فمینیسم می‌خوندیم و در موردش گفتگو می‌کردیم. و در حین یکی از گفتگوهامون، شاهد تعاملی بودم که زندگی من را برای همیشه تغییر داد. که گفتگوی بین دو زن بود. یکی از اونها سفیدپوست و دیگری سیاه‌پوست بود. زن سفیدپوست گفت: - که البته گفتش ممکنه الان منسوخ به حساب بیاد -
گفت که :همه‌ی زن‌ها با ظلم مشترکی بعنوان یک زن روبرو هستن. همه‌ی زن‌ها تحت شرایط پدرسالارانه بودن، و بخاطر همین همه‌ی اونها همبستگی احساسی و خواهرانه دارن." و زن سیاه‌پوست گفت: "مطمئن نیستم. بذار سوالی ازت بپرسم." زن سیاه‌پوست به زن سفید‌پوست گفت: "وقتی صبح از خواب بلند می‌شی، تو آینه چی‌ می‌بینی؟" اونم جواب داد: "یه زن می‌بینم." و زن سیاه‌پوست گفت: "مشکل من همینه. بخاطر اینکه وقتی من صبح بیدار می‌شم و به آینه نگاه می‌کنم، یه زن‌ سیاه‌پوست می‌بینم. برای من، نژاد قابل رویته. ولی برای تو نژاد مخفیه. اونو نمی‌بینی."
و بعدش حرف تکان‌دهنده‌ای زد او گفت: "این شیوه‌ایه که [تبعیض] عمل می‌کنه. امتیاز برای کسی که اونو داره مخفیه." از نظر من، این یه نعمته که سفیدپوستانی که اینجا نشستن، مجبور نیستن هر لحظه از عمرشون در مورد نژادشون فکر کنن. امتیاز برای کسی که اونو داره، مخفیه به خاطر بیارید، من تنها مرد این گروه بودم، پس وقتی شاهد این ماجرا بودم، گفتم "واای، نه!" (خنده) و یکی اون بین گفت: "خب، این چه واکنشی بود؟" من گفتم: "خب، وقتی من از خواب بیدار می‌شم و تو آینه نگاه می‌کنم، یه انسان می‌بینم. من به شخص معمولی هستم.
من یه مرد سفیدپوست طبقه متوسطم. بدون نژاد، طبقه و جنسیت. من تعمیمی جهان‌شمولم! (خنده) مایلم به لحظه‌ای فکر کنم که یه مرد سفید‌پوست طبقه متوسط شدم، طبقه، نژاد و جنسیتی که در مورد افراد دیگه نبود، بلکه در مورد من بود. می‌باید در موردشون فکر می‌کردم، و این امتیازی بود که مدت‌های طولانی برایم مخفی بود. حالا، ای کاش می‌تونستم بهتون بگم این داستان 30سال پیش در اون جمع مباحثه تموم شد، اما این مسئله اخیرا در دانشگاهی که در آن تدریس می‌کنم یادم اومد. همکاری دارم که من و اون هر دو درسِ جامعه‌شناسی جنسیتی تدریس می‌کردیم بصورت یه ترم در میان.
و ایشون بعنوان مهمان در کلاس من ارائه‌هایی می‌داد. و همینطور من در کلاس ایشون. یکبار که وارد کلاس ایشون شدم تا ارائه‌ای داشته باشم، حدود 300 دانشجو در کلاس بودن، وقتی که من وارد شدن، یکی از دانشجویان به بالا نگاه کرد و گفت: "اووه!، بالاخره یه دیدگاه بی‌طرف!" تمام طول اون ترم، هر موقع همکارم حرفی در کلاس می‌زد، آنچه دانشجویانم می‌دیدند، یک زن بود. منظورم اینه که اگر شما اونجا بودید و به دانشجویانم می‌گفتید که: "یک نابرابری ساختاری جنسیتی در امریکا وجود دارد،" می‌گفتند : "البته که شما این حرفو می‌زنید. تو یک زنی و جانبدارانه حرف میزنی."
و اگر من این حرف را سر کلاس می‌زدم، می‌گفتن:"اوه، جالبه!. این تو امتحان میاد؟! "ساختار" رو چطوری می‌نویسن؟!" (خنده) بنابراین امیدوارم این رو ببینید که، بی‌طرفی این شکلیه. (خنده) (تشویق) عقلانیِت غیرمتجسمِ غربی. (خنده) و بخاطر همین فکر می‌کنم مردها عموما کراوات می‌زنن. (خنده) چرا که اگر شما می‌خواهید عقلانیتِ غیرمتجسمِ غربی باشید، به یک نشانه نیاز دارید، و چه چیزی می‌تونه نشانه‌ای بهتر برای عقلانیتِ غیرمتجسم غربی باشه بجز لباسی که یک سرش روی گردن و سر دیگرش به ناحیه‌ی تناسلی ختم میشه؟
(خنده)(تشویق) این دقیقا دوگانگی جسم-ذهن هست. پس آشکار کردن جنسیت برای مرد قدم اول برای درگیر کردن اونها در جهت حمایت از برابری جنسیتی هست. وقتی اولین بار برابری جنسیتی به گوشم خورد، وقتی شروع به فکر کردن در موردش کردن، عموما به چیزی فکر می‌کردن که اکثر مردا فکر می‌کنن، خب، درسته، این منصفانه و عادلانست، این یه دستور اخلاقیه. اما نه همه‌ی مردا. بعضی از مردا -که صاعقه‌ی دهنی‌شون خاموش میشه، میگن: "خدایا!، آره، برابری جنسیتی" و بلافاصله شروع می‌کنن به بازگو کرذدن ستم‌هایی که بهتون روا داشته شده.
انگار حمایت از برابری جنسیتی برای مردها زجرآوره، مثل وقتی که می‌گن، "خیلی ممنون که مارو متوجه این مسئله کردین، و اونو از صمیم قلب می‌پذیریم." نتیجه‌ی این مسئله سندرومیه که من اسمش رو خودستایی زودرس می‌ذارم. (تشویق)(خنده) اما به هرحال گروه دیگه‌ای هستند که فعالانه در مقابل برابری جنسیتی مقاومت می‌کنن، و اون رو برای مردها زیان‌بار تلقی می‌کنن. من در یک برنامه گفتگوی تلوزیونی مقابل 4 مرد سفید پوست بودم. که شروع نوشتن کتاب "مرد سفید عصبانی" از همینجا کلید خورد. این 4 مرد سفیدپوست عصبانی که عقیده داشتن مردان سفیدپوست امریکایی، قربانیان تبعیض نژادی معکوس در محل کارشون هستن.
و داستان‌هایی تعریف می‌کردن در مورد اینکه شایسته بدست آوردن کار و ترفیع‌هایی بودن که بدست نیاوردن، و از این بابت عصبانی بودن. و دلیلی که اینو بهتون میگم اینه که می‌خوام عنوان این برنامه خاص رو بدونید. که برگرفته از گفته‌ی یکی از اون مردان بود، و عنوان این بود، "یک زن سیاه‌پوست شغل من را دزدیده." اونا داستان‌هاشون رو گفتن، شایستگیشون برای کار، شایستگیشون برای ترفیع، بدست نیاوردنش، و عصبانیتشون. و حالا نوبت من بود که صحبت کنم، و گفتم : "من فقط یک سوال ازتون دارم،
و اونم در مورد عنوان برنامه هست، "یه زن سیاه‌پوست شغل من را دزدیده." در واقع سوالم در مورد یه کلمه از این عنوانه. من میخوام در مورد کلمه‌ی "من" [مالکیت] بدونم، که از کجا این فکر به ذهنتون خطور کرد که این شغل شما بوده؟ چرا عنوان برنامه این نبود: "یه زن سیاه‌پوست شغل رو گرفت؟" یا "یه زن سیاه پوست یه شغلی گرفت؟" بدون مواجه با حس حق به جانبی مردان، فکر میکنم هیچ گاه نمیتوانستیم بفهمیم چرا مردان به این اندازه در مقابل برابری جنسی مقاومند (تشویق) ببینید، ما فکر میکنیم این یک موقعیت برابر است، پس هر سیاستی که اون رو منحرف کنه
فکر میکنیم،" وای خدای من خوبی به کسی نیومده" این یک تبعیض معکوس بر علیه ماست خنده پس بزارید من صریح صحبت کنم مردان سفید در امریکا و اروپا متفعان هر فعالیت مثبت در تاریخ جهانند. اسم اون" تاریخ جهان هست" تشویق-خنده خُب، حالا من تعدادی از موانعی که بر سر راه مشارکت مردان وجود داره رو میگم، ولی چرا ما باید از برابری جنسی حمایت کنیم؟ البته ، اون منصفانه هست، حق اونهاست. ولی بیشتر از اینها، برابری جنسی به نفع خود ما هم هست.
اگر شما حرف های یک مرد رو در مورد اینکه چه چیزی در زندگیش میخواد رو بشنوید، برابری جنسی راهی برای بدست آوردن چیزهایی که در زندگی خواهان اون هستیم می باشد. برابری جنسی برای کشورها خوب است. بر اساس بیشتر تحقیقات، کشورهایی که بیشترین برابری جنسی را دارند کشورهایی هستند که نرخ شادی در آنها در بالاترین سطح هست. و این به خاطر این نیست که همه اونها در اروپا هستند. (خنده) حتی در اروپا ، این کشورها که برابری جنسی بالاتری دارند دارای سطح شادی بالاتری از سایرین قرار دارند. این همچنین برای شرکت ها نیز خوب است. تحقیقی که توسط کاتالیست و همکاران انجام شده به طور قطعی نشان میدهد که
شرکت های با برابری جنسیتی بالاترند، برای کارگران مناسب تر است، چون نیروی کارگری شادتری دارند. انها تعداد کمتری تغییر شغل را دارا هستند. و سطح پایین تری از مناقشات رو دارند. آنها زمان راحت تری برای تازه کارها دارند. آنها ماندگاری بیشتری دارند، رضایت شغلی بیشتری دارند، نرخ بهره وری بالاتری نیز دارند. خب سوالی که من اکثرا شرکت ها از من می‌پرسند اینه که، " پسر این برابری جنسیتی واقعا گرون در میاد آره؟" و من میگم گه،" در حقیقت نه، شما باید اول حساب کنید که نابرابری جنسیتی چه مقدار برای شما هزینه داشته است. اون واقعا گرون در میاد."
بنابراین برای کسب وکارها مفیده. و یه مورد دیگه، این واقعا برای مردا خوب هستش این برای زندگی ما خوب هستش، چون مردان جوان به طور محسوسی تغییر کرده اند و اما میخوان به صورت شاداب تری زندگی کنند همراه روابط بسیار خوب با فرزندانشون. آنها از والدینشون، همسران‌شان ، زن هاشون میخواهند که خارج از خونه کار کنند و به صورت مساوی با اونها متعهد به انجام کاری باشند. من با شما صحبت میکنم تا نشانه هایی از این تغییرات رو نشون بدهم--- که بعضی از شما ممکنه یادتون بیاد. زمانی که من خیلی جوانتر بودم، یک معمایی بود که ما گفته شده بود،
بعضی از شما ممکنه با به یاد آوردن این معما به لرزه بیافتید آن معما چیزی شبیه این بود. یک مرد با پسرش در بزرگراه در حال رانندگی هستند، و یک اونها در یک تصادف وحشتناک هستند، و پدر فوت میکند، و پسر به اورژانس بیمارستان برده میشود، و همانطور که آنها پسر رو به اورژانس میبرند، اورژانس پسر را مورد معاینه چشمی قرار میدهد و اعلام میکند "وای من نمیتونم اون رو معالجه کنم اون پسر منه" چطور این امکان پذیره؟ ما با اون گیج میشدیم. ما نمیتونستیم اون رو متصور بشویم. خنده
خب من خواستم که یک آزمایش کوچیک رو با پسر ۱۶ ساله خودم انجام بدم. اون و یه تعدادی از دوستاش در خانه بودند و اخیرا یک مسابقه رو از تلوزیون تماشا میکردند. و من خواستم این رو با اونا مطرح کنم تا میزان تغییر رو متوجه بشم خب یک پسر ۱۶ ساله و اونا به سرعت جواب دادند "اون مادرش بوده" درسته؟ بدون هیچ مشکلی. فقط همین. به جز پسر من که گفت، خب میتونه دو تا بابا داشته باشه" خنده-تشویق این نشانه و یک شاخص از اینه که چه مقدار اوضاع تغییر کرده جوانتر ها امروزه خواهان اونند که بتونند خانواده و کار رو با هم در تعادل قرار دهند اونها میخواهند که همسرانشون هم کار کنند.
اونا میخواهند که بتونند، کار و فامیل رو با والدینشون در تعادل قرار بدهند اونا میخوان پدرانشون رو هم سهیم کنند و حال به نتیجه مطلوب رسیدیم که هر چه تساوی بیشتری در روابطمون برسیم هر دو شریک شادتر خواهند بود. داده های روانشناسان و جامعه شناسان حقیقتا متقاعد کننده هست. من فکر فکر به مقدار متقاعد کننده ای اطلاعات برای مردان داریم که برابری جنسیتی یک شکست نیست بلکه یک معادله برد-برد است. اینجا اطلاعات نشان میدهد. و حالا زمانی که مردان شروع کردند به مشارکت در این فرایند با متعادل سازی کار و خانواده، معمولا دو عبارت داریم که برای کاری که انجام میدهیم استفاده میکنیم.
ما شروع به کمک کردن و حفظ میکنیم. خنده و من میخوام که مورد شدیدتری رو ارائه کنم، یک واژه: "اشتراک." خنده چون چیزی که داده ها نشان میدهند: زمانی که مردان در کارهای خانه و مراقبت از کودکان سهیم میشوند، کودکانشون عملکرد بهتری در مدرسه پیدا میکنند کودکانشون نرخ کمتری از غیبت غیر موجه رو پیدا میکنند، نرخ بیشتری از توفیقات. آنها به احتمال کمتری دچار اختلال کم توجهی (ADHD) میشوند به احتمال کمتری روان پزشک کودکان رو خواهند دید. آنها به احتمال کمتری به مراقبت پزشکی احتیاج پیدا میکنند.
پس زمانی که مردها در کار خانه و مراقبت از کوکان شرکت میکنند، فرزندان آنها سالمتر و شادتر خواهند بود، و مردها این رو میخواهند. زمانی که مردها کار خانه و مراقبت از کوکان رو تقسیم میکنند، همسرانشون هم شادترند. نه تنها همسرانشون شادتر هستند، اونها دیگر به کمتر به کارهای درمانی احتیاج پیدا میکنند، کمتر با افسردگی مواجه میشوند، به احتمال کمتری به دارو نیاز دارند، و به احتمال بیشتری به باشگاه میروند گزارش ها حاکی از رضایت بیشتر از ازدواجشون داره. پس زمانی که مردها در کار خانه و فرزندداری شرکت میکنند همسرانشون شادتر و سالمترند،
ومصلما مردان هم همین رو میخواهند. زمانی که مردها در کارِ خانه و فرزندداری شرکت میکنند، مردها هم سالمترند. کمتر به سراغ دود میروند، کمتر عرق میخورند، داروهای آرامبخش کمتری مصرف میکنند. احتمال مراجعه انها به اورژانس کمتر است ولی احتمال بیشتر برای مراجعه به پزشک جهت چکاپ های متداول. به احتمال کمتری به درمانگرها مراجعه میکنند به احتمال کمتری افسرده میشوند، به احتمال کمتری تجویز به دارو میشوند. پس زمانی که مردها در کار خانه و فرزندداری مشارکت میکنند، مردها شادتر و سالمترند. و خب چه کسی این رو نمیخواهد؟ و نهایتا،
زمانی که مردها در خانه داری و فرزندداری مشارکت میکنند، روابط جنسی بیشتری خواهند داشت. خنده و حالا به خاطر این چهار یافته بسیار جالب، به نظرتون کدوم یکی از این ها رو باید بر روی جلد مجله سلامت مردان چاپ کرد؟ خنده کارهای خانه او رو دوست داشتنی‌تر میکنه. (البته نه زمانی که در حال انجام کاره) خنده و حالا من میگم، فقط برای یادآوری به حضار مرد، این داده ها در طول دوره زمانی بسیار طولانی گردآوری شده است، پس من نمیخوام که شنوندگانش فقط بگن که، "عجب، باشه، فکر میکنم بخوام که امشب ظرفهای کثیف رو بشورم"
این داده ها در طول دوره زمانی بسیار طولانی گردآوری شده است، ولی من فکر میکنم مطلب بسیار مهمی رو نشون میدهند، زمانی که مجله سلامت مردان اون رو بر روی جلد خودش چاپش کرد، اونا میگن شما کارهای خونه رو دوست داشته باشین پس ما مطلب بسیار مهمی رو متوجه شدیم که تساوی جنسیتی در واقع به نفع کشورها، شرکت ها، و مردها، و همچنین کودکان و شرکای اونهاست، که تساوی جنسیتی یک بازی جمع صفر نیست. یک معادله برد-باخت نیست. اون حقیقتا برد-برد هستش. و چیز دیگه ای میدونیم
ما نمیتونیم زن ها و دخترها رو دارای قدرت بدونیم تا زمانی که مردها نخواهند مشارکت کنند. ما اینو میدونیم. و نظر من اینه که مردها به چیزای زیادی احتیاج دارند که زنها به اون شناخته شده اند این که اونا احتیاج به زندگی کردند دارند اونا میگن که میخوان زندگی کنند برای این که زندگی کنیم است که ما میگیم ما میخواهیم زندگی کنیم در سال ۱۹۱۵ در شب یکی از بزرگترین مهمانی های انتخاباتی در پایین خیابان پنجم نیویورک یک نویسنده در نیویورک مطلبی در مجله ای نوشت و عنوان اون مقاله این بود، "فمینیسم (برابری زنان) برای مردان" و این اولین خط اون مقاله است:
"فمینیسم برای اولین بار این موقعیت را برای مردان فراهم میکند تا بتوانند آزاد باشند" تشکر از شما تشویق
I'm here to recruit men to support gender equality. (Cheers) Wait, wait. What? What do men have to do with gender equality? Gender equality is about women, right? I mean, the word gender is about women. Actually, I'm even here speaking as a middle class white man. Now, I wasn't always a middle class white man. It all happened for me about 30 years ago when I was in graduate school, and a bunch of us graduate students got together one day, and we said, you know, there's an explosion of writing and thinking in feminist theory, but there's no courses yet.
So we did what graduate students typically do in a situation like that. We said, OK, let's have a study group. We'll read a text, we'll talk about it, we'll have a potluck dinner. (Laughter) So every week, 11 women and me got together. (Laughter) We would read some text in feminist theory and have a conversation about it. And during one of our conversations, I witnessed an interaction that changed my life forever. It was a conversation between two women. One of the women was white, and one was black. And the white woman said --
this is going to sound very anachronistic now -- the white woman said, "All women face the same oppression as women. All women are similarly situated in patriarchy, and therefore all women have a kind of intuitive solidarity or sisterhood." And the black woman said, "I'm not so sure. Let me ask you a question." So the black woman says to the white woman, "When you wake up in the morning and you look in the mirror, what do you see?" And the white woman said, "I see a woman." And the black woman said, "You see, that's the problem for me. Because when I wake up in the morning and I look in the mirror," she said,
"I see a black woman. To me, race is visible. But to you, race is invisible. You don't see it." And then she said something really startling. She said, "That's how privilege works. Privilege is invisible to those who have it." It is a luxury, I will say to the white people sitting in this room, not to have to think about race every split second of our lives. Privilege is invisible to those who have it. Now remember, I was the only man in this group, so when I witnessed this, I went, "Oh no." (Laughter) And somebody said, "Well what was that reaction?"
And I said, "Well, when I wake up in the morning and I look in the mirror, I see a human being. I'm kind of the generic person. You know, I'm a middle class white man. I have no race, no class, no gender. I'm universally generalizable." (Laughter) So I like to think that was the moment I became a middle class white man, that class and race and gender were not about other people, they were about me. I had to start thinking about them, and it had been privilege that had kept it invisible to me for so long. Now, I wish I could tell you this story ends 30 years ago
in that little discussion group, but I was reminded of it quite recently at my university where I teach. I have a colleague, and she and I both teach the sociology of gender course on alternate semesters. So she gives a guest lecture for me when I teach. I give a guest lecture for her when she teaches. So I walk into her class to give a guest lecture, about 300 students in the room, and as I walk in, one of the students looks up and says, "Oh, finally, an objective opinion." All that semester, whenever my colleague opened her mouth, what my students saw was a woman.
I mean, if you were to say to my students, "There is structural inequality based on gender in the United States," they'd say, "Well of course you'd say that. You're a woman. You're biased." When I say it, they go, "Wow, is that interesting. Is that going to be on the test? How do you spell 'structural'?" (Laughter) So I hope you all can see, this is what objectivity looks like. (Laughter) (Applause) Disembodied Western rationality. (Laughter) And that, by the way, is why I think men so often wear ties.
(Laughter) Because if you are going to embody disembodied Western rationality, you need a signifier, and what could be a better signifier of disembodied Western rationality than a garment that at one end is a noose and the other end points to the genitals? (Laughter) (Applause) That is mind-body dualism right there. So making gender visible to men is the first step to engaging men to support gender equality. Now, when men first hear about gender equality, when they first start thinking about it, they often think, many men think,
well, that's right, that's fair, that's just, that's the ethical imperative. But not all men. Some men think -- the lightning bolt goes off, and they go, "Oh my God, yes, gender equality," and they will immediately begin to mansplain to you your oppression. They see supporting gender equality something akin to the cavalry, like, "Thanks very much for bringing this to our attention, ladies, we'll take it from here." This results in a syndrome that I like to call 'premature self-congratulation.' (Laughter) (Applause) There's another group, though, that actively resists gender equality,
that sees gender equality as something that is detrimental to men. I was on a TV talk show opposite four white men. This is the beginning of the book I wrote, 'Angry White Men.' These were four angry white men who believed that they, white men in America, were the victims of reverse discrimination in the workplace. And they all told stories about how they were qualified for jobs, qualified for promotions, they didn't get them, they were really angry. And the reason I'm telling you this is I want you to hear the title of this particular show. It was a quote from one of the men,
and the quote was, "A Black Woman Stole My Job." And they all told their stories, qualified for jobs, qualified for promotions, didn't get it, really angry. And then it was my turn to speak, and I said, "I have just one question for you guys, and it's about the title of the show, 'A Black Woman Stole My Job.' Actually, it's about one word in the title. I want to know about the word 'my.' Where did you get the idea it was your job? Why isn't the title of the show, 'A Black Woman Got the Job?'
or 'A Black Woman Got A Job?'" Because without confronting men's sense of entitlement, I don't think we'll ever understand why so many men resist gender equality. (Applause) Look, we think this is a level playing field, so any policy that tilts it even a little bit, we think, "Oh my God, water's rushing uphill. It's reverse discrimination against us." (Laughter) So let me be very clear: white men in Europe and the United States are the beneficiaries of the single greatest affirmative action program in the history of the world.
It is called "the history of the world." (Laughter) (Applause) So, now I've established some of the obstacles to engaging men, but why should we support gender equality? Of course, it's fair, it's right and it's just. But more than that, gender equality is also in our interest as men. If you listen to what men say about what they want in their lives, gender equality is actually a way for us to get the lives we want to live. Gender equality is good for countries. It turns out, according to most studies, that those countries that are the most gender equal
are also the countries that score highest on the happiness scale. And that's not just because they're all in Europe. (Laughter) Even within Europe, those countries that are more gender equal also have the highest levels of happiness. It is also good for companies. Research by Catalyst and others has shown conclusively that the more gender-equal companies are, the better it is for workers, the happier their labor force is. They have lower job turnover. They have lower levels of attrition. They have an easier time recruiting.
They have higher rates of retention, higher job satisfaction, higher rates of productivity. So the question I'm often asked in companies is, "Boy, this gender equality thing, that's really going to be expensive, huh?" And I say, "Oh no, in fact, what you have to start calculating is how much gender inequality is already costing you. It is extremely expensive." So it is good for business. And the other thing is, it's good for men. It is good for the kind of lives we want to live, because young men especially have changed enormously, and they want to have lives that are animated
by terrific relationships with their children. They expect their partners, their spouses, their wives, to work outside the home and be just as committed to their careers as they are. I was talking, to give you an illustration of this change -- Some of you may remember this. When I was a lot younger, there was a riddle that was posed to us. Some of you may wince to remember this riddle. This riddle went something like this. A man and his son are driving on the freeway, and they're in a terrible accident, and the father is killed,
and the son is brought to the hospital emergency room, and as they're bringing the son into the hospital emergency room, the emergency room attending physician sees the boy and says, "Oh, I can't treat him, that's my son." How is this possible? We were flummoxed by this. We could not figure this out. (Laughter) Well, I decided to do a little experiment with my 16-year old son. He had a bunch of his friends hanging out at the house watching a game on TV recently. So I decided I would pose this riddle to them, just to see, to gauge the level of change.
Well, 16-year-old boys, they immediately turned to me and said, "It's his mom." Right? No problem. Just like that. Except for my son, who said, "Well, he could have two dads." (Laughter) (Applause) That's an index, an indicator of how things have changed. Younger men today expect to be able to balance work and family. They want to be dual-career, dual-carer couples. They want to be able to balance work and family with their partners. They want to be involved fathers. Now, it turns out that the more egalitarian our relationships,
the happier both partners are. Data from psychologists and sociologists are quite persuasive here. I think we have the persuasive numbers, the data, to prove to men that gender equality is not a zero-sum game, but a win-win. Here's what the data show. Now, when men begin the process of engaging with balancing work and family, we often have two phrases that we use to describe what we do. We pitch in and we help out. (Laughter) And I'm going to propose something a little bit more radical, one word: "share." (Laughter)
Because here's what the data show: when men share housework and childcare, their children do better in school. Their children have lower rates of absenteeism, higher rates of achievement. They are less likely to be diagnosed with ADHD. They are less likely to see a child psychiatrist. They are less likely to be put on medication. So when men share housework and childcare, their children are happier and healthier, and men want this. When men share housework and childcare, their wives are happier. Duh.
Not only that, their wives are healthier. Their wives are less likely to see a therapist, less likely to be diagnosed with depression, less likely to be put on medication, more likely to go to the gym, report higher levels of marital satisfaction. So when men share housework and childcare, their wives are happier and healthier, and men certainly want this as well. When men share housework and childcare, the men are healthier. They smoke less, drink less, take recreational drugs less often. They are less likely to go to the ER
but more like to go to a doctor for routine screenings. They are less likely to see a therapist, less likely to be diagnosed with depression, less likely to be taking prescription medication. So when men share housework and childcare, the men are happier and healthier. And who wouldn't want that? And finally, when men share housework and childcare, they have more sex. (Laughter) Now, of these four fascinating findings, which one do you think Men's Health magazine put on its cover?
(Laughter) "Housework Makes Her Horny. (Not When She Does It.)" (Laughter) Now, I will say, just to remind the men in the audience, these data were collected over a really long period of time, so I don't want listeners to say, "Hmm, OK, I think I'll do the dishes tonight." These data were collected over a really long period of time. But I think it shows something important, that when Men's Health magazine put it on their cover, they also called, you'll love this, "Choreplay."
So, what we found is something really important, that gender equality is in the interest of countries, of companies, and of men, and their children and their partners, that gender equality is not a zero-sum game. It's not a win-lose. It is a win-win for everyone. And what we also know is we cannot fully empower women and girls unless we engage boys and men. We know this. And my position is that men need the very things that women have identified
that they need to live the lives they say they want to live in order to live the lives that we say we want to live. In 1915, on the eve of one of the great suffrage demonstrations down Fifth Avenue in New York City, a writer in New York wrote an article in a magazine, and the title of the article was, "Feminism for Men." And this was the first line of that article: "Feminism will make it possible for the first time for men to be free." Thank you. (Applause)